صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۵۹۶
محسن غرويان در گفت‌وگو با آرمان
عظيم محمودآبادي - اشاره: وحدت و تاكيد بر ضرورت ارائه ليست واحد براي انتخابات مجلس ترجيع‌بند هر شعري است كه اين روزها اصولگرايان مي‌سرايند. جبهه متحد اصولگرايان اصلي‌ترين گروه اصولگرايي است كه اعضاي آن چهره‌هاي شاخص و شناخته شده‌اي همچون آيت‌الله مهدوي‌كني هستند. اما گروهي ديگر كه نام جبهه پايداري را براي خود برگزيده‌اند چهره‌هايي هستند كه بيشترين شهرت خود در عرصه سياست را مديون دولت نهم و دهم به رياست محمود احمدي‌نژاد هستند كه از آن جمله مي‌توان به مرتضي آقاتهراني، غلامحسين الهام و مهدي كوچك‌زاده اشاره كرد. گفته مي‌شود در محوريت جبهه پايداري آيت‌الله مصباح يزدي قرار دارد هر چند كه اين مساله اخيرا از سوي وي رد شده و تنها خود را به نوعي رهبر معنوي اين جبهه معرفي كرده است. غرويان دليل حمايت جبهه پايداري از احمدي‌نژاد را اين مي‌داند كه اعضاي اين جبهه از ابتداي روي كار آمدن احمدي‌نژاد از وي حمايت مي‌كردند و به همين دليل الان نمي‌توانند به راحتي از مواضع گذشته‌شان برگردند. جدا كردن حساب مشايي از احمدي‌نژاد از نظر اين عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم تنها راه گريز براي جبهه پايداري است.

* با توجه به اينكه در آستانه برگزاري انتخابات قرار داريم و طيف‌هاي مختلف اصولگرايان از جبهه متحدشان گرفته تا جبهه پايداري بر وحدت و اجماع اصولگرايان تاكيد مي‌كنند، بفرماييد كه ارزيابي شما از وضعيت فعلي اين جناح سياسي چيست و چرا به رغم شعارها و تلاش‌هايي كه داشته‌اند تاكنون اين هدف محقق نشده است؟

** ببينيد وحدت از يك طرف نيازمند پايه‌هاي فكري است و از طرف ديگر به پايه‌هاي ذوقي و سليقه‌اي احتياج دارد. در مورد پايه‌هاي فكري بايد بگويم كه همه اصولگرايان از پايه‌هاي فكري واحدي برخوردار هستند و بر همان پايه‌هاي مشترك تاكيد مي‌كنند. وحدت در جهت حفظ نظام، انقلاب، ولايت فقيه و امثال اين مسائل پايه‌هاي فكري اصولگرايان را تشكيل مي‌دهند. اما روحيات افراد و احزابي كه درصدد هستند تا با يكدگير وحدت داشته باشند بايد به هم نزديك باشد به نظر من مشكل اصولگرايان براي اينكه بتوانند به وحدت برسند به اختلاف روحيه‌ها و سلايق‌شان بر مي‌گردد و اين اختلاف به افكار، انديشه‌ها و آرمان‌ها مربوط نمي‌شود.
برخي روحيه‌ها افراطي و تند اما برخي روحيه‌ها معتدل است. تصور من اين است كه حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني، روحيه‌اي اعتدالي دارند و شخصيتي معتدل هستند. به اين معنا كه ايشان نه اهل افراط و نه اهل تفريط هستند بلكه از نوعي رافت و رحمت برخوردار هستند كه ساير افراد در تراز ايشان قرار ندارند و از چنين روحيه و سليقه‌اي برخوردار نيستند. به نظر من مشكل هم همين است وگرنه از نظر فكري همه اصولگرايان به انقلاب مي‌انديشند. آنها به اسلام، انقلاب و شهدا معتقد هستند. اما روحيات با يكديگر خيلي جفت و چفت نمي‌شوند. به همين جهت بعيد مي‌دانم با اين 2 نوع روحيه‌اي كه به آن اشاره كردم، اصولگرايان بتوانند به وحدتي كه مورد هدف‌شان است برسند.

* بخشي از مسائلي كه اصولگرايان با آن درگير هستند، شايد به اختلاف سلايق‌شان برگردد. اما واقعيت اين است كه در مواردي به نظر مي‌رسد بحث‌ها فراتر از اختلاف سليقه است. مثلا جبهه پايداري همچنان معتقد به حمايت از  احمدي‌نژاد هستند سعي مي‌كنند كه اظهارات مشايي به پاي احمدي‌نژاد نوشته نشود. در صورتي كه جبهه متحد اصولگرايان معتقد است به دليل حمايت‌هاي همه جانبه رئيس‌جمهور از مشايي و اظهارات او، نمي‌توان ميان آنها تفاوت جدي قايل بود. به نظر شما اين مسائل تنها ناشي از اختلاف روحيه است؟

** ببينيد كساني كه الان عضو جبهه پايداري هستند از ابتداي روي كار آمدن آقاي احمدي‌نژاد از ايشان و دولت‌شان دفاع كردند و به همين دليل الان نمي‌توانند به راحتي از مواضع گذشته خودشان برگردند. در واقع آنها براي‌شان سنگين خواهد بود كه الان بخواهند موضع‌شان نسبت به آقاي احمدي‌نژاد را تغيير دهند. آنها به اين دليل كه مفري داشته باشند مي‌خواهند سعي كنند تا حساب آقاي احمدي‌نژاد را از آقاي مشايي جدا كنند. هدف آنها از اين كار اين است كه بگويند ما همچنان بر آقاي احمدي‌نژاد پافشاري داريم اما جريان انحرافي را قبول نداريم. اين همان تناقض و پارادوكسي است كه براي بسياري جاي سئوال دارد.
در واقع پرسش اين است كه چگونه مي‌توان بين آقاي احمدي‌نژاد و آقاي مشايي جدايي قائل شد و اين مساله را حل كرد. به هر حال اين مساله به نظر من به روحيه جبهه پايداري برمي‌گردد. اين مساله به سفت و سخت بودن آنها برمي‌گردد در حالي كه اهل فكر و اهل تحليل اين مسائل را مي‌دانند و مي‌فهمند و به مسائل جبهه پايداري واقف هستند. به نظر من با اين دو روحيه‌اي كه ما در جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري شاهد هستيم، رسيدن به آن وحدتي كه مورد نظر مقام معظم رهبري و اصولگرايان قرار دارد يك مقدار مشكل است.
نكته‌اي كه اينجا لازم مي‌دانم اشاره‌اي به آن داشته باشم اينكه اعضاي جبهه پايداري نبايد تصور كنند كه تنها خودشان درست مي‌فهمند و درست تحليل مي‌كنند. اينطور نيست كه تنها راه و تاكتيكي كه مورد نظر آنها است، صحيح باشد. به هر حال پيشكسوتان ديگري هم هستند كه از آنجمله مي‌توان به اعضاي جبهه متحد اصولگرايان اشاره كرد. اعضاي اين جبهه افراد استخوان‌دار و با سابقه‌اي در جناح اصولگرايي هستند.

* نگراني آقاي مصباح از جريان موسوم به انحرافي و حمايت‌شان از جبهه پايداري را چطور مي‌توان تحليل كرد؟

** خب اين سئوال را من نبايد پاسخ دهم به اين دليل كه نكته‌اي كه شما به آن اشاره مي‌كنيد براي خود من هم سئوال است. اين چيزي است كه بايد خودشان توضيح دهند و به نظر مي‌رسد اين مساله، معمايي است كه بايد جبهه پايداري به آن جواب دهد. حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (حفظه الله) شخصيت بسيار محترمي هستند ولي فكر مي‌كنم اينكه ايشان در اين اواخر فرموده‌اند من رهبر اين جبهه نيستم و پرهيز مي‌كنند از اينكه خودشان را به عنوان رهبر اين جبهه مطرح كنند نكته قابل توجهي است. هر چند كه همه اهل فن مي‌دانند كه معناي حمايت معنوي در واقع همان در محوريت جبهه پايداري قرار داشتن ايشان است. حالا اينكه اين محوريت و حمايت چه اسمي داشته باشد تفاوت چنداني ندارد.
به نظر من حضرت آيت‌الله مصباح، خودشان هم به اين پارادوكس و معما رسيده‌اند كه چگونه هم از طرفي جريان انحرافي را نفي و طرد مي‌كنند و هم از طرف ديگر حمايت‌شان را از جبهه پايداري همچنان حفظ كرده‌اند. بنابراين فكر مي‌كنم كه حضرت آيت‌الله مصباح (حفظه الله) خودشان هم به اين تناقض رسيده‌اند و براي همين اكنون در برابر پرسش‌هاي مخاطبان، محوريت خودشان را نفي مي‌كنند و محوريت‌شان را به حمايت معنوي تقليل مي‌دهند. اما به هر حال روشن است كه همه اعضاي اصلي جبهه پايداري به اتكاي ايشان و با تفكر و انديشه ايشان حركت مي‌كنند. بنابراين در پاسخ به شما بايد عرض كنم كه اين سئوالي است كه ما هم از حضرت آيت‌الله مصباح (حفظه الله) داريم كه خوب است به اين سئوال پاسخ روشني بدهند و آن را حل كنند.

* البته به باور برخي تحليلگران اين اختلافات اصلا جدي نيست. بلكه اختلافاتي صوري در آستانه انتخابات است. طبق اين تحليل اصولگرايان به دليل غياب اصلاح‌طلبان، امكان رقابت با رقباي واقعي خود را از دست داده‌اند و براي همين اقدام به ايجاد جايگزيني براي آنها كرده‌اند و نام جريان انحرافي را بر آنها نهاده‌اند. نظر شما در مورد اين تحليل چيست؟

** بله. من هم در حد يك احتمال و يك گزينه در تحليل‌هاي سياسي آن را رد نمي‌كنم. يعني احتمال آن وجود دارد. اما به نظر من قرائن و نوع عملكردها نشان‌دهنده اين است كه اين اختلافات صرفا صوري نيست و اين مسائل به اختلافات در روش، منش و سلايق افراد برمي‌گردد.

* احمدي‌نژاد چند بار بحث خط قرمزهاي خود را مطرح كرده و تاكيد كرده كه اعضاي هيات دولت و نزديكانش خطوط قرمز وي هستند. اما اخيرا اتفاقاتي در حال وقوع است كه از آنجمله مي‌توان به بازداشت نزديكان مشايي و مسائلي كه در روزنامه ايران براي جوانفكر به وجود آمد، اشاره كرد. فكر مي‌كنيد وقوع چنين اتفاقاتي چه تاثيري بر انتخابات پيش رو داشته باشد و نيز آثار چنين مسائلي را بر وحدتي كه مورد نظر اصولگرايان قرار دارد چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

** روشن است كه تاثير منفي خواهد داشت. به اين دليل كه به هر حال اين مسائل باعث بيشتر شدن انشعاب خواهد شد. من حرف‌هاي آقاي جوانفكر را در مصاحبه‌شان خواندم. به نظر من اين صحبت‌ها نوعي سرسختي در برابر نظام، قانون است. اين مسائل سرسختي در مقابل تذكرات مراجع معظم تقليد است كه از مدت‌ها قبل نسبت به اين مسائل تذكر داده بودند. فراموش نكنيم كه نشريه «خاتون» خودش يك مساله بود. علما و مراجع موضع‌گيري مشخصي در برابر مسائلي كه در آن نشريه مطرح شده بود اتخاذ كردند.
بعد از آن هم آقاي جوانفكر به حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي پاسخ دادند. من فكر مي‌كنم لازم است آقاي احمدي‌نژاد به همان صراحتي كه در سازمان ملل و در برابر آمريكا و استكبار جهاني دارند و سرسختي كه در مبارزه با صهيونيسم جهاني از خودشان نشان مي‌دهند، در مقابله با جريان انحرافي و تبري جستن از آن هم همان سرسختي و صلابت را داشته باشند.

نام:
ایمیل:
نظر: