* به احتمال قریب به یقین، طی تقریباً سه ماهی که بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشستهاید، ملاقاتهای بسیاری با اهالی فرهنگ ترتیب دادهاید که طبعاً بخشی از این جلسات به ابراز نارضایتی و گلایه از وضعیت سابق این وزارتخانه بوده است. وجه مشترک جهتگیری این گلایهها چه بود؟
** من در این مدت با گروههای مختلف فرهنگی و هنری ملاقات داشتم که بخشی از آنها سینماگران بودند. این ملاقاتها با هر دو گروه غیرهمفکر سینماگران ترتیب داده شد و علیرغم اختلاف سلیقههایشان با من ملاقات داشتند.
* یعنی بعد از اینکه با معاون سینمایی شما ملاقات میکردند سراغتان میآمدند؟
** این ملاقات مربوط به زمانی بود که معاونت سینمایی هنوز تعیین نشده بود و هنرمندان حوزههای نمایشی، موسیقی، فعالان نشر و بعضی از نویسندگان از جمله کسانی بودند که با آنها ملاقات داشتم. عمدتاً اینها از وضعیت گذشته گلهمند بودند. برخی از سینماگران میگفتند ما در طول چهار سال گذشته اصلاً به ارشاد نیامدیم و برخی حتی میگفتند ما هشت سال است که به سراغ وزارت ارشاد نیامدهایم. در جلسهای که به عنوان افتتاح موزه موسیقی برگزار شد و من حضور داشتم اکثر موسیقیدانها میگفتند که ما در این چند سال اصلاً با ارشاد کاری نداشتهایم.
* کدام دسته از ناشران با شما ملاقات داشتند؟
** ناشرانی که با من ملاقات داشتند اکثراً تعلیق شده بودند یا تعطیل یا اینکه بدون اینکه پروانهشان لغو شود محدودیتهایی برایشان اعمال شده بود از جمله این که از ورود به نمایشگاه بینالمللی کتاب منع شده بودند. من لیست 50 ناشر را دارم که به اینها گفته شده بود حق ندارند در نمایشگاه بینالملل کتابهایشان را عرضه کنند.
* رسماً و به صورت کتبی به آنها اعلام شده بود؟
** بله. آثار جمع کثیری از نویسندگان برای چاپ ممنوع بود. همین کافی بود فقط اسم نویسنده پشت یک کتاب باشد و کتاب او در محاق قرار گیرد. حتی تعدادی از ناشران که کتابهای بسیار مفید، خوب و در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و متناسب و سازگار با فرهنگ کشور منتشر میکردند فقط به خاطر خود انتشارات و نام آن، کتابهایشان ممنوع میشد و از چرخه نشر خارج میشد.
حتی برخی از کتابهای این ناشران را به جای اینکه به حوزه فرهنگی تحویل دهند به حراست تحویل دادند. به طور کلی چیزی حدود 400 عنوان کتاب در ارشاد بود که مجوزی نداشتند.
* یعنی مجوز نگرفته بودند یا اصلاً تکلیفشان معلوم نبود؟
** بعضی از آنها به طور کل رد شده بودند و بعضی دیگر بلاتکلیف بودند به خاطر اینکه توسط ناشرانی منتشر شده بودند که در لیست سیاه قرار داشتند.
* لیست سیاه؟
** تعدادی از ناشران و تعدادی از کتابهایی که ممنوع بود در داخل وزارت ارشاد ممنوع شده بود.
* خاطرتان هست که کتابهای اصطلاحاً مسألهدار عمدتاً مربوط به چه حوزهای بودند؟
** بخش عمدهای از آنها کتابهای داستانی، رمان، تاریخ، ادبیات، عرفان و حوزه کودک و نوجوان بودند.
چنین فضایی حاکم بود و سینماگران مشکلات دیگری داشتند. حدود یک سال و نیم بود که خانه سینما را بسته بودند و سعی داشتند جمع جدیدی را به عنوان «خانه سینمای دو» سازماندهی کنند و امتیازاتی به آنها بدهند تا در برابر خانه سینمای قبلی بایستند. سعی من این بود که ابتدا با هر دو گروه مذاکره کنم تا متقاعد شوند که وزارت ارشاد هیچ گرایش خاصی نسبت به گروه خاصی از سینماگران ندارد. چه آنهایی که در خانه سینما جمع شده بودند و خانهشان بسته شده بود و چه آنهایی که قرار بود خانه سینمای دو را تأسیس کنند. به آنها گفتم همه میتوانند زیر چتر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فعالیتشان ادامه دهند. بعد از جلسات مکرری که در حوزه سینما برگزار شد، به این اجماع رسیدیم که بخشی از اساسنامه را در مجمع عمومی فوقالعاده اصلاح کنند. بعد هم از همه سینماگران ثبتنام به عمل بیاورند و باز مجمع عمومی تشکیل شود و هیأت مدیرهای را انتخاب کنند که آن، نماد مجموعه سینماگران کشور باشد.
* طرح شما به طور کامل پیاده شد؟
** آن کار قسمت اولش انجام شده و باید در قسمت دوم انتخابات برگزار شود و هیأت مدیره را انتخاب کنند. خانه سینما باز شد و فضای خیلی خوبی هم بین سینماگران ایجاد شده و در جلسهای به عنوان روز ملی سینما حدود 850 نفر از فعالان سینما دعوت شدند ولی حدود 2000 نفر شرکت کردند و طوماری برای رئیسجمهور نوشتند و ابراز خرسندی کردند که مسائل و مشکلاتشان برطرف شده است.
* طرحتان برای سامان دادن به حوزه نشر چه بود؟
** در حوزه کتاب و نشر هم مذاکراتی با برخی نهادهای مسئول داشتیم در نهایت به این نتیجه رسیدیم که کل نویسندگان در داخل کشور هیچ ممنوعیتی برای چاپ کتابهایشان ندارند. این مسأله را هم علنی اعلام کردیم. حتی تصریح کردیم نویسندگانی که در خارج از کشور هستند هم برای تجدید چاپ کتابهایشان هیچ مشکلی ندارند.
* در گزارش رئیس جمهور، بخش عملکرد وزارت ارشاد بسیار پررنگ و جدی بود و ایشان جملهای گفتند که اکنون تبدیل به ضربالمثل شده است. یعنی همان جمله که «ما توانستیم ممنوعالقلمها را به سریعالقلمها تبدیل کنیم.» مسألهای که در اینجا مطرح است این که به نظر میآید بالاترین حجم شکایات و دغدغهها، مربوط به حوزه سینما و نشر بوده است. سیر توضیحات شما هم گویا به این سمت است که بیشترین مشکلات مربوط به حوزه نشر و سینما است. به نظر میآید نخبگان و طیف نیروهای عمدتاً فرهنگی بیش از سایر شاخهها در تنگنا قرار داشتند. آیا این برداشت درست است؟
** بله، درست است. در حوزه موسیقی مشکل خیلی حادی وجود نداشته است، گرچه برخی از آلبومها ممنوع شده بودند. در حوزه هنرهای تجسمی و نمایشی مشکل عمدهای وجود نداشت. به هر حال مهم این است که بعد از یک دورانی که شاید بشود از آن به دوران افسردگی هنرمندان یاد کرد، شاید یک روحیه نشاط و خرسندی در جامعه فرهنگی کشور پیدا شده که این برای ما بسیار مهم است.
اگر یک هنرمند بخواهد اثری را خلق کند طبیعتاً باید روحیه داشته باشد تا اثرش را خلق کند. شاعر در فضای بانشاط میتواند شعر بگوید. فیلمساز هم همینطور است و در فضای محدود نمیتواند فیلم بسازد.
اصولاً فرهنگ کشور در فضای آزاد میتواند رشد کند نه فضای بسته. این مسأله در طول تاریخ بوده است. فرض کنید اگر در حوزههای علمی هم جلوی تحقیق افراد را بگیریم و افراد جرأت تحقیق آزاد نداشته باشند و نتوانند نظرشان را بیان کنند، هیچ نظریه جدیدی ابداع نمیشود. جایی هم که ابداع نباشد هیچ چیزی رشد نمیکند.
تمام تلاش ما در این مدت این بوده که فضا را باز کنیم تا هنرمندان احساس کنند که میتوانند به خلاقیتهای خود تکیه کنند و در حوزههای مختلف محصولات جدیدی بیافرینند.
* احساس میکنم میخواهید به یک عارضه بالقوه اشاره کنید و آن هم، رسوخ یا حتی سیطره نگاه امنیتی به حوزه فرهنگ است. به نظر شما نمودهای شاخص نگاه امنیتی به فرهنگ چه مواردی است و شما چه برنامهای دارید تا هراس اهل فرهنگ از نگاه امنیتی حذف شود؟
** نوع نگاه برخی از مدیران فرهنگی سابق به ناشران به نویسندگان و هنرمندان نگاهی در ماهیت امنیتی بوده است، یا دستکم دستگاههای امنیتی به آنها دیکته میکردند. خوشبختانه این دید فرهنگی حتی در حوزه امنیتی هم تغییر پیدا کرد. مذاکرات و گفتوگوهایی با مسئولان امنیتی داشتیم، بخصوص با جناب آقای علوی وزیر اطلاعات که دیدگاهشان کاملاً فرهنگی است. استنباط من این است که در میان مدیران امنیتی کشور هم نگاه فرهنگی حاکم شده است و دلیل اینکه بخشی از مسائل حل و فصل شده، نوع نگاهی است که اکنون در میان مدیران وزارت اطلاعات غالب است وگرنه اگر همان نگاه سابق میخواست ادامه پیدا کند، قطعاً در مسیر تحول فرهنگی با موانع جدی مواجه میشدیم. خوشبختانه در حال حاضر مدیران فرهنگی و مدیران امنیتی در یک مدار مشترک فعالیت میکنند.
* جناب وزیر، رابطه شما با نهادهای بالادستی که حوزه فرهنگ را سیاستگذاری میکنند، چطور است؟ مثلاً با شورای عالی انقلاب فرهنگی.
** در دو، سه جلسهای که شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور دکتر روحانی برگزار شد، من هم شرکت کردم. مشکل خاصی نداریم. ارتباط نزدیک و همکاری خوبی میان وزارت ارشاد با دبیرخانه برقرار است.
* با حوزهها و نهاد روحانیت چطور؟
** روزهای نخست وزارتم با عموم مراجع تقلید قم ملاقات داشتم و خدمتشان رسیدم و از مواعظ و رهنمودهایشان استفاده کردم.
* شما معاون فرهنگیتان را هم از میان روحانیون برگزیدید.
** شاید بشود گفت یکی از حلقههای وصل ما با حوزه علمیه معاونت فرهنگی ماست. آقای صالحی شخصیتی حوزوی و مورد اعتماد است و جزو نسل روشنفکران حوزه علمیه به شمار میآیند.
میخواستم در این حوزه کسی بیاید که هم حوزه را بشناسد و هم دانشگاه را و هم شخصیتهای علمی و فرهنگی را. تمرکز اصلی و عمده معاونت فرهنگی، حوزه کتاب و نشر است. بنابراین معاون فرهنگی باید کسی باشد که نویسندگان و اهل فرهنگ کشور را بشناسد. کسانی را برای داوری درباره کتاب برگزیند که جامعه فرهنگی ما بتواند به داوریشان اعتماد کند. شاید با حدود 15 نفر که بالقوه میتوانستند پست معاونت فرهنگی را تصدی کنند، صحبت کردم و در نهایت به آقای سیدعباس صالحی رسیدم.
* شما از قبل با آقای صالحی آشنایی داشتید؟
** از نزدیک آشنایی نداشتم، اما در تحقیقاتی که روی افراد مختلف داشتم، وقتی از دوستانی که در قم و در دفتر تحقیقات بودند، تحقیق کردم و با تعدادی از روشنفکران حوزه هم رایزنی کردم، همگی روی آقای صالحی به عنوان فردی که از دیگران شایستهتر است، اجماع داشتند.
* به نظر میآید آقای روحانی در مصاحبه اخیرشان به مباحثی در فرهنگ پرداختند که جزو نکات مورد اشاره شما در این گفتوگو هم هست. نوعی هماهنگی و همپوشانی میان دیدگاههای فرهنگی شما و ایشان وجود دارد. میخواستم بدانم آیا آقای رئیس جمهور مشخصاً پیگیری مسائلی از حوزه نشر یا سینما را به شما ارجاع دادهاند؟
** در خاطر ندارم که به مورد خاصی اشاره کرده باشند یا برای پیگیری ارجاع داده باشند. تا امروز حتی یک مورد هم نداشتیم. حتی پیغامی هم از طرف ایشان در این زمینه مطرح نشده که مثلاً فلان آلبوم موسیقی یا فلان کتاب منتشره ایراد داشته یا نباید مجوز میدادید. یا حتی سفارش کنند که به کتابی مجوز بدهید، در این زمینهها چیزی نگفتند.
احساس من این است که رویه حاکم بر وزارت ارشاد را ایشان قبول دارند. شاید یکی از دلایلش هم طول مدت آشنایی ما با هم است. من از سال 1343 با ایشان آشنایی دارم. قبل از انقلاب در حوزه درس و بحث آشنایی داشتیم. در سالهای اولی که درس حوزه را شروع کردم، ایشان استاد من بود. بعد هم به تدریج در جریانات انقلاب همراهی داشتیم. بعد از انقلاب هم 3 سال در شورای سرپرستی با هم همکار بودیم. بعد در شورای امنیت ملی یکی، دو سال در حوزه فرهنگی، اجتماعی دبیرخانه با ایشان همکاری داشتم. بعد از آن هم در طول سه سال اخیر در مرکز تحقیقات استراتژیک همکاری داشتیم، یعنی همدیگر را درک میکنیم و دقیقاً خلقیات و افکار یکدیگر را میشناسیم.
* برخی از اصحاب فرهنگ معتقدند که دولت بر حوزه دیپلماسی و اقتصاد متمرکز است و تا الان مجالی برای پرداختن به حوزه فرهنگ پیدا نکرده. شما که در جمع کابینه حضور دارید، واقعاً چنین خلأیی را حس میکنید؟ آقای روحانی و مجموعه دولت در این روزها که همه چیز با دیپلماسی و اقتصاد شروع میشود، اصلاً فرصتی برای پرداختن به فرهنگ دارند؟
** البته هر یک از وزرا به کار خودشان مشغول هستند، ولی حرف شما تا حدی درست است و فضای عمومی کابینه به بحث اقتصاد و بهبود وضعیت معیشت مردم، شکوفا کردن تولید و حل و فصل مشکلات اقتصادی در حوزه تولید، تجارت و صادرات کشور اختصاص دارد. کار دیپلماسی هم اگرچه به عموم وزرا مربوط نمیشود، اما سهم بالایی در بحثهای کابینه دارد. به نظرم بخش عمده وقت رئیس جمهور را به خود اختصاص میدهد. به هر حال طبیعی است که مسائل اقتصادی اکنون به مسائل خارجی متصل است و ناشی از مشکلاتی است که بر اثر تحریم به کشور تحمیل شدهاند و تا آن مسائل حل و فصل نشود، ما در داخل در حوزه اقتصاد هرچقدر هم تلاش کنیم، خیلی نمیتواند مؤثر واقع شود.
* تا قبل از دوره ریاست آقای روحانی، وزارت ارشاد هم سیاستگذار بوده و هم عامل اجرایی. حالا آقای روحانی آمدهاند و از کاهش تصدیگری دولت بر حوزه اجرایی فرهنگ حرف میزنند و تأکید میکنند که ارشاد باید نقش سیاستگذار داشته باشد و بخش اجرا را به NGOهای مردمی و نهادهای خصوصی بسپارد. آیا ارشاد باز هم میخواهد در عرصه فرهنگ به عنوان یک عامل اجرایی وارد شود؟
** به نظر من در دوره قبل، این فکر که کل کار باید در کنترل دولت باشد، وجود داشته است. علیرغم این شعار که کارها را باید به بخش خصوصی واگذار کنیم. واقعیت این است که اگرچه اصل 44، واگذاری امور به بخش خصوصی را الزام کرده است، اما عملاً واگذاریها به دستگاههای عمومی یا شبهدولتی انجام شده است. شاید بشود گفت آن چیزی که به بخش خصوصی واقعی واگذار شده، در حد 5 درصد بوده است و اگر با تسامح حرف بزنیم، باید بگوییم آنجا در حد خصوصی و نیمه خصوصی به اندازه 15 درصد واگذار شده است. اینها دستگاههای عمومی هستند و در حوزه فرهنگ هم به همین نحو بوده و کل کارهایی که اکنون انجام میشود، خود وزارتخانه متولی آن است. جشنوارهها را خود وزارتخانه برگزار میکند. هر کار عمومی که قابل واگذاری هم هست، اکنون دولت انجام میدهد و حتی در مورد فیلمسازی بخشی از فیلمها را وزارت ارشاد دارد کمک میکند تا ساخته شود و این نقص عمدهای است.
* در برنامههایتان این دیده شده که به سمت کاهش این سهم باشید؟
** باید به تدریج این وابستگیها را از بین ببریم تا بخش خصوصی بتواند روی پای خودش بایستد. گاهی برخی سینماگران میگویند شما برای ما محدودیت ایجاد نکنید، کمک مالی هم نمیخواهیم و خودمان اجرا میکنیم.
* یعنی واقعاً میخواهید اجرا را به بخش خصوصی واگذار کنید؟
** بله، اما باید به تمام بحثهایی که کردم،یک تبصره جدی وارد کنم. اینطور نیست که ما دنبال ولنگاری و بیبند و باری و آزادی مطلق و پشتسر گذاشتن و دور زدن قانون باشیم. یعنی سعی ما بر این است که در حوزه کتاب، مطبوعات، سینما و سایر فعالیتهای هنری دقیقاً طبق قانون عمل میکنیم. قانون محدودیتهایی را وضع کرده و ما طبق آن عمل کنیم و سلیقهای عمل کردن را قبول نداریم. بنابراین خیلی از مواردی که در حوزه فیلم و کتاب توقیف شده را بازبینی میکنیم. آنچه که منطبق با قانون باشد، حق انتشار و نمایش دارد و اگر مشکلات غیرقابل اصلاح داشته باشد، ما هم با همان روش نگه میداریم. معیار ما قانون است، ولی برداشت سلیقهای نمیکنیم. یکی از گلایههای ناشران برداشت و تفسیر سلیقهای مدیران از قانون است. قانون میگوید: مسئولیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نافی مسئولیت ناشران نخواهد بود. یعنی اینکه اگر ناشر تخلف کرد و آنچه وزارت ارشاد غیرقابل شر میداند نشرداد باید با آن برخورد شود. برداشتی که در گذشته وجود داشته این بود که اصلاً ناشر حق ندارد کتاب غیرقابل چاپ را به وزارت ارشاد ارائه کند.
محکومیت و تعلیق برخی از ناشران به این علت بوده که مثلاً 20-10 کتاب برای مجوز نشریه ارشاد دادهاند که همگی غیرقابل چاپ تشخیص داده شدهاند.
* بعد، براساس اینکه ناشر کتاب غیرقابل چاپ به ارشاد داده (بدون آنکه آنها را منتشر کند) او را تعلیق میکردند، اما ما میگوییم اگر این کتابها را چاپ نکرده به چه دلیل محکومش میکنید؟
** نفس ارائه کتاب به ارشاد که باعث تعلیق نباید شود. این نوع برداشت سلیقهای از قانون است که باعث مشکلات درگذشته شده است.
* آدم صریحی هستید و در چند مورد با صراحت تمام حرف زدید. کرسی وزارت ارشاد هم از مناصب بسیار حساس است. قطعاً خودتان را برای چالشهای فراوانی آماده کردهاید.
** من برای خدمت به فرهنگ، به ارشاد آمدهام و به قانون متکی هستم.
* اگر بخواهید چالشها و مقاومتهایی را که پیش روی برنامههای شما قرار خواهند گرفت دستهبندی کنید فکر میکنید اصلیترین چالشها از کدام ناحیه خواهد بود؟
** یک بخش آن از طرف رسانههایی است که اصولاً این فکر را نمیپسندند یا با این دولت میانهای ندارند. آنها برایشان مهم نیست حرفی که زده میشود حق است یا نه. مهم این است که با آن مخالفت کنند. ما یک مجموعه زنجیرهای داریم که احساس میکنیم هر حرفی که بزنیم چه صریح باشد چه مبهم با آن مخالفت میشود و مورد نقد قرار میگیرد. بخش دیگری از این چالشها هم براساس جریانسازی همین نوع رسانهها شکل میگیرد و برخی از نمایندگان مجلس را تحت تأثیر قرار میدهد. رسانههای جریانساز اطلاعات کذب یا تحریف شده را در اختیار برخی از اصحاب سیاست قرار میدهند و چیزی را میسازند و براساس آن دیگران را به قضاوت میکشند. همین یکی، دو روز پیش که از قطر برگشتم یکی از جریاناتی که علاقه فراوانی به بحرانآفرینی دارد خبری را مربوط به هنرمندان در مورد گروه سگهای زرد در امریکا به وزارت ارشاد نسبت داد و مدعی شد که وزارت ارشاد برای این فوت شدگان یکصد میلیون تومان خرج کفن و دفن و مراسم کرده است که خبر از اساس کذب بود. وقتی این اطلاعات کذب منتشر میشود و بولتنسازان آنها را در اختیار مثلاً نمایندگان قرار میدهند، لااقل یکی، دو هفتهای تمام انرژی ستاد ما صرف این ماجرای خیالی میشود.
گاهی برخی موارد را تحریف میکنند. مثلاً از من راجع به تکخوانی خانمها میپرسند. من دقیقاً فتوایی که تعدادی از مراجع دادند را بیان کردم که تکخوانی خانمها در صورتی که مفسدهانگیز نباشد اشکالی ندارد و البته فرقی بین تکخوانی و جمعخوانی نیست بلکه مهم مفسدهانگیز بودنش است.
* شما سابقه طولانی در کارهای دیپلماتیک دارید و فکر نمیکنم که از سهم ایران در چرخه تبادلات فرهنگی جهان و حتی منطقه راضی باشید. درست میگویم؟
** باید محصولات فرهنگیمان را عرضه کنیم. در نمایشگاههای کتابی که در منطقه و در جهان برگزار میشود حضور حساب شده و فعال داشته باشیم. وقتی من در دوحه بودم وزیر فرهنگ آنجا گلهمند بود که ما وقتی نمایشگاه برگزار میکنیم شما کتاب فارسی میآورید طبعاً کسی نمیتواند آن را بخواند. گاهی برخی نهادها بعضی کتابهای خاص به این نمایشگاهها میبرند که حساسیتزا است. ما این همه کتاب در جهت تبلیغ فرهنگ ایران و اسلام در علوم انسانی به صورت ترجمه شده داریم که باید بتوانیم عرضه کنیم. در نمایشگاه فرانکفورت من توجه ویژه داشتم که خیلی فعال آنجا حضور پیدا کنیم و کتابها را بتوانیم عرضه کنیم. در حوزه موسیقی باید بتوانیم ارکستر سمفونیک ملی را در تالارهای کشورهای دیگر عرضه کنیم که هم معرف فرهنگ ما باشد و هم درآمد اقتصادی تولید کند.
فیلمهای سینمایی ما بسیار قابل عرضه هستند البته نمیخواهم از بعضی از محدودیتهایی که اروپاییها اعمال میکنند غفلت کنیم. ولی در هر صورت باید تلاش کنیم. رایزنهای فرهنگی ما باید در این زمینه فعالتر باشند. ما اکنون در حدود 80 - 70 نمایندگی فرهنگی در خارج داریم. اینها سرمایههای ما هستند که اگر درست هدایت شوند و امکانات در اختیارشان قرار داده شود میتوانند به خوبی فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی ما را به خارج عرضه و معرفی کنند.
در داخل کشور هم تنبلی میکنیم. برنامههای مختلفی که داریم (مثلاً یک گالری فاخر یا برنامه موسیقی خوب یا فیلم مناسب) باید تمام سفرا را دعوت کنیم تا اینها را ببینند و بشنوند. اکنون کلیت پیشینه فرهنگ و تمدن ایران برای دنیا واضح است. حتی امریکاییها هم نمیتوانند آن را نادیده بگیرند چرا که بارها رؤسای جمهور و وزرای خارجه امریکا علیرغم همه خصومتشان تأکید کردهاند که ملت ایران ملت با تمدن و فرهنگ است. پس ما هم باید عرضه کنیم تا اینگونه نشود که بگویند آنها در گذشته فرهنگ و تمدن داشتهاند اما الان چیزی باقی نمانده. پس باید امروز هم خودمان را نشان دهیم.
هنرمندان میتوانند در گالریهای بزرگ دنیا مشارکت کنند و در کنار آن بحث اقتصاد فرهنگ را پی بگیرند که بحث مفصلی است و باید به آن پرداخت. این مسأله میتواند برای هنرمند آنقدر سودآور باشد که او روی پای خودش بایستد و دیگر نیازی به کمک دیگران یا صندوق حمایت از هنرمندان نداشته باشد.
* فضای عمومی مطبوعات را چطور میبینید؟ اصلاً از نظر شما تراز مطبوعات سالم چه مشخصاتی دارد؟
** من در مجموع روزنامههای ایران را حتی در مقایسه با برخی کشورهای منطقه از نظر کیفیت در حد انتظار نمیبینم شک نیست که تعداد مطبوعات ما چشمگیر است اما از جهت کیفی هنوز فاصله داریم. روزنامههای جهان به سرعت به سمت جامعنگری حرکت میکنند و حوزههای سیاسی و اقتصادی را به شکل تخصصی و بسیار کارشناسانه پوشش میدهند و حتی ستوننویسهای ثابت روزانه دارند. ما هم این نگاه جامع و کارشناسانه را به طور نسبی داریم اما هنوز فاصلهها باقی است.
* روزنامههای کشور را چقدر حرفهای میدانید؟
** گفتم که فاصله داریم. مثلاً روزنامههای جهان به اخبار بهداشت و درمان یا فناوری یا مطالب علمی به همان اندازه توجه میکنند که به مسائل سیاسی و اقتصادی، در حالی که ما مطبوعات سیاسی را بیشتر میپسندیم. روزنامههای جهان اطلاع رسانی و در عین حال تحلیلهای مناسبی دارند اما من اینها را در مطبوعات داخل کمتر میبینم.
* شما چقدر روزنامهها را منبع موثقی برای خبر میدانید؟
** هنوز هم روزنامه، مرجعیت خبری خود را حفظ کرده اما متأسفانه خبرنگاران روزنامهها بعضاً گرفتار تکرار شدهاند. بسیاری از خبرنگاران ما لازم است آموزشهای لازم تکمیلی را بگذرانند. حتی به لحاظ ویرایشی و ادبی هم روزنامهها نیازمند ارتقا هستند.
* و البته اصحاب مطبوعات هم مطالبه امنیت بیشتر برای کار دارند.
** اصلاً یکی از رسالتهای وزارت ارشاد که منطبق قانون اساسی است فراهم کردن و بسترسازی برای آزادی بیان در مطبوعات است. ما به عنوان ارشاد موظفیم که آزادی بیان را تضمین کنیم و تا جایی که خلاف قانون انجام نشده با روزنامهها برخورد نشود. رسالت اولیه ارشاد، دفاع از رسانه در چارچوب قانون است و هرگاه کار به مراحل قضایی برسد کاملاً مراقب است که حافظ حقوق مطبوعات باشد.
سپاسگزاریم.