فرنگیس بیات: رسانههای غربی از شب شروع مذاکرات ژنو، با انتشار گزارشهای مختلفی به بررسی امکانهای جدید مذاکره میان غرب و ایران پرداختند. رویدادهای اجلاس سازمانملل در نیویورک و ذوبشدن یخ روابط تهران و واشنگتن، ازجمله فاکتورهای مهم در تیتر روزنامههای آمریکایی با هدف گمانهزنی درمورد پیشرفتن مذاکرات و نحوه توافقات بود. بعد از اظهارات «مایکل مان» و توصیف او از «بسیار مفید»بودن پیشنهادهای ایران، تیترها نیز با همان گام، مثبت و پرامید درج شدند. صدور بیانیه مشترک بعد از سالها مذاکره، نتیجه این جو مثبتی بود که رسانهها پیش از این به استقبالش رفته بودند.
WALL STREET JOURNAL
4 قرارداد محتمل با ایران
امیدها تقریبا همهجا بر سر حل پرونده هستهای ایران جاری است. این تاکید معاون وزیرخارجه ایران، عباس عراقچی نیز هست؛ حرکت بهسمت یک نقشه راه اعتمادساز با غربیها. اما باید دانست که چنین تعارفهایی ممکن است به امضای قرارداد خطرناکی ختم شود، آنهم بدون هیچگونه تضمینی برای پایاندادن به نگرانیهای مرتبط یا برنامه هستهای. البته این به این معنا نیست که هرگونه توافقی بهمنزله قرارداد بدی برای غرب خواهد بود. زمانی راهحل دیپلماتیک باید مورداستقبال واقع شود که ما گزینهای بهتر از دو انتخاب زیر داشته باشیم: حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران یا پذیرش ایران مجهز به بمب اتم.
اما ما در اینجا چهارگزینه محتمل را بررسی میکنیم؛ توافقنامهای ایدهآل، توافقنامهای عقلایی، توافقنامهای بد و توافقنامهای مرحلهبندیشده. توافقنامه ایدهآل عبارت است از اینکه ایران برنامه هستهایاش را کنار بگذارد. تهران غنیسازی را در هر سطح کنار بگذارد حتی برای اهداف غیرنظامی. توافقنامه عقلایی عبارت است از سازش که با دقت به عناصر حساس برنامه هستهای ایران میپردازد. در این چارچوب ایران حق خود را برای غنیسازی حفظ خواهد کرد؛ اما غنیسازی در حدود 3/5 تا 5درصد را که اهداف غیرنظامی را پوشش میدهد. این توافقنامه تعداد معینی از سانتریفیوژها را به رسمیت میشناسد. ایران تعداد معین را بهشکل نمادین و برای حفظ مساله حق غنیسازی حفظ میکند. البته طبق این توافق مقدار اورانیوم غنیشده نیز حفظ میشود و آژانس بینالمللی بر آن نظارت میکند.
در این مرحله ایران پروتکل الحاقی را میپذیرد و از این طریق بازرسیهای بیشتر را میپذیرد. توافق بد این است که غرب تحریمهای مصوب علیه تهران را درمقابل حذف بخشی از برنامه هستهای تهران بردارد. چنین توافقی، غنیسازی ایران را تا سطح اهداف غیرنظامی محدود میکند اما تهران را مجبور به تعطیلکردن رآکتور اراک نمیکند. این برای منافع غرب وحشتناک است. مدل چهارم توافقنامه میتواند فرآیندی شامل گامهای تدریجی و دوجانبه و برای اعتمادسازی باشد. بررسی این توافقنامهها از این جهت اهمیت دارد که اوباما در مصاحبه اخیر گفته بود که او توافقنامه بدی را امضا نخواهد کرد.
CNN
غرب، ایران را چگونه میبیند
به موازات اینکه قدرتهای بزرگ و ایران بر سر کنارگذاشتن نگرانیهای مربوط به برنامه هستهای و تحریمها علیه ایران با هم چانهزنی میکنند، به ایران پیام روشنی میدهند؛ اینکه آنها مخالف برنامه هستهای نظامی ایران هستند. همه آنها به استثنا چین و روسیه حتی با توسلبهزور هم موافق هستند. با وجودی که در دو سر آتلانتیک، شکافها بر سر نحوه برخورد با جنگ داخلی سوریه موضع میگرفتند، درمورد پرونده هستهای ایران بههم نزدیک شدهاند. نشانههایی وجود دارد که میگوید این همبستگی احتمالا تقویت هم میشود. بااینحال هیات ایرانی در مورد افکارعمومی اروپا و آمریکا تفاوت فاحش قابلتوجهی پیدا نمیکند.
میان دیدگاههای فراآتلانتیکی و دیدگاههای چینیها و روسها. ششدرصد از آمریکاییها و پنجدرصد از اروپاییها میپذیرند که تهران به بمباتم دسترسی داشته باشد. این گرایش در میان کشورهایی که امروز در ژنو مشغول مذاکره هستند، از سال گذشته تا به امروز تغییر محدودی داشته است. تنها استثنا در این میان کشور چین است که یکی از شرکای تجاری اصلی ایران است اینکه مردم چین امروز بیش از سال گذشته مخالف اتمیشدن ایران هستند. در خاورمیانه جای تعجب ندارد که مخالفترین کشور در مقابل ایران است با 96درصد. اکثریتهای قوی در اردن، مصر، ترکیه و لبنان مخالف توسعه زرادخانه هستهای ایران هستند.
در تونس افکارعمومی 40درصد با اتمیشدن ایران موافق هستند و 47درصد مخالفند. اروپاییها و آمریکاییها همچنان موافق استفاده از تحریمها علیه ایران هستند. اما این کشورهای مخالف چگونه میتوانند مانع دستیابی ایران به بمب اتم شوند؟ بنیاد مارشال در آلمان در تحقیقی به این پرداخته است که چگونه میتوان با نزدیکترکردن دیدگاههای دوسر آتلانتیک به بهترین وجه مانع ایران شد. در این میان افکارعمومی آمریکا 29درصد و اروپاییها 32درصد معتقدند بهترین راه مانعشدن ایران همان تحریمهای اقتصادی است. در این میان معدود درصدی از افکارعمومی از گزینه نظامی پشتیبانی میکنند.
اما زمانی که همین مصاحبهشوندهها روبهروی این سوال قرار میگیرند که اگر گزینه تحریم جواب نداد چه باید کرد، به گزینه نظامی تمایل پیدا میکنند. در آمریکا 64درصد، فرانسه 58، آلمان 50 و بریتانیا 48درصد میان پذیرش ایران بهعنوان قدرتی اتمی و توسلبهزور، دومی را انتخاب کردهاند. اما این آمار در روسیه کمی بیش از 25درصد و در همین حدود در چین موافق گزینه نظامی هستند. بنابراین قدرتهای غربی با پشتوانه قوی از افکارعمومی خود در مذاکرات ژنو حاضر شدهاند. تفاوتهای دوسر آتلانتیک در بین افکارعمومی چندان قابلتوجه نیست و در یام میان تفاوت معنادار با افکارعمومی روسیه و چین دیده میشود؛ چینی که ظاهرا بهنسبت قبل نگرانتر نیز شده است.
FP
صلح از طریق اقتدار
صلح از طریق قدرت، فلسفهای آمریکایی است برای پیروزشدن در جنگ سرد و سیاستی است که توانست ما را از فاجعه جنگ اتمی نجات دهد. در جریان جنگ سوریه تاحدودی موضع ما نسبت به این فلسفه تضعیف شد و امروز وقتش است تا مجددا بر اهمیت آن تاکید کنیم. بعضی معتقدند اعتبار آمریکا زمانی که اوباما خطقرمز کاربرد تسلیحات هستهای را میکشید و بعد بدون مداخله در سوریه آن را رها کرد، اساسا زیرسوال رفته است. دیگر بیشتر از این نمیتوانیم مخالف این تصمیمگیری باشیم. اصول ملت همان مرجحدانستن آزادیهای فردی است. ما از این اصول با همه بایدهایمان دفاع میکنیم. اما سیاست خارجی میتواند دعوا بر سر آن را تشدید کند. دوست و دشمن همیشگی نداریم.
ما باید هر موقعیت سیاست خارجی را بر اساس منافع و ایدههای جدید رویکردهای جدید برای حل مناقشات مورد ارزیابی قرار دهیم. دنیا در حال چرخشهای سریع است. آمریکاییها این روزها در کنیا موردحمله واقع میشوند و تمدنهای هزارههای قبل در حال افول هستند و چهبسا که در آشوب فرومیروند. مسیحیان در سوریه و پاکستان موردحمله قرار میگیرند و اسراییلیها بهدنبال خرید ماسکهای ضدگاز در مقابل یک حمله احتمالی شیمیایی هستند. در عینحال شاهد پیشرفتهای دیپلماتیک در مورد بحران سوریه هستیم که نشان میدهد چگونه میتوان ضرورتهای نظامی را با دیپلماسی تهاجمی ترکیب کرد و باید این مسیر را در جاهای دیگر جستوجو کنیم و باید آن را با ایران شروع کنیم.
ما باید از تلاشهای دیپلماتیک ژنو برای جلوگیری از اتمیشدن ایران در سطح نظامیاش جلوگیری کنیم و نگذاریم که احتمالا این فناوری را با دیگر ملل مشترک شود. باید تحریمها را حفظ کرد تا ایران را سر میز مذاکره برگرداند. بله باید همه گزینهها را حفظ کرد تا ایران شفافیت لازم در مورد فناوری هستهای و نیاتش را ارایه دهد. دنیا باید هوشیار باشد. بعد از سوریه، سیاست خارجی آمریکا مورد آزمون جدی قرار گرفته است. دولت اوباما باید مجددا سیاست خارجیاش را آرایش دهد. همان چماق و هویج را دوباره مدنظر قرار دهیم شاید تحریمهای جدیتر و گشایشهای جدید برای گفتوگو. بازرسیهای شفاف از تجهیزات هستهای که نشان دهد و ضمانت دهد که ایران درصدد وقتخریدن نیست. ما باید پیامهای روشنی به دولت ایران بدهیم که خصومتی را نباید با آمریکا و متحدان منطقهای پیگیری کند. صلح ازطریق اقتدار تقریبا چنین موضعگیری است.
صداهای مختلفی در آمریکا و اسراییل برای فشارهای دیپلماتیک و برقراری رابطه وجود دارد. عدهای دیگر بر سیاستی تمرکز دارند که بیشتر به سیاست پیشگیرانه تمایل دارد. سیاستمداران آمریکایی نباید این صداها را نادیده بگیرند. درعینحال ما نیاز داریم که به لحاظ سیاسی و دیپلماتیکی برای منافع بیشتر در کنار منافع متحدانمان کار کنیم. در گذشته استراتژی برنده آمریکا جستوجو برای صلح بود از طریق اقتدار. فلسفهای که به کارمان آمد و در آینده نیز میتواند به ما کمک کند.
bloomberg
امکان دسترسی ایران به اموال بلوکهشده خود
آمریکا در بازی شطرنج خود با ایران با انتخابهای دشواری مواجه است. اگر ایران از خودش انعطاف جدی نشان دهد آیا آمریکا نیز واکنشی مشابه نشان خواهد داد و از تحریمها خواهد کاست؟ مشکل این است که بسیاری از مقامات آمریکایی که در مذاکرات هستهای حضور داشتند، بر این باورند که هرگونه کاهش فشار تحریمها منجر به فروپاشی سریع کل برنامههای تحریم ایران خواهد شد. بسیاری از کشورها و شرکتها مایل به رفع تحریمها هستند و هر اقدام آمریکاییها حتی در کوچکترین نوع خود را نشانهای برای پایانیافتن بحران تلقی خواهند کرد. درصورتی هم که آمریکا از خودش هیچ انعطافی نشان ندهد، رسیدن به راهحل با مشکل جدی روبهرو خواهد شد و ایران وقتی احساس کند که آمریکاییها چنین موضعی دارند، برنامه هستهای خود را دنبال خواهند کرد.
چنین دوراهیای باعث شده که مقامات دولت آمریکا درصدد یافتن راه سومی باشند. بیش از ۵۰میلیارددلار از پول ایرانیها در بانکهای خارجی با تلاشهای دولت اوباما بهطورکامل یا نصفهونیمه مسدود شده است و ایران بهطور جدی به این پول نقد نیاز دارد. برخی مقامهای دولت آمریکا به او گفتهاند که مذاکرهکنندگان هستهای آمریکا در ژنو آماده هستند تا به ایران پیشنهاد دسترسی به قسمتی از این پول را در قبال امتیازاتی عینی بدهند.
la Croix
مردان کلیدی مذاکرات ژنو
جذبه دیپلماسی ایران این روزها در حاشیه دریاچه «لمان» ژنو توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. در این میان، وزیر امورخارجه ایران، خود تحصیلکرده غرب است و دایم با مخاطبانش از طریق شبکههای اجتماعی در تماس است، چندین دانشنامه از دانشگاههای آمریکایی دارد و شناخت خوبی از غرب دارد. فرزند تاجر پارچهای است که برای ادامه تحصیلات به آمریکا میرود و فرزندانش نیز در نیویورک بهدنیا آمدهاند. او هرگز از موضعگیری علیه تندروهای مخالف روابط ایران و آمریکا دریغ نکرده است. دیگر همراه ظریف، عباس عراقچی انگلیسیزبان است و دکترای علومسیاسی خود را از دانشگاه کنت انگلستان گرفته است و پیش از این در فنلاند، ژاپن و استونی خدمت کرده است.
دیگر دیپلمات هیات ایرانی مجید تختروانچی تحصیلکرده مهندسی عمران از دانشگاه کانزاس و سفیر سابق ایران در سوییس است. از دیگر همراهان میتوان به حمید بعیدینژاد رییس اداره روابط اقتصادی وزارتخارجه و داوود محمدنیا اشاره کرد. این هیات همانطور که گری سیک هم پیشتر به آن اشاره کرده بود، «منظومهای از افراد آمادهای هستند که حاضرند در مورد تنشزدایی خطرپذیری داشته باشند.»