صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۵۶۸
مقدمه: علی مطهری نماینده نام آشنای مجلس هشتم است. بسیاری از منصفان او را در ردیف نمایندگان شاخص و مفید مجلس می‌گذارند. فرزند شهید مطهری اگرچه با لیست رایحه خوش پا به مجلس گذاشت اما هرگز اسیر باندبازی‌ها و سیاسی‌کاری‌ها نشد و حرف خود را زد. دیروز خبرگزاری دولتی ایسنا گفتگویی با وی انجام داده و آن را منتشر نمود. علی مطهری در این گفتگو در چند بخش به اظهارنظر پرداخت. می‌توان مهمترین بخش از اظهارات وی را در مورد اعضای جبهه پایداری دانست. جبهه پایداری گروهی منفک شده از اصولگرایان سنتی می‌باشد که قصد ارائه لیست مستقل در انتخابات مجلس دارد. اعضای آن عمدتا از حامیان دولت و اعضای سابق هیئت دولت می‌باشند. در بخش‌هایی از گفتگوی مطهری آمده است:

در بین گروههای مختلف اصولگرا نگاه جبهه پایداری را در برخی حوزه‌ها قبول ندارم، حساسیت آنها در مسائل فرهنگی خوب است اما نگاه آنها به اصولی نظیر "آزادی بیان" و "نقش مردم" را درست نمی‌دانم.

این نگاه تنگ‌نظرانه و سختگیرانه، فقط خود را اصولگرا و انقلابی واقعی دانسته و بقیه را منحرف می‌داند، این نگاه جبهه پایداری، نگاه بسیار خطرناکی است. اعضای این جبهه بقیه اصولگرایان را یا مردودین فتنه یا خواص بی‌بصیرت می‌دانند، بنابراین حکم به خروج بخش عظیمی از اصولگرایان از حوزه انقلاب می‌دهند و این اعتقاد، اعتقاد خطرناکی است.

از نظر بنده برخی از اعضای جبهه پایداری خود از مردودین فتنه هستند، آنان با عملکردشان در تشدید بحران و فتنه سال 1388 نقش داشتند، آنان تخلفات طرف خودی را ندیدند و قضاوت عادلانه و منصفانه نداشتند با برخوردهایی که با معترضان داشتند باعث جری شدن طرف مقابل و شعله‌ورتر شدن آتش فتنه شدند، آنان کوچکترین انتقاد مؤثری به نحوه مناظره احمدی‌نژاد، حادثه کوی دانشگاه نکردند و این در حالی بود که مقام معظم رهبری در موضوع کوی دانشگاه به صراحت موضع‌گیری کردند.

زمانی که بنده و امثال بنده نسبت به تسامح فرهنگی دولت هشدار داده و اعتراض می‌کردیم، این افراد با ما مخالفت می‌کردند، حتی در زمانی نطقم در مجلس سروصدا می‌کردند؛ چرا که این اقدام بنده را اعتراض به دولت می‌دانستند و تاکید می‌کردند این مسائل، فرعی است و نباید به آنها پرداخت، حالا اینها تندتر از سایرین سنگ مخالفت با جریان موسوم به انحرافی را به سینه می‌زنند.

اشکال دیگر آنها این است که می‌گویند ما آقای احمدی‌نژاد را قبول داریم ولی آقای خاص را قبول نداریم و این یک تناقض است زیرا این دو به اعتراف خودشان یکسان فکر می‌کنند.

نمایندگانی در مجلس حضور دارند که طی 3 سال و نیم گذشته هیچ اظهارنظر سیاسی نداشته‌اند، به اعتقاد بنده این افراد به درد نمایندگی مجلس نمی‌خورند، این عده نسبت به مسائل حساس مرتبط با مصالح و منافع ملی هیچ واکنشی ندارند، همچنین کسانی که کار تخصصی لازم را انجام نمی‌دهند به درد نمایندگی نمی‌خورند.

نماینده ایده‌آل کسی است که جامع باشد، هم کار تخصصی انجام دهد و در کمیسیون تخصصی فعال باشد و هم در مسائل سیاسی و اجتماعی روز دخالت کند. افرادی در مجلس حضور دارند که در کمیسیون خیلی خوب فعالیت دارند ولی در مسائل اجتماعی و سیاسی فعال نیستند و برعکس، نمایندگانی هستند که در مسائل سیاسی و اجتماعی خوب اظهارنظر می‌کنند اما در کمیسیون‌های تخصصی فعال نیستند.

نماینده نباید به منابع قدرت و ثروت وابستگی داشته باشد یا به عبارت بهتر «مدیون» فرد یا گروهی باشد و باید در بیان دیدگاه‌هایش آزادی و حریت داشته باشد.

وقتی هیئت رئیسه مصمم نباشد، برخی نمایندگان امضاکننده متزلزل می‌شوند و وقتی از سوی دولت یا حتی خود هیئت رئیسه تحت فشار قرار می‌گیرند، امضایشان را پس می‌گیرند، از سوی دیگر وقتی برخی امضاکنندگان طرح امضایشان را پس می‌گیرند، هیئت رئیسه متزلزل می‌شود و این دو، یکدیگر را تشدید می‌کنند. ولی اگر هیئت رئیسه مجلس از همان ابتدا که طرح سؤال از رئیس‌جمهور را با 100 امضا دریافت کرد، به کمیسیون‌های تخصصی ارجاع می‌داد، چرخه معیوب فعلی اتفاق نمی‌افتاد اما وقتی طرح را در کشوی میز اتاقشان نگه می‌دارند، برخی از امضاکنندگان احساس می‌کنند هیئت رئیسه به دلیل ترس یا هر دلیل دیگری مایل نیست طرح را به جریان اندازد.

اعضای هیئت رئیسه مجلس درباره طرح سؤال از رئیس‌جمهور نظر واحدی ندارند و البته در مجموع هم خوب عمل نکردند، استعفایم نیز در اعتراض به این عملکرد هیئت رئیسه بود، امضاهای طرح سؤال از رئیس‌‌جمهور هیچ‌وقت از 69 تا کمتر نشد و اکنون نیز 78 امضا دارد، یعنی بالاتر از حد نصاب.

مدتی است کمیته‌ای متشکل از آقایان اکرمی، پزشکیان، حیدرپور، رضا حسینی و عباسپور از سوی امضاکنندگان انتخاب شدند تا قضیه سؤال از رئیس‌جمهور را پیگیری کنند و بنده نیز در کنارشان هستم، قرار است در جلسه‌ای که با حضور همه امضاکنندگان طرح سؤال از رئیس‌جمهور برگزار می‌شود، برای پس نگرفتن امضاها هم قسم شویم، بعد از آن طرح را مجددا تقدیم هیئت رئیسه مجلس می‌کنیم. در واقع اراده امضاکنندگان طرح مانع از به فراموشی سپرده شدن آن شده است.

استعفایم راه را هموارتر کرد و با مطالبی که در روز بررسی آن مطرح شد، اثبات شد که سؤال از رئیس‌جمهور لازم و امری طبیعی است و هیچ خطری برای نظام ندارد، از این رو تصور می‌کنم فضا برای به جریان افتادن آن مهیاتر از قبل باشد.

اشغال سفارت انگلیس در شرایطی که تحت فشارهای خارجی هستیم، اقدامی درستی نبود و در مجامع بین‌المللی به ضرر ایران تمام شد، در حالی که قانون کاهش روابط با انگلیس، قانون خوب و حساب شده‌ای بود. اشغال سفارت اثر خوب این قانون را از بین برد. این اقدام خلاف قانون، به نفع کشورهای غربی و انگلیس تمام شد. مقایسه این اقدام با تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358 مقایسه درستی نیست. در آن زمان دولت موقت سرکار بود، انقلاب هنوز استقرار نیافته بود و این‌گونه رفتارها قابل توجیه بود.

در زمان حیات شهید مطهری چریکهای فدایی در اقدامی وارد سفارت آمریکا شدند، وقتی خبر به شهید مطهری رسید، ایشان بلافاصله به عنوان رئیس‌ شورای انقلاب به آقای مهدوی کنی که آن زمان رئیس کمیته‌ها بود دستور داد چریک‌های فدایی را از سفارت بیرون کنید، ایشان تأکید داشتند «نباید به آنان اجازه داد چهره انقلاب اسلامی، آن هم در روزهای آغازین پیروزی تخریب شده و برای کشور مشکل به وجود آورند.»

خطاب به دانشجویان حاضر در تسخیر سفارت انگلیس: به جای تبعیت از احساسات و هیجانات باید تحت سلطه عقلتان تصمیم‌گیری کنید. البته افرادی هم که دانشجویان را تحریک کردند مقصرند.

تحریک‌کنندگان و عاملان این قضیه مقصرند. این افراد باید پشت سر مجلس که قائل به اقدام گام به گام است حرکت می‌کردند. میشد اقدامات اثرگذارتری انجام داد تا در عمل به دولت انگلیس لطمه وارد کنیم. مثلا روابط اقتصادی را به حداقل برسانیم. با تسخیر سفارت بیش از آن که به انگلیس ضربه وارد شود به خودمان لطمه زدیم.

قرائن نشان می‌دهد که اشغال سفارت ایران در لندن در سال 1359 از سوی مخالفان نظام جمهوری اسلامی که طی آن 26 ایرانی حاضر در سفارت گروگان گرفته شدند و دو نفر از آنان (دکتر لواسانی و دکتر صمدزاده) به شهادت رسیدند، بدون همکاری پلیس انگلیس امکانپذیر نبود، هر چند که بعدا پلیس اسکاتلند یارد به آنجا حمله کرد و پنج تن از شش تروریست را کشت.

دولت انگلیس طی صد سال گذشته ظلم‌های فراوانی به مردم ایران کرده است ولی راه جبران آن، تسخیر سفارت انگلیس نبود.

مجلس محل بحث آزاد است، باید این فضا در مجلس وجود داشته باشد که بحث‌ها راحت انجام شود.

یکی از نقایص ما سیاسیون کشور این است که کمتر به مسائل فکری و ایدئولوژیک می‌پردازیم، بعد در عمل به مشکل برمی‌خوریم و همدیگر را متهم به مثلا ضدیت با ولایت فقیه می‌کنیم، جریان‌های سیاسی این اتهام را رد می‌کنند و برای مردم روشن نمی‌شود که بالاخره کدام یک درست می‌گویند، در حالی که اگر این مرزها به صورت دقیق روشن شود بسیاری از این مشکلات حل می‌شود.

خود مقام معظم رهبری بارها نشانه‌هایی را بروز داده‌اند و اشارات معظم له نشان می‌دهد نظر ایشان نیز همین است که ولایت فقیه استقلال هیچ نهادی را مخدوش نمی‌کند، یکی از شاهدهای این سخن بیانات ایشان در سفر اخیر به کرمانشاه است که فرمودند «نمایندگان وظایفی دارند، رهبری در کار آنها نه دخالت می‌کند و نه حق دخالت دارد.»

بارها دیده شده که در یک مراسم رسمی فردی از رهبر انقلاب سؤالی پرسیده و ایشان با روی باز جواب داده‌اند و انتقاد از خود را امری نکوهیده تلقی نکرده‌اند و بدون آن که از آن فرد ناراحت شوند، سخن انتقادی را گوش کرده و پاسخ داده‌اند و حتی از آن فرد تشکر هم کرده‌اند.

شهید مطهری در کتاب «پاسخ‌ها به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب» می‌گویند «هر مقام غیرمعصومی اگر در جایگاه غیرقابل انتقاد قرار گیرد، هم خودش فاسد می‌شود و هم جامعه را فاسد می‌کند.» یعنی اصلا مقام غیرقابل انتقاد نداریم، در زمان حضرت علی(ع) افرادی پای منبر ایشان در مسجد برخاسته انتقاد می‌کردند یا به حضرت توهین میکردند ولی ایشان با روی باز با آنان برخورد می‌کردند و جواب منطقی می‌دادند و از برخورد اصحاب با آنان نیز جلوگیری می‌کردند.

مقام رهبری پیشنهاد طرح نظارت بر نمایندگان را مطرح کردند، این پیشنهاد، نظر بود نه حکم حکومتی، افرادی در مجلس با این طرح مخالف بودند و معتقد بودند دست نماینده بسته می‌شود و فایده‌ای ندارد. در روز بررسی طرح نظارت بر نمایندگان بنده و یک نفر از اصلاح‌طلبان به عنوان مخالف صحبت کردیم، در اینجا نظر مخالف اشکالی ندارد چون حکم حکومتی نبود، اظهارنظر در این باره هیچ مغایرتی با التزام به ولایت فقیه ندارد.

مردم می‌توانند از فردی که تشخیص داده‌اند اصلح است، حمایت کنند و به او رأی بدهند.

اگر برداشتمان از اصل ولایت فقیه اصلاح شود، این اصل، اصلی بسیار مترقی است و اصلا حافظ انقلاب و جمهوری اسلامی است و اگر نباشد ظرف چند ماه انقلاب از مسیرش خارج می‌شود.

احزاب برای به دست گرفتن قدرت تشکیل می‌شوند و نفس «قدرت‌طلبی» امر بدی نیست، مشکل کار از آنجا آغاز می‌شود که منافع فردی و حزبی بر منافع ملی و ارزش‌های اخلاقی ترجیح داده شود، حضرت یوسف نیز از عزیز مصر خواست تا او را خزانه‌دار حکومت کند، بسیاری از اولیاء الهی به دنبال قدرت بوده‌اند ولی قدرت را برای اجرای عدالت و پیاده کردن احکام الهی می‌خواسته‌اند.

اگر برای کسب کرسی‌های بیشتر در مجلس یا تصاحب پست ریاست جمهوری، اخلاق زیرپا گذاشته شود، رقیب تحقیر یا تخریب شود و آبروی افراد ریخته شود، نمی‌توان گفت قدرت‌طلبی برای خدمت به اسلام یا مردم بوده است. احزاب و افراد باید برای خدا وارد عرصه انتخابات شوند، اصول و آرمان‌هایشان را مطرح کنند، مرامنامه، اساسنامه و کاندیداهایی را به جامعه معرفی کنند و هدفی جز خدمت به اسلام و مردم نداشته باشند. در این صورت رقابت سالمی بین آنها شکل می‌گیرد و در مجموع نظام از مزایای آن منتفع می‌شود.

فضای سیاسی کشور با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم باید بهتر از اینها باشد، با توجه به حوادث انتخابات سال 88 لازم است انگیزه و شوق شرکت در انتخابات در مردم افزایش یابد، باید مشوق‌هایی برای سیاسیون و افرادی که تمایل به کاندیدا شدن دارند ایجاد شود، فضای سیاسی کشور بازتر شود، اجازه داده شود افراد اظهارنظر کنند و منتقدان نظام سخن بگویند و پاسخ دریافت کنند تا این احساس در سیاسیون و دلسوزان نظام ایجاد شود که می‌توانند در روند سیاسی کشور مؤثر باشند. البته با افرادی که به اموال عمومی آسیب زدند و اقدام عملی بر ضد نظام انجام دادند، باید برخورد شود.

اگر فضای سیاسی حالت امنیتی و پلیسی نداشته باشد و مردم با مشارکت بالا در انتخابات شرکت کنند، تو دهنی محکمی به آمریکا و کشورهای غربی زده می‌شود، غربی‌ها از ابتدا تصمیم به نابودی انقلاب اسلامی داشته‌اند و مترصد حمله به ایرانند، اگر انتخابات آزاد با مشارکت بالا مثلا 70 درصد برگزار شود اثرش از شلیک صدها موشک به سوی مراکز حساس آنها بیشتر خواهد بود و اصلا جلوی حمله نظامی احتمالی به ایران گرفته می‌شود ولی اگر پیاده کردن افراد و گروه‌ها از قطار انقلاب ادامه داده شود، مشارکت مردمی کاهش می‌یابد و کشورهای غربی احساس خواهند کرد که پایگاه اجتماعی انقلاب ضعیف شده، از این رو بر حجم تهدیداتشان می‌افزایند.

مثلا همه ما می‌گوییم ولایت فقیه، ولی هر کدام برداشت خاص خود را داریم و یا همه به «آزادی بیان» و «عدالت» اعتقاد داریم ولی برداشت‌مان با یکدیگر متفاوت است، در حقیقت بر برخی مشترکات لفظی توافق داریم ولی هر یک معنای خاص خود را در نظر داریم. برداشت‌های مختلف از یک اصل، در نهایت موجب اختلاف و انشقاق می‌شود.

اصولگرایی زمانی به سامان میرسد که از اصول و مبانی، برداشت‌های واحد شود. شهید مطهری درباره «آزادی بیان» می‌گویند «در جمهوری اسلامی حتی احزاب غیراسلامی آزادند و می‌توانند حرف خود را بزنند ولی باید با تابلوی خودشان به عرصه‌های مختلف وارد شوند، به این معنا که مثلا یک حزب مارکسیست نمی‌تواند با تابلوی اسلام و با عکس امام خمینی تجمع برپا کند تا مردم فریب بخورند، بلکه باید با تابلوی مارکسیسم و با عکس مارکس ولنین تظاهرات کنند.» این برداشت یک برداشت از آزادی بیان است و در نقطه مقابل، برخی از گروههای اصولگرا قائل به محدود کردن فضا هستند.

در خصوص عدالت باید تعریف واحد داشته باشیم، ما می‌گوییم جامعه اسلامی جامعه بدون تبعیض است نه جامعه بدون تفاوت، تفاوت‌هایی که ناشی از اختلاف کوشش و اختلاف استعدادها باشد به رسمیت شناخته می‌شود ولی برداشت برخی از عدالت همان نگاه سوسیالیستی است که معتقد به برابر بودن برخورداری افراد از مواهب طبیعت بدون در نظر گرفتن اختلاف استعدادها و اختلاف تلاش افراد است. برداشت برخی دیگر توزیع یکسان پول بین مردم است، برخی نیز عدالت را در سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و افزایش تولید می‌دانند و توجه چندانی به شکاف‌های طبقاتی ندارند.

نام:
ایمیل:
نظر: