مهدی جعفری: شاید در سال 91 وقتی بحث کاندیداتوری حسن روحانی و محمدرضا عارف در رسانهها مطرح شد کمتر کسی فکر میکرد که آخر کار بخش زیادی از مردم با حمایت خاتمی و هاشمی به پای صندوق بروند و حسن روحانی را راهی پاستور کنند. شاید خیلی از جمعهای سیاسی این تغییر فضای سیاسی و جابهجایی مهرههای شطرنج سیاست ایران را پیشبینی نمیکردند اما در نهایت شد آنچه شد و رایحه اعتدال نه فقط به سیاست داخلی بلکه به سیاست خارجی و اقتصاد و فرهنگ کشور هم وزید.
نتیجه انتخابات 24 خرداد باعث شد تا گروههای سیاسی در چشماندازی کاری و برنامهریزی میان مدت خود بازنگری کنند و وضعیتی بهوجود آید تا اصلاحطلبانی که در ادوار گذشته انتخابات مجلس، این عرصه را جدی نمیگرفتند، این بار با دقت بیشتری به موضوع مجلس دهم نگاه کنند. در عین حال اصولگرایان هم که طی سالهای گذشته، بدون هیچ رقیب جدی، بهارستان را حیاطخلوت خود میدیدند و برای خالی نبودن عریضه در بین خودشان به چند گروه تقسیم شده بودند تا از بیهیجانی مجلس کاسته شود این بار از امکان حضور رقیب قدیمی شان احساس خطر کنند.
حالا فعالین و تصمیمگیران هر دو جریان اصلی سیاسی کشور وقتی با خودشان خلوت میکنند، گوشه ذهنشان موضوع مجلس 94 را میبینند. به نظر میرسد که اصولگرایان اگر مجلس را از دست دهند سهمشان از مراکز قدرت تا حد زیادی کاهش پیدا میکند. هرچند که هنوز اکثریت مجلس خبرگان در اختیار اصولگرایان است اما با در نظر گرفتن اینکه پس از تجربه احمدینژاد، پایگاه مردمی اصولگرایان هم تا حدی کاهش پیدا کرده است، این جریان بیم دارد که مبادا از سطح یک عرصه سیاست حذف شود. اصلاحطلبان هم با داشتن تجربه رای اعتماد وزرای دولت در مجلس و مشاهده سنگاندازیهایی که برخی از جریانهای حاضر در مجلس در موضوعاتی مانند بودجه برای دولت میکنند، بدشان نمیآید که این مشکلات را هم از سر راه بردارند و تریبون مجلس را هم از دست تندروها بگیرند.
ضمنا اصلاحطلبان میتوانند با داشتن مجلسی همسو، بخشی از مطالبات معتدل و معقولشان را به قانون تبدیل کنند. برخی معتقدند که این دوره از انتخابات با ادوار گذشته تفاوت خواهد کرد. هرچند اصلاحطلبان آمادگی رد صلاحیت بخشی از نیروهای خود در مجلس را دارند اما حضورشان در مقابل اصولگرایان این دوره را با رقابتهای 86 و 90 متفاوت خواهد کرد و همانطور که به نظر میآید بحث در این رابطه خیلی زودتر از دورههای پیشین شروع شده و همچنین به نظر میرسد که میزان مشارکت مردم در انتخابات هم به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند.
وضعیت اصلاحطلبان در انتخابات مجلس
آیتا...هاشمیرفسنجانی جدای از سابقه بلندی که دارد و اینکه بعنوان یکی از ستونهای اصلی نظام تلقی میشود طی سالهای گذشته در جامعه به صبر و سیاست معروف شده است. به عقیده برخی کارشناسان سیاسی، مهره چینی و تحرکات وی در ماههای گذشته که منجر به تعیین نتیجه انتخابات ریاستجمهوری و تغییراتی در برخی سیاستهای کشور و حتی تغییر مدیرانی چون رئیس دانشگاه آزاد و غیره شده است، تحسین بخشهایی از جامعه را برانگیخته و امیدها به وی برای بهبود اوضاع کشور را بیش از پیش افزایش داده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام این روزها مشخص نیست به چه میاندیشد اما چه بخواهد و چه نخواهد یکی از موثرترین عوامل در نحوه حرکت اصلاحطلبان یا گروه معروف به اعتدالگرایان در انتخابات آتی خواهد بود. وی اکنون حمایت گروههای بسیاری خارج از دایره اصلاحطلبان را نیز با خود دارد که برای ردیابی این تغییر نگاه بههاشمی در سطح مسئولان میتوان به نحوه استقبال از وی در سفر اخیرش به مشهد مقدس اشاره کرد. سید محمد خاتمی که چند سال نامش از رسانهها هم شنیده نمیشد، حالا سخنانش هر چند روز یک بار تیتر یک رسانههاست و مجددا فضایی پیدا کرده تا با جامعه ارتباطی تقریبا مستقیم برقرار کند.
همچنین عملکرد موفقی که وی در انتخابات ریاستجمهوری داشت باعث شده تا اعتماد اجتماعی به وی افزایش پیدا کند. همچنین بدنه تشکیلاتی و سیاسی اطراف وی از نقاط قوت اصلی اوست که میتواند تا حد زیادی هم در تعیین لیست انتخاباتی اصلاحطلبان و همچنین در نحوه تبلیغات انتخاباتی این جریان سیاسی تعیینکننده باشد. نجفقلی حبیبی، رئیس اسبق دانشگاه علامهطباطبایی و فعال سیاسی اصلاحطلب نیز به آینده سیاسی اصلاحطلبان خوشبین است.
وی در گفتوگو با مهر گفته: «احزاب اصلاحطلب باید فعال شوند و برای انتخابات مجلس فعالیت کنند. اصول اصلاحطلبی این است که پرورش سیاسی از درون حزبها صورت بگیرد و مردم در فعالیتهای سیاسی مشارکت کنند که این از طریق احزاب صورت میگیرد. مردم از هر کس که مطابق میل و سلیقهاش درون این احزاب برود و احزاب قدرت و شکل بگیرند استقبال میکنند. الان همه میگویند ما 3-4 حزب بزرگ نیاز داریم و زمان آن رسیده که احزاب اصولگرا و اصلاحطلب قدرتمندی شکل بگیرند تا تشکیلاتی به وجود آید و جوانان تعلیم حزبی ببینند و مدیرانی سیاستمدار برای اداره کشور تربیت شوند. تربیت جوانان توسط مدیران کارآمد سیاسی یکی از کارکردهای خوب احزاب است. اصلاحطلبان باید خود را برای انتخابات مجلس آماده کنند.»
محمدرضا عارف پس از کنارهگیری در انتخابات که منجر به پیروزی حسن روحانی شد، در بین حامیان اصلاحات هواداران زیادی پیدا کرد و پایگاه اجتماعی وی به طرز چشمگیری تقویت شد. این زمینه باعث شده تا بسیاری از تحلیلگران عارف را یک گزینه مناسب برای کسب رای اول حوزه تهران به شمار بیاورند و حتی برخی وی را گزینهای جدی برای ریاست مجلس بعدی بدانند. در عین حال برخی نیز معتقدند که اگر اصلاحطلبان اکثریت مجلس را نیز به دست بیاورند، عارف را بعنوان رئیس مجلس انتخاب نخواهند کرد چراکه محبوبیت وی در بین فعالین اصلاحطلب بهاندازه محبوبیت وی در جامعه نیست.
با این حال در این انتخابات باید عارف و جوانان اطرافش را یکی از فاکتورهای تعیینکننده تلقی کرد. عارف اخیرا در رابطه با انتخابات آتی گفته: «ما اصلاحطلبان خود را جزو بخش اصلی نظام میدانیم و نمیتوانیم با انتخابات قهر کنیم بلکه باید در همه صحنههای سیاسی کشور حضوری فعال داشته باشیم از این رو باید به فکر انتخابات مجلس آینده باشیم.» از شواهد امر پیداست که اصلاحطلبان اما این روزها روی فاکتور جدیدی نیز حساب میکنند و آن هم جوانان اصلاحطلب هستند. این جریان که نگاهی معتدلتر از نسل پیشین خود به مسائل دارند، نشان دادهاند که راحتتر از بزرگترهای خود با هم کنار میآیند و با ایجاد یک توان تشکیلاتی وسیع در سطح کشور که حتی به شهرستانها و روستاهای کشور هم دسترسی دارد در انتخابات اخیر توان خود را به رخ نسل قبلی خود کشیدند.
همایش اخیر جوانان اصلاحطلب در شهرکرد نشان داد که این نسل عزم جدی برای تاثیرگذاری در صحنه سیاست دارد و اکنون جای خود را در معادلات سیاسی کشور باز کردهاند. محمد علی ابطحی در گفتوگو با آرمان گفته: «این یک ضعف مهم و اساسی است. دولت یازدهم هم در این زمینه خیلی موفق نبود و از جوانان به نحو احسن استفاده نکرد. ما و همنسلان ما در دهه سوم زندگیمان مسئولیتهای مدیریتی داشتیم. اساسا معنی بازنشستگی هم همین است که به افراد مختلف فرصت داده شود. در کادرسازی اصلاحطلبان یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که نیروهایی که میخواهند تربیت شوند باید هزینه بپردازند.
در مقابل جوانان اصولگرا به ازای فعالیتشان تشویق میشوند و هزینههای علمی، اجتماعی و... نمیدهند. از این جهت اصولگرایان دستشان بازتر است. البته در جریان اصلاحات هم نیروهای کارآمد بسیاری ساخته شدهاند اما مشکل این بوده که آنها به خوبی به کار گرفته نشدهاند.» با این حال همچنان یکی از مهمترین موضوعات، چگونگی اجماع اصلاحطلبان روی یک لیست واحد و همچنین کیفیت این لیست انتخاباتی است که باید دید نخبگان، احزاب و بزرگترهای اصلاحطلب چگونه این مساله را مدیریت خواهند کرد تا هم رایآوری کافی داشته باشد و پتانسیل معرفی چهرههای جدید و جوان را داشته باشد و هم بتواند حیثیت اصلاحطلبان پس از ورود این افراد به مجلس را حفظ کند و حتی افزایش دهد.
اصولگرایان چه خواهند کرد؟
از میان دستجات اصولگرا، جریانات تندرو در سالهای گذشته روزهای اوج خود را سپری میکردند و وجود احمدینژاد در راس قوه مجریه کشور این فرصت را از آنان سلب نکرد. این جریان در انتخابات مجلس نهم نیز توانست کرسیهای قابل توجهی از مجلس را کسب کند. این گروه که سابقه چندانی در تاریخ انقلاب اسلامی نداشته است از سال 84 حضور جدی خود در انتخابات را آغاز کرد و دراوج قرار گرفت اما در انتخابات اخیر حتی نتوانست کاندیدای اصلی خود را به صحنه نهایی انتخابات ببرد و در نهایت به سعید جلیلی دل بست که کمتر از 10 درصد واجدان شرایط به وی رای دادند و این احتمال وجود دارد که در تهران با سرلیستی باقری لنکرانی باز هم به میدان بیاید و شانس خود را امتحان کند.
اما برخی معتقدند که اصولگرایان را همیشه نباید با تابلوی جریان تندرو موسوم به جبهه پایداری شناخت چراکه افراد ریشهدارتری هم در این دسته سیاسی وجود دارند. به نظر میرسد جریان سنتی اصولگرا که در ادوار گذشته با تابلوی جبهه متحد حاضر میشد، این بار نیز با محوریت جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به میدان میآیند. این جریان درانتخابات ریاستجمهوری با دو گزینه ولایتی و قالیباف حاضر شده بود و به نظر میرسد که در دور آتی مجلس لاریجانی و دیگر فعالینش را نیز در کنار خود هماهنگ کند و با تمام تلاش سعی کند که کرسیهای مجلس را کسب کند.
اگر این بار هم اصولگرایان به اجماع نرسند و سنتیها نتوانند نواصولگرایان حامی آیتا... مصباح را در خود حل کنند به نظر میرسد که انتخابات مجلس را هم واگذار کنند. البته اصولگرایان مدعی هستند که خطری از بابت انشقاق در انتخابات تهدیدشان نمیکنند. علیرضا زاکانی در این رابطه بعد از انتخابات مجلس گذشته در گفتوگو با مهر گفته: «جبهه پایداری بعد از انتخابات مجلس با ما همراهی و همفکری داشتند و الان ید واحده هستیم.» وی ادامه داد: «برخی از دوستان(جبهه پایداری) رویه قبل از انتخابات خود را تغییر دادند و به فراکسیون اصولگرایان نپیوستند و به خاطر منافعی که داشتند مسیر خود را از ما جدا کردند.»
جریان نزدیک به دولت که در حال حاضر به نوعی اصولگرایان آنان را انحرافی میدانند تا در شکستها با آنان سهیم نشوند نیز با وجود ضعفی که دچار شده باز هم بدش نمیآید که به صحنه سیاست بازگردد. سبحانیفر در گفتوگو با ایلنا گفته: «طبیعی است که آقای احمدینژاد با وزرای خود دید و بازدید داشته باشد یا برای ادامه حیات سیاسی خود و حضور در انتخابات مجلس، ریاستجمهوری و....برنامهریزی کند.» داماد احمدینژاد هم در این رابطه گفته بود: «آقای احمدینژاد و نزدیکانشان برای انتخابات مجلس و ریاستجمهوری آینده برنامه دارند.»
اما باید توجه داشت که لیستهای انتخاباتی عموما در شهرهای بزرگ تعیینکننده هستند و در شهرستانها، فاکتورهای تعیین کننده دیگری وجود دارد که نیروهای سیاسی باید در هر اقلیم با توجه به ویژگیهای خاص خودشان وارد میدان شوند. به عقیده کارشناسان احتمالا مجلس آتی ترکیبی از گروههای سیاسی خواهد بود و احتمالا بیشتر جریانات سیاسی در آن کرسی خواهند داشت و ترکیب این مجلس به سلیقه مردم نزدیکتر خواهد شد.