صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۲۷۷۹

مجتبی بهرامی

نوع و شدت برخورد رجب طیب اردوغان با شیمون پرز در اجلاس 2008 داووس نه تنها برای بسیاری از مقامات و تحلیلگران سیاسی حوزه بین‌الملل شوک‌برانگیز بود بلکه اتفاقات بعدی در روابط آنکارا و تل‌آویو برخی را متقاعد کرد که ترکیه به دنبال عقب‌نشینی با دوستی اسرائیل حتی در حد دو فاکتو است. در ادبیات بین‌الملل دو فاکتو برخلاف دوژور یک گونه‌شناسانی بین‌المللی است که مشروعیت طرف مقابل پذیرفته نمی‌شود، اما به دلایل خاص یا به خاطر ضرورت ارتباط با آن برقرار خواهد شد. در واقع به نوعی شناسایی محدود، مشروط، بالقوه و موکول به آینده است که اگر طرف مقابل رفتار سیاسی خود را تغییر داد، زمینه‌های شناسایی کامل آن فراهم باشد.

در حالی که ترکیه و اسرائیل پیش از این دارای روابط استراتژیک بودند. در نظام بین‌الملل زمانی می‌توان بین دو طرف از اصطلاح روابط استراتژیک استفاده کرد که سطح روابط آنها در سطوح مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اطلاعاتی و... به بیشترین حد ممکن رسیده و برای افزایش آن نیز هماهنگی و تلاش‌های مضاعفی صورت گیرد. چنین سطحی از روابط معمولاً به راحتی برقرار نمی‌شود، در حالی که بین ترکیه و اسرائیل وجود داشت.

چرخش حزب اعتدال و توسعه به عنوان تنها حزب حاکم در دولت کنونی ترکیه (بدون ائتلاف با هیچ حزب دیگری در این کشور) به سمت شرق، سیاست ناممکن به صفر رساندن تنش‌ها با همسایگان و بروز و تقویت بیش از گذشته نگاه اسلامی در سیاست خارجی سبب شد تا آنکارا نه تنها در برخی موارد نشان دهد که از غرب کمی فاصله گرفته بلکه تنش‌های جدیدی را با همسایگان خاورمیانه‌ای و قفقازی رقم بزند.

این تنش در قفقاز با گره کور اختلافات جمهوری آذربایجان و ارمنستان نمایان شد که بحران و مناقشه قره‌باغ مهم‌ترین عنصر آن است و با سیاست خارجی ترکیه با کشتار ارامنه دوران عثمانی در جنگ جهانی اول گره خورده است. در خاورمیانه نیز خود را با بحث جنگ و صلح و نوع روابط ترکیه با اسرائیل و دیگر گروه‌ها و کشورهای خاورمیانه نشان داد. این تضادهای منطقه‌ای که زنجیره‌ای از رفتار سیاسی و منطقه‌ای تک خطی و یکسویه را می‌طلبد، سبب شد که ترکیه با تضاد استراتژیک چگونگی همسان کردن روابط خود با همه متغیرها و عناصر منطقه‌ای مواجه شود.

اگرچه احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه که از وی با عنوان استراتژیست شرق‌شناس، دست کم در حوزه کشورهای اسلامی یاد می‌شود، گفته است که سیاست خارجی ترکیه در منطقه همچون کمانی است که هر چقدر زه آن به سمت شرق کشیده شود تیری که از آن رها می‌شود، می‌تواند مرزهای غرب را بیشتر درنوردد. اما به نظر می‌آید این زه و این کمان چندان هم بی‌دردسر و کم‌تناقض نیست. باری بوزان نظریه‌پرداز نظام‌های امنیتی نوین بر این اعتقاد است که در خاورمیانه دوستی و دشمنی الزاماً در یک خط قرار دارد و برخلاف بسیاری از مناطق دیگر جهان، دوستی در این منطقه مستلزم دوستی با شرکای آن کشور و دشمنی با یک کشور به معنی دشمنی به شرکای آن است. این نگاه که چندان خلاف واقع هم نیست، همان تضاد استراتژیک ترکیه را نشانه می‌رود.

به این معنا که ترکیه در نگاه شرق‌گرایی خود نمی‌تواند همزمان به سمت جمهوری‌ اسلامی ایران گام بردارد اما با اسرائیل روابط استراتژیک داشته باشد. یا در جنگ غزه از حماس حمایت کند اما دوستی‌اش را با عربستان، اردن، اسرائیل و مصر سابق افزایش دهد. یا در تحولات کنونی از فروپاشی دولت و حکومت بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه حمایت کند سپس با ایران، لبنان و حزب‌الله، حماس و دیگر گروه‌های جهادی خاورمیانه همصدا شود.

بنابراین ترکیه مجبور است بیش از به این خطا تن در ندهد و برای سیاست خارجی‌اش دست کم در حوزه خاورمیانه تعریف مشخصی ارائه دهد. در غیر این صورت نه تنها دستاورد خاصی نصیبش نمی‌شود بلکه از هر سو رانده خواهد شد. چون معادلات چند دهه‌ای خاورمیانه به مجموعه بازیگران آموخته است که دوستان و دشمنان خود را شناخته و در همان راستا گام بردارند در حالی که ترکیه از چند سال پیش خواهان ساختارشکنی روابط سیاسی در این منطقه بوده است.

البته اطلاعات و اخباری در این روزها در خصوص روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی نسبت به تحولات منطقه‌ای پخش می‌شود نشان از این موضوع دارد که آنکارا و تل‌آویو در حال نزدیک کردن مواضع و سیاست‌های خود هستند. چندی پیش روزنامه چپ‌گرای صهیونیستی هاآرتص نوشت که بین ترکیه و اسرائیل نشست‌ها و مذاکرات پنهانی در حال انجام است که سبب می‌شود این دو پیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شده و مشکلات چند سال اخیر را مرتفع سازند. اگرچه هیچ مقام بلندپایه‌ای از دو طرف به تأیید این خبر نپرداخته‌اند اما نوع گفتار و رفتار دو طرف گویای آن است که هاآرتص در گفته‌هایش به خطا نرفته است.

دانی آیالون، معاون وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی و یکی از عاملان اصلی تیرگی روابط این رژیم با ترکیه، روز شنبه گذشته با تأکید بر اینکه بحث پیرامون مسائل گذشته کمکی به بهبود روابط نمی‌کند، تحولات جاری در منطقه خاورمیانه را فرصتی طلایی برای بهبود روابط و نزدیکی مجدد آنکارا و تل‌آویو ارزیابی کرد.

روزنامه صهیونیستی یدیعوت احارونوت نیز روز شنبه گذشته نوشت که اسرائیل سرهنگ موشه لیوی را به عنوان وابسته نظامی جدید در ترکیه جایگزین لیشلی پوشوفسکی تعیین کرده است که از این هفته کار خود را آغاز کرده است. از سوی دیگر فاصله گرفتن ترکیه از رژیم صهیونیستی به روابط پسا جنگ سردی ترکیه و آمریکا نیز آسیب خواهد زد. در حالی که ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو، مجبور است خود را با غرب هماهنگ کند که به گفته یکی از مقامات آمریکایی در یک سال اخیر تلاش زیادی در این راه انجام داده است. بنابراین تحولات اخیر خاورمیانه را می‌توان نقطه آغاز پایان سیاست شرق‌گرایی و همچنین سیاست به صفر رساندن تنش با همسایگان و بازگشت آن به اندیشه‌های غربگرایانه ترکیه تلقی کرد. 

نام:
ایمیل:
نظر: