صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۶۳۸۰۵
اصلاح‌طلبان این‌روزها، سنجیده‌تر حرکت می‌کنند

آزاده محمدحسین

آنان که دستی بر آتش سیاست دارند یا دست‌کم رخدادهای این کهکشان پهناور را دنبال می‌کنند، این روزها بر یک نکته تاکید دارند و آن رفتار دقیق و مواضع حساب‌شده چهره‌های شاخص سیاسی اصلاح‌طلب در جاده سیاست است؛ به این مفهوم که مدت‌زمانی است اصلاح‌طلبان تلاش دارند تا با نگاهی به گذشته و البته وضع موجود گام بردارند و از همین‌رو، رفتار عمل‌گرایانه و واقع‌بینانه‌شان نمود بیشتری یافته است. چرا؟ آیا اصلاح‌طلبان محافظه‌کار شده‌اند؟ یا اصولگرایان، اصلاح‌طلب‌تر شده‌اند؟ و شاید هم اعتدالیون که آمدند، هردو معتدل شده‌اند؟ شاید بتوان پاسخ این پرسش‌ها را از لابه‌لای این چند جمله پیدا کرد:

«اکثریت مردم ایران رای به اعتدال، عقلانیت، خردورزی، خردجمعی، مشورت، حرکت در مسیر کارشناسی و دوری از افراط و خودسری دادند. این رای کاملا روشن است و هیچ ابهامی ندارد. همه باید تسلیم این رای باشیم. دولت آینده هم باید تسلیم این رای باشد و در چارچوب اعتدال حرکت کند، دولت آینده هم باید از افراط و تفریط پرهیز کند و این پیام برای همه است...» همان جملاتی که حسن روحانی در سخنانش پس از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بر زبان آورد.  به‌نظر می‌رسد این پیام بیش از اصولگرایان در قاطبه اصلاح‌طلبان نفوذ کرد و دهان‌به‌دهان گشت و البته در عمل نیز عینیت یافت. نگاهی به اظهارات چهر‌های شاخص اصلاح‌طلب که گاه حتی در سال‌های گذشته برخی، آنان را متهم به تندروی می‌کردند، نشانگر این است که این نحله فکری ترجیح داده است در مسیر سیاسی پیش‌رو با استناد به واقعیات موجود سخن گفته و تصمیم بگیرد؛ راهی که از هشت‌سال پیش و از زمانی که کفه ترازوی سیاست به‌نفع اصولگرایی سنگینی می‌کرد، آغاز شد.

قدم‌به‌قدم تا عملگرایی

اصلاح‌طلبان پس از آن که مدتی از دنیای سیاست فاصله گرفتند و سنگرهای اجرایی و اداری کشور یکی بعد از دیگری در اختیار نیروهای «نواصولگرا» قرار گرفت، به جای آن که گوشه عزلت بگزینند، آرام‌آرام به سمت نقد عملکرد خود در سال‌های حاکمیت اصلاح‌طلبی روی آورده، با استفاده از تجربیات آن دوران رویکرد جدیدی در مواجهه با رخدادهای سیاسی اجتماعی اتخاذ کردند. در مواردی اشکالات رفتار حزبی خود را پذیرفته و با وانهادن آن، سعی در جبران آن برآمدند که به اذعان بزرگان آشنا به بازی در صفحه سیاست، در بسیاری موارد موفق بودند.

تا آن زمان برخی به اصلاح‌طلبان خرده می‌گرفتند که با فاصله‌گرفتن از عرصه عمل، صرفا پا در مسیر آرمانگرایی گذاشته و به این ترتیب این تفکر سیاسی را از اهداف بلندمدت و واقعی خود دور کرده‌اند؛ گروهی که اتفاقا از درون خود اصلاحات و مورد وثوق بدنه اجتماعی این جریان فکری هم بودند. به هرحال اصلاح‌طلبی روبه‌نقد آورد و از زمانی که در مسیر جاده نقد قرار گرفت، آرام‌آرام و با طمأنینه به سمتی رفت که بتواند «اصلاح» را نهادینه کند و نه ریشه‌کن. در بسیاری اظهارنظرها و نقدها چهره‌های شاخص این جریان با وجود انتقاد از فضای موجود، نکات مثبت را هم یادآور شدند و تلاش کردند در مجامع عمومی و رسانه‌ای نیز از نقد یک‌سویه بپرهیزند. از سوی دیگر بزرگان این قوم با تشکیل اتاق فکر و بهره‌گیری از اندیشه‌های گوناگون پا در راه بهبود عملکرد جریان فکری که به آن تعلق داشتند، گذاشتند و... این روند همچنان ادامه یافت تا رخدادهای انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و سال 88؛

از آن پس بود که این جریان فکری در مسیری که پی گرفته بود بااراده‌تر گام برداشت و باوجود اینکه برخی مهره‌های اثرگذار خود را در عرصه اجتماعی نداشت، راه خود را ادامه داد. اصلاح‌طلبان در این سال‌ها هیچ‌گاه با صندوق‌های رای قهر نکردند و تلاش‌شان بر این بود که از کوچک‌ترین امکان موجود به‌نفع تثبیت تفکر اصلاح‌طلبانه بهره ببرند. تا جایی که سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهور دوران اصلاحات برای انتخابات مجلس نهم  پای صندوقی در منطقه «دماوند» حاضر شد و رای داد؛ اقدامی که البته آن زمان با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد و حتی طعم واکنش‌های تند را هم چشید. اما همان زمان برخی صاحبنظران و تحلیلگران این اقدام او را دلیل روشن و بارزی دانستند برای تصمیم جریان اصلاح‌طلبی به ماندن در صحنه عمل. بعدها عنوان شد که این رای آگاهانه، اجازه تعبیر خواب برخی در مواجهه با وی و سایر اصلاح‌طلبان را از طرف مقابل سلب کرد. به هر رو معتقدان به این تفکر سیاسی چهارسال گذشته را نیز با همه محدودیت‌ها و با استفاده از ابزار «ایستادگی مدنی» پشت‌سر گذاشتند تا فضا آماده شد برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری.

اعتدال- اصلاحات؛ ائتلاف، ائتلاف

در روزهایی که تب انتخابات ریاست‌جمهوری بر پیشانی شهرها و روستاهای ایران عرق کرده بود، شعاری مراسم به مراسم چرخید و شد پای ثابت شعارهای برنامه‌های انتخاباتی؛ «اعتدال- اصلاحات، ائتلاف ائتلاف». پیام این شعار برای آنان که دنیای سیاست و پیوندش با بدنه اجتماعی را خوب می‌شناسند، کاملا واضح و آشکار بود، یکی از راه‌های رسیدن به اصلاح امور گذر از مسیر اعتدال است. این موضوعی بود که به وفور در سخنرانی‌ها و اظهارات کوتاه و بلند اعتدالیون و البته اصلاح‌طلبان شنیده و خوانده می‌شد. اما شنیدن چنین سخنانی از زبان آن دسته از اصلاح‌طلبان که روزگاری به داشتن مواضع تندتر از سایرین شهره بودند، بر این نکته بیشتر تاکید می‌کرد که دوربودن اصلاح‌طلبان از عرصه سیاست در دوران هشت‌ساله ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، نه‌تنها آنان را به مسیر انتقامجویی و تندروی سوق نداده که حتی برخلاف ادعای برخی اصولگرایان تندرو که ید طولایی در رفتارهای رادیکال و مواضع غیرواقعی داشتند، مسیری را انتخاب کرده‌اند که با گذر از آن راه رسیدن به اصلاح هموارتر خواهد شد.

واکنش این روزهای بزرگان این گروه سیاسی به اقدامات دولت تدبیر و امید به وضوح موید این تغییر رویکرد است. هرچند با گذشت مدت‌‌زمانی کوتاه از روی کارآمدن دولت تدبیر تندروهای اصولگرا تلاش وافری داشته‌اند تا چنین القا کنند که اصلاحات و اعتدال فاصله ماهوی معناداری دارند، اظهارات چهره‌های شناخته‌شده اصلاحات خلاف این ادعا را ثابت کرده است همچنان که حمیدرضا جلایی‌پور اخیرا در نشست اصلاح‌طلبان اصفهان تاکید کرد اعتدالگرایی و اصلاح‌طلبی همپوشانی زیادی با هم دارند: «می‌توان گفت اعتدالگرایی همان اصلاح‌طلبی است که به‌دلیل شرایط جامعه از آن به اعتدال یاد می‌شود... راهبرد محوری اصلاح‌طلبان برای رسیدن به توسعه سیاسی، حاکمیت قانون است که در همین راستا جبهه اصلاحات در تمام انتخابات حضور خود را اعلام کرده است چون اعتقاد به اصل حاکمیت قانون که همان صندوق‌های رای است، دارد. این در حالی است که مخالفان افراطی اصلاح‌طلبان از سال 1376 به بعد حاکمیت قانون را نقض می‌کردند.

افراطی‌ها راهبرد اصلاح‌طلبان را در دوران اصلاحات فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا خواندند که این اشتباه است. اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه به دنبال فشار از پایین نبودند، زیرا ریشه خود را در انقلاب اسلامی می‌دانستند.» از سوی دیگر سعید حجاریان در گفت‌وگوی اخیر خود با خبرگزاری ایسنا براین نکته تاکید کرد: «در حال حاضر اصلاح‌طلبان در کابینه دولت یازدهم حضور دارند و پایگاه اجتماعی دولت هم اصلاح‌طلبان هستند؛ بنابراین لازم نیست بین اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تفکیکی قایل شویم.» این اظهارات به اعتقاد بسیاری نشان‌دهنده این است که اصلاح‌طلبان هرچند در زوایایی با دولت حسن روحانی اختلاف‌هایی دارند، همپوشانی‌های این دو گروه به اندازه‌ای است که اختلاف‌ها روزنه چندانی برای بروز نمی‌یابند. همه اینها در حالی است که طرفداران فکری اصلاحات این روزها در بیشتر سخنانشان از عملگرایی دفاع کرده و با ذکر کاستی‌های موجود مسیر انتخابی دولت یازدهم را صحیح می‌دانند و این همان فاصله‌گرفتن از آرمانگرایی و روی‌آوردن به عملگرایی است.» نظیر همین ادبیات در سخنان جواد اطاعت در جمع دانشجویان اصلاح‌طلب شنیده شد؛ در جایی که به آنان توصیه کرد: «فعالیت‌هایشان را به‌گونه‌ای پیگیری کنند که حساسیت‌زا نباشد و برای پیگیری فعالیت‌های خود گام‌به‌گام پیش بروند.»

قفل‌ها، یکی‌یکی به نوبت   

زمانی که دولت یازدهم مستقر شد، برخی تندروها اصلاح‌طلبان را متهم کردند به بی‌صبری و در گفته‌هایشان بر این موضوع تاکید کردند که اصلاح‌طلبان قصد دارند دولت اعتدال را برای مطالبه خواسته‌هایشان تحت فشار بگذارند و به همین جهت به‌زودی میان دولت و اصلاح‌طلبان شکاف بزرگی ایجاد خواهد شد. اما صدروزگی دولت روحانی سنگ محک خوبی برای بررسی نوع نگاه اصلاح‌طلبان به منش دولت یازدهم بود. تقریبا در تمام اظهارنظرها و سخنرانی‌ها، چهره‌های شاخص اصلاحات بر این تاکید کردند که قطار دولت جدید در مسیر درستی قرار گرفته و نمی‌توان انتظار داشت حجم بزرگی از مشکلات یک‌شبه حل شود. در واقع اصلاح‌طلبان به‌طورعام بر این باورند که قفل‌ها نه یک‌شبه، که یکی‌یکی و به نوبت باز خواهند شد؛ همچنان که سعید حجاریان در گفت‌وگویی تاکید کرد: «در حال حاضر بدیلی برای دولت روحانی وجود ندارد. باید شخصیت‌هایی که در بین مردم اعتبار دارند، مثل هاشمی‌رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، ناطق‌نوری و همچنین روزنامه‌نگاران و روشنفکران برای مردم توضیح دهند که مشکلات کشور در مدت کوتاهی حل نمی‌شود.» حل مشکلات و معضلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این روزها خواسته قاطبه جریان‌های سیاسی منتسب به اصلاحات است اما با شکلی متفاوت از هشت‌سال گذشته.

در این میان اصلاح‌طلبان یک خواسته را نیز در کنار خواسته‌های عمومی‌ترشان گه‌گاه به رییس دولت تدبیر و امید یادآوری می‌کنند؛ بازشدن قفل احزاب و سیاست‌ورزی در داخل که ذیل مقوله «سیاست داخلی» به آن پرداخته می‌شود. آنان عملگرایانه از دولت روحانی می‌خواهند از این مهم، غفلت‌ نورزد که سبب خواهد شد مسیر در پیش گرفته‌شده، نیمه‌تمام بماند آنگونه که احمد شیرزاد می‌گوید: «امیدواریم کلید آقای روحانی قفل احزاب را باز کند و شاهد این باشیم که جامعه سیاسی بتواند بدون هیچ‌واهمه‌ای به فعالیت خویش ادامه دهد.»

نام:
ایمیل:
نظر: