دكتر يدالله جواني
حوادث سياسي اخير كشور چند گروه را خوشحال و ذوق زده كرد. خوشحالي و ذوقزدگي دشمنان خارجي و تمامي جريانهاي ضد انقلابي، امري طبيعي و عادي است. طي 32 سال گذشته هر گاه جمهوري اسلامي با مشكلي مواجه شد يا در داخل هيئت حاكم اختلافاتي بروز كرد، دشمنان خوشحال شدند و چند روزي را به اين اميد سپري كردند كه مشكلات و اختلافات، جمهوري اسلامي را در بنبست قرار ميدهد و به پايان ميرساند.
اين نوع خوشحالي در اردوگاه دشمنان و پيدا كردن اميدهاي واهي، بارها و بارها پديد آمده، لكن در كوتاه زمان با عبور انقلاب و نظام اسلامي از موانع، تلخكامي و يأس جايگزين آن خوشحالي و اميد شده است. در حوادث اخير اما، علاوه بر اين دشمنان شناسنامهدار، گروهي ديگر خوشحال و ذوقزده شدهاند كه اين خوشحالي و ذوقزدگي آنان، جاي تأمل دارد. اينان كساني هستند كه خود را در درون نظام اسلامي تعريف كرده ولكن رقيب رئيس دولت كنوني در انتخابهاي پيشين در سال 84 و 88 بودند. اين افراد و بعضاً گروههاي حامي با پديد آمدن يك جريان انحرافي و حاشيهساز ميگويند، اين همان خطري است كه ما از قبل پيشبيني كرده و نگران آن بوديم!
اين گروه با خوشحالي ميگويند، ديديد تحليل ما درست از آب درآمد و...
در اين راستا سخن فراوان است و اگر نكاتي مورد تأمل و توجه قرار گيرد، روشن خواهد شد كه اين ذوقزدگي سستبنيان است. نكاتي از جمله:
1- دولت كنوني و رئيس آن، ثمره دورهاي است كه تحت عنوان دوره اصولگرايي شكل گرفت؛ انديشه و تفكر اصولگرايي كه به دوره دوم خرداديها و تجديدنظرطلبان كاملا استحاله شده پايان داد. سؤال اينجاست كه اگر اين دوره شكل نميگرفت و چنين دولتي در سال 84 به قدرت نميرسيد و همان دوران دوم خرداديها كه در واقع ادامه دولت سازندگي بودند، استمرار مييافت، الان چه بر سر انقلاب و نظام اسلامي آمده بود؟
جماعتي كه اكنون با خوشحالي اين حرفها را ميزنند، گمان بردهاند كه مردم ايران حافظه خود را از دست داده و به همين راحتي، شعارهاي آنان با عناويني چون جامعه مدني و توسعه سياسي با هدف سكولاريزه كردن كشور را فراموش كردهاند. آنان تصور ميكنند مردم ما فراموش كردهاند كه چه كساني نظام اسلامي را تهديد به خروج از حاكميت با استعفاهاي دسته جمعي نمودند. آنان ميپندارند مردم فراموش كردهاند كه چه كساني و با چه سابقهاي براي حاكميت دوگانه نظريهپردازي كرده و براي رسيدن به حاكميت، يگانه نسخه حذف ولايت فقيه از صحنه سياسي كشور را تجويز نمودند.
اين جماعت ذوق كرده از حوادث اخير، بايد بدانند مردم ايران از حافظه قوياي برخوردارند و ميدانند چه كساني و با تعزيهگرداني چه گروهي در مجلس ششم به رهبر انقلاب نامه نوشتند و نوشيدن جام زهر ديگري را به ولي فقيه زمان توصيه كردند. آري مردم بازيگران و بازيگردانان فتنه 88 و اهداف آنان را هرگز فراموش نكرده و نخواهند كرد. حال چگونه است كه اين افراد با كنايه ميگويند، اين همان دغدغههايي است كه ما داشتيم و ديديد كه چگونه حرف ما درست از آب درآمد. بايد به آنان گفت، اگر روند قبلي طي ميشد، امروز انقلاب و نظام اسلامي در چه وضعيتي قرار داشت؟
2- مشكلات كنوني، بهار انقلاب در دوره اصولگرايي پس از فصل خزان دوره دوم خرداديها را نميتواند از اذهان پاك نمايد. همگان ميدانند كه با شكلگيري دولت نهم، چه تحول عظيمي در عرصه مديريت كشور رخ داد.
اگر دوم خرداديها ختم انقلاب را اعلام كردند، در دوره اصولگرايان گفتمان انقلاب اسلامي احيا گرديد و دولت نهم سياست خارجي منفعل را به يك سياست خارجي فعال تبديل كرد و در عرصه داخلي، شعارهاي اصلي انقلاب همانند «عدالت» سرلوحه كارها قرار گرفت. دستاوردهاي اين دوره آنچنان زياد و ارزشمند بود كه همواره حمايتهاي پي در پي و حمايتهاي خاص رهبري ازاين دولت را به دنبال داشت. اين حمايت ها از مواضع و جهتگيريهاي دولت بوده و بديهي است كه با تغيير در اين مواضع و جهتگيريها، حمايتها ميتواند كم و زياد گردد.
3- همان طور كه هر فرد، گروه و حزبي كه تاكنون از مسير اصلي زاويه گرفته، عمدتاً داراي سابقه خوب و انقلابي بوده و با راهبرد دشمنان مبني بر نفوذ و ايجاد انحراف براي انقلاب، توليد مشكل كرده، جريان منحرف كنوني هم در كلان قضيه، براساس همين راهبرد دشمنان شكل گرفته است. اما مردم بصير و هوشيار با هدايتهاي امام امت در گذشته و امروز هر جريان منحرفي را منزوي ساخته و از اين پس نيز منزوي خواهد ساخت.