صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۳:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۹۹۵

محمدصادق فقفوری

ذیل یک تحلیل خوشبینانه، احتمالا بتوان تمام فواید مذاکره مستقیم جمهوری اسلامی ایران با آمریکا را در موارد زیر خلاصه کرد:

1- به لحاظ منطقه‌ای، پس از مذاکره مستقیم آمریکا با ایران، با احتمال قریب به یقین، آمریکا و متحدانش از حمله مستقیم نظامی (چرا که اینان به صورت غیرمستقیم و با اعطای نمایندگی به کشورهایی چون عربستان، قطر و ترکیه، در حال جنگ با سوریه بوده و هستند) به سوریه منصرف شده و با یک بازی سیاسی، به گزینه دیگری مانند ایجاد آشوب مستدام روی خواهند آورد. در چنین حالتی، بشار اسد تا تابستان 2014 رئیس‌جمهور سوریه باقی خواهد ماند و ارتش سوریه در نبردی خیابانی و فرسایشی، مشغول سرکوب تروریست‌های وارداتی به سوریه می‌گردد که نتیجه این وضعیت چیزی جز تحلیل قوای نظامی، کسل شدن روحیه ملی، هدر رفت سرمایه‌های انسانی، مالی و فرهنگی سوریه نخواهد بود.

2- پیامد دیگر منطقه‌ای که از مذاکره مستقیم ایران و آمریکا احیانا حاصل شود این است که سردمداران رژیم صهیونیستی - دشمن شماره یک جمهوری اسلامی - در پیگیری گزینه نظامی علیه ایران، یکه و بی‌پشتوانه باقی بمانند و نتوانند مانند گذشته و با سوءاستفاده از لابی‌های صهیونی کنگره آمریکا و وراجی علیه جمهوری اسلامی ایران بپردازند و همین امر سبب ناخرسندی سران صهیونیستی خواهد بود؛ و احتمالا دو کشور عربستان و ترکیه درمنطقه نیز، همانند سردمداران رژیم صهیونیستی از مذاکره مستقیم ایران با آمریکا، ناخشنود خواهند گردید.

3- از منظر داخلی، برخی از تحلیل‌گران اقتصادی نیز بر این عقیده‌اند که مذاکره مستقیم ایران با آمریکا موجب خواهد شد که تحریم‌های ناعادلانه آمریکا و کشورهای اروپایی علیه کشورمان برداشته شده و در پی آن قیمت ارز در داخل کاهش یافته و قیمت اقلامی از قبیل خودرو گرفته تا حبوبات نیز پایین می‌آید.

در نتیجه مذاکره مستقیم سبب خواهد شد که آشفتگی اقتصادی داخلی مرتفع شده و ثبات اقتصادی ومالی شروع شود. با برداشته شدن تحریم‌های ظالمانه همچنین، فروش نفت ایران به حالت پیش از تحریم‌ها برگشته و بدون واسطه انجام خواهد شد و نهایتا درآمد بیشتری از فروش نفت، عاید جمهوری اسلامی می‌گردد. در همین راستا، دارایی‌های به ناحق بلوک شده جمهوری اسلامی در غرب هم آزاد خواهد گردید که این امر نیز سبب رونق اقتصادی داخلی می‌شود.

مواردی چون تسهیل واردات پزشکی و دارویی، گسترش ارتباطات فنی و تخصصی، استرداد مجرمین پناه داده شده توسط آمریکا، سهولت رفت و آمد شهروندان دو کشور به یکدیگر و مواردی از این دست، از جمله دیگر فواید احتمالی مذاکره مستقیم آمریکا با ایران است که ذکر با تفصیل همه آن‌ها از حوصله این یادداشت خارج است؛ اما کلیت این‌ها همان سه بندی است که در بالا از آن‌ها ذکر شد. اکنون، کژتابی گفتمانی و اشتباه‌پنداری ماهیتی مشهود در چنین تحلیل‌هایی را بخوانید.

1- سوریه، محور و یکی از سه ضلع مقاومت در منطقه غرب آسیا است. در شرایط کنونی، علاوه بر این نقش‌ها، سوریه خط مقدم جمهوری اسلامی ایران هم به شمار می‌آید؛ لذا حتی در عمل اگر مذاکره مستقیمی بین ایران و آمریکا صورت نگرفته و نهایتا آمریکا بخواهد علیه سوریه دست به حمله نظامی بزند (که نمی‌تواند بزند)، پرپیداست که ایران بیکار ننشسته و همان‌طور که سران نظامی جمهوری اسلامی ایران بارها تاکید داشته‌اند، در صورت حمله نظامی علیه سوریه، منابع آمریکا و متحدانش در منطقه با خطرات جدی و برگشت‌ناپذیری مواجه خواهد شد.

2- امام‌خمینی(ره) بیانی کلیدی راجع به رژیم صهیونیستی دارند که به خوبی نشان‌گر موضع اصولی جمهوری اسلامی درباره این رژیم جعلی است؛‌ ایشان فرموده‌اند: «رژیم صهیونیستی باید از صحنه روزگار محو شود». در تبیین این گفتمان، رهبر فرزانه انقلاب نیز بیان نموده‌اند که: «اگر غلطی از سردمداران اسرائیل سر بزند، جمهوری اسلامی تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد». نیازی به نوشتن نیست که جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه در پی جنگ‌افروزی نبوده و نیست، بلکه خود زخم‌خورده جنگی تحمیلی است، اما از طرف دیگر در پی تحقق آرزوی سی‌وپنج ساله خود مبنی بر محو رژیم صهیونیستی نیز است و جامه عمل پوشاندن به این آرزو نیز به تعبیر رهبر انقلاب، تنها نیازمند سر زدن یک «غلط» از سوی سردمداران رژیم اسرائیل است.

3- یکی از محورهای پربحث و دامنه‌دار در مناظرات انتخاباتی ریاست‌جمهوری، موضوع مدیریت اقتصادی دولت دهم بود. در آن مباحثات، به نحوی وانمود می‌شد که گویی تمام مشکلات و آشفتگی‌های اقتصادی موجود ناشی از سوء مدیریت مدیران اجرایی وقت است. آن اغراق‌گویی‌ها به حدی بود که رهبر معظم انقلاب در همان برهه، موضع‌گیری صریحی در این راستا داشته و نامزدهای انتخاباتی را از سیاه‌نمایی علیه دولت وقت برحذر داشتند. جالب آن که آن دسته از تحلیل‌گران اقتصادی که مذاکره مستقیم با آمریکا را حلال تمام مشکلات اقتصادی قلمداد می‌کنند، اکنون هیچ صحبتی از سوءمدیریت داخلی در این زمینه نمی‌کنند! نتیجه خوشبینانه چنین تحلیلی این می‌شود که گویی تنها سوءمدیریت دولت قبلی در زمینه اقتصاد، عدم مذاکره مستقیم با آمریکا بوده است(!) و نتیجه بدبینانه آن خواهد بود که دولت منتخب، با فریب تبلیغاتی و طرح سوءمدیریت اقتصادی خواسته است که رای مردم را به سمت خود جلب نماید.

گذشته از تمام این موارد، آن چه که اشتباه ماهیتی سه بند تحلیل ارائه شده در صدر این مطلب را مشخص‌تر می‌کند، آن است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، اگر در شرایط ناشی از فشار و تحریم، جمهوری اسلامی امتیازی را به دشمن خود بدهد، دشمن این امتیازدهی را ثمره فشار و تحریم پنداشته و به کارا بودن آن اعتقاد راسخ پیدا می‌کند، اعتقادی که در واقع خالی از ارزش است. جالب آن که جمهوری اسلامی تجربه این تحلیل را هم از سر گذرانده است: ایران زمانی «محور شرارت» نامیده شد که قرارداد سخیف سعدآباد را با طرف غربی بسته بود و دائما هم دم از گفت‌وگوی تمدن‌ها می‌زد.

اکنون اگر محمدجواد ظریف، در مقام وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در حساب توئیتر خود و در پاسخ به دختر نانسی پلوسی می‌نویسد: «ایران هیچ‌‌گاه هلوکاست را انکار نکرده است و مردی که تصور می‌شد این کار را کرده است، دیگر رفته است» و اگر خانم سخنگوی وزیر نیز بنا بر توصیه وزیر اقدام به ایجاد صفحه فیسبوک نموده و وقت خود را مصروف آن می‌دارد و نیز اگر رئیس محترم ‌جمهوری اسلامی ایران پیش از خروج از نیویورک پذیرای تماس تلفنی با رئیس‌جمهور آمریکا می‌شود و نام این قبیل کارها را هم به طور پیشینی «دیپلماسی عمومی» و یا «نرمش قهرمانانه» می‌گذارند، نمی‌توان هیچ کدام از این اقدامات را در واقع دیپلماسی عمومی و یا از نتایج نرمش قهرمانانه دانست، چرا که همان‌طور که رهبر انقلاب در تبیین عبارت نرمش قهرمانانه بیان داشتند، نباید از خاطر برد که چنین نرمشی، اولا، یک اقدام فنی و نه تغییری ماهیتی است، ثانیا، با در نظر داشتن شناخت کامل و نه صوری از طرف صورت می‌پذیرد و ثالثا، اشتغالات طرف و نه امور رد گم کنی او را هم در نظر می‌گیرد. بهتر آن است به جای نامیدن این موارد نازل و کم‌اثر به «دیپلماسی عمومی»، «دیپلماسی نیویورکی» را در توصیف آن‌ها به کار برد و به جای انتساب ناروای این اقدامات به کلید واژه «نرمش قهرمانانه»، آن‌ها را از سر «وادادگی سیاسی» دانست. چه بسا که مجموعه این اعمال همان فشردن دست چدنی آمریکا زیر دستکش مخملینش است، موضوعی که رهبر انقلاب انذار آن را پیش‌تر اعلام نموده بودند.

پر واضح است که بخش قابل توجهی از پرستیژ برساخته شده جمهوری اسلامی ایران ناشی از مخالفت با سیاست‌ورزی‌های استعماری و استکباری آمریکا است که ایران را قبله آمال تمام ملت‌های آزاده و آزادی‌خواه نموده است و استمرار چنین «دیپلماسی نیویورکی»‌ای بر هم زننده دستاوردهای کسب شده سه دهه‌ای جمهوری اسلامی خواهد بود.

در انتها و صرفا برای توجه بیشتر پیش‌برندگان امور اجرائی - سیاسی کشور، چنین باید گفت: نباید از خاطر برد که رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی امسال خود در حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا(ع) صراحتا فرمودند: «من به مذاکره دو جانبه با آمریکا خوش‌بین نیستم» و هم ایشان نیز باز هم با تاکید و صراحت این‌چنین گفته‌اند: «نبود رابطه با آمریکا برای ما مفید است. آن روزی که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسی که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»

نام:
ایمیل:
نظر: