علي قاسمي
همزمان با نزديك شدن به ايام انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي جريان اصلاحات نيز به دنبال برطرف نمودن رسواييهاي خود و دست و پا زدن براي حضور در انتخابات است. چرا كه مشكل بزرگي كه در فراروي اين جريان وجود دارد عدم اعتماد ملت ايران و كارنامه سياه و پر از خطاي اين جريان است كه هنوز در ذهن بيدار ملت ايران وجود داشته و قلبهاي بسياري از رفتارهاي دشمن شادكن اين جريان آزرده خاطر است. از اين رو اين مسئله چالشي بزرگ فراروي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات آتي مجلس قرار داده است و آنها براي گذر از بيابان سوزان بدگماني و بياعتمادي مردم نسبت به خودشان در دست و پا زدن براي رسيدن به راهكار و راهحل هستند.
البته در بررسي علت اين بياعتمادي و بدگماني ملت ايران نسبت به جريان اصلاحات، به رد پاي بر جا مانده اين جريان در تحركات ضد ايراني و اسلامي سران اين جبهه ميتوان اشاره كرد كه شكلگيري و استمرار فتنه 88 در كشور نيز از نمونههاي مستند رسوايي اين جريان قابل ارزيابي بوده كه با حضور و خطدهي شاخصهاي اين جريان فتنهانگيزيهاي سال 88 صورت ميپذيرد.
چرا كه سران اين جريان از چند ماه مانده به ايام انتخابات نه تنها بحث سلامت و آرامش انتخابات را مورد هدف قرار ميدهند بلكه با عنوان بحث تقلب در انتخابات و تشكيل كميته كذايي صيانت از آرا، تشكيك در سلامت انتخابات را در دستور كار خود قرار داده و پس از برگزاري پرشكوه آن حماسه ملي در 22 خردادماه 1388 با كوبيدن بر طبل پاره سران فتنه و همنوايي با دشمنان و همپيمانان دولت ايالات متحده آمريكا آنچنان بر گرد مواضع فتنه جمع شدند كه تقريباً هيچ چهرهاي از اصلاحطلبان را نميتوان يافت كه مقابل اين دروغ بزرگ يعني تقلب در انتخابات واكنش جدي از خود نشان دهد، بلكه با مواضع فتنهانگيز خود هرم آتش فتنه و اغتشاشآفريني را دنبال مينمودند. از اين رو آنچه با بيداري و بصيرت ملت توطئه پيچيده دشمن را خنثي نمود، باعث شد تا رسوايي و شكست همه همراهان فتنهانگيزيهاي هشت ماه جريان فتنه رسوا شده و اين سابقه ننگين در كارنامه اصلاحات نيز ثبت شود.
بنابراين اكنون اين معضل بدگماني و بياعتمادي ملت ايران به اين جريان به عنوان شكستي قلمداد ميشود كه منتسبان به اين جريان به شدت به دنبال راهكار براي خروج از صحراي سوزان بدگماني مردم ايران هستند. از اين رو اين مسئله امروز به عنوان چالشي بزرگ فراروي جبهه اصلاحات و اصلاحطلبان قرار گرفته است. بنابراين اينكه چگونه از صحراي سوزان بدگماني مردم گذر كنند از جمله دغدغههاي اين جريان قلمداد ميگردد. چرا كه اين بدگماني تا آن اندازه جدي و سخت است كه حتي چهرههاي مبرز اصلاحات نيز تصريح دارند كه شايد تا دو يا سه انتخابات پيش رو اين رسوايي بر جا مانده، همچنان گريبان اصلاحات و وابستگان آن را بگيرد.
از جمله رفتارهاي نخنما شده اين جريان به رويكرد فرار رو به جلو ميتوان اشاره نمود كه اين جریان همزمان با آغاز گفتمانهاي انتخاباتي آغاز نموده و در همين قالب حضور خود و شكست پس از آن را از هم اكنون توجيه و تفسير مينمايند. چرا كه آنها ميدانند بازخورد تصميمات و مواضع آنها در افكار عمومي يك موضع منفي است و از مقبوليت مناسبي در متن جامعه برخوردار نيست، اعلام ميكنند كه براي حضور در انتخابات شرطهايي دارند. در واقع اين راهبرد جريان اصلاحات يادآور حكايت قديمي مردم ايران است كه در زبان مثل عنوان ميشود كه «گربه دستش به دمبه نميرسد ميگفت بو ميدهد». از اين رو آنچه قابل اشاره است اين واقعيت ميباشد كه جريان اصلاحات هيچ مقبوليت مردمي نداشته و بياعتمادي ملت ايران مشروعيت اين جريان را نيز از بين برده است ليكن با رويكرد فرار به جلو رسوايي بر جا مانده از رفتارهاي دشمن شادكن خود را با پيش شرط مطرح ميكنند. از اين رو سيدهادي خامنهاي دبير كل مجمع نيروهاي خط امام در همين زمينه در يكي از جلساتش در پاسخ به سؤالي در مورد حضور اصلاحطلبان و منتقدان در انتخابات پيش رو ميگويد: «اگر فرصت رقابت براي انتخابات مساوي باشد، ميتوان در اين مورد اظهار نظر كرد و در وضعيتي كه فرصتها براي گفتن، پاسخ دادن به اتهامات و بيان نظرات و انديشهها و انتقادات برابر و عادلانه نيست و بيان نظريات و انتقادات، مصون از عواقب امنيتي و قضائي و محدوديتهاي ديگر نيست، چگونه ميتوان شرايط مناسب براي برگزاري انتخابات را پيشبيني كرد» و همچنين منتجبنيا نيز در اين زمينه در يكي از مصاحبههايش ميگويد: «شركت تشكيلاتي و گسترده اصلاحطلبان در انتخابات، بدون محقق شدن شرايط مورد نظر به نوعي خودكشي سياسي محسوب ميشود.» در واقع اين قبيل مواضع را به صورت يكسان ميتوان ميان تمام اصلاحطلبان پيدا كرد و اين مسئله نيز اشاره به رويكرد تكراري اصلاحات در سرپوشگذاري به شكست سياسي و انزواي حزبي در ميان ملت ايران است. بنابراين آنچه به عنوان يادآوري قابل تأكيد است به هوشياري و بيداري ملت ايران ميتوان اشاره كرد كه اذهان جامعه اسلامي هنوز رفتار و گفتار و نوشتارهاي دوران اصلاحات را از ياد نبرده و همه خيانتهاي آشكار و نهان اين جريان در حافظه ملت ايران ثبت شده است. از اين رو همه راهكارها و راهحلهاي نخنما شده اين جريان به عنوان بازي سياسي و كش و قوسهاي حزبي قلمداد ميشود كه با نشستهاي خبري و مصاحبههاي سياسي دنبال ميشود. بر همين اساس آنچه رسوايي و شكست اين جريان را هم اكنون براي آحاد جامعه دوچندان كرده است؛ بصيرت و هوشياري ملت ايران در شناخت عرصهها و درك لحظهها قابل ارزيابي است كه در اين مقطع زماني و در شرايط نزديكي به ايام انتخابات مجلس نيز با همه توطئهآفرينيهاي دشمنان داخلي و خارجي نظام به حول و قوه الهي با حضور ولايتمدار ملت ايران دوباره خنثي خواهد شد.