صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۳۴۷

عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس هفتم است که این روزها بیش از آنکه به کارهای اجرایی و حضور در مسئولیت‌های اینچنینی بپردازد، به مطالعه و کارهای پژوهشی می‌پردازد. وی گفتگوی مشروحی را انجام داده که در بخشی از آن آمده است؛ ما به جامعیت انقلاب اسلامی باور داریم، یعنی حقوق شهروندی به تمام معنا در انقلاب لحاظ شده است، انقلاب اسلامی جمع آزادی، عدالت و معنویت است. حالا کسی می‌خواهد بیشتر به آزادی انقلاب توجه کند و دیگری به عدالت اقتصادی آن، چه اشکالی دارد؟

اینکه با هم رقابت می‌کنند و یکی از آنها پیروز می‌شود که اشکالی ندارد، اما نباید به طرف دیگر بگوییم تو ضدانقلابی و بیرون برو. ممکن است امروز ببازم اما فردا برنده شوم. مهم این است که یک رقابت درون پارادایمی وجود داشته باشد. او می‌گوید من به انقلاب التزام دارم، اما من می‌خواهم از حق آزادی‌ام ذیل انقلاب اسلامی استفاده کنم، می‌خواهم پرسش آزاد داشته باشم، می‌خواهم حرف‌هایم را بزنم، بنابراین نباید به او ضدانقلاب گفت. زیرا ملتزم به مبانی است و باید صلاحیتش تایید شود.

معنی مردمسالاری دینی

اما کسی که انقلاب، مبانی و ارکان انقلاب اسلامی را قبول ندارد، ‌مسئله‌اش فرق می‌کند. او برای عهده‌دار شدن یک سمت کلیدی رسمی به دلیل آنکه مبانی را قبول ندارد، صلاحیت ندارد. اما حق شهروندی دارد و می‌تواند در عرصه عمومی فعالیت کند. اما برای زمامداری رسمی باید ویژگی‌‌هایی داشته باشد و این معنای مردم‌سالاری دینی است. اینکه بگوئیم چون با سلیقه من سازگار نیست، پس انقلابی نیست حرف درستی نیست. وقتی من شما را به بازی بگیرم شما نیز مرا به بازی می‌گیرید. اگر من شما را به بازی نگیرم کجا زمینه همکاری را فراهم کرده‌ام؟ من اگر به شما و تعلقات شما بی‌اعتنا باشم، شما نیز به هنجارهای من بی‌اعتنا خواهید شد.

قیمومیت سیاسی جایز نیست

عده‌ای متوجه نیستند و تصور می‌کنند منجی و وکیل وصی مردم هستند، فکر می‌کنند قیم‌اند. قیمومیت سیاسی تحت هیچ شرایطی جایز نیست. بلکه حقوق، مسئولیت و تکلیف داریم. هر کسی باید تکالیف خود را انجام دهد.

شلاق نقد باید همیشه باشد

نکته دیگری که باید عرض کنم، اهمیت نقد درون گفتمانی است. خود مکتب امام گفتمان انقلاب اسلامی است که می‌توانیم براساس آن، سیاست‌ها و رفتارها را نقد کنیم. بنابراین هر رفتاری با آن مطابقت داشت مورد تایید است و هر کدام مطابقت نداشت باید نقد شود. این شلاق نقد باید همواره تن جمهوری اسلامی را نوازش کند. چرا که نظام ما دینی است و آقایان ممکن است دچار توهم بشوند و اگر نظارت و نقادی نباشد خیال می‌کنند خبری است. قبل از اینکه آقایان به قدرت برسند هیچ جزوه دینی از آنها ندیدم، اما با رسیدن به قدرت تفسیر دین می‌کنند.

اصولگرای واقعی چه کسی است؟

نکته بعد نگاه جامع به حقوق شهروندی است. این یک نکته اساسی است که باید به آن توجه شود لذا زمانی می‌توانیم درک درستی از عدالت داشته باشیم که شامل آزادی هم باشد. اگر ما عدالت را با حق پیوند دهیم و حق را در معنای جامعش لحاظ کنیم و به عنوان حقوق شهروندی که ابعاد فردی، گروهی و اجتماعی دارد، به آن بنگریم، هم آزادی، هم حقوق گروهی و مشارکت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و هم ثبات سیاسی، امنیت ملی، عدالت اجتماعی و حقوق فرهنگی را دربرمی‌گیرد. در این صورت عدالت و آزادی قابل جمع خواهند بود و تعارضی که در نظام‌های غربی بین آزادی و عدالت هست، در نظام جمهوری اسلامی می‌تواند رنگ ببازد. توقع من این است که اصولگرایی واقعی، این ویژگی‌های را داشته باشد.

به هر حال بعد از جنگ ما به یک پارادایمی پناه آوردیم که با نقدها و اشکالاتی جدی همراه بود و یک پراگماتیسم و عمل‌گرایی باب شد. افروغ در بخش دیگر از اظهاراتش می‌گوید: در این دوره با چالش‌های توده‌وار مثل خرافه‌گرایی، عاطفه‌گرایی، قشری‌گری، عوام‌زدگی، انتظارگرایی‌های نامعقول و غیرمستند، تمثال‌گرایی و در کل ابزارگویی توده‌وار مواجه شدیم. همان عمل‌گرایی و ابزارگرایی بعد از جنگ دوباره تکرار شد. منتها در قلب جدید و با پشتوانه باورهای دینی و در نتیجه غلبه اقتصادزدگی و سیاست‌زدگی با توجیهات دینی بر اخلاق. ظهور فزاینده نقد درون گفتمانی در سطح کلان خود یکی از واقعیت‌های قابل قبول این دوره در مقایسه با دوران گذشته است.

از موسوی دعوت کردم

اینکه اصولگرایان خودکشی دسته‌جمعی نکردند و در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با یک کاندیدا وارد مبارزات انتخاباتی نشدند یک اتفاق مبارکی بود که بعدها اهمیتش بیشتر معلوم خواهد شد. تمام تلاش من این بود که برای حضور حداکثری مردم کاندیداهای متعدد بیایند و واقعیت طیفی جامعه نمود پیدا کند. احساس می‌کردم اگر آقای خاتمی بیاید هم باعث اجماع در اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان می‌شود و این مغایر با واقعیت طیفی جامعه و حضور حداکثری است. لذا در نمایشگاه مطبوعات از آقای میرحسین موسوی دعوت کردم، چون می‌دانستم در این صورت با تکثر کاندیداها در دو جناح روبرو خواهیم شد و همین اتفاق هم افتاد. راجع به بقیه موارد و ویژگی‌های مثبت و منفی شما را به همان منبع قبلی ارجاع می‌دهم.

وی در خصوص انتخابات 88 می‌گوید: در خصوص جریانات بعد از انتخابات 88 پرونده‌هایی باز شده است، اینها باید تکلیفشان یا حقوقی یا اخلاقی معلوم شود. کیفرخواست‌هایی تنظیم شده است و این کیفر خواست عمدتا حکایت از مخملی بودن اعتراضات می‌کند و عده‌ای در مظان اتهام هستند. خوب، باید دادگاه تشکیل شود و به آن رسیدگی شود. اسناد محکمه‌پسند رو شود و افراد نیز فرصت دفاع داشته باشند و احکام لازم صادر و اجرا شود و اگر سند محکمه‌پسندی در مورد طرفین دعوا وجود ندارد، اعلام کنیم و قضیه را فیصله دهیم.

فله‌ای برخورد نشود

بنابراین تا موقعی که این پرونده‌ها نیمه‌باز هستند، چه موضعی می‌توان گرفت؟ این مسائل اخیر، متهمان مختلفی دارد، لذا همه کسانی که متهم هستند باید تکلیفشان مشخص شود و نباید فله‌ای با آنها برخورد کرد. قانون و نظام قضایی باید مشخص کند که چه کسانی مجرم هستند و اگر کسانی مجرم نیستند، چرا نباید از حق قانونی خود استفاده کنند و کاندیدا نشوند؟

کسی که آبروی افراد را هم می‌برد، آبروی نظام را برده است

افروغ همچنین می‌گوید: من به اصل نظارت شورای نگهبان باور دارم. چون هم قانونی است و هم لازمه مردم‌سالاری دینی است. ولی ممکن است در شکل و مکانیزم‌های آن نقدهایی داشته باشم. اگر کسی ساختار شورای نگهبان را زیر سؤال می‌برد و این نهاد مهم را تخریب می‌کند مسلماً صلاحیت کاندیدا شدن برای انتخابات را ندارد. من شکی در این ندارم. به هر حال هر کس که به لحاظ قانونی برانداز تفسیر شود، مسلم است که حق کاندیدا شدن ندارد.

ممکن است کسی مستقیم آبرو و حیثیت نظام را ببرد و کسی دیگر زمینه این آبروریزی‌ها را فراهم کرده باشد. کسی که آبروی افراد را هم می‌برد، آبروی نظام را برده است. آن کسی هم که فساد اقتصادی می‌کند. و از روابط قدرت – ثروت بهره‌مند می‌شود و مال‌اندوزی می‌کند او نیز آبروی نظام را برده است. آبروی نظام بردن مراتب دارد وقتی مراتب آن را دیدید، من هم تائید می‌کنم. بله یک مصداق آن کسانی هستند که مشروعیت و مقبولیت نظام را زیر سوال بردند.

انتخابات 88 همه باختند

در انتخابات هشتاد و هشت هیچ‌کس برد نکرد، همه بازنده بودند. بازی برد – باخت نبود بازی باخت – باخت بود. تنها مردم بودند که با حضور چشمگیر خود در انتخابات برنده اصلی به شمار می‌روند.

نباید تر و خشک را با هم سوزاند

نباید تر و خشک را با هم سوزاند. لذا مسئله پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. حرف‌های شعاری زدن کار دشواری نیست، اما باید مدبرانه به این پیچیدگی‌ها توجه کرد. مقام معظم رهبری به این پیچیدگی‌ها توجه دارند و زمانی که ظلم سکه رایج شده بود ایشان گفتند، ظلم روا نیست. و یا آن زمانی که هتاکی به اوج خود رسید، فرمودند این کار غلط اندر غلط است. بنابراین همه مسائل را باید با هم دید. رهنمودهای رهبری در این خصوص می‌تواند راهگشا باشد.

هر که در این بزم متملق‌تر بود مقرب‌تر بود

همیشه کاندیداها بحث تقلب را مطرح می‌کردند، اما هیچگاه این حوادث رخ نداد، چرا توجه نمی‌کنیم که در چهار سال گذشته قبل از انتخابات چه رخ داده است؟ نباید بدون توجه به این ریشه‌‌ها تنها به نمودهای ناموجه و موجه آن توجه کرد. در این 4 سال هر که در این بزم متملق‌تر بود مقرب‌تر بود. اینها را باید دید.

نباید به وکیل‌الدوله بودن افتخار کرد

بنابراین باید فتنه را ریشه‌یابی کرد و به در آمیختن حق و باطل دقت کرد. ما باید دو طرف معادله را ببینیم. در شرایط فعلی باید اقداماتی انجام داد که شاهد حضور حداکثری مردم باشیم و کاندیداها بتوانند خود را عرضه کنند، کاندیداها باید مستقل، پاک و در شأن مجلس باشند و به وکیل‌الدوله بودن خود افتخار نکنند. شخصاً معتقدم باید اعتمادسازی را بالا برد، هتاکی‌ها و تخریب‌های شخصیتی را تقلیل داد. مدعی‌العموم اخلاقی ما که قوه قضائیه است باید وارد عمل شود و با این بی‌اخلاقی‌ها برخورد کند.

شورای نگهبان باید وسعت نظر داشته باشد و از روش‌ها و مکانیزم‌های صحیحی برای تایید صلاحیت استفاده کند و اگر کسی ردصلاحیت می‌شود مستند باشد و کاندیدای ردصلاحیت شده نیز از دلایل مطلع باشد. نکته دیگر اینکه به پرونده‌های باز رسیدگی شود. در محاکمه تسریع شود و تکلیف آنها مشخص شود. در این صورت قطعاً در انتخابات شرایط خوبی خواهیم داشت و استقبال هم خوب خواهد بود.         

نام:
ایمیل:
نظر: