زهراسادات حسینی
پس از گذشت دو سال و نیم از شروع بحران سوریه و دخالت دولتهای منطقهای و فرا منطقهای در قالب جنگ نیابتی، آینده این نبرد همچنان نامشخص است. نبردی که به دلیل ناتوانی در چیره شدن بر نیروهای ارتش ملی سوریه شکل فرسایشی یافت و باعث شد کشورهای مخالف بشار اسد متحمل هزینههای سنگین مادی، نظامی و سیاسی شوند. بر همین اساس آنها تصمیم گرفتند برای فیصله دادن به این وضعیت بحث اقدام نظامی بینالمللی علیه این کشور را مطرح کنند. در این راستا هیچ دستاویزی جز عدول از حقوق جنگ نمیتوانست مشروعیتی هر چند ظاهری برای این اقدام به ارمغان بیاورد. در این شرایط بود که در رسانهها بحث استفاده دولت اسد از سلاح شیمیایی در مبارزه با شورشیان مطرح شد.
در این میان دولت ترکیه با وجود مخالفت برخی احزاب داخلی، اعلام کرد به هر ائتلافی که مبارزه با بشار اسد را آغاز کند، خواهد پیوست و در عمل نیز پایگاههای نظامی ازمیر و اینجرلیک را برای استفاده نیروهای امریکایی و ناتو در حالت آمادهباش قرار داد. همچنین چندی پیش رسانهها از ورود یک کشتی جنگی انگلیس به بدروم خبر دادند. اینگونه شد که ترکیه خود را جلودار مبارزه نظامی با دولت بشار اسد معرفی کرد. این در حالی است که پارلمان انگلستان به مداخله انگلیس در جنگ رأی منفی داد و مجلس فرانسه و امریکا در حالتی از تردید به سر میبرند.
چرا دولت ترکیه بیش از عربستان، قطر، امریکا و رژیم صهیونیستی بر مداخله نظامی در سوریه اصرار میورزد؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است نگاهی به استراتژی منطقهای و منافع امنیتی این کشور انداخت. ترکیه قرن جدید را با تلاش برای تبدیل شدن به قدرت اقتصادی و نظامی منطقه شروع کرد. سرمایهگذاری این کشور در صنایع تولیدی، ساخت و ساز و تجهیزات نظامی منجر به آن شد که تبدیل به یکی از صادر کنندههای اصلی بازارهای بینالمللی گردد.
به عنوان شاهد این ادعا میتوان اشاره کرد که در زمینه صادرات تسلیحات نظامی در سال 2012 با رشد 43 درصدی نسبت به سال قبل یک میلیارد و 300 میلیون فروش داشت. این درحالی است که وزارت دفاع این کشور برای سال جاری رقم یکمیلیارد و 500 میلیون را پیشبینی کرده است. بدین ترتیب ترکیه به جرگه صادرکنندگان تسلیحات نظامی پیوست. البته گفتنی است این کشور در سال 2013، 17 درصد خریدهای نظامی خاورمیانه را نیز از آن خود کرد و پس از امارات متحده عربی و عربستان در رده سوم واردکنندگان سلاح منطقه قرار گرفت.
بر این اساس، پیشرفت نظامی و اقتصادی روز افزون ترکیه باعث شد رهبران این کشور در اولین فرصت پیش آمده زمینه را برای عرضاندام در خاورمیانه مناسب ببینند. سیاست به صفر رساندن تنش با همسایگان که شعار بنیادی حزب عدالت و توسعه اردوغان در ابتدای قرن بود، تحتالشعاع قرار گرفت. با شروع درگیریها در سوریه در سال 2011، ترکیه با میزبانی مخالفان اسد تحت عنوان نشست دوستان سوریه جهتگیری خود را در قبال تحولات مذکور نشان داد.
حمایتهای سیاسی و بعضا مالی، نظامی ترکیه از گروههای معارض سوریه، این کشور را تبدیل به یکی از عناصر کلیدی دخیل در بحران کرد. امری که از نظر ترکها بیشک بر وزن سیاسی این کشور در معادلات خاورمیانه میافزود. رهبران ترکیه برآنند که نقش مؤثری در بازیهای منطقه بر عهده بگیرند تا به این ترتیب سوریه و در کل منطقه خاورمیانه تبدیل به دروازهای برای ورود آنها به بلوک قدرتمندان محیط بینالملل شود.
ترکیه درصدد است تا با دخالت در سوریه و نفوذ در ساختار سیاسی آتی این کشور پایگاهی جدید بیابد. این رخداد ضمن حذف مهرهای از محور مقاومت، بر نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه تأثیر خواهد گذاشت و مستمسکی خواهد شد تا دولت آنکارا خود را همسو با سیاستهای اسرائیل و امریکا در منطقه نشان دهد. در واقع آنکارا در پی آن است که با پذیرش برداشتی که خود از قواعد بازی ساختار جدید نظام بینالملل دارد، تبدیل به بازیگری قابل توجه شود. همراهی با نیات و اهداف امریکا و تلاش برای پیوستن به اتحادیه اروپا در این راستا قابل ارزیابی است.
از طرفی حضور در جنگ با دولت بشار اسد، زمینهای برای نشان دادن توان نظامی این کشور و معرفی تسلیحات ساخت داخل یا مونتاژ ترکیه خواهد شد. زیرا پس از فروپاشی شوروی و با وجود تغییر در ارکان هرم قدرت، توان نظامی کماکان در سنجش قدرت یک کشور حائز اهمیت است. بر این مبنا، قدرت نظامی ترکیه میتواند به عنوان متغیر مهمی در میزان تأثیرگذاری و ارتباطات این کشور با دولتهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز نقش بازی کند.
آنکارا در سالهای اخیر و با توجه به زمینههای موجود در کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی و قفقاز، تلاش کرده به انحای مختلف ارتباطات پایداری با آنها برقرار کند. در این رابطه میتوان به برنامه ترکیه و جمهوری آذربایجان برای تشکیل ارتشی مشترک اشاره کرد. طرحی که به زعم تحلیلگران نظامی به دلیل تفاوت در میزان قدرت دو کشور غیر عملی خواهد بود. همچنین، ترکیه تلاش کرده نفوذ اقتصادی خود را گسترش دهد. این اقدام از ابتدای فروپاشی شوروی با حمایت امریکا آغاز شد و با وجود فراز و فرودهای بسیار، امروز به شکل مستحکمتری در زمینههای هتلداری، حمل و نقل و ساختمانسازی ادامه دارد.
علاوه بر موارد فوق، به نظر میرسد رهبران ترکیه تلاش دارند با حضور نظامی در سوریه و بالطبع تأثیر در شکلیابی ساختار سیاسی این کشور، مسئله کردستان سوریه را در راستای منافع ملی ترکیه حل و فصل کنند. خودمختاری موقتی اعلان شده کردستان سوریه، باعث نگرانی مقامات ترک شد. آنها از ابتدای بحران سوریه، خودمختاری کردهای سوری را متضاد با منافع امنیتی خود اعلام کردند. بر این اساس ممکن است ترکیه در نظرداشته باشد که با ایجاد حکومت مرکزی قوی در سوریه مانع هرگونه قدرت طلبی کردهای این کشور گردد؛ حکومتی که حقوق شهروندی و ملی کردهای سوری را به آنها برگرداند و مانع بهانه جویی احزاب این اقلیم شود.