صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۵:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۳۹۴

خسرو معتضد
پس از وقايع بحرين پيشنهاد عجيبي مطرح شد داير بر اين كه روياروي عربستان قرار بگيريم نمي‌دانم چرا وقتي اين پيشنهاد را خواندم ياد چند گروهكي افتادم كه در روزهاي پس از به پيروزي رسيدن انقلاب ناگهان از گرد راه رسيده و براي اينكه ارتش را فروپاشند و دست دولت را از نيروهاي مسلح ايران با آن همه تجهيزات و تسليحات و هواپيماهاي مدرن و سوپر مدرن آن زمان و تانك‌هاي چيفتن و زره‌پوش‌ها و توپخانه و موشك‌ها محروم كنند در روزنامه‌هايشان پيشنهاد مي‌كردند دولت انقلاب كه ادعا مي‌كند با رژيم صهيونيستي در حال مقابله است خوبست همين دو سه روزه تمام ارتش ايران را با هواپيما و تانك‌ها و موشك‌هايش بفرستد حمله كنند به تل‌آويو پدر يهودي‌ها را در بياورند و كار را تمام كنند.
اين ترفند مؤثر واقع نشد. امام هوشيار و بيدار نه تنها انحلال ارتش را كه برخي ماجراجويان و فرصت‌طلبان دنبال آن بودند و بعضي روي دستورهاي بيگانگان چه آمريكا، چه شوروي و چه عراق و بعضي روي عوام‌فريبي و ناداني چنين توصيه‌هايي مي‌كردند را نپذيرفتند بلكه پيشنهاد اعزام ارتش به سرزمين‌هاي اشغالي را هم بي‌مورد و غيرضروري دانستند و حيل و تزويرهاي گروهك‌ها نقش بر آب شد.
البته امروز پيشنهاد جنگ با عربستان سعودي از روي اغراض خاص نيست. شايد روي سادگي است و خوش‌خيالي. كشور بحرين كشوري است كه وابستگي‌هاي چند صد ساله با سعودي‌ها و اسلاف آنها دارد. اصلاً آل‌خليفه از عربستان به بحرين مهاجرت كرده و در آنجا نشو و نما نموده‌اند. اين پل بيست و پنج كيلومتري كه استان دمام را به بحرين با صرف 20 ميليارد دلار متصل مي‌كند، مصرفش فقط براي باده‌نوشي عصر پنجشنبه تا عصر جمعه خوشگذرانان سعودي نيست. باور نمي‌كنيد. اصلاً باور نمي‌كنيد كه مصرف الكل در عربستان همان سرزميني كه سيگار كشيدن تا چند سال پيش جزو گناهان كبيره محسوب مي‌شد به قدري اشاعه يافته كه عصر روزهاي پنجشنبه روي آن پل 25 كيلومتري صدها بل هزارها اتومبيل شيك و آخرين مدل سواري و ليموزين صف مي‌كشند تا از مرز بحرين بگذرند و وارد آن كشور 700 كيلومتر مربعي بشود و اتومبيل‌سواران بورژوا و نوكيسه ثروتمند از مسكرات لبي تر و سري گرم كنند.
در ميان اين كساني كه در كشورهايي چون عراق و پاكستان و افغانستان مثلاً دست به عمليات انتحاري مي‌زنند و با كشيدن ضامن چندين نارنجك و يا ديناميت خود را منفجر كرده عده‌اي را مي‌كشند من تا به حال از شيعيان كسي را نديده‌ام. اينها طالبان يا سلفي‌ها يا فداييان صدام هستند كه سال‌ها مغز آنها را در ديگ گذاشته و پخته‌اند.
خوب، عده‌اي سوار دو لنج مي‌شوند و مي‌خواهند حركت كنند به سوي بحرين بروند آنجا عمليات استشهادي يا انتحاري انجام دهند. آخر تا به حال ديده شده كسي كه مي‌خواهد خود را منفجر كند، قبلاً اعلام كند، روز روشن سوار كشتي شود. آيا بحرين يك جزيره نامسكون است. گارد ساحلي ندارد؟ نيروي دريايي ندارد، چهل پنجاه ناو و ناوشكن و رزمناو ناو هواپيمابر آمريكايي در اطراف آن لنگر نينداخته‌اند؟
خوشبختانه گارد ساحلي جمهوري اسلامي ايران جلوي حركت بي‌نتيجه اين دو لنج را گرفته و نگذاشت از آب‌هاي ساحلي ايران بيرون بروند. مي‌پرسيد پس چرا چند ماه پيش يك كشتي داوطلبان كمك‌هاي انساني و پزشكي به مردم غزه در مديترانه تا سواحل غزه پيش رفتند (البته هليكوپترها و ناوگان اسراييل به سرنشينان آن كشتي حمله كردند و عده‌اي را كشته و عده‌اي را زخمي كردند و افكار عمومي جهانيان عليه اسراييل برانگيخته شد) ملاحظه مي‌فرماييد آنها نگفتند مي‌رويم عمليات انتحاري بكنيم. گفتند مي‌رويم كمك‌هاي انساني كنيم. خواربار و دارو مي‌بريم. بنابراين وقتي كماندوهاي اسراييلي به آنها حمله كردند، كارشان، يعني كار اسراييلي‌ها جنايت عليه مردم بي‌دفاع و غير نظامي ناميده شد، اسراييل در افكار عمومي جهان محكوم گرديد و پشتيبان و دوست منطقه‌اي خود يعني تركيه را از دست داد. حالا آقايان و برادران عزيزي كه بلند مي‌شوند بروند در بحرين عمليات انتحاري انجام دهند، ‌تصور مي‌فرمايند وارد شدن به بحرين مانند وارد شدن به كيش و قشم است؟ آيا زمان، زمان رابينسون كروزوئه است؟
مفتيان آنها از قديم‌الايام فتاوي عجيبي عليه ايرانيان شيعه صادر كرده‌اند. تمام آن فتاوي موجود است. در زمان سلطنت شاه عباس اول معروف به كبير دامنه صدور فتاوي عليه ايران صفوي چنان بالا گرفت كه شاه صفوي كه اطلاعات دقيقي از اسلامبول و نيز از اوضاع عربستان داشت پس از مشورت با علماي بزرگ شيعه مدتي عزيمت براي اداي مراسم حج را تا تأمين جان و مال و ناموس زوار ايراني قدغن كرد و علماي بزرگ ايراني تصميم دولت صفويه را تأييد كردند تا چند سال بعد كه عثماني‌ها از ايران شكست خوردند ضمن تدوين قرارداد صلح، تضمين كردند جان و مال و ناموس زوار را در مقابل تهاجم گران سنگدل و غارت‌پيشه حفظ كنند. حال وقتي ما مي‌آييم و حكم كافر صادر مي‌كنيم آيا پيش‌بيني كرده‌ايم صدور احكام متقابل از سوي مفتيان آن كشور نيز امكان دارد؟
آيا دولت را با مشكلات عديده مواجه نخواهيم كرد؟ به نظر حقير، اقدامات اخلاقي و اعتراضي كه هم‌اكنون در ايران مشاهده مي‌شود، مانند نمايش خشم و عدم رضايت عمومي و راه‌پيمايي و صدور پيام‌هاي اعتراض‌آميز به دبيركل سازمان ملل متحد و برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني يا سخنان نمايندگان ايران در مجامع جهاني در حمايت از مردم بحرين يا عربستان يا ليبي يا يمن يا مصري‌ها يا تونس كفايت مي‌كند. به ويژه برنامه‌هاي عربي، تلويزيون‌هاي برون‌مرزي ايران به ويژه تلويزيون انگليسي‌زبان پرس تي‌وي كه جاي خالي يك رسانه بين‌المللي اداره و هدايت شده از سوي ايران را پر مي‌كند. بيش از اين فقط مي‌تواند به صورت مردمي و ابراز احساسات و تظاهرات يا وب‌لاگ‌نويسي باشد و نه هرگونه اقدامي كه بيگانگان و حاميان آمريكايي و انگليسي آنان را قادر سازد برچسب تحريك به آشوب و انقلاب به دولت ايران را بزنند و براي ما پرونده‌تراشي كنند.
بنده به اطلاعات و معلومات و دانش عموم مردم ايران اعتقاد دارم اما به اظهارنظرات در مسائل بين‌المللي و صدور آراء و احكام و اينكه حتماً ما بايد امروز روابط خود را با فلان كشور قطع كنيم را نبايد در مجالس مداحي و ذكر مصيبت يا سخنراني‌هاي خانگي به‌عنوان قطعي عنوان كرد و صد قدم جلوتر از پارلمان و دولت و كميسيون‌هاي سياست خارجي و شوراي امنيت ملي و دفاتر طراحي سياست خارجي كشور دويد.
اظهارنظر در هر موضوعي را نبايد كوچه‌بازاري كرد. وزارت امور خارجه در ميدان سابق مشق براي اينگونه كارها تأسيس شده است. شوراي امنيت ملي، كميسيون سياست خارجي، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان، شوراي نگهبان، دفتر بررسي‌هاي استراتژيك براي طراحي سياست داخلي و خارجي كشور است. اگر قرار است در كوچه و بازار و خيابان و ميدان امين‌السلطان براي سياست خارجي كشور اتخاذ تصميم نمود، چه بهتر است كه وزارت امور خارجه را كه بودجه زيادي هم صرف نگهداري بالاي صد سفارتخانه در دنيا مي‌كند، منحل كرد و مثلاً آقاي «فلان» يا آقاي «بهمان» زمام سياست خارجي كشور را عهده‌دار شوند!
اگر دولت اين كارها را نكرد آن وقت او را يعني دولت را و كارگزارانش را نفرين كنند و آرزوي مرگ يكشبه آنها را بكنند. باور كنيد هر وقت در كشور ما در طول تاريخ، چهل قلندر پديد آمده‌اند كه براي مملكت تعيين تكليف كرده‌اند،‌ اتفاق بدي براي مملكت افتاده و صدماتي متوجه عموم شده و در بعضي از موارد بخش‌هايي از كشور تجزيه هم شده و بيگانگان به آرزوهاي شوم خود رسيده و حداقل اينكه ديكتاتوري پيدا شده و براي اينكه خاطر مردم را از تشتت و آشفتگي نجات دهد، ميخ ديكتاتوري خود را كوبيده و نفس‌ها را در سينه حبس كرده است.
ايران امروز دو راه پيش روي دارد: يا راه وارد شدن به ماجراهايي كه باز هم كيان انقلاب و حاكميت ملي و امنيت و آرامش و رفاه مردم را دچار مهلكه سازد، يا راه عقل و تدبير و درايت و خونسردي و سياستمداري توأم با فراست و حمايت نظام از طريق تظاهرات و تلاش‌هاي مردمي نه وادار ساختن و كشاندن مملكت به حوادثي كه در فرجام به نفع انقلاب اسلامي و ايران نخواهد بود.
من كه در ميان مردمم با عمق گرفتاري‌ها و شكايات و گله‌مندي‌هاي مردم آشنا هستم. من مي‌دانم مردم دغدغه معاش دارند، من مي‌دانم بسياري از مردم مانده‌اند با اين گراني جانفرسا، با اين افزايش روز به روز قيمت‌ها، با اين فرصت‌طلبي بسياري از سودجويان از حذف يارانه‌ها چه بايد بكنند، اما تمام نارضامندي‌هاي معاش و نيز درخواست‌هايي كه براي رسيدن به حقوق شهروندي مطرح مي‌شود نمي‌تواند دستاويز آن شود كه امنيت و آرامش و تثبيت كشور نابه‌سامان شود. ايران وضعي چون عراق و پاكستان و افغانستان يابد. ماجراجويان از هر سو سر بردارند و گردنكشان خوي پلنگي و بهيمي پيشه كنند. سبب نمي‌شود كه جو مسمومي عليه هر كس كه سخني مي‌گويد و كاري مي‌كند ايجاد شود. سبب نمي‌شود كه من عليه تو و تو عليه او و او عليه اوهاي ديگر شايعه‌سازي و سمپاشي كند.
سبب نمي‌شود كه آنقدر عليه هم دروغ‌پردازي كنيم، به وفور غيبت كنيم، افترا بزنيم كه ارزش سخن و حتي زشتي غيبت و افترا زدن هم به صفر برسد و كسي در جامعه براي هيچ سخني اهميتي قائل نشود و حرف‌هايي را كه گفته يا نوشت مي‌شود در حكم باد هوا بينگارند. كاري نكنيم كه حرف‌هايمان بي‌اعتبار جلوه كند. اگر قرار بود با نفرين كار سياست و سياستمداران حل شود، فتحعلي‌شاه قاجار هم وقتي قرارداد تركمانچاي را كه سند رقيت و بندگي و بردگي و بي‌اختياري كشور و ملت ايران از 1828 ميلادي تا 1921 ميلادي بود امضاء كرد، از فرداي آن روز تا زماني كه در قيد حيات بود، مرتباً به روح الكساندر اول رومانف امپراتور روسيه كه به زعم خاقان مغفور به جهنم رفته و روح سوخته شده بود و نيز به وجود نيكلاي اول فاتح جنگ‌هاي دورۀ دوم ايران و روسيه نفرين مي‌فرستاد و آرزوي مرگ عاجل نيكلاي اول را مي‌كرد و بر اين پندار باطل بود كه نيكلاي اول در همان سال 1828 يا 1829 جوانمرگ مي‌شود، در حالي كه فتحعليشاه خود در سال 1834 يا 1835 مرد و نوه‌اش محمدشاه جانشين او شد و نيكلاي اول كه فتحعليشاه و عموم درباريان پنهان از وزير مختار روسيه و عمال او در تهران او را نفرين مي‌كرد، بيست سال ديگر هم سر و مر و گنده سلطنت كرد و حتي جنگ‌هاي كريمه را با فرانسه و انگليس و عثماني راه انداخت و سپس بر اثر سرماخوردگي و ذات‌الجنب دار فاني را وداع گفت.
حالا كار از نفرين كردن آن هم به اولياي دولت كه مسلمان و اهل عبادت و روزه هستند، مشكلي از مشكلات آدم‌هايي كه مي‌خواهند سري در جامعه درآورند و سياستمدار شناخته شوند، نمي‌گشايد. اصولاً نفرين كردن به يك مسلمان ولو شيوه خط مشي فكري و سياسي او مورد قبول بنده و جنابعالي نباشد، كار درستي نيست. من بسياري از آدم‌ها را مي‌شناسم كه آرزوي مرگ پدر يا عمو يا دايي يا خاله يا عمه دولتمند و پولدار خود را مي‌كردند و بر اين خوش‌گماني بودند كه پس از زير خاك رفتن آنها، وارث ثروتشان شده دنيا به كامشان خواهد شد. عجيب اينكه طرف زنده مانده و اينها زودتر زير خاك رفته‌اند.
يكي از من پرسيد چرا دكتر مصدق با آن همه شهرت و محبوبيت جهاني و اقتدار و نفوذ كلام، حكومتش در طول يك روز سقوط كرد؟ آيا توطئه آجاكس يا ژاكس و ترفندهاي سيا و M.i.6 نبود؟
گفتم چرا آنها كار خود را كردند و طراحي براندازي مصدق از ماه‌ها پيش در لندن و واشنگتن و تهران و قبرس تدوين شده بود. اما عامل مهم سقوط مصدق محبوب و پيروز در ملي كردن صنعت نفت، تفرقه و نفاق در داخل كشور و ميان آحاد مردم بود كه صف يك‌پارچه ملت را متفرق و متشتت كرد و باعث شد يك عده چماق به دست كه از جنوب شهر آن هم با توزيع 75 هزار دلار به صورت اسكناس ايراني تسعير شده به راه افتادند موفق شد بنياد حكومتي را كه صد هزار سرباز و تفنگدار دريايي انگليس در سال 1330 حتي جرأت نكرده بودند در آبادان پياده شوند، براندازند. بنابارين بايد از تفرقه و نفاق و تشتت و بي‌اعتبار كردن انقلاب خودداري كرد و پرخاشگري و ژاژخايي و نفرين را كنار گذاشت.
انقلاب اسلامي از دل مردم جوشيد و به ثمر رسيد. بنابراين مردم حق اظهارنظر و همه جور راهنمايي دارند. مردم ايران مردمي صاحب قدمت و تجربه در امور سياسي و اجتماعي هستند. اما همانطور كه از صد و چند سال پيش، پارلمان داريد كه نمايندگان مردم در آن حضور دارند و بايد اظهارنظر كنند. در مسائل سياست بين‌المللي، مناسبات با دول و ملل ديگر، صلح و جنگ و همه چيز هر كسي در كوچه و مغازه و خيابان و بازارچه نمي‌تواند تصميم بگيرد و اگر دولت دربست تسليم نظارت او نشد دولت را نفرين و لعنت كند و مثلاً خواهان آن شود وزير امور خارجه يا فلان وزير با سر به جهنم برود يا آن ديگر 24 ساعته بميرد. كما اينكه ما از نفرين امپراتورهاي روسيه به جايي نرسيديم و حاجي ميرزا آقاسي هم كه فكر مي‌كرد ملكه انگليس در شهر كلكته زندگي مي‌كند و مي‌تواند چند فراش بيات ماكويي را شبانه بفرستد سواحل كلكته آن خانم را اسير كنند بياورند تهران، گيسش را دم قاطر ببندند در صحراي ورامين رها كنند، از اينگونه افكار به جايي نرسيد و انگليسي‌ها قوا در اهواز و خرمشهر و عبادان آن روز و بوشهر و برازجان و خارك پياده كردند و هرات و افغانستان شرقي را از ايران جدا كردند. به هر ترتيب خدا به همه ما مسلمانان درايت و فراست كافي عنايت فرمايد كه كارهاي بيخود و بي‌جهت انجام ندهيم و به اين كشور مقدس آسيب وارد نسازيم.

نام:
ایمیل:
نظر: