پنجشنبه، هفدهم شهریور 1390، ساعت 12 و 12 دقیقه خبرگزاری فارس «حاشیههای جلسه پایانی دهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری» را با قید «تکرار» روی خروجی خود قرار داد. این حاشیهنگاری روز قبل، ساعت 20 و 24 دقیقه، برای نخستین بار مخابره شده بود و تا اینجای کار همه چیز عادی به نظر میرسید، زیرا رویه این خبرگزاری وابسته به اصولگرایان چنین است که اخبار دیرهنگام خود را روز بعد تکرار میکند تا دوباره به چشم «دروازهبانان خبر» در رسانههای دیگر بویژه روزنامهها بیاید و احتمالا مورد استفاده قرار گیرد؛ اما این همه ماجرا نبود؛ یک کلمه در تیتر و پاراگراف نخست این خبر دستکاری شده بود.
در حالی که مطلب اولیه عنوان «از صندلی خالی آیتالله هاشمی تا حلقه خبرگان دور آیتالله مصباح» را بر پیشانی خود داشت، مدیران خبرگزاری فارس این خبر را یک روز بعد با تیتر «از صندلی خالی هاشمی تا حلقه خبرگان دور علامه مصباح» بازنشر کردند. استمرار به کار بردن عنوان «علامه» برای معرفی آیتالله محمدتقی مصباح یزدی در یکی از معدود خبرگزاریهای رسمی کشور، از هفدهم شهریور تاکنون، از دور تازه کوشش ارادتمندان این روحانی پرنفوذ و جریانساز حوزه علمیه قم برای قرار دادن رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جایگاهی متمایز و تا حدی منحصر به فرد در نزد افکار عمومی حکایت میکند؛ کوششی که هر چند به تازگی آغاز نشده است، بیشک این روزها به دلایلی از جمله تاسیس جبهه پایداری با محوریت این عضو مجلس خبرگان رهبری پیگیرانهتر دنبال میشود.
البته آنطور که حجتالاسلام روانبخش، از اعضای جبهه پایداری و هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به خبرگزاری فارس میگوید: «علامه مصباح یزدی شخصا جبهه پایداری را تاسیس و نامگذاری کرده است». آنچه مسلم است «آیتالله» لقبی عام برای روحانیان بلندپایه به شمار میرود که اکنون در حوزه علمیه از فراوانی برخوردار است، اما استعمال عنوان «علامه» در مقایسه با «آیتالله» از بسامد بسیار پایینتری برخوردار است و کمتر به گوش میرسد که کسی را علامه بنامند، بطوری که در برخی مقاطع زمانی حتی تعداد علامههای زنده به اندازه انگشتان یک دست نیز نمیرسد.
القاب حوزوی
یکی از تفاوتهای شیوه تعلیم و تربیت حوزههای علمیه با نظام آموزشی دانشگاهها در غیر دقیق بودن القابی است که به روحانیان داده میشود، به عبارت دیگر، در حوزههای علمیه مدرکگرایی جایگاه چندانی ندارد و میزان اعتبار علمی روحانیان بیشتر براساس معیارهای عرفی تعیین میشود که البته در اینجا منظور از عرف، ارزیابی تخصصی دانشجویان (طلبهها) و دانشآموختگان علوم دینی است که این سنجش نیز براساس معیارهای تخصصی از جمله تعداد شاگردان، شیوه تدریس، سابقه تدریس، تالیفات و ابتکارات علمی و حسن شهرت در جامعه حوزوی صورت میگیرد.
بر این اساس تا همین چند سال پیش که نظام آموزشی حوزههای علمیه هنوز به صورت سنتی اداره میشد، تنها مدرک علمییی که روحانیان در اختیار داشتند، اجازه اجتهادی بود که از سوی مراجع تقلید یا استادان برجسته خارج فقه و اصول به شاگردانشان داده و به این ترتیب گواهی میشد که شخص یاد شده از صلاحیت استنباط دینی برخوردار شده است.
برای روحانیون شیعه، هر چند به صورت غیر رسمی، سلسله مراتبی بیان میشود که به ترتیب از پایین به بالا عبارت است از: ثقةالاسلام، حجتالاسلام، حجتالاسلام والمسلمین، آیتالله و در نهایت آیتالله العظمی. با این حال شواهد تاریخی و حتی نمونههای معاصر به روشنی نشان میدهد که این القاب در بسیاری موارد جنبه تشریفاتی دارد و رواج آنها لزوما از معیار تعریف شدهیی پیروی نمیکند. برای نمونه شیخ محمد بن یعقوب کلینی که یکی از فقها و محدثان مشهور شیعه به شمار میرود، در تاریخ به ثقةالاسلام کلینی مشهور شده و این در حالی است که وی گردآورنده کتاب «الکافی» است که یکی از چهار مجموعه حدیثی شیعه موسوم به «کتب اربعه» محسوب میشود.
نمونه معاصر این موضوع را نیز میتوان در نامهها و احکامی سراغ گرفت که از سوی امام خمینی(ره)، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، خطاب به روحانیانی صادر شده است که بیشک به دلیلی سمتی که براساس قانون اساسی بر عهده داشتند از درجه اجتهاد برخوردار بودند و انتظار میرفت با لقب آیتالله مورد خطاب قرار گیرند. امام از این مقام ها در بسیاری از موارد با عنوان «حجتالاسلام» یاد میکنند که نشان میدهد که این القاب در نزد بنیانگذار امری اعتباری بود. این روزها از روحانیان با لقب ثقةالاسلام یاد نمیشود و سلسله مراتب القاب را از حجتالاسلام آغاز میکنند، همچنین براساس عرف لقب آیتالله اختصاص به مجتهدان، یعنی کسانی که قدرت استنباط احکام را پیدا کردهاند، دارد.
در این میان برخی صرفا مجتهدان «مطلق» را که توانایی اجتهاد در همه ابواب فقهی را دارند، آیتالله مینامند و برخی به کار بردن این عنوان را حتی برای مجتهدان «متجزی» یعنی روحانیانی که در یک یا چند باب فقهی مجتهد شدهاند، جایز میدانند. اما مرزبندی میان حجتالاسلام و آیتالله هم چندان دقیق نیست، زیرا هنوز مجتهدان مسلمی وجود دارند که در عرف به حجتالاسلام مشهورند و از سوی دیگر برخی از مجتهدان متجزی مدتهاست که به عنوان آیتالله شناخته میشوند. از مراجع تقلید که صاحب رساله عملیه هستند، نیز معمولا با لقب آیتالله العظمی یاد میشود.
جایگاه علامه
آشنایی با القابی که معمولا درباره روحانیان به کار میرود، با وجود مبهم بودن این تقسیمبندی، دست کم این امر را آشکار میسازد که لقب «علامه» در سلسله مراتب روحانیت بیانگر مقام خاصی نیست و این واژه از هر لقب دیگری در حوزه علمیه غیر رسمیتر به شمار میرود، با این حال به دلیل استعمال بشدت محدود این عنوان، همچنین به استناد برخی شواهد عینی میتوان مدعی شد کسانی که علامه خوانده میشوند، از نظر اعتبار علمی چیزی کمتر از مراجع تقلید ندارند و دستکم در یکی از علوم اسلامی همتراز «آیات عظام» به شمار خواهند رفت.
لقب علامه معمولا برای نشان دادن جایگاه علمی گروهی از روحانیان بلندپایه به کار میرود که با وجود برخورداری از قوه اجتهاد و تخصص در فقه و اصول، تمایلی به پذیرفتن مسئولیت مرجعیت تقلید ندارند و ترجیح میدهند در یکی دیگر از شاخههای علوم اسلامی بجز فقه و اصول به تدریس و تالیف بپردازند و درست از همین رو، این عنوان غیر رسمی به شمار میرود، زیرا در حوزههای علمیه با وجود گسترش آموزش دانشهای گوناگون اسلامی از جمله تفسیر، اخلاق، کلام و فلسفه در سالهای اخیر، هنوز تدریس و تعلیم دو رشته فقه و اصول فقه مشغله اصلی طلاب و استادان علوم دینی محسوب میشود و مراجع تقلید نیز سرآمد مجتهدان هر عصر در زمینه استنباط احکام شرعی (فقه و اصول فقه) و به شمار میروند.
بر این اساس، روحانیانی که در دیگر شاخههای علوم اسلامی به مقام استادی مسلم و اصطلاحا «اعلمیت» میرسند و بویژه آنانی که در چند رشته صاحب چنین مقامی میشوند، نظیر آیتالله محمدحسین طباطبایی که در تفسیر، فلسفه، عرفان و اخلاق، جایگاهی بیبدیل داشت، رفته رفته علامه لقب میگیرند.
علامه مصباح
شاگردان حوزوی و هواداران مواضع سیاسی آیتالله محمدتقی مصباح یزدی سالهاست که درصددند با استفاده از القابی ویژه، به افکار عمومی خاطرنشان کنند که رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، جایگاهی فراتر از آن دارد که صرفا با لقب آیتالله مورد خطاب قرار گیرد، از این رو نزدیک به دو دهه میشود که لقب «استاد» را برای وی برگزیدهاند، اما از زمانی که برای نخستین بار این استاد صاحبنام حوزه علمیه قم، علامه خوانده شد بیش از چند سال نمیگذرد.
مراجعه به بخش بایگانی «پایگاه اطلاعرسانی آثار آیتالله مصباح یزدی» حکایت از آن میکند گردانندگان این سایت اینترنتی از بیستم اسفند سال 78 تصمیم خود را مبنی بر به کار بردن عبارت «علامه مصباح» اجرایی کردند. تیتر شصت و دومین خبری که بر روی این سایت قرار گرفته، چنین است: «علامه مصباح؛ لزوم تلاش برای شکوفایی دستاوردهای انقلاب اسلامی و تکمیل کمبودها». از آن تاریخ به بعد به تناوب در خبرهای این پایگاه اطلاعرسانی از عنوان علامه برای مصباح یزدی استفاده شده است، اما این اصطلاح در دو سال و نیم گذشته چندان مقبولیت عام نیافت و در محافل سیاسی و خبری کاربرد گسترده پیدا نکرد تا اینکه سرانجام خبرگزاری فارس از هفدهم ماه گذشته به عنوان نخستین رسانه گروهی پرمخاطب عبارت «علامه مصباح» را به دایره واژگان خبری خود افزود.
از ابتدای امسال تا پیش از تاریخ یاد شده نیز دو بار در تیترهای این خبرگزاری نزدیک به جبهه پایداری، لقب علامه برای معرفی آیتالله مصباح یزدی به کار برده شده بود، البته نه از موضع خبرگزاری بلکه به نقل از ارادتمندان این شخصیت حوزوی؛ یک بار یازدهم اردیبهشت امسال به نقل از پیام فضلینژاد، پژوهشگر موسسه کیهان که گفته بود: «حضور در محضر علامه مصباح یزدی از زیباترین لحظات زندگی هر مسلمان است» و بار دیگر پانزدهم شهریور به نقل از قاسم روانبخش، دبیر سیاسی هفتهنامه پرتو سخن و از شاگردان مصباح یزدی که اعلام کرده بود: «جبهه پایداری را علامه مصباح تاسیس و نامگذاری کرد.»
چه آن زمان که سایتهای کمتر شناخته شده یا نشریات کم تیراژ طرفدار مواضع آیتالله مصباح یزدی به کار بردن عبارت علامه مصباح را آغاز کردند، مبنا قرار گرفته شود و چه اکنون که این عبارت به دایره واژگان خبرگزاری فارس اضافه شده است، در هر صورت زمان زیادی از این نامگذاری نگذشته است، اما هواداران آیتالله محمدتقی مصباح یزدی به دلیل زیست در دنیای ارتباطات بخت یارشان بوده است، چرا که کافی است سری به دنیای مجازی بزنند تا دریابند این روزها موتور جستوجوی گول، در برابر دستور کاوش برای عبارت علامه مصباح، بیش از همه علامههای نامدار روحانیت معاصر از قدما گرفته تا معاصران، پاسخ برای مخاطبانش دارد: 953 هزار.