صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۱:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۳۳۶
«مهدی نمایی و سیر تاریخی آن» در گفت‌و‌گو با عباس سلیمی نمین
مقدمه: گروه اندیشه - اندیشه و باور به ظهور منجی، پیشینه‌ای به بلندای تاریخ بشر دارد؛ اما «مهدویت» که ریشه در آموزه‌های اسلامی دارد، با ساختار منسجم خود، کارکرد ویژه‌ای به جوامع شیعی بخشیده است. «مهدویت» به واقع نوعی فلسفه امید است که مؤمنان را در حرکت خود به آرمانشهر شیعی که در آن امام معصوم در رأس قرار گرفته، رهنمون می‌سازد. از سوی دیگر – همانگونه که پژوهشگرانی چون هانری کربن اشاره داشته‌اند - «مهدویت» فلسفه تاریخ ویژه‌ای را باز می‌تاباند که به کل تاریخ شیعه معنا می‌دهد. با این حال، شاید هیچ اندیشه‌ای به سان «مهدویت» در تاریخ اسلام مورد سوءاستفاده قرار نگرفته باشد و جالب است که از همان ابتدای طرح آن توسط امامان، سکه‌های تقلبی آن به بازار آمد. شناسایی و تحلیل عوامل پیدایی و رواج تفکرات غیراصیل در حوزه مهدویت یا آنچه در این گفت‌و‌گو به عنوان «مهدی نمایی» از آن یاد شده، بی‌تردید ریشه در شرایطی دارد که بر آن شدیم تا آن را با عباس سلیمی نمین، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر و رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر مطرح سازیم. حاصل این گفت‌و‌گو را می‌خوانیم.

* در آغاز بحث لطفا درباره چگونگی پیدایی و گسترش ایده «مهدی نمایی» صحبت کنید و علت‌ها و انگیزه‌های تاریخی پیدایی آن را بازشناسید؟

** سوءاستفاده از هر پدیده‌ای به میزان اهمیت آن برمی‌گردد. در ارتباط با بحث اعتقاد به منجی، قطعا جایگاه بسیار مستحکمی در جامعه دارد که عده‌ای با توسل به آن می‌خواهند از آن سوءاستفاده کنند. اعتقاد به منجی، جایگاه عظیمی در جامعه ما دارد. البته با مطالعه در ادیان گوناگون هم می‌توان این جایگاه را رصد کرد. هر نهضت فکری بدون استمرار، ابتر خواهد ماند. اعتقاد به منجی بسیاری از آفت‌هایی را که می‌تواند برای پیروان یک نهضت متصور باشد، از آنها دور می‌سازد. یکی از این وادی‌هایی که به واسطه این آفت‌ها می‌تواند گریبانگیر پیروان یک نهضت بشود، بحث‌ «یأس» است.

در خیزش‌های اجتماعی در مقابله با پلیدی و زشتی، همواره این حالت می‌تواند بر انسان مستولی شود که مقابله با پلشتی و زشتی امکان‌پذیر نیست و خود این یأس سبب تقویت پلشتی شود. بنابراین در مبارزه با مظاهر پلیدی، یأس نقش بسیار بنیادینی ایفا می‌کند. اما اگر کسی به «مهدویت» اعتقاد داشته باشد، هرگز دچار یأس نمی‌شود؛ زیرا در نهایت باورش بر این خواهد بود که پلشتی و زشتی در جامعه محکوم به فناست. از جمله پدیده‌های دیگری که می‌توان به عنوان آفت برشمرد، این است که هر چه در مبارزه، مسائل پیچیده‌تر شود، امکان گم کردن مرزبندی برای نیروهای جامعه بیشتر متصور است. اعتقاد به مهدویت، چون نیروهای معتقد به یک باور را همواره به روز نگه می‌دارد، امکان مخدوش شدن صف‌بندی آن به حداقل می‌رسد.

اعتقاد به ظهور منجی همچنین می‌تواند منافع بسیار زیادی برای جامعه داشته باشد که به علت طولانی شدن بحث از آن درمی‌گذرم. فردی که معتقد به ظهور است، مقوله امر به معروف و نهی از منکر همیشه در وی زنده است. این نکته خیلی مهم است؛ زیرا یکی دیگر از آفات اجتماعی، بی‌تفاوتی افراد نسبت به یکدیگر و سرنوشت جامعه است. فرد معتقد به منجی نسبت به سرنوشت جامعه‌اش بی‌اعتنا نخواهد بود. بی‌تفاوتی یکی از آفت‌های جدی‌ای است که یا دولتمردان، انسان‌ها را در وادی آن (بی‌تفاوتی) قرار می‌دهند یا دنیاطلبی منجر به آن می‌شود. دولتمردان برای آنکه از نظارت مردم در تصمیم‌گیری‌ها بکاهند، مردم را به بی‌تفاوتی نسبت به عملکردها، ایده‌ها و برنامه‌ریزی‌ها سوق می‌دهند. اعتقاد به منجی به شدت بازدارنده است و جامعه را در ارتباط با خودش فعال نگه می‌دارد.

* از تأثیرات مثبت منجی‌گرایی و به ویژه ایده «مهدویت» سخن گفتید و آن را سبب مصونیت یافتن جامعه در برابر آفت‌های درونی و بیرونی و پیامدهای آن که به شکل بحران‌های اجتماعی و فرهنگی تجربه می‌شود، دانستید. نکته مهم این است که خود اندیشه و باور «مهدویت» برای مقابله با بحران‌ها و نومیدی حاصل از آن آمده است. پس چگونه عده‌ای در اوج بحران‌ها و یأس حاصل از آن به «مهدی نمایان» روی می‌آورند و از اصل اعتقاد دور می‌شوند؟

** پیش از پاسخ به این پرسش، باید موضوعی را روشن سازم. از آنجایی که اعتقاد به مهدویت تأثیرات عمیقی بر جامعه می‌گذارد، به طور طبیعی قدرت‌هایی که می‌خواهند بر جامعه سلطه یابند، با جایگاه چنین اعتقادی، مشکل دارند. افزون بر این بحث، چون اعتقاد به منجی دارای جایگاه والایی است، افراد سوءاستفاده‌کننده هم برای آنکه جایگاه خود را در جامعه ترفیع دهند، درصدد این برمی‌آیند که به نوعی خودشان را رابط بین منجی و توده‌های مردم قلمداد کنند. بنابراین 2 رویکرد ناسالم را در این زمینه (مهدویت) شاهدیم؛ یکی افراد سوءاستفاده‌کننده و دیگر، قدرت‌هایی که چنین باوری را در تعارض با مصالح نامشروع خود می‌پندارند. البته نمی‌توان منکر موارد بسیار اندکی در تاریخ شدد که افراد از روی توهم یا برخی جهالت‌ها در این وادی غلتیده‌اند که خیلی با آن درگیر نیستیم. از این رو، بیشتر با مقوله عامدانه این مسئله رویاروییم.

وقتی نسبت به چنین بحثی واقف باشیم و این دو رویکرد را به عنوان آفت در حوزه اعتقاد به «مهدویت» بازشناسیم، طبیعتا بحثی را هم که شما در پرسش‌تان مطرح کردید، قابل درک خواهد بود. همواره پس از یک شسکت سیاسی بحث «یأس» می‌تواند مطرح شود. مثلا در دوران کوتاه پس از کودتای 28 مرداد، یک رویکرد به «مهدویت» را به صورت انحرافی شاهد بودیم. در این زمینه فردی به نام آقای حلبی مطرح شد. او در زمره مبارزانی بود که پیش از کودتای 28 مرداد به شدت با انگلیسی‌ها و عناصر دست‌نشانده آنها، مقابله می‌کرد، اما پس از کودتای 28 مرداد، دچار یأس سیاسی شد و در نهایت در وادی‌ای قرار گرفت که می‌توان آن را از انحرافات اعتقاد به منجی برشمرد. گاهی وقت‌ها شرایط به لحاظ سیاسی برای جامعه چنان سخت می‌شود که سبب ایجاد برداشت‌ها و رویکردهای غلط از منجی می‌شود.

گاهی وقت‌ها شرایط اقتصادی، دشوار می‌شود که برای نمونه می‌توان به  دوران پیش از مشروطه اشاره داشت. همین مسئله مقدمه‌ای شد برای افراد سوءاستفاده‌گری چون سیدعلی محمد شیرازی(باب) و میرزا حسینعلی نوری. آنچه می‌تواند در این وادی مشکل‌آفرین باشد، پیوند بین عناصر سوءاستفاده‌کننده با قدرت‌های بیگانه است.

* یکی از فلسفه‌های وجودی «مهدویت» ـ و شاید بنیادی‌ترین آن – مقابله با یأسی است که جامعه در مسیر پیشرفت و تحول خود ممکن است با آن مواجه شود. در واقع نوعی فلسفه امید است که می تواند در بحران‌ها و گرانیگاه‌های اجتماعی و سیاسی، دستگیر مؤمنان باشد. از قضا کل اندیشه «مهدی نمایی» نیز در چنین وضعیتی (یأس و بحران) نمودار می‌شود؛ یعنی درست در وضعیتی که اصل اندیشه و اعتقاد «مهدویت» باید کارکرد خود را نشان دهد.

** وقتی سخن از سوءاستفاده می‌شود، مقصود طراحی‌ای است که تشخیص آن برای توده‌ها دشوار می‌شود. درست در شرایطی که جامعه به اندیشه اصیل «مهدویت» نیاز دارد، یک سکه جعلی ارائه می‌شود. در واقع اگر در شرایطی که جامعه برای تداوم حیات سیاسی و اجتماعی خود به این اندیشه اصیل نیاز دارد، سکه جعلی (مهدی نمایی) ارائه شود، امکان پذیرش آن هم علی القاعده بیشتر خواهد شد. وقتی نیاز جامعه به حقیقت و ارزشی بالا می‌رود، طبیعی است که سکه‌های تقلبی هم رایج می‌شود.

* ارزیابی شما از مسائلی که در این ارتباط در سال‌های اخیر در جامعه ما رخ داده است، چیست؟ آیا آنها را بیشتر ناشی از یک یأس سیاسی – اجتماعی می‌دانید؟

** من این مسئله را ناشی از یک نوع برنامه‌ریزی برای سوءاستفاده از باور به منجی می‌دانم.

* آیا می‌توان رگه‌های مشخص و مشترکی بین حرکت کنونی با جریان‌های پیشین در زمینه «مهدی نمایی» یافت؟

** در امر سوءاستفاده از یک باور اصیل، بیشتر با فریب و ترفند سروکار داریم. وقتی از ارزشی سوءاستفاده می‌شود، اولین چیزی که در سوءاستفاده‌کنندگان نفی می‌شود، باور به آن ارزش است. روی سخنم در اینجا با افراد متوهم نیست. با این حال در میان افرادی که در سال‌های اخیر در این وادی وارد شدند، عده‌ای را دارای برنامه‌ریزی می‌دانم و عده‌ای دیگر را دچار توهم. مابین این دو تفکیک قائل می‌شویم. به نظرم اصل کسانی که میدان‌دار این قضیه هستند، هیچ اعتقادی به منجی ندارند و به صورت برنامه‌ریزی شده درصدد فراهم‌سازی بستری جهت سوءاستفاده از این اعتقاد اصیل برمی‌آیند.

* یکی از کارکردهای بنیادین «مهدویت»، سیاسی است. ساختار سیاسی و حاکمیتی باید به چه نحو باشد تا چنین دیدگاه‌هایی زمینه ظهور نیابند؟

** اتفاقا ساختار سیاسی نباید در خط مقدم اینگونه مسائل قرار گیرد. باید ساختار اعتقادی ما در خط مقدم این مسئله واقع شود. اگر ساختار سیاسی وارد شود، شاید مسائل را دشوارتر کند.

درست است که در جامعه ما ساختار سیاسی و ساختار اعتقادی خیلی قابل تفکیک نیستند و دارای پیوندهای معناداری هستند اما به نظرم در مسائل اعتقادی نباید صرفاً از جایگاه سیاسی استفاده کرد. مسائل اعتقادی را باید به جایگاه‌هایی که ذی‌ربط هستند، سوق داد. البته اگر به جایی رسیدیم که یک اراده سیاسی را پشت این قضیه دیدیم، بی‌تردید باید از نقطه‌نظر سیاسی هم وارد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: