* جنابعالي مدت زمان زيادي است كه در حزب مؤتلفه فعاليت ميكنيد، اگر امكان دارد از سابقه سياسي و آشناييتان با تشكلهايي سياسي همچون حزب بگوييد؟
** بنده نزديك به 60 سال سابقه حزبي دارم. 9 ساله بودم كه با مرحوم داييام، شهيد حاج صادق اماني به تشكيلات شيعيان رفتم و با شهيداني نظير رجايي، اسلامي و لاجوردي رفيق شدم. امروز هم در خدمت شما هستم بيش از نيم قرن است كه با انواع تشكلها و احزاب سياسي آشنايي دارم.
* با توجه به سابقه فعاليت حزبي در كشورمان و عضويت در كميسيون ماده 10 احزاب مهمترين مانع تشكيل نظام حزبي در كشورمان را چه ميدانيد؟
** اين كه بخواهيم بحث نظام حزبي را مطرح كنيم اول بايد آن را تعريف كنيم. اگر مقصود نظام حزبي در كشورهاي غربي است، به دليل اين كه برخاسته از فرهنگ و طراحي و نظام ليبرال دموكراسي و سرمايهداري است، به كار اسلام نميآيد. نظام حزبي كه در حال حاضر در غرب مطرح است، به دليل مبتني بودن بر كاپيتاليسم، متناسب با نظام مقدس جمهوري اسلامي نيست. البته معتقد نيستم كه آنها حزب نيستند، بلكه آن نظامها با ما سازگاري ندارند.
گاهي اوقات برخي در كشورمان به دليل غربزدگي مفرط مسائلي را مطرح ميكنند در حالي كه غربيها در حال حاضر به اين نتيجه رسيدهاند كه نظام حزبي حاكم بر آنها ناكارآمد است. خانم و آقاي تافلر كه جزو نظريهپردازان تحزب در غرب هستند در كتاب موج سوم خود به صراحت مطرح كردهاند كه مردم آمريكا از دو حزب جمهوريخواه و دموكرات بيزارند. معتقدم علت اين موضوع اين است كه در آمريكا، انگليس و برخي كشورهاي غربي ديكتاتوري جمعي پنهاني متشكل از مردان خاكستري وجود دارد و آنها بازي حزبي ميان حزب جمهوريخواه و دموكرات در آمريكا يا حزب كارگر و محافظه كار در انگليس راه انداخته و با ايجاد رقابتهاي صوري مردم خود را سرگرم ميكنند.
در مقابل اينگونه نظامها بايد نظام حزبي ايجاد كنيم كه از تحزب اسلامي برخاسته باشد، چرا كه تحزب اسلامي خدامحور است. با توجه به اين كه جامعه ما در حال گذار از مرحلهاي است كه چهرهها و شخصيتهاي ممتاز انقلاب پير و يا از صحنه خارج شدهاند، به تدريج جمعهاي متشكل جاي آنها را ميگيرد كه اگر بخواهيم بهترين نوع آن را داشته باشيم تحزب است. بايد اين نوع تحزب خدامحور و براي كانالكشي انديشه باشد.
* مهمترين ويژگيهاي تحزب اسلامي را در چه مواردي ميبينيد؟
** تحزب در جامعه ما بايد مبناي اسلامي داشته باشد و در آن الگوهاي غربي مطرح نشود، چرا كه در آن نظامها همه چيز بر قدرت و ثروت ميگردد؛ در حالي كه اين موضوع در اسلام شرك است و حزبي كه براي قدرت تشكيل شود، شرك خفي به حساب ميآيد. تشكيل حزب در اسلام بايد براي انجام تكليف الهي با نيت تقرب به خدا باشد و اين با تحزب غربي تفاوت زيادي دارد. در جوامع غربي حزب قدرت اگر خدمت هم انجام ميدهد، براي قدرت است. در مقابل حزب خدمت اگر قدرت هم ميخواهد براي خدمت است. حزبي كه براي قدرت تشكيل ميشود، به دليل اين كه ميخواهد قدرت به دست بياورد با همه صاحبان و كانونهاي قدرت و ثروت زد و بند انجام ميدهد و نهايت كار آنها اين است كه با قدرتهاي زورگو در دنيا سازش ميكنند.
حزب خدمت، در انجام تكليف الهي سر سازش ندارد و نرمشي در مقابل عدول از ارزشها به خرج نميدهد. با مستكبرين كنار نيامده و همواره بر سر ارزشها استوار ميماند.
* چند نوع تحزب اسلامي براساس آيات قرآن و روايات وجود دارد؟
** براساس بررسيهايي كه در دين اسلام انجام شده سه نوع تحزب وجود دارد. حزب خدامحور، شيطانمحور و خود ديدگاهمحور كه اين حزب نه شيطانمحور است و نه خدامحور، بلكه در حد وسط قرار دارد. نمونه آن حزب كنگره هند در زمان گاندي و نهرو است كه با وجود اين كه اسلامي نبود، اما براي ارزش انساني استقلال هند از چنگ استعمار ميجنگيد كه بسيار هم مورد احترام است.
* يك حزب مقبول چه شاخصههايي بايد داشته باشد؟
** در خصوص احزاب نميتوان حكم واحد داد، چرا كه تفاوت ميان آنها وجود دارد. مثلا «سربداران» يك حزب است؛ اما ساختار تشكيلاتي آن به درد امروز نميخورد؛ بلكه تنها ايده و هدف آن كه انجام وظيفه الهي بود، امروز كارايي دارد. همچنين مثال ديگر حزب فداييان اسلام است كه داراي شورايي بود و افراد محدود در حلقه تصميمگيري آن قرار داشتند و اينگونه نبود كه جمعي بنشينند و تصميم بگيرند لذا اينگونه تشكيلات در حال حاضر مؤثر نيست.
تعدادي از تشكلهاي حال و حاضر ما حزب نيستند. بهترين تعريف براي آنها باند هستند و جمع و گروهي هستند كه كار باندي انجام ميدهند. كار باندي به اين معنا است كه جمعي مخفي و محدود هستند كه كار گروهي ميكنند اما تنها براي منافع خود و سعي دارند از طريق فشار تهديد و افشاگري از مسئولان امتياز بگيرند.
* با توجه به نكاتي كه اشاره كرديد ديدگاه امام خميني (رحمتالله عليه) به تحزب چگونه بود؟
** امام نسبت به تحزب بسيار جدي بود. وقتي در سال 1341 حزب مؤتلفه اسلامي بنا نهاده شد، تأييد كردند. يك بار گفتند؛ شما كه براي خدا كار ميكنيد با هم مؤتلف شويد. در رابطه با نهادهاي تشكلي مثل جامعه مدرسين و روحانيت، حضرت امام بود كه اجازه تأسيس آنها را دادند. در مورد حزب جمهوري اسلامي هم آقاي عراقي را فرستاديم نزد امام خميني و اجازه گرفتيم و ايشان بعد از اين كه به ايران آمدند، جوياي حزب شدند. قبل از سال 1357 چندين بار امام به تشكيل حزب و متحد شدن توصيه كردند. امام (رحمتالله عليه) ميفرمود كه حزب بايد دعوت به خدا كند. مرحوم بهشتي نيز حزبي را مطلوب ميدانست كه سازنده انسان و ياريگر سازندگي او در سير الي الله باشد و معتقد بود حزب خودكامه و خودمحور يك طاغوت است و چه بهتر كه چنين طاغوتي بر سر راه مسلمين نباشد.
* گاهي مطرح ميشود كه در حزب مؤتلفه نظرات توسط چند نفر خاص مطرح ميشود و ديگران حق اظهار نظر ندارند، پاسخ شما به اين سخنان چيست؟
** در حزب مؤتلفه آزادي عقيده وجود دارد و هر كس نظرات خودش را مطرح ميكند. به قول آقاي عسگراولادي اعضاي شوراي مركزي ما با 30 نظر وارد ميشوند و با يك وظيفه بيرون ميروند، لذا در حزب مؤتلفه حجتالاسلام شجوني و حميدرضا ترقي با يك ديدگاه و برخي ديگر با مواضع ديگر وجود دارند، اما با وجود اين در كنار يكديگر فعاليت ميكنند. به دليل اين كه ميخواهيم به وظيفه خود عمل كنيم، لذا اگر دريافتيم كه وظيفه ما عوض شده است، به سرعت مسير خود را تغيير ميدهيم و خود را با منويات رهبري تنظيم ميكنيم.
برخي معتقدند كه حزب مؤتلفه اسلامي حزب بازار است در صورتي كه اگر بخواهيم تحليل كنيم از 31 دبير ما در استانها، اكثر آنها فرهنگي هستند. مورد ديگري كه در خصوص ما مطرح ميشود، اين است كه مؤتلفه متعلق به نسل گذشته است كه بايد گفت اگر متعلق به گذشته بوديم تا امروز نميتوانستيم حضور فعالانه داشته باشيم.
هم اكنون 58 درصد اعضاي حزب مؤتلفه در كشور زير 40 سال را دارند كه اين نشاندهنده جوانگرايي در ما است. از سوي ديگر در شوراي مركزي حزب مؤتلفه تركيبي از چهار نسل وجود دارد، به طوري كه در آن از 28 تا 72 سال وجود دارد. همچنين 99 درصد اعضاي هيأتهاي اجرايي حزب مؤتلفه جوانان زير 40 سال هستند كه با بزرگان خود همكاري نزديكي دارند.
شايد براي بسياري اين موضوع جالب باشد كه حزب مؤتلفه از سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تا سال 1368 كه با اجازه امام خميني كار خود را آغاز كرد، براي مدت 17 سال هيچ دبير كلي نداشت، در آن سالها افرادي مانند شهيدان عراقي، رجايي به همراه عسگراولادي به دنبال مبارزه بودند و دنبال دبير كلي نبودند. با وجود اين حزب مؤتلفه در سالهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي، منظمتر از بقيه حركت ميكرد. ما به دنبال جوانگرايي هستيم، اما نه به صورت مطلق كه به شعار تبديل شود.
* رويكرد دولت نهم و دهم به احزاب چگونه بوده و ارزيابي شما چيست؟
** دولت احمدينژاد با احزاب سر ناسازگاري دارد و در گذشته عنوان كرده است كه به احزاب كاري ندارد و ميگويد با اتكا به خودم پيروز شدم. رييسجمهوري معتقد است كه احزاب در جامعه نقش ندارند و فقط خودش است كه قدرت بسيج مردم را دارد.
تاكنون هر كس به قدرت رسيده است شبه حزب راه انداخته است. شاهد بوديم كه بازرگان به محض رسيدن به نخستوزيري، نهضت آزادي را راه انداخت. بنيصدر هم دفتر هماهنگيهاي مردمي رييسجمهوري را راه انداخت كه كاركرد حزبي هم داشت و در نهايت به ضررش هم تمام شد.
بعد از وي شهيد رجايي بر سر كار آمد كه از اعضاي حزب مؤتلفه بود و از اين بابت مشكلي نداشت.
بعد از آن شهيد بزرگوار، ميرحسين موسوي به قدرت رسيد و در دوران نخستوزيري، دفتر تحكيم وحدت و خانه كارگر را تقويت كرد. با قدرت گرفتن آيتالله هاشمي رفسنجاني حزب كارگزاران تأسيس شد، البته اين حزب به اين دليل تشكيل شد كه حزب جمهوري اسلامي منحل شده بود. خاتمي هم بعد از رسيدن به رياست جمهوري حزب مشاركت را حمايت كرد. در جريان بعد از رياست جمهوري احمدينژاد هم شاهديم كه جريان رايحه خوش خدمت ظهور پيدا كرد كه متكي به احمدينژاد، اما ناموفق بود. بعد از آن هم جريان حامي دولت به شكل ديگر و با نام فراكسيون انقلاب اسلامي در مجلس تشكيل شد.
* همواره در سخنان مسئولان وزارت كشور عنوان ميشود كه 240 حزب فعال در كشور وجود دارد، در حالي كه رصد فضاي سياسي نشان ميدهد تعداد بسيار كمي از آنها فعال هستند با توجه به حضور در كميسيون ماده 10 احزاب دليل ضعف در اين زمينه را چه ميدانيد؟
** به نظرم با محاسبه احزاب فعال در شهرستانها حدودا 20 حزب فعال در سطح كشور داريم. مهمترين عامل ضعف در بحث تحزب اجمالا اين است كه تعداد محدودي از افراد از روي عشق و علاقه تشكلي را راهاندازي ميكنند، اما از آن جا كه بسترها فراهم نيست؛ بعدها به دليل اين كه اداره حزب نياز به نظم، پول، سياستگزاري و برنامه دارد و تأمين اين شرايط سخت است، حزب تشكيل شده محدود به چند نفر ميشود. البته حزب گاهي اوقات هم به دليل دعوا و اختلاف به بنبست ميرسند.
* نمونهاي از اينگونه حزبها سراغ داريد؟
** در اين زمينه ميتوانم جمعيت دفاع از ارزشهاي آيتالله ريشهري را مثال بزنم. با اين وجود كه ايشان با علاقه دست به راهاندازي حزب زدند، اما به دليل مشكلات مالي به بنبست رسيد.