رئیسجمهوری سابق ایران در چهل و هفتمین نشست ماهانه تخصصی بنیاد باران ضمن تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آرزوی بهرهمندی همگان از برکات این ماه عزیز به تشریح فلسفه روزه و آثار آن بر جسم و روح آدمی پرداخت. به گزارش آفتاب، متن سخنان سیدمحمد خاتمی در پی میآید:
لفظ روزه در ذهن بسیاری از انسانها در درجه اول تداعیکننده گرسنگی و تشنگی است و بعد هم بسیاری مبطلات دیگر که همه میدانند. از سوی دیگر از ماه مبارک رمضان به ماه میهمانی خداوند تعبیر شده است و سؤال اینجا است که خداوند باری تعالی با چه چیز از میهمانان خود میزبانی میفرماید؟ با گرسنگی؟! معمولا وقتی صحبت از میهمانی میشود میزبان انواع خوردنیها و نوشیدنیهای مطلوب میهمان را فراهم میکند. آیا به راستی خداوند با گرسنگی و تشنگی از میهمان خود پذیرایی میکند؟ حقیقت چیست؟ در مورد گرسنگی ارادی و خودخواسته و خیراتی که دارد هم عارفان و معلمان اخلاق صحبتهای فراوان کردهاند و هم روایات بسیار و مطالب زیبایی در ادب و فرهنگ ایرانی و اسلامی وجود دارد که گرسنگی اختیاری را در روشن شدن دل و ضمیر آدمی مؤثر میداند. همه شما این بیت معروف صاحب سخن و معلم بزرگ سعدی را شنیدهاید که میگوید:
اندرون از طعام خالیدار
تا در او نور معرفت بینی
یکی از آثار گرسنگی نورانی شدن دل انسان و آمادگی یافتن برای پذیرش انوار لطف و فیض الهی است. با شکمبارگی انسان راهی به سوی معرفت و کمال نخواهد برد و گویی حجابی در مقابل چشم دل آنها ایجاد میشود که نمیتوانند آن حقیقت نورانی را ببینند و درک کنند. گرسنگی دل را آماده پذیرش انوار حقیقت الهی میکند. یا شعر پرمعنای مولانا که سالها با صدای دلنشین استاد بزرگوار محمدرضا شجریان در آستانه اذان مغرب پخش میشد:
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندهی لقمههای راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
امتحان کن چند روزی در صیام
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
اینها نمونههایی است که در عرفان و اخلاق اسلامی به آن اشاره شده و به صراحت اشاره میکند که گرسنگی و بخصوص گرسنگی اختیاری منشاء خیرات بسیار و نورانی شدن دل میشود. ولی آیا مراد اسلام از روزه پذیرایی از میهمانان این ضیافت با گرسنگی و تشنگی است یا هدف و منظور دیگری وجود داشته است؟ ما وقتی به قرآن رجوع میکنیم درمییابیم که خداوند برای روزه اهمیت بسیار زیادی قائل شده است. در میان ادیان الهی مشترکاتی وجود دارد که هویت ادیان الهی و توحیدی و ابراهیمی هم همین مشترکات است و آن همان است که خداوند میفرماید: دین فقط اسلام است، اسلام به معنی تسلیم در برابر ذات اقدس احدیت که علم و حکمت و جمال و کمال مطلق است. اما در میان ادیان اختلافاتی هم هست که عمدتا در شریعت است.
برای هر قوم و ملتی شریعتی گذاشته شده است و بسیاری از احکام شریعت در دین بعدی تکامل مییابد یا نفی میشود. مفاهیم نوظهور میکند و مفاهیم و موضوعاتی که وجود داشته از میان میرود. حتی در یک دین هم نسخ وجود دارد و احکامی در یک برهه از زمان وجود داشته و در برههای دیگر نسخ میشود و با وجود اجتهاد در اسلام که بخصوص تشیع به آن پایبند است همواره شریعت میتواند پویا و نوشونده باشد، نه اینکه احکام الهی دگرگون شوند، بلکه به مقتضای موضوعات و شرایط زمان و مکان احکام جدیدی صادر میشود یا دیدگاه عالم نسبت به موضوعات تغییر میکند و منجر به کشف جدیدی از احکام الهی میشود و بنابراین شریعت پویا است، البته با معیارهای خاص خود نه با بوالهوسی و اختلاف میان ادیان نیز در شریعت و احکام است.
اما در این آیه مبارکه خداوند تأکید میکند که روزه همانطور که بر شما واجب شده، بر امتهای پیشین نیز واجب شده بوده است. یعنی حکمی است عبادی که مانند اصول، مشترک میان ادیان توحیدی و تمام ادیان الهی است. روزه از آن دسته فرایضی نبوده که در دینی وجود داشته باشد و در دین دیگر به کلی وجود نداشته باشد. روزه در میان احکام شریعتهای ادیان یکی از مشترکات است و این نشانگر اهمیت روزه است. به راستی مراد خداوند از این میهمانی چیست؟ ذیل همین آیه پاسخ این سؤال را روشن میکند. ماه رمضان ماه میهمانی خداست و سفره گسترده الهی روزه است و طعام و بهره انسان از این سفره "تقوا" است و مگر تقوا جوهر انسانیت انسان نیست؟ ما برای درک بهتر مسائل اعتقادی و احکام الهی باید ببینیم بینش ادیان الهی و بخصوص اسلام در مورد انسان چیست؟
ما اگر پاسخ این پرسش را دریابیم و بینش درستی در این مورد پیدا کنیم، زمینهای برای کشف حقایق بسیار گسترده عالم و ادیان الهی و پی بردن به معنای زندگی خواهیم یافت. چنانکه ما در قرآن میبینیم خداوند برای آفرینش هدفی معین کرده است که به زیباترین وجهی در شعر حافظ به آن اشاره شده است:
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
"ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"؛ خلقت برای پرستشگری و عبادتگری انسان است و پرستش اوج عشق و تجلی عشق است. این عبادت یقیناً برای درک سعادت است. ایمان بیاورید و دعوت مرا استجابت کنید تا رشد کنید که همانا سعادت جاودان هم مساوق و مساوی با کمال (و رشد) است. بحثهای گستردهای که از قدیم تا به حال در باب معنای واقعی سعادت میان فلاسفه و عارفان و معلمان اخلاق در گرفته به این نکته اشاره دارد که سعادت واقعی درک کمال است. در ادیان الهی و بخصوص اسلام کمال عبارت است از قرب به حضرت حق. یعنی هر اندازه که انسان به خدا نزدیکتر شود کاملتر میشود و هر اندازه که کاملتر شد سعادتمندتر میشود.
و عبادت راهی است برای قرب به حق. البته خدا به انسان نزدیک است. این انسان است که گاهی روی از خدا برمیگرداند. انسان است که باید قرب پیدا کند به ذات حق و آگاهانه این قرب را درک کند. هدف از آفرینش عبادت است و هدف عبادت کمال است و کمال آدمی در قرب حضرت حق است. این چکیدهای است که میتوان از تعلیمات ادیان الهی به دست آورد. بزرگترین و مهمترین راه تقرب به خدا و بریدن از زمین و خواهشهای نفسانی، تقوا است. تقوا یعنی انسان از تن خویش و از این جان مرکب راهواری بسازد برای سیر به سوی کمال. به نظر من بهره و طعامی که در این ماه میهمانی الهی نصیب انسان میشود تقوا است و تقوا راه رسیدن آدمی به کمال است. آنچه که ما از قرآن در مورد انسان برداشت میکنیم این است که انسان آفریده برتر هستی است.
با رجوع به آموزههای متعالی اسلامی در قرآن یا در نهجالبلاغه یا بیانات بزرگان دین اینگونه به نظر میرسد که تمامی شگفتيهای عالم و تمامی عظمت و دقت به کار گرفته در آفرینش هستی و تمامی یافتههای انسان از هستی که یک هزارم آنچه هست را نیز در برنمیگیرد برای این برپا شده که موجودی به نام انسان در متن این آفرینش بزرگ طلوع و رشد کند. یعنی انسان یک طف و همه آفرینش یک طرف و حتی بالاتر از آن، تمام آفرینش مقدمهای برای پیدایش این موجود شگفتانگیز که خلیفه خدا در زمین است به حساب میآید. انسان باید تلاش بسیار بکند تا بتواند به مرحله کمال که متخلق شدن به اخلاق الهی و پیوند خوردن اراده او به اراده الهی است، برسد. آنجایی که در حدیث قدسی اینگونه تصویر میشود که حضرت حق میفرماید «بنده من به جایی میرسد که من چشم او میشوم که با آن میبیند و من زبان او میشوم که با آن سخن میگوید و من گوش او میشوم که با آن میشنود».
اگر این انسان موردنظر اسلام است و اگر هدف خلقت عبادت است و اگر عبادت برای رسیدن به کمال است، راهی که این عبادت و این سیر به کمال را هموار و بلکه ممکن میکند تقوای الهی است که جوهر انسانیت است و روزه راهی است برای رسیدن به تقوای الهی، همانطور که خداوند میفرماید: روزه بر شما واجب شد چنانکه بر پیشینیان شما؛ باشد که شما اهل تقوا شوید. تقوا هدفی است که خداوند از قرار دادن روزه مراد کرده است و امیدواریم که خداوند همه ما را موفق به رسیدن به تقوای الهی بدارد. انشاءالله که خداوند به همه توفیق درک این ماه و درک برکات روزه و تقوا را عنایت فرماید.