مرضيه فلاح
1 پرنفوذترين اقليت قومي در ساختار قدرت آمريكا، يهودياني هستند كه داراي بيش از 281 سازمان و موسسه و 250 اتحاديه منطقهاياند. در ميان اين ليست بلندبالا از لابيهاي يهودي در آمريكا، كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل موسوم به ايپك به شكل برجستهاي خودنمايي ميكند و يكي از لابيهاي فعال است كه از دهه 1950 به عنوان مادر و مرجع تمامي سازمانهاي يهودي در آمريكا و بيش از 50 كشور جهان همواره با مانيفست حمايت تام و تمام از اسرائيل، خطدهي و كنترل سير تحولات در كنگره و سناي آمريكا در خصوص چگونگي روابط با اسرائيل، برگزاري نشستها و همايشهاي متعدد براي جمعآوري كمكها به اسرائيل و از همه مهمتر ممانعت از دستيابي ايران به مولفههاي چانهزني و اعمال قدرت در كنار تبيين كانالهاي امن اطلاعاتي براي جمعآوري اطلاعات به نفع اسرائيل تعريف شده است.
اگرچه در كنار ايپك نميتوان از كميته عمل ملي، موسسه يهودي امور امنيت ملي، يهوديان متحد براي اسرائيل و ديگر لابيهاي ريز و درشتي گذشت كه الفباي تشكيل آنها حول دو محور تامين منافع اسرائيل و نفي منافع ايران تبيين شده است. ناگفته پيداست كه تدوين و تبيين راهبردهاي كلان سياست خارجي آمريكاييها همواره تحت نفوذ و سيطره لابيهاي يهودي و صهيونيستي بوده است. اگرچه نقش آيپك به عنوان محوريترين و موثرترين لابي صهيونيسم در آمريكا تا سه دهه پيش مرموز و ناشناخته بود، اما اكنون چنان آشكار است كه نزديكترين دولتمردان وابستگي به اين شبكه را مايه افتخار خود ميدانند.
در كنار اين اعتماد طرفيني اعمال قدرت رسانهاي، تجاري و سياسي ميلياردرهاي يهودي بر بستر كنوني ايالات متحده خطگيري و جهتدهي سنا، كنگره و كاخ سفيد را به «سرمنشا تصميمگيري» يهوديان ارتباط داده است. وجود افرادي چون سناتور جان كري با داشتن 67 شبكه و كانال خبري راديويي و تلويزيوني و ميلياردري نظير جورج سوروس كه استوانههاي رسانهاي و اقتصادي اوباما در انتخابات بودند در همين راستا قابل ارزيابي است. جمعيت يهوديان آمريكا در حدود شش ميليون نفر برآورد شده كه كمتر از دو درصد از كل جمعيت اين كشور را تشكيل ميدهند.
اما سردمداران يهوديان آمريكا با ايجاد تشكلهاي مهم و ارتباط كامل بين منافع آمريكا و صهيونيسم، به يكي از بانفوذترين گروههاي تاثيرگذار در سياست خارجي دولت آمريكا تبديل شدهاند. آنها يكي از اهداف خود را نفوذ در كانونهاي قدرت ايالات متحده تعيين كردهاند. از ميان 281 سازمان يهودي و اتحاديههاي منطقهاي، يكي از مهمترين لابيهاي يهوديان در آمريكا، كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل است كه از همان بدو تاسيس، هدف خود را مبارزه براي تصويب قوانيني در جهت حمايت از اسرائيل اعلام كرده است.
سازمان ايپك كه مهمترين سازمانهاي يهودي آمريكا و در واقع بزرگترين آنهاست، مسئول هماهنگي و برنامهريزي جهت فعاليت تمامي سازمانهاي يهودي آمريكا و همچنين مسئول اصلي جمعآوري كمك براي اسرائيل به شمار ميرود كه با ارتباط تنگاتنگ با بيش از 60 اتحاديه ديگر و مسئول ايجاد كانالهاي جديد براي نفوذ رژيم صهيونيستي نيز است. اين كميته داراي دفاتر و مراكز منطقهاي در سراسر آمريكا و اورشليم است كه هر يك تحت مديريت يك نفر اداره ميشود. هر كدام از اين دفاتر دربرگيرنده چند شعبه هستند كه امور آنها را با دفتر مركزي هماهنگ ميكند.
بخشهاي مهم اين سازمان عبارتاند از: حوزه قانونگذاري، سياست خارجي، امور سياسي، بخش ارتباطات، بخش توسعه و گسترش (عضوگيري)، رهبري سياسي. مقر اصلي ايپك در كاپيتال هيل واشنگتن ديسي است و اين موقعيت، امتياز ويژهاي را براي دستيابي و دسترسي سهلتر به هرم قدرت به اين سازمان داده است. ايپك اعضاي خود را از بين صهيونيستها (يهوديان و غير يهوديان) گزينش ميكند كه همه آنها در يك چيز اتفاق نظر دارند و آن حمايت از اسرائيل و كاناليزه كردن سياست خارجي آمريكا در راستاي منافع اين رژيم است.
زماني كه از اعضا و عناصر سازمان ايپك سخن به ميان ميآيد، فهرستي طولاني از اسامي افراد و اشخاص بانفوذ در سياست خارجي آمريكا به چشم ميخورد. روزنامه نيويورك تايمز اين سازمان را موثرترين سازمان در رابطه با روابط آمريكا و اسرائيل اعلام ميكند. شيمون پرز نيز در مورد اهميت آن ميگويد: «ما به ايپك به عنوان بزرگترين پل ارتباطي بين مردم آمريكا و دولت اسرائيل نيازمنديم.»
ايپك يك كنفرانس سالانه برگزار مينمايد و در آن به تعيين خط مشي كلي كميته ميپردازد كه اين خط مشيها با جلسات و برنامههاي آموزشي مختلفي همراه است كه محيط مناسبي براي آموزش اعضاي و آشنايي آنها با فرآيند لابيگري است.
آيپك هميشه پشت صحنه تلاش كرده تا از طريق دولت آمريكا رهبران را متوجه آنچه رشد روزافزون تهديدات ايران خوانده بنمايد. ايپك سازماني است كه به تنهايي به همراه كنگره آمريكا تلاش ميكند تا اقدام موثري عليه فعاليتهاي هستهاي ايران انجام دهد. گروه ايپك همواره خواستار افزايش فشار دولت آمريكا بر ايران در خصوص فعاليتهاي هستهاي كشور ما بوده. همچنين درباره ايران معتقد به گفتوگوها و مذاكرات سياسي نبوده، بلكه خواستار به كارگيري زور عليه ايران است.
بزرگنمايي برنامههاي اتمي ايران و تهديد جلوه دادن آن، معرفي سوريه به عنوان يك كشور حامي تروريسم، ضرورت تهاجم نظامي آمريكا به ايران و غير موثر جلوه دادن مسيرهاي ديپلماتيك، لزوم برخورد آمريكا با حزبالله لبنان و حماس و... پيش از آنكه در فرآيند تصميمگيري قانوني و متعارف كنگره و كاخ سفيد تدوين شود، در ستادهاي غير متمركز ايپك طراحي و روي ميز دولتمردان واشنگتن و نمايندگان كنگره قرار ميگيرد. اسرائيل از زمان جنگ شش روزه و در طول مدتي بيش از 30 سال به بزرگترين دريافتكننده كمكهاي مستقيم اقتصادي و نظامي آمريكا تبديل شده است.
سالانه دستكم پنج ميليارد دلار كه معادل يك پنجم كل بودجه كمكهاي خارجي آمريكاست به اسرائيل اختصاص داده ميشود و در طول 25 سال گذشته، بيش از 32 قطعنامه شوراي امنيت عليه اسرائيل به وسيله آمريكا وتو شده كه بيش از مجموع همه قطعنامههايي است كه از سوي چهار عضو دائم ديگر شوراي امنيت وتو شده است.
آنها بر اين باورند كه تولد ديگر باره اسرائيل در انجيل پيشگويي شده و با صحه گذاردن بر سياستهاي توسعهطلبانه اين رژيم اعمال هرگونه فشار بر اسرائيل را در حكم ضديت با خواسته خداوند ميدانند. در عين حال اما بخش مهمي از تاثيرگذاري لابي صهيونيسم ناشي از نفوذ آن در كنگره آمريكاست.
ايپك خود پايه نفوذ لابي در كنگره را ميريزد و موفقيتش از آن روست كه به نامزدهاي قانونگذاري و نمايندگي كنگره كه مدافع اسرائيلاند، پاداش ميدهد و با مخالفان اسرائيل برخورد ميكند. پول در اين ميان مساله مهمي است و ايپك ميكوشد دوستانش از حمايت مالي فراواني بهرهمند شوند.
ايپك همچنين با نامهنگاري به سردبيران روزنامهها، آنها را به پشتيباني از اسرائيل برميانگيزد. نفوذ لابي صهيونيسم (ايپك) در قوه قانونگذاري آمريكا، حتي از آنچه گفته شد نيز فراتر است.
سازمان لابي فشار اسرائيل موسوم به ايپك براي دوشيدن مردم آمريكا دست به يك ابتكار تازه زده و در سايت خبري خود خطاب به مردم اين كشور آورده است: «دست به كار شويد؛ اگر ميخواهيد براي آينده اسرائيل كاري انجام داده و به تامين منافع آمريكا در خاورميانه كمك كرده باشيد، از نمايندگان خود در مجلس بخواهيد تا از سه موضوع مهم و حياتي حمايت كنند.» توقف برنامه هستهاي ايران، حمايت از روند صلح خاورميانه و حمايت بيشتر از كمكهاي امنيتي به اسرائيل سه موضوع مهمي است كه ايپك به شدت از رايدهندگان آمريكايي خواستار توجه به آنها شده است. ايپك خطاب به مردم آمريكا گفته است: «از نماينده خود در مجلس بخواهيد، از دولت بخواهد تحريمهاي شديدتري را عليه ايران اعمال كند.
زمان آن رسيده است كه از دستيابي ايران، اين كشور پيشگام در تروريسم به سلاحهاي اتمي جلوگيري شود و به اين منظور آمريكا بايد تحريمهاي شديدتري را عليه ايران اعمال كند، اين تحريمها ميتواند تحريم بانك مركزي ايران و شركتهاي سرمايهگذار در بخش انرژي ايران يا جلوگيري از فروش فرآوردههاي نفت تصفيه شده به ايران باشد كه 40 درصد از بنزين و سوخت فسيلي اين كشور را تامين ميكند.» ايپك در مورد حمايت از روند صلح در خاورميانه هم گفته كه از نماينده خود در مجلس بخواهيد تا حامی روند صلح اسرائیل باشد.
یا در جای دیگر از مردم آمریکا درخواست میکند که از نماینده خود در مجلس بخواهید تا از كمكهاي امنيتي به اسرائيل حمايت كند. از آنجايي كه اسرائيل با تهديدات و خطرات عديدهاي مواجه است، ضرورت ايجاب ميكند كه آمريكا كمكهاي امنيتي خود را به اسرائيل افزايش و ارتقا دهد تا اين كشور يهودي قدرتمندتر از پيش باقي بماند.
جي استريت، لابي جديد يهودي در آمريكا همطراز با ايپك است كه خود را نماينده يهوديان ساكن آمريكا ميداند و تاثير زيادي در تعيين سياستهاي خارجي آمريكا و خصوصا خاورميانه دارد. اعضاي جي استريت يهوديان معتدلي هستند كه داراي ديدگاههاي خاص خود در رابطه با سياست خارجي آمريكا در خاورميانه هستند. ديدگاه اين لابي جديد، ضرورت ورود آمريكا براي ايجاد راهحلي است كه بتواند آينده اسرائيل را در درازمدت تضمين نمايد حتي اگر در شكل راهحل دو دولت تبلور يابد. بنابراين براي رسيدن به اين هدف، بايد از درگيري نظامي در منطقه جلوگيري كرده و راههاي سياسي و ديپلماتيك را جايگزين كرد، خصوصا در مورد ايران و برنامه هستهاي و سياست ايران در حمايت از گروههاي مقاومت در كشورهاي عربي.
اعضاي جي استريت معتقدند كه باراك اوباما «نزديكترين دوست و آخرين منجي» اسرائيل است و همين ادبيات و ديدگاهها موجب شده تا آراي 78 درصد از يهوديان آمريكا را به خود جلب نمايد. در حالي كه ايپك داراي ديدگاههاي احزاب راستگراي اسرائيلي بوده و سياست نومحافظهكاران در آمريكا را دنبال ميكند و معتقد است كه موضوع فلسطين را بايد به عهده اعراب و اسرائيل گذاشت با شرط حمايت همه جانبه و غير مشروط از اسرائيل. مانيفست مذهبي اوباما گرايش خاصي به مكتب يهوديت دارد و گفتمان و وجه غالب تفكراتش هممرزي خاصي با ايدهآليسم يهودي دارد.
البته ردپاي اين گفتمان غالب در ديگر روساي جمهور ايالات متحده كه به نوعي وامدار گفتمان يهودي و صهيونيستي هستند، قابل رصد كردن است، اما مميزي و فصلالخطاب اوباماي رنگينپوست با گذشتگان خود در جاهايي تفرق خاصي پيدا ميكند كه اين نظريه را باورپذيرتر جلوه ميدهد.
تامين بيش از 60 درصد هزينههاي ميلياردي ستاد انتخاباتي اوباما و 50 درصدي كلينتون، رقباي ديروز انتخاباتي و رفقاي امروز اجرايي از سوي لابيهاي يهودي در كنار سفرهاي متعدد اوباما به تلآويو و حاضر شدن در جمع صدها هزار يهودي آلماني در يادبود ديوار عرفه براي اولين بار و همراهي طيفي از يهوديهاي شناسنامهدار در كابينه چهل و چهارم و ديگر دلايل آشكار و پنهان دست به دست يكديگر دادند تا باراك اوباما رئيسجمهوري لقب بگيرد كه كانديداتورياش با پيشنهاد يك يهودي متنفذ و تبيين گفتمان متفاوتش با نظريهپردازي يك كاريزماي يهودي باسابقه باشد و با همراهي خيلي از سرمايهداران سياسي و اقتصادي يهودي بر اريكه قدرت كاخ سفيد تكيه بزند و نامش بر تارك لابيهاي يهودي نقش ببندد كه وي اولين رئيسجمهور سياه يهودي آمريكايي است.
اختلاف بين دو لابي ايپك و جي استريت تنها در شيوه بهتر براي تحقق مصالح اسرائيل است. اوباما و ساركوزي و عدهاي از يهوديان سراسر جهان امروز اين شعار را سر ميدهند كه امنيت آمريكا و اروپا و اسرائيل منوط به تحقق آرامسازي و عاديسازي روابط بين اعراب و اسرائيل است و اين تنها راهحل براي رسيدگي به پرونده ايران است و نيز براي آسودگي خاطر براي ادامه جنگ در افغانستان و پاكستان نيز اقتصاددانان آمريكا در همين جبهه قرار دارند و معتقدند هيچ راهحلي براي برونرفت از توفان مشكلات اقتصادي آمريكا و اسرائيل وجود ندارد، الا از طريق عمليات تسويه و برقراري صلح در منطقه.
از سوي ديگر رهبران راست اسرائيل و ايپك معتقدند تنها راه برونرفت از مشكل كنوني اسرائيل، برقراري روابط اقتصادي با كشورهاي منطقه خصوصا كشوراي حوزه خليجفارس است و به لحاظ امنيتي تنها با هدف قرار دادن ايران است كه مشكل امنيتي اسرائيل به زعم رهبران آن حل خواهد شد.