صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۹۲ - ۰۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۲۱۶۹
پایگاه اطلاع‌رسانی رفسنجانی منتشر کرد

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در گزارشی از چگونگی حضور رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در یازدهمین میدان انتخابات ریاست‌جمهوری و برخی حواشی و ناگفته‌های مربوط به ردصلاحیت هاشمی خبر داده است. در این گزارش با اشاره به اینکه هنوز ناگفته‌های فراوانی هست که اقتضای مصلحت نظام ایجاب نمی‌کند باز گفته شود، و مردم مطمئن باشند تاریخ نمی‌گذارد گروهی با قلم و زبان بر واقعیت‌های امروز غبار بنشانند، آمده است: «خوب است که برای ماندگاری در تاریخ بنویسیم که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی چرا آمد و چگونه مانعش شدند و مهم‌تر از همه اینکه به‌رغم بی‌اعتنایی به پیغام‌ها، بر عهد خود با مردم ایستادند و دوباره به‌سان انتخابات 84 که گفتند: «وقت آبرو دادن برای مردم است»، زیر بار تحمیلی انصراف نرفتند و تحمل تلخی‌ها را در کنار مردم ترجیح دادند؟»

در گزارش منتشرشده از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی هاشمی‌رفسنجانی می‌خوانیم: «مردم سراسر کشور که باور نمی‌کردند، مرد بحران‌ها به میدان بیاید، از سر شادمانی به هم تبریک می‌گفتند و به‌گونه‌ای شده بود که انگار باد، خبر آمدنش را به سراسر کشور برد. موج امید، دریای خیال مردم را فراگرفت و اقتصاد، نفسی تازه کشید.» 

ناصحانی که تا قبل از آن کلاه پدرانه بر سر خویش می‌گذاشتند و آیت‌الله را از آمدن «نهی از معروف!» می‌کردند، تا یکی دو روز در بهت شادی مردم منجمد بودند و کم‌کم که یخ قلم‌هایشان آب شد و ناگهان مهر پدری را واگذاشتند و دشمنانه تهدید کردند و به مصداق مثلی که می‌گوید «الغریق یتشبّث بکلّ حشیش، آدمی که دارد غرق می‌شود، به هر علف و خس و خاشاکی چنگ می‌اندازد» حتی دست نیاز به دشمنان شناسنامه‌دار انقلاب در خارج از کشور نیز دراز کردند تا مطاعی به دست آورند و شناسنامه انقلاب را مخدوش کنند.  انتقاد رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از شیوه مدیریت اجرایی کشور بر کسی پوشیده نبود و نیست.                        

 ایشان با علم به خصوصیات مدیریتی آقای احمدی‌نژاد از همان سال 1384 نسبت به مشکلات آینده کشور هشدارهای مکرر می‌دادند و در سال 1388 هم رویکرد انتخاباتی ایشان تغییر شرایط موجود بود که طی خبرهای متعدد در همان ایام منتشر شد. پس از انتخابات سال 1388 و اتفاقات تلخ، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی زمانی با سکوتی که فریاد معرفت بود و زمانی با هشدارهای دلسوزانه، تصویری از شرایط امروز جامعه را پیش‌بینی می‌کرد که بایگانی رسانه‌ها، مملو از ابراز نگرانی‌های فراوان است.

از یک‌سال پیش که زمزمه‌های زودهنگام انتخابات ریاست‌جمهوری در کشور پیچید، هربار که گروه‌های مختلف به مناسبت‌های گوناگون به دیدار ایشان می‌آمدند، ترجیع‌بند سخنان آنان، گلایه از اوضاع موجود و دعوت از ایشان برای اصلاح امور بود و ایشان نیز با دعوت همگان به صبر و تحمل، اظهار امیدواری می‌کرد که تدبیر، محور کارها شود و مردم، نخبگان و حاکمیت با انتخاب خط اعتدال، جامعه را از عوارض افراط و تفریط که طی سال‌های اخیر، دامن آن را گرفته، نجات دهند.

با آغاز سال 1392 تقاضا حتی در دیدارهای نوروزی، آنقدر صریح بود که دیدارکنندگان، دیگر تقاضای راهنمایی نداشتند، بلکه فقط بر این نکته تکیه می‌کردند که شرایط فقط با آمدن آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی عوض می‌شود. حجم این تقاضاها به‌گونه‌ای بود که در دیدار ایثارگران استان خوزستان یکی از حاضران با صراحت اعلام کرد که «آقای هاشمی اگر ثبت‌نام نکنید، روز قیامت جلوی امام و شهدا یقه شما را می‌گیریم.» اما رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که می‌دانست موانع و مشکلات چه و چگونه‌اند، به این جمله بسنده می‌کرد که «من چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید.»

در ایام ثبت‌نام نامزدها، دیدارکنندگان، التماس و خواهش می‌کردند و آیت‌الله همچنان سعی می‌کرد آنان را قانع کند. در همین ایام، پیام‌های جداگانه‌ای از علما و مراجع قم و نجف به ایشان رسید که حضورشان را ضروری می‌دانستند. در یک سوی دیگر این دعوت‌ها، روزنامه‌ها و شخصیت‌های فراوان حقیقی و حقوقی بودند که در قالب مصاحبه، مقاله، سخنرانی و یادداشت، اینگونه به جامعه القا می‌کردند که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اینکه می‌تواند منجی کشور باشد، چون نسبت به مشکلات اداره کشور آگاهی دارد، راحت‌طلبی را برگزیدند. همه این فشارهای پیدا، در کنار وعده‌های فراوانی که از ناگفته‌های انتخابات اخیر است، باعث شد که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در عصر جمعه 29 اردیبهشت، از عزم جدی برای نیامدن، به تردید برسند.

آنگونه که خود می‌گوید: «عصر آن روز احساس کردم دارم به استبداد رای نزدیک می‌شوم که در مقابل این همه خواهش، بر حرف خود پافشاری می‌نمایم. به قرآن پناه بردم و استخاره نمودم که خوب آمد. اگرچه تاکید می‌کرد که کاری بسیار خوب است، اما به نتیجه نخواهی رسید. این راهنمایی، مرا به تقاضای مردم نزدیک کرد تا اینکه صبح روز شنبه، از لحظه ورود به دفترم، افراد فراوانی می‌آمدند که همچنان بر نام‌نویسی‌ام تاکید می‌کردند.»

آنگونه که در خبرهای آن روز بود، پاسخ آیت‌الله هاشمی، لزوم هماهنگی با مقام‌معظم‌رهبری بود و بعدها اعلام شد که در آخرین ساعت مهلت قانونی و پس از یک تماس تلفنی با بیت رهبری، ایشان در وزارت کشور حاضر شدند و ثبت‌نام کردند. ثبت‌نام ایشان موجی از امید را در جامعه ایجاد کرد و همزمان، بعضی از جریان‌ها به چنان شوکی دچار شدند که تا دو روز بیشترین حرف آنها، سکوت بود و کم‌کم قلم‌ها، نوشتن آغاز کردند و زبان‌ها باز شدند که خوب است برای داوری درباره اخلاق‌مداری بعضی از مدعیان اصولگرایی و پایبندی آنان به اخلاق اسلامی، بعضی از روزنامه‌ها را در آن ایام ببینید.

کم‌کم که شایعه ردصلاحیت بعضی از نامزدها در جامعه پخش شد، مردم به همدیگر دلداری می‌دادند که این تیغ نه می‌خواهد و نه می‌تواند صلاحیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را ببرد. اما خبرسازی‌ها در مورد تصمیم شورای‌نگهبان، بر دل‌نگرانی‌های مردم می‌افزود. یکی می‌گفت: «ردصلاحیت بعضی‌ها از عبادات ماه رجب بالاتر است» و یکی در خطبه‌های نمازجمعه می‌گفت: «صلاحیت کسی که بنز سوار می‌شود، تایید نمی‌شود.»

پنج‌روز اول مهلت قانونی برای تایید صلاحیت‌ها تمام شد و چون نتوانسته بودند جامعه تشنه به حضور هاشمی‌رفسنجانی را با وعده‌های خویش سیراب کنند و موج برخاسته از حضور ایشان را فروکش دهند، پنج‌ روز دیگر مهلت گرفتند و در آخرین روز مهلت قانونی، رفت‌وآمدهایی از شورای‌نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام اتفاق افتاد که برگ‌های پنهان تاریخ معاصر ایران است. اول یکی از آقایان به دیدار آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی آمد و پیغام آورد که صلاح شما و انقلاب است که انصراف دهید.

اما پاسخ آیت‌الله هاشمی چنان محکم بود که بنده خدا خیلی سریع رفت و برای بار دوم یکی از روسای قوا آمد و پیام را تکرار کرد و آیت‌الله گفت: «مردم با آمدن من امیدوار شدند و نمی‌خواهم به مردم خیانت کنم» او نیز با این نگرانی که «ردصلاحیت شما هزینه سنگینی برای نظام دارد» پاسخ شنید که «چرا اصرار بر تحمیل این هزینه بر نظام دارند؟!» که در نهایت قانع شد و دفتر ایشان را ترک کرد. سوالی که شاید آورنده پیام، دلیلش را نمی‌دانست.

او رفت و همه نگاه‌ها به شورای‌نگهبان بود که سرانجام شبانه اعلام کردند که صلاحیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی احراز نشد. خبر آنقدر برای جامعه غیرمترقبه بود که به‌‌رغم اعلام رسمی از صداوسیما، خیلی‌ها باور نمی‌کردند. در دیدارهایی که جمعی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم با حضرات آیات و مراجع عظام داشتند، همگی آن حضرات از عدم احراز صلاحیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی ابراز تاسف و تاثر و اظهار امیدواری کردند که زمینه حضور ایشان در انتخابات فراهم شود و برخی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم، تاسف و عدم رضایت خود را از عدم احراز صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابراز داشتند.

سرکار خانم زهرا مصطفوی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن خمینی، جمعی از طلاب، فضلا و علمای حوزه‌های علمیه، استادان دانشگاه‌ها، دانشجویان، معلمان، دانش‌آموزان، کارگران، کشاورزان، زنان، صنعتگران و همه اقشار و اصناف نیز از هر راه قانونی تلاش ‌کردند تا با حضور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در عرصه انتخابات، زمینه خلق حماسه سیاسی هموار شود. شخص آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، با انتشار پیامی از مردم عذرخواهی کرد که نتوانست از موانع عبور کند و به امیدهای آنها، جامه عمل بپوشاند. 

نام:
ایمیل:
نظر: