گروه سیاسی: اگرچه تا انتخابات مجلس زمان زیادی باقی مانده است اما خوف جریان اصولگرا باعث شده از هماکنون به دنبال وحدت باشند. این خوف به این دلیل است که آنان میدانند جریان اصلاحات و اعتدال در وحدت با هم به دنبال تصاحب مجلس دهم هستند و در نظر دارند مجلسی معتدل تشکیل دهند. ناظران سیاسی معتقد هستند که با توجه به رویکرد اعتدالی جامعه این موضوع دور از ذهن نیست و امکان تشکیل مجلسی متفاوت از مجالس هفتم، هشتم و نهم وجود دارد. دقیقا به همین خاطر است که فعالیتهای علنی و غیر علنی اصولگرایان آغاز شده تا بتوانند با حربه ائتلاف مجلس و قوه مقننه را در چنگ خود نگه دارند. اما این سوال مطرح است که آیا میتوانند به یک ائتلاف برسند؟ این جریان علیرغم تلاشهایی که داشت در انتخابات گذشته ناکام بود و با تکثر کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری روبرو بود. به نظر میرسد در انتخابات مجلس آتی هم این جریان توفیقی برای رسیدن به وحدت نخواهد داشت. نشان به آن نشان که روز گذشته پدر معنوی یکی از اضلاع اصولگرایان در سخنانی آب پاکی را از هماکنون بر روی دستان باقی اصولگرایان ریخته است.
آیتالله مصباحیزدی در گفتگو با نشریه جبهه پایداری اظهار نموده که ابداً از عدم ائتلاف با اصولگرایان در انتخابات گذشته پشیمان نیست. بخشی از این گفتگو به این شرح است: «خبرنگار پرسیده است: شما پشیمان نیستید؟ که آیتالله مصباحیزدی در پاسخ تاکید کرده است: ابداً. هیچ احساس پشیمانی نمیکنم. خدا را شکر میکنیم که فهمیدیم و عمل کردیم و تحت تاثیر جوسازیها و فشارها و تهمتها قرار نگرفتیم؛ ولی برخیها که رای نیاوردند احساس خسران زیادی کردند چون همان نتیجه اول (دیدگاه دنیاگرایانه) برایشان اصل بود.» البته این گفتگو حاوی مطالب مهم دیگری هم میباشد. آیتالله مصباحیزدی درباره حمایتها از دولتهای نهم و دهم با وجود برخی نقاط ضعف، چنین گفته است: البته توقع اینکه هر کس به کرسی ریاست بنشیند، بیعیب باشد، توقع بیجایی است. بالاخره اینها هم از همین مردماند، یک عمری که نرفتند تهذیب نفس کنند و سیر و سلوک کنند؛ همین اندازه که نماز و روزهای، عبادتی و ولایتی هستند باید در همین حد خشنود بود و بگوییم الحمدلله. وقتی سطح توقعات واقعبینانه شد نه آدم خودش را گم میکند نه زیادهروی و نه افراط و تفریط میکند.
تذکرهای غیر علنی به احمدینژاد
از آیتالله مصباحیزدی پرسیده شد که برخورد شما با دولتی که نقش حمایتی نسبت به آن داشتید برای عدهای عجیب بود؛ هواداران وی این طور عنوان میکنند که نحوه برخورد سفت و سخت شما با برخی از اطرافیان آقای احمدینژاد، منصفانه نبود بلکه نوعی زیادهروی بود؟"
وی در پاسخ گفته است: شاید این تلقی به این دلیل است که آنها از جریان مسیری که طی شده اطلاع ندارند، بلکه آنها فقط نقطه آخرش را اطلاع دارند. بنده در همان دولت نهم وقتی که زاویه کوچکی شروع شد، دو نفر از دوستانم را فرستادم که با خود آقای احمدینژاد حضورا تماس بگیرند و یک نامه محترمانهای هم نوشتم و دادم به آنها؛ و آنها هم آخر شب رفتند بیش از یک ساعت با ایشان صحبت کردند و نامه را دادند و خیلی محترمانه و منصفانه و دلسوزانه هم بود. آیتالله مصباحیزدی درباره موضوع انتخاب مشایی به معاون اولی در ابتدای دولت دهم و مقاومتی که احمدینژاد در برابر نامه رهبری برای تغییر وی داشت و جلسهای که وی در آن زمان با احمدینژاد در منزل یکی از دوستان برگزار کرده بود نیز گفت: "خیلی قبل از آن و از دولت نهم تذکرات غیر علنی را شروع کرده بودم."
حضور زنان در ورزشگاه
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) درباره موضوع حضور زنان در ورزشگاهها نیز گفت: ما ملاقات حضوری هم با آقای احمدینژاد داشتیم و من با رعایت اینکه در مقابل چنین شخصی و با چنین ویژگیهای شخصیتی چطور باید حرف بزنم که احتمال تاثیر باشد، وقت ملاقات میدادم و صحبت میکردم. در برخی از جلسات بعضی از دوستان هم بودند که سه نفری بودیم، ما نشستیم با هم صحبت کردیم و متاسفانه حرفها اثر نکرد، کانه اثر معکوس گذاشت تا در دولت دهم که دیگر کار به جایی رسید که ایشان تعبیراتی در مورد برخی موضوعات داشت و حتی راجع به آن شخص گفت که او از اولیای خداست و تعابیر دیگری که اینها دیگر قابل تحمل نبود. اینجا بود که موضع علنی گرفتیم و در سخنرانیها، انحرافات فکری را مطرح کردیم. بالاخره ما این سیر را در ابتدا به تدریج شروع کردیم، کسانی که از سابقه خبر ندارند به اینجا که رسید میگویند تندروی کردی؛ در حالی که ما از اول صمیمانه مسائل را مطرح کردیم و چیزهایی را یادآور شدیم که خیلی بیّن و قابل فهم بود. مسائل فکری پیچیدهای نبود؛ نقاط قوت ایشان (احمدینژاد) کم کم تبدیل به نقاط ضعف شد و وضعیت ایشان در بین جامعه متدینین و علما و مراجع ضعیف شد.
ـ خوشبینی مفرط رئیس دولت
آیتالله مصباحیزدی درباره اینکه از سال 85 یعنی یک سال بعد از شروع به کار دولت نهم نسبت به حضور و تاثیرگذاری برخی اطرافیان احمدینژاد تذکر و هشدار داده و بعدها قبل از خانهنشینی تعبیر خطر بزرگ را به کار برده، توضیح داده است: بله؛ نوع نگاه و مواضع این فرد خبرش به ما میرسید ولی متاسفانه در رئیس دولت یک خوشبینی مفرطی نسبت به او وجود داشت، در حالی که آن فرد در سخنرانیهایش میگفت که دوره اسلامگرایی گذشته و حساسیتی نشان داده نمیشد. آیتالله مصباحیزدی درباره اینکه آیا "هیچ وقت آن شخص درخواست کرد که بیاید و توضیح دهد؟ دنبال این نبود که خودش را تثبیت کند؟" گفته است: من یادم نمیآید ولی اگر هم میآمدند فایده نداشت برخی ویژگیهای شخصیتی هست که با بحث حل نمیشود؛ مادامی که ضررش به جامعه نرسیده، میتوان مدارا و چشمپوشی کرد اما وقتی بناست خطرش به جامعه سرایت کند وظیفه ایجاب میکند که آدم موضعگیری کند. رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه میدهد: مدتی است تشکیک در امام بالطبع در مبانی ایشان شروع شده از جمله خاطرهسازی از حضرت امام آن هم در مورد موضوعاتی که برای مردم خیلی روشن بود؛ مثلا مخالفت حضرت امام با شعار مرگ بر آمریکا در حالی که مردم تا آخرین روز حیات امام این شعار را سر میدادند و ایشان هیچ وقت مخالفت علنی نداشتند. شما در این نحوه برخورد با امام و مبانی استکبارستیزی ایشان تعمدی حس میکنید؟ چون همین خاطرهگوییها موج میاندازد در مردم که چرا باید بگوییم مرگ بر آمریکا. یکی از سیاستمداران بزرگ مملکت که الان هم در نظریهپردازی پشت پرده نقش فعالی دارد زمانی مسئول اجرایی بود و کارهای مهمی هم کرده است. وی در روزهای اول انقلاب به خود من میگفت که ما امام را برای این میخواهیم که شاه را بیرون کنیم ولی ایدئولوگ ما دکتر شریعتی است. یعنی معتقد بود که ما افکار امام را قبول نداریم. ما یک بولدوزر میخواهیم بیاندازیم جلو و مردم هم دنبالش راه بیفتند تا شاه را بیرون کنیم بعد باید امام را بگذاریم کنار.
ـ دست داشتن در حادثه 22 بهمن را رد میکنم
خبرنگار درباره حادثه 22 بهمن سال گذشته در حرم حضرت معصومه(س) هنگام سخنرانی لاریجانی رئیس مجلس نیز از آیتالله مصباحیزدی سوال کرده و پرسیده است: عدهای سعی کردند، القا کنند که این نتیجه تحرکات موسسه امام خمینی و برخی شاگردان آیتالله مصباح بوده است. مصباحیزدی در این باره گفته است: من به واسطه یکی از دوستان به آن کسی که مورد اهانت قرار داده بودند، پیغام دادم که واللهالعلیالعظیم من از این موضوع هیچ اطلاعی نداشتم. همین اندازه میدانستم که آن روز مثل هر سال بناست راهپیمایی و سخنرانی باشد و از داخل موسسه هم به عنوان کار موسسه و از منسوبین بنده هم هیچ وجود دخالتی نداشته است؛ اما بالاخره این موسسه یک دانشگاه است، ما بیش از هزار دانشجو داریم حالا یک دانشجو هم رفته شعار داده یا نداده به ما چه ربطی دارد؟ من که نمیتوانم همه دانشجوها را کنترل کنم یا مگر هر کاری که میخواهند بکنند از فلانی (آیتالله مصباح) میپرسند؟ حالا هر کسی درست یا غلط هر کاری کرده به ما ربطی ندارد. آنچه برای بنده یقین است، این است که منسوبین به بنده نه سازماندهی داشته و نه اصلا اطلاعی از این جریان داشتند؛ وقتی هم سر و صدایی راه بیندازند و گزارش و این حرفها خیلی مایه تاسف است و فقط باید بگویم متاسفم. اما کار ما هم اینها نیست؛ کار ما مسائل فرهنگی و فکری است. موضعگیری درباره اشخاص چه از آن مهمتر و چه مادون آن، تا موضوعی به مسائل فرهنگی و اجتماعی ربطی نداشته باشد ما در شانمان نمیبینیم وارد شویم.
ـ ما شکست خوردیم؟
خبرنگار از مصباحیزدی پرسیده است که در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری عدهای شما را مقصر شکست جریان اصولگرایی معرفی میکنند. وی در پاسخ تاکید کرده است که اگر ورود به انتخابات و فعالیتهای سیاسی را با نگاه مادیگرایانه و دنیاگرایانه ببینیم، بله ما شکست خوردیم؛ نه ما بلکه بقیه هم و فقط یک گروه پیروز شدند و البته آن گروه هم باور نمیکرد پیروز شود؛ شرایطی پیش آمد که اینطور شد. ولی ما اینطور معتقد نیستیم. ما صرفا برای برنده شدن ظاهری در انتخابات وارد کار سیاسی نشدیم. هدف اصلی ما پیروزی ارزشها و باورهای اسلامی است که یکی از راههایش این است که یک رئیسجمهوری اصلی که ما تشخیص میدهیم سر کار بیاید. به زبان امروزی هدف ما احیای فرهنگ مقاومت بود؛ هدف ما این بود که در مقابل گرایشهای سازشکارانه دنیاطلبانه و منفعتطلبانه دیگری که وجود داشت و ضعفهای زیادی داشتند، ارزش مقاومت قربانی نشود و پیروزیاش هم به این بود که این تفکر نمیرد و مطرح شود و این پیروزی هم حاصل شد. در انتخابات کاندیداهای متعددی وجود داشتند که تا آخر با هم رقابت کردند. اگر همه آنها فقط روی مسئله تحریم و گرانی و مسائل اقتصادی تکیه میکردند تمام عالم میگفتند آمریکا کاملا پیروز شد، چون اینها دیگر از انقلابشان دست برداشتند و دیگر اسمی از اسلام و انقلاب و ارزشهای انقلابی از جمله مقاومت در برابر این زیادهخواهیها نمیبرند. همه کاندیداها میگفتند گرانی، تحریم، آشتی با همه، اگر قضاوت این بود که نقشه اسرائیل و آمریکا کاملا پیروز شده بود و میگفتند این نفسهای آخری است که انقلاب اسلامی میکشد و یک فشار دیگر بیاوریم کارش تمام است. ما احساس کردیم در چنین شرایطی یک کاندیدایی هم باید باشد که دم از ارزشهای انقلابی بزند. حالا رای بیاورد یا نیاورد. اگر رای آورد چه بهتر و اگر نیاورد لااقل یک تریبونی داشته باشد تا در عالم مطرح شود که یکی از کاندیداها برجستگیاش به عنصر مقاومت است و هنوز هم از ارزشهای اسلامی دفاع میکند. طبیعی است که اگر این جریانات عینا تکرار شود، باز هم رفتار ما تکرار خواهد شد و باز هم کاندیدایی را معرفی میکنیم که از ارزشهای انقلابی حمایت کند چه پیروز شود چه نشود؛ این خودش یکی از اهداف است؛ اینهایی که دنبال نتیجه هستند اصلا خود این نتیجه است. همین الان کمی عقبنشینی ثابت شد که اینها روز به روز دارند مطمئن میشوند که تحریمها اثر کرده و بیشتر فشار میآورند؛ اگر این وضع از قبل بود به طور کلی فاتحه ما را میخواندند، تحریمها را چند برابر میکردند، هر نوع فشاری را به ما وارد میکردند و با تبلیغاتشان دنیا را پر میکردند که فکر انقلابی شکست خورد و دیگر کسی در ایران توجهی به این تفکرات ندارد؛ حالا ما پیروزیم یا شکست خوردیم؟
ـ نتیجه با وحدت کاندیداها تغییر نمیکرد
خبرنگار پرسیده، یعنی برجسته کردن این ویژگیها برای شما موضوعیت داشت؛ یعنی اگر وحدت میشد نتیجه بهتری حاصل نمیشد؟ آیتالله مصباحیزدی پاسخ داده است: به دهها دلیل ـ که همان ایام بعد از انتخابات مورد بحث قرار گرفت ـ مشخص بود که این نتیجه با وحدت کاندیداها هم تغییر نمیکرد.
ـ حسین کاشفی: وحدت اصولگرایان سخت و غیر ممکن است
در همین راستا و در مورد دلیل عدم رسیدن اصولگرایان به ائتلاف، حسین کاشفی به آفتاب یزد گفت: اگر احزاب جایگاه خودشان را پیدا نکنند و جریانها بیشتر حول محور افراد باشند طبیعتا مشکل عدم رسیدن به وحدت در جناحها و جریانهای مختلف وجود دارد. بایستی احزاب بتوانند به جایگاه واقعی خودشان برسند. وی با بیان اینکه پرداختن به مسائل انتخابات مجلس آتی زود است گفت: اکنون بایستی همه افراد تمام هم و غم خود را برای حل مسائل و مشکلات عدیدهای که کشور با آنها روبرو است معطوف کنند. کاشفی در ادامه تصریح کرد: ما شاهد بودیم که اصولگرایان در انتخابات قبلی هم نتوانستند به وحدت و تفاهم برسند، زیرا آنان دچار افزونطلبی شدند. اینکه هر کسی بخواهد حرف خود را بزند نمیتوان به جمعبندی رسید. این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: این در حالیست که اصلاحطلبان توانستند در انتخابات گذشته به وحدت برسند و منافع جناحی و گروهی خود را کنار گذاشتند. در این راستا حتی دکتر عارف که اصلاحطلب میباشد به درخواست آقای خاتمی از انتخابات کنار میکشند تا آقای روحانی بتوانند پیروز شوند. کاشفی با بیان برخی متاسفانه توجه چندانی به منافع ملی ندارند گفت: اگر منافع ملی و نفع کشور مدنظر قرار گیرد میشود به وحدت رسید. اما برخی اوقات منافع حزب مانع میشود که بتوان به ائتلاف دست پیدا کرد. وی گفت: البته بنده دعا میکنم که اصولگرایان به وحدت برسند اما به نظر میرسد چنین موضوعی غیر ممکن و سخت است. زیرا منافع ملی برای برخی در میان اصولگرایان آنچنان مهم نیست. همانطور که میبینید امروز برخی اصولگرایان در جناح راست در مجلس و نهادهای دیگر خلاف منافع مردم عمل میکنند و شعارگونه اقدام مینمایند. کاشفی با بیان اینکه اصولگرایان باید در خصوص اقداماتشان در 8 سال گذشته در پیشگاه ملت توضیح دهند گفت: این جناح در اقداماتی که در 8 سال گذشته رخ داده سهیم بودهاند. اینها در زمان دولت احمدینژاد یا سکوت کردهاند یا همراهی نمودهاند. وی افزود: با توجه به نگاهی که اکنوم مردم به اصولگرایان دارند برای آنان سخت میباشد که بخواهند در قدرت بمانند. بر همین اساس اصولگرایان ابتدا باید عملکرد خود را آسیبشناسی کنند. اتفاقا امکانات لازم برای این آسیبشناسی وجود دارد. کاشفی گفت: اصولگرایان باید بدانند اگر بخواهند مجددا سیاستهای گذشته خودشان را ادامه دهند به نتیجه نمیرسند.
ـ علیاکبر اولیا: ائتلاف اصولگرایان شکننده خواهد بود
نماینده سابق مردم یزد و صدوق در مجلس هشتم گفت: افرادی که در جبهه پایداری هستند، قبول نخواهند کرد که افرادی نظیر لاریجانی و باهنر مدیریت اصولگرایان را بر عهده بگیرند و از دیگر سو، طیف عاقلتر و سنتی جریان اصولگرا، به دلیل اینکه افراد نزدیک به جبهه پایداری به آقای احمدینژاد و جریان مشایی نزدیک بودند، به آنها اعتمادی ندارند و البته به نظر میرسد جریان جبهه پایداری هموزنی هم ندارند و در آخر به حاشیه میروند. علیاکبر اولیا در گفتگو با ایلنا، در خصوص ائتلاف اصولگرایان در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی گفت: طبیعتا پس از شکست سنگین اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری که برایشان غافلگیرکننده هم بود، آنها تلاش میکنند تا دیگر بار به هر شکلی که شده است در انتخابات مجلس شورای اسلامی شکست نخورند. این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: اصولگرایان تلاش خواهند کرد که پس از عدم به دست آوردن کرسی ریاست جمهوری، کرسیهای مجلس را پس ندهند و برای همین نیز دست به اقداماتی نظیر بازسازی خود، تلاش برای اجماع به روی کاندیداها و افرادی که شانس بیشتری برای رای آوردن دارند و همچنین غبارآلود کردن فضا برای دیگر کاندیداها خواهند زد. وی با بیان اینکه اگر ائتلافی هم در میان اصولگرایان شکل بگیرد شکننده است، خاطرنشان کرد: در میان اصولگرایان شاهد حضور طیفهای متعددی از جبهه پایداری تا حزب موتلفه و افرادی نظیر لاریجانی و باهنر تا آیتالله مصباحیزدی و حمید رسایی هستیم که دارای اختلافاتی اساسی و مبنایی با یکدیگر هستند و اگر ائتلافی هم میان اصولگرایان صورت بگیرد، شکننده است هرچند افراد ریشهدار این جریان سیاسی همانند آقای باهنر و لاریجانی سعی در کاهش تفرقها در جریانشان هستند که البته این تلاشها بیفایده است.
اولیا در پاسخ به این سوال که اگر ائتلافی هم صورت بگیرد به کدام جریان اصولگرا نزدیکتر خواهد بود، گفت: به نظر میرسد این ائتلاف به جریان ریشهدار و میانهرو جریان اصولگرا بالاخص جریان آقای لاریجانی نزدیکتر خواهد بود. اولیا در پاسخ به اینکه آیا اصولگرایان آقای احمدینژاد و جریان مشایی برای انتخابات مجلس همکاری خواهد کرد، اظهار داشت: با توجه به تجربیات قبلی اصولگرایان از احمدینژاد اگر این پیشنهاد هم مطرح شود، نه آقای احمدینژاد قبول میکند و نه جریان اصولگرا به دلیل ذهنیتی که جامعه از آقای احمدینژاد دارد، حاضر به همکاری به این گروه خواهد بود و اگر گروهی هم حاضر به همکاری با جریان آقای احمدینژاد شود، افراد تندرو جریان اصولگرا و بالاخص جبهه پایداری خواهد بود. این فعال سیاسی اصلاحطلبان تاکید کرد: ممکن است در این کارزار سیاسی اصولگرایان دست به بحرانسازی و غبارآلود کردن فضا بزنند، اما اصلاحطلبان نباید مرعوب اقدامات آنها شوند بلکه باید با درایت و عقلانیت و از طریق گفتگو به اجماع برسند و با داشتن برنامههای کارشناسی شده و همگام شدن با مردم به تثبیت موقعیتشان که بعد از انتخابات ریاست جمهوری روز به روز بهتر میشود، بپردازند.