صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۶۲۲۶۵

احمد سالار

انتخابات مجلس نهم نزدیک بود و اصولگرایان با محوریت آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی به دنبال تشکیل جبهه‌ای متحد برای پیروزی حداکثری در انتخابات بودند اما گویا قرار نبود اتحاد اصولگرایان بی‌حرف و حدیث باشد، چه آنکه عده‌ای از حامیان دو آتشه دولت با تابلوی «جبهه پایداری» و با تاکید بر مرزبندی با «ساکتین فتنه» سهم‌خواهی می‌کردند و سنگ‌اندازی‌ها در این اتحاد آغاز می‌شود. چهره‌های سابقا دولتی و برخی از نزدیک‌ترین یاران احمدی‌نژاد در جبهه تازه ‌تاسیس دیده می‌شد. آیا پایداری‌ها برای انتخابات مجلس نهم آمده بودند؟ دلیل حضور چهره‌های دولتی در این جبهه چه بود؟ جبهه پایداری چه سودی از عدم اتحاد حداکثری می‌برد؟ در اینها سوالاتی است که درباره این جبهه و عملکردش مطرح است.

تشکیل جبهه پایداری با چه هدف؟

سوم تیر 1384 را می‌توان روزی فراموش‌نشدنی برای بسیاری از اصولگرایان دانست؛ روزی که گفتمان عدالت‌طلبی و اصولگرایانه توانست رای آری مردم را کسب کند و پاستور فتح شود. طی سال‌ها اما دولت برآمده از این شعارها، چندان به شعارها و اهداف اولیه‌اش «مومن» باقی نماند. «انحراف» آغاز شد و سخنانی مطرح شد که موجب حیرت بسیاری از هواداران دولت شد، ریزش‌ها آغاز شد و در این میان البته دولت، معدود هواداران جدیدی نیز پیدا کرد.

از سال دوم ریاست جمهوری دوره دوم احمدی‌نژاد، ریزش‌ها شدت گرفت، انتخابات مجلس نهم نزدیک بود و باید فکری می‌شد. عده‌ای از نمایندگان سینه‌چاک دولت در مجلس هشتم که به «وکیل‌الدوله» شهره بودند و عده‌ای دیگر از وزرای سابق دولت معروف به اخراجی‌های دولت و برخی از یاران احمدی‌نژاد تلاش کردند بار دیگر «علم گفتمان سوم تیر» را بلند کنند و نیروهای ناامیدشده از دولت را گرد خود آورند. آنها این گفتمان را برگ برنده خود می‌دانستند و قصدشان فتح مجلس بود.

در این سو اما از ماه‌ها قبل، جامعتین به دنبال طراحی سازوکاری برای جذب حداکثری اصولگرایان بود و تشکیل این جبهه در تابستان 1390 مانعی شد بر سر وحدت حداکثری اصولگرایان؛ آنها سهم خواستند، سنگ انداختند، مصاحبه و سخنرانی کردند و برخی اعضای جبهه متحد اصولگرایان را جزو ساکتین فتنه دانستند و خود را پرچمدار بصیرت خواندند.

نگاهشان تنگ بود، حلقه‌ای تنگ برای خود تعریف کرده بودند و نظرات سیاسی و مذهبی‌شان نیز تنگ‌نظرانه بود، لیدر کم‌حرف اما پولدارشان «صادق محصولی» بود، پدران معنوی خود را آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله خوشوقت می‌دانستند و به ریش‌سفیدی آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی اهمیتی نمی‌دادند که هیچ، جزوه تخریبی بی‌سابقه‌ای علیه جبهه متحد و ریش‌سفیدان منتشر کردند! عنوان «جبهه» را برای خود برگزیدند تا گسترده باشند و به «حزب» بودن متهم نشوند. جالب آنکه تلاش کردند جبهه متحد را به حزب‌گرایی متهم کنند و خود را مردمی و مخلص نشان دهند.

پایداری‌ها اهداف خود از تشکیل این جبهه را این گونه اعلام کردند: «این جبهه در اصل به منظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمان‌های امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(مدظلّه) دارند، تشکیل شده است. شکل‌گیری این جبهه مبتنی بر نگاه غیر حزبی است و اعضای آن تمامی کسانی هستند که پایبندی کامل خود را به شاخص‌های مکتب امام(ره) نشان داده و ضمن عدم همراهی یاسکوت در قبال فتنه 88، با اتخاذ مواضع شفاف در مقابل فتنه‌گران ایستاده و نیز با جریان انحرافی کوچک‌ترین همراهی و موافقت نداشته و همچنین تابع احزاب باطلی چون جریان کارگزاران غرب‌زده و اصلاح‌طلبان دین‌ستیز نیستند.»

تناقض‌های گفتاری و عملی

همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری در روز ششم مردادماه 1390، یک هفته بعد از همایش بزرگ جامعه روحانیت، حاوی نکات فراوانی از اهداف و تناقض‌های گفتاری و عملی این جبهه است. آیت‌الله مصابح یزدی به عنوان سخنران ویژه این همایش به حمایت از جبهه پایداری پرداخت و اظهار داشت: «حضور ما در جبهه پایداری انقلاب به معنای انشقاق، تضاد و اختلاف نیست، بلکه تشخص دادیم تعلقات این گروه به ارزش‌های اسلام و پایبندی آنها به ارزش‌های انقلاب بیش از دیگران است و این نباید جای هیچ توهم و انحرافی باشد. این اعلام موجودیت، بیان کردن یک واقعیت است که در عمل وجود داشته است. این به معنی نفی و تضاد با دیگران نیست و حتی به معنای دکان دیگری نیست، چرا که در طول همه این سال‌ها جز افترا و فحش از به وجود آمدن این دکان‌ها چیزی نصیب کسی نشده است. لذا برخی گفتند اعلام موجودیت جبهه پایداری به معنای انشقاق و اختلاف است که این درست نیست و خداوند به عمق دل‌ها آگاه است و از نیات باخبر است و خداوند بر اخلاق ما می‌افزاید.» روح‌الله حسینیان، عضو شاخص این جبهه در ابتدا این گونه به بیان دلایل تشکیل پایداری پرداخت: «در جریان انتصاب معاون اول و عزل وزیر اطلاعات، مردم ولایتمدار با اموری غیر منتظره روبه‌رو شدند. شوک آن روزها آنان را به بهت فرود برده بود.

زنان و مردانی که برای پیروزی احمدی‌نژاد از حیثیت خود مایه گذاشته بودند، اینک خود را خلع سلاح شده و در مقابل طمع دشمنان و رزنش دوچهرگان می‌یافتند. بنابراین تحیر و سرگردانی، یأس و ناامیدی، دلهره و دلمردگی جامعه را فراگرفت. آنان که همه آرمان‌های خود را در احمدی‌نژاد ولایی می‌دیدند، اکنون تاب تاخیر در اجرای فرمان را نداشتند. یک خلاء عظیم در بین نیروها کاملا مشهود بود. عده‌ای از همان همراهان که بار عظیم رسالت برآمده از حماسه سوم تیر را بر دوش داشتند، با این سوال مواجه شدند که چیست یاران طریقت، بعد از این تدبیر ما؟ در اولین گردهمایی به این نتیجه رسیدند که حرکت خالص برآمده از گفتمان امام، نه افرادند و نه متکی به اشخاص‌اند. این حرکت به پیش خواهد رفت و این اشخاص هستند که خود را با این حرکت باید هماهنگ کنند و این حرکت تنها محتاج یک تعامل، هماهنگی و تشکر است. از همین رو با برخی از علمای ربانی به رایزنی نشستند و همگی بر ضرورت پر کردن این خلأ و ایجاد تشکلی غیر حزبی که به ساماندهی نیروها بپردازد، شهادت دادند. در نتیجه، این تشکل با مشورت علما جبهه پایداری انقلاب اسلامی نامگذاری شد.»

او در تشریح دلیل نامگذاری این تشکل به نام جبهه پایداری انقلاب اسلامی یادآور شد: «جبهه علامت پذیرش همه نیروهای ولایی و پایداری، مظهر ماندگاری در خط رهبری و انقلاب اسلامی و اعتقاد به گفتمان امام و انقلاب است.» حسینیان همچنین با بیان اینکه ما برای رقابت با اصولگرایی نیامده‌ایم، وحدت با اصولگرایان را هدفی استراتژیک برای این جبهه خواند و تاکید کرد: «ما از فتنه‌گران؛ چه آنهایی که فتنه را رهبری و مدیریت کردند، چه آنهایی که همراهی و میدان‌داری و حمایت کردند و در دفتر یا خانه خود با سران فتنه نشستند و آنها را تحریک کردند و چه کسانی که سکوت کردند و در واقع حق و ولی‌شان را یاری نکردند و فتنه را خوار نکردند و چه آنهایی که روزی بر میخ می‌کوبیدند و روزی بر نعل، متنفریم و اعلام برائت می‌کنیم. بین ما و آنها خط سرخی به رنگ خون تا قیامت کشیده شده است. ما همچنین از منحرفین اعلام برائت می‌کنیم؛ کسانی که با شعار ولایت به جنگ ولایت آمده‌اند.»

مرتضی آقاتهرانی، دیگر عضو شاخص این جبهه نیز در حاشیه این همایش در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه می‌گویند این جبهه قصد تقابل و تعارض با دیگر گروه‌های اصولگرا را دارد، گفت: «کسانی که این موضوع را می‌گویند باید آن را اثبات کنند و ما بنای همکاری با جریان اصولگرا را داریم.»

صادق محصولی هم در میزگردی در این همایش به بیان برخی مسائل در خصوص این جبهه پرداخت و اظهار داشت: «مکانیسمی که برای انتخابات مجلس هشتم در آن جلسه 15 نفره مطرح شد و در واقع منجر به مکانیسم جبهه متحد اصولگرایان شد، به پیشنهاد بنده و آقای مصلحی مطرح شد و ما شاهد موفقیت نسبی آن نیز بودیم. در مورد انتخابات مجلس نهم نیز از رمضان سال گذشته اقداماتی توسط 5 نفر از اصولگرایان انجام شد که سه نفر از این برادران عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی هستند و این اقدامات منجر به برگزاری جلسه 30 نفره اصولگرایان در دفتر آقای رئیس‌جمهور شد و به دنبال آن کمیته سه نفره تشکیل شد و این نشان‌دهنده این است که دوستان در جبهه پایداری، در شعار و عمل در راستای وحدت در این دوره و آن دوره پیشقدم هستند.»

محمدباقر لنکرانی نیز سخنان قابل تاملی در مورد جبهه پایداری و اهداف آن ذکر کرد: «ما بعضا می‌بینیم که برخی از افراد برای ماندن در قدرت از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند و این موضوع گریبانگیر برخی از فعالان سیاسی ما شده است و در واقع اینکه هدف وسیله را توجیه می‌کند را استراتژی قرار داده‌اند و ما آثار این نوع استراتژی‌ها را نیز بعضا می‌بینیم... متاسفانه بعضا برخی از کسانی که زمانی مسئولیت داشته‌اند یک نگاه انحصاری به قدرت و ثروت در بین خودشان یا اطراف آنها شکل گرفته است.» بعد از گذشت مدتی از تشکیل جبهه پایداری اما تناقض‌های گفتاری و عملی اعضای این جبهه طبق مواضع اعلامی در همایش اعلام موجودیت روشن شد. اولا از همان ابتدای کار مذاکره با جبهه متحد اصولگرایان، بنای ناسازگاری گذاشتناد، در جلسات غیبت کردند و خیلی زود راه خود را از جبهه متحد جدا کردند و حملات خود علیه جبهه متحد را علنی کردند تا مهر تاییدی بر این تحلیل بزنند که جبهه پایداری با هدف سهم‌خواهی از اصولگرایان در راستای حمایت از دولت تشکیل شده و چون به نتایج مورد نظر نرسیدند، تلاش کردند با تخریب جبهه متحد اهداف خود را به نحو دیگری دنبال کنند. دوما علی‌رغم آنکه اعضای این جبهه، وجه تمایز خود را در مرزبندی با انحراف تعریف کرده بودند، کمتر موضعی علیه جریان انحرافی و روشنگری درباره این جریان اتخاذ کردند و تقریبا درباره اسفندیار رحیم‌مشایی سکوت اختیار کردند تا شائبه نزدیکی اعضای این جریان در خفا به مشایی را تقویت کنند. ضمن اینکه آنها در این مدت نتوانستند پاسخ قانع‌کننده‌ای به این سوال که «وجه تمایز احمدی‌نژاد دو، سه سال اخیر با مشایی چیست و چرا در ابتدا اصرار به جدا دانستن راه این دو داشتند، در حالی که امروز ثابت شده مشایی و احمدی‌نژاد تفاوت عقیدتی و عملی با هم ندارند و مشایی مراد احمدی‌نژاد است» بدهند!

سوما اگر آنها معتقد هستند که ما بعضا می‌بینیم برخی از افراد برای ماندن در قدرت از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند و برخی از کسانی که زمانی مسئولیت داشته‌اند نگاه انحصاری به قدرت و  ثروت در بین خودشان دارند، پس چگونه است که از یک سو بیشتر اعضای جبهه پایداری را مسئولان فعلی و سابق دولتی یا کشور تشکیل می‌دهند و برای پیروزی در انتخابات مجلس حتی به تخریب علنی همفکران اصولگرای خود پرداختند و از سوی دیگر اصرار بر معرفی نامزد اختصاصی برای انتخابات ریاست جمهوری دارند؟ آیا این رفتارها جز تلاش برای ماندن در قدرت و استفاده از هر روش برای رسیدن به قدرت است؟

اختلاف در پایداری

اعضای جبهه پایداری همواره دیگران را به قدرت‌طلبی محکوم می‌کردند و خود را مدافع وحدت می‌دانستند، اما گذشت زمان کوتاهی نشان داد که اعضای این جبهه نیز متهم به همین اتهامات هستند، چه آنکه سهم‌خواهی‌های درون‌گروهی موجب بروز اختلافات عمیق بین برخی از اعضای آن و جدایی برخی از موسسان از این جبهه تازه‌تاسیس شد. اولین جرقه اختلاف بین اعضای پایداری هنگامی زده شد که این جبهه به فکر تهیه یک فهرست انتخاباتی برای مجلس نهم افتاد، این جبهه سه‌ضلعی شامل سه تفکر مختلف بود که هر کدام از آنها در استان‌های مختلف نمایندگان مستقلی داشتند. بحث بر سر آنکه کدام فرد از کدام ضلع این جبهه نامزد حوزه‌های انتخابیه تک‌نفره شود، آغاز اختلاف میان اعضای پایداری بود. هرچند مصباح یزدی تلاش‌های فراوانی برای حفظ اتحاد بین اعضای این جبهه از خود نشان داد، اما در نهایت با عدم راهیابی بسیاری از نامزدهای جبهه پایداری به مجلس، این تلاش‌ها شکست خورد. اعضای جبهه پایداری که بعد از اعلام نتایج تلاش می‌کردند همچنان خود را پیروز این عرصه نشان دهند، در مجلس نهم نیز با مشکلاتی مواجه شدند، چه آنکه هیچ گاه موفق به تشکیل فراکسیون پایداری علی‌رغم برنامه‌ریزی‌های قبلی نشدند. دلیل این عدم موفقیت هم تعداد کم و عدم تمایل سایر نمایندگان اصولگرا با همکاری با آنها در قالب یک فراکسیون بود.

تغییرات در پایداری

تشنه خدمت بودند، نه قدرت و به دنبال حزب شدن نبودند. این سخنان بارها و بارها از سوی اعضای اصلی جبهه پایداری در سال 1390 و در آستانه انتخابات مجلس نهم بیان شد، اما بعد از شکست نسبی جبهه پایداری در انتخابات مجلس، دمل اختلافات سر باز کرد و همین اختلافات موجب تغییراتی در این جبهه شد.

براساس اساسنامه جبهه پایداری، 17 عضو شورای مرکزی جبهه پایداری به همراه پنج عضو علی‌البدل از سوی هیات موسس انتخاب می‌شوند و بعد از معرفی اعضای شورای مرکزی هیات موسس، عملا از تصمیم‌گیری‌های جبهه کنار می‌روند. با این حال بعد از بحث و گفت‌وگوهای فراوان، مهرماه سال 91، اعضای اصلی شورای مرکزی این گونه اعلام شد: «مرتضی آقاتهرانی، روح‌الله حسینیان، صادق محصولی، اصغر زارعی، کامران باقری لنکرانی، مجید متقی‌فر، سقای‌بی‌ریا، سیدمحمود نبویان، محمد سلیمانی، غلامحسین رضوانی، زهره طبیب‌زاده، فاطمه آلیا، قاسم روانبخش، سیدمحمدرضا حسینی، علی خطیبی شریفیه، میثم نیلی و هاشم موسوی». همچنین «حسن حمیدزاده، ستار هدایت‌خواه، حسین جلالی، علیرضا عسگریان، سیدامیرحسین قاضی‌زاده» به عنوان اعضای علی‌البدل پایداری اعلام شدند. در این بین به جز الهام، نام دو نفر دیگر از اعضای موسس و اصلی پایداری، یعنی حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده بین اعضای اصلی و علی‌البدل شورای مرکزی پایداری دیده نمی‌شد. همزمانی انتشار یک بیانیه از سوی برخی نمایندگان در حمایت از سعید مرتضوی بهانه‌ای برای اتخاذ این تصمیم شد. گفته می‌شد یکی از دلایل کنار گذاشتن رسایی و کوچک‌زاده از هیات موسسان پایداری، اختلاف بین اعضای موسس بر سر نحوه انتخاب اعضای شورای مرکزی بود.

زهره طبیب‌زاده، از اعضای شورای مرکزی پایداری همان زمان ضمن تاکید بر این موضوع که «امضای نامه حمایت از مرتضوی از سوی برخی اعضای پایداری در مجلس برخلاف رویکرد این جبهه بوده است». از حذف رسایی و کوچک‌زاده به عنوان «کناره‌گیری» یاد کرد و علت آن را «اتخاذ تصمیمات مستقل و خارج از تصمیمات پایداری» خواند.

تنگ‌نظری و تندروی‌های سیاسی

شاید یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های اکثر اعضای جبهه پایداری را بتوان در تنگ‌نظری سیاسی و مواضع سختگیرانه مذهبی عنوان کرد. حماسه نهم دی‌ماه را متعلق به خود دانستن، حمله به سایر اصولگرایان به بهانه تحزب‌گرایی‌ آنها و علاقه‌مندی آنها به قدرت، حمله به بسیاری از چهره‌های انقلاب و متهم کردن آنها به سکوت درباره فتنه و بی‌بصیرت دانستن آنها از جمله تنگ‌نظری‌های سیاسی جبهه پایداری محسوب می‌شود که به عقیده بسیاری، برخلاف سیاست رسمی اعلام شده از سوی رهبر معظم انقلاب، یعنی جذب حداکثری و دفع حداقلی است.

نگاهی به اعضای اصلی جبهه پایداری و مرور مواضع آنها در سال‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که آن زمان که سینه‌چاک دولت بودند، منتقدان را یکسره به مخالفت و تلاش برای براندازی دولت متهم می‌کردند و در حوادث بعد از انتخابات نیز در راستای حاکم شدن آرامش و عقلانیت بر کشور حرکت نمی‌کردند.

نزدیک شدن به دولت

اعضای جبهه پایداری که خاستگاه اصلی آنها را باید در دولت احمدی‌نژاد جست‌وجو کرد، در آستانه انتخابات مجلس نهم تلاش کردند تا بین خود و دولت مرزبندی کرده و خود را داعیه‌دار گفتمان سوم تیر معرفی کنند. با این حال بعد از عدم موفقیت لازم در انتخابات مجلس نهم، اعضای جبهه پایداری که از همان ابتدا برخی تحلیلگران می‌گفتند همچنان وفادار به دولت هستند و قصد آنها از این گونه وارد شدن به انتخابات جذب آرای حامیان ریزش کرده دولت و تلاش برای جذب دوباره آنها بعد از انتخاب شدن و کمک به دولت در مجلس است، تلاش قابل توجهی را برای نشان دادن نزدیکی خود به دولت این بار در ظاهر و نه در خفا نشان دادند.

غلامحسین الهام که از چهره‌های اصلی جبهه پایداری به شمار می‌رفت و همان زمان برخی او را به عنوان «نماینده رسمی دولت» در جبهه پایداری می‌دانستند، یک سال و سه ماه بعد از مشارکت در تاسیس جبهه پایداری و حتی بعد از تعیین اعضای شورای مرکزی این تشکیلات به عنوان معاون رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت منصوب شد.

دو ماه بعد از این انتصاب، بعد از بحث‌های فراوان و البته فشارهایی که روی این جبهه بود، غلامحسین الهام از جمع اعضای پایداری حذف شد. کامران باقری لنکرانی به عنوان سخنگوی پایداری بیستم دی‌ماه سال 91 گفت: «ما قبلا گفته‌ایم که جبهه پایداری تصمیم دارد کسانی که عضو شورای مرکزی هستند، در مناصب دولتی حضور نداشته باشند، بنابراین با توجه به سمت دولتی آقای الهام، عضویت ایشان در جبهه منتفی می‌شود.»

با این حال چهره‌هایی همچون زهره طبیب‌زاده از اعضای شورای مرکزی پایداری در حمایت از پیوستن الهام به دولت به خبرنگاران گفت: «دکتر الهام به لحاظ فکری و اعتقادی همراه جبهه پایداری است.»

جبهه یا باند؟

قاسم روانبخش از اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری یک ماه بعد از تشکیل رسمی این جبهه در یادداشتی نوشت: «جبهه پایداری یک جبهه بزرگ اصولگرایی است و دارای سازوکارهای حزبی نخواهد بود، چنان که اصل جریان اصولگرایی نیز حزب نیست. از این رو برای فعالیت سیاسی نیازی به مجوز از وزارت کشور و کمیسیون احزاب ندارد. بنابراین کسانی که می‌کوشند جبهه بزرگ پایداری را در حد یک حزب پایین آورند و در ردیف احزابی قرار دهند که در برخی شهرستان‌ها تعداد اعضایشان به انگشتان یک دست نمی‌رسند، سخت در اشتباه‌اند. کسانی که با مواضع آیت‌الله مصباح آشنا باشند، می‌دانند که هیچ‌گاه سازوکار حزبی مورد تایید ایشان نبوده است. بنابراین، جبهه پایداری در نقش یک تشکل بزرگ که اعضای آن بدون وابستگی‌های حزبی و جناحی با سه شاخصه اخلاص در کارها، ولایت‌پذیری و صداقت در عمل، فعالیت می‌کنند، کسانی را که در انتخابات پیش رو بیش از دیگران دارای این سه ویژگی باشند، اصلح شناخته، مورد حمایت قرار می‌دهند.»

علی‌رغم این سخنان، جبهه پایداری که در ظاهر می‌خواست یک جبهه گسترده باشد، با ترویج گفتمان سوم تیر بدون هدف به قدرت رسیدن، عملا راه یک حزب را در پیش گرفت. پایداری آمده بود که بماند، هدفش پیروزی در انتخابات‌ها بود، شورای مرکزی تعیین کرد، دفترهای استانی به راه انداخت، سخنگو تعیین کرد، مواضع سیاسی مختلف اتخاذ کرد و...، پایداری گرچه رسما به عنوان یک حزب در وزارت کشور ثبت نشد، اما در واقع حزبی کار کرده و می‌کند.

اما اگر بخواهیم دقیق‌تر به عملکردهای جبهه پایداری بنگریم درمی‌یابیم که این تشکیلات علی‌رغم حزبی کار کردن، بیشتر به مثابه یک «باند» می‌ماند. اختلافات و حذف‌های صورت گرفته در جبهه پایداری، محور قرار گرفتن محصولی در این جبهه، تلاش‌ها برای معرفی نامزدهای ضلع خاصی از این جبهه در انتخابات مجلس و حال ریاست جمهوری، قدرت داشتن تعداد محدودی در این جبهه و شواهد دیگر نشان می‌دهد که جبهه پایداری به عنوان باندی از زیرمجموعه حلقه ارومیه با محوریت محصولی در حال فعالیت است و اهداف خاصی را در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دنبال می‌کند و اساسا شکل‌گیری‌اش با هدف پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بوده است.

نام:
ایمیل:
نظر: