صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۱۴۱

عباس عبدی

این روزها به دلایلی که چندان ناشناخته نیست، موضوع ترجیح نظام پارلمانی یا ریاستی به یکدیگر به بحث روز تبدیل شده است. پاسخ به این پرسش که نظام پارلمانی بهتر است یا ریاستی، بستگی به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورهایی دارد که می‌خواهند یکی از این دو نظام را برگزینند. ولی نباید فراموش کرد که هر دو نظام پارلمانی یا ریاستی مبتنی بر این فرض اساسی هستند که اساس حکومت، برآمده از رأی و خواست مردم است. اگر این فرض در نظر گرفته شود، آنگاه باید پرسید که در یک جامعه معین کدام یک از این دو نظام، به نحو مؤثرتری می‌توانند خواست و اراده عمومی را نمایندگی و محقق کنند. ولی اگر این فرض پذیرفته نباشد، در این صورت این دو نظام را باید از این جهت مقایسه کرد که کدام یک بهتر می‌توانند نقش دموکراسی را بازی کنند، بدون اینکه واقعیت دموکراسی و خواست و اراده مردم را انعکاس دهند یا در کدام یک از دو نظام بهتر می‌توان واقعیت استبداد را در لباس دموکراسی عرضه کرد؟

اگر در یک جامعه فرض احترام به رأی و خواست مردم در مشروعیت‌بخشی به شکل‌گیری و اعمال قدرت پذیرفته شود، طبعاً مقدمات لازم آن از جمله نهادهای مدنی قدرتمند، آزادی مطبوعات و احزاب و گردش مسالمت‌آمیز قدرت نیز وجود خواهد داشت، در چنین شرایطی، هر دو نظام کمابیش و برحسب شرایط گوناگون اجتماعی، کارآمد و دموکراتیک خواهند بود. ولی در صورتی که این شرایط مقدماتی پیش‌گفته برای تحقق دموکراسی فراهم نباشد، هر دو نظام کمابیش وظیفه پوشاندن لباس دموکراسی را بر جسم استبداد بازی خواهند کرد و تفاوت موجود این نقش در هر دو نظام بستگی به شرایط اجتماعی و اقتصادی هر جامعه خواهد داشت.

در حالت اول که اعمال خواست و اراده مردم، رکن اساسی شکل‌گیری قدرت است، بحث درباره ترجیح یکی بر دیگری چندان موضوعیت ندارد. زیرا در چنین جامعه‌ای به علت وجود آزادی بیان و احزاب و مطبوعات، تمامی افراد و گروه‌های ذی‌نفع می‌توانند درباره موضوع بحث و اظهارنظر کنند و با اصلاحات لازم نقاط ضعف نظام خود را برطرف کنند و ضرورتی به تغییر کلیت نظام نخواهند داشت و تقریباً همه کشورهای دموکراتیک، نظامی را که از ابتدا پذیرفته بودند، همان را ادامه داده و در صورت لزوم اصلاح کرده‌اند؛ مگر در موارد معدودی همچون آلمان در اوایل قرن بیستم که دچار بحران‌های سیاسی ناشی از جنگ اول شده بود. بنابراین، اگر وضعیت و ساختارهای اجتماعی به گونه‌ای باشد که متناسب با نظام دموکراتیک شود، در این صورت آن جامعه به تناسب و برحسب سنت تاریخی یکی از این دو نظام را پذیرفته و در طی مسیر تاریخی خود آن را اصلاح و تکمیل خواهند کرد. ولی اگر ساختارهای اجتماعی مقوم و شکل‌دهنده نظام دموکراتیک نباشد، می‌توان بحث کرد که کدام یک از این دو نظام امکان بیشتری را برای عبور به سوی دموکراسی فراهم می‌کنند و برعکس.

در نظام ریاستی به علت آنکه کلیت جامعه حول انتخاب یا رد یک یا چند نفر محدود صورت می‌گیرد و به ندرت اسیر موضوعات محلی و منطقه‌ای می‌شود، این امکان را بیشتر فراهم می‌کند که یک جمع و گروه دموکرات به دلایل خاصی بتوانند نیروهای اجتماعی را در جهت خواست‌های مردم‌سالار بسیج کنند، و قدرت را به دست بگیرند. هرچند این امکان دوسویه است و به عبارت دیگر، شرایط را برای به قدرت رسیدن نیروهای عوام‌فریب و متقلب نیز بیشتر فراهم خواهد کرد. در چنین جامعه‌ای نظام ریاستی با تمرکزگرایی اداری و حتی اقتصادی همراه خواهد بود. زیرا فرد منتخب برای تضمین انتخاب بعدی خویش یا دست‌نشانده‌اش می‌کوشد که امکانات کشور را در اختیار خود داشته باشد و از آن سوءاستفاده کند. به همین دلیل، این نوع از نظام به سوی تمرکزگرایی می‌رود.

یکی از ویژگی‌های نظام پارلمانی، وجود احزاب قدرتمند و ضمناً منضبط است. نظام پارلمانی بدون احزاب قدرتمند، مثل موجودات ناقص‌الخلقه و شیر بی‌دندان است. اهمیت احزاب برای نظام پارلمانی از چند جهت است. انتخابات پارلمانی فقط با وجود و حضور احزاب سیاسی معنا و مفهومی ملی پیدا می‌کند و برای آنکه مردم ایده و برنامه مشخصی را بر سایر برنامه‌ها و ایده‌ها ترجیح دهند، باید احزاب سیاسی وجود داشته باشند و رقابت سیاسی در سطح و میان رهبران احزاب صورت گیرد و نمایندگان محلی نیز بازتاب‌دهنده این رقابت باشند. به عبارت دیگر، در این انتخابات مردم از یک سو به فرد خاصی رأی می‌دهند که عضو حزب است، ضمن آنکه ویژگی‌های شخصی خود را هم دارد. از سوی دیگر، مردم به یک حزب و برنامه کلان در سطح ملی رأی می‌دهند.

اگر در نظام پارلمانی، احزاب حضور مؤثری نداشته باشند، مردم در بهترین حالت می‌کوشند که فرد مطلوب خود را از میان نامزدهای منطقه‌ای برگزینند؛ ولی مردم در سطح ملی هیچ ایده‌ای را به ایده و برنامه دیگر ترجیح نداده‌اند و لذا مضمون واقعی انتخابات که ترجیح یک ایده و برنامه بر سایر برنامه‌هاست، محقق نخواهد شد. ضمن آنکه نامزدهای منفرد انتخاباتی قادر نیستند که به تنهایی برنامه‌ها و ایده‌های ملی را تدوین و عرضه کنند، از این رو، پس از انتخاب شدن، به صورت یک عنصر منفرد و حتی بدون فکر و برنامه در مجلس حضور خواهند داشت و بیش از آنکه در خدمت منافع کشور باشند، در پی منافع شخصی و حداکثر منطقه‌ای خود خواهند بود. نتیجه این وضعیت را در ایران دیده‌ایم که در بهترین حالت، نمایندگان فعال توانسته‌اند انواع و اقسام مراکز را در منطقه‌ انتخابیه خود تأسیس کنند (مثل دانشگاه، بیمارستان، فرودگاه و...) که هیچ کدام به لحاظ اقتصادی و اجتماعی توجیه‌پذیر نبوده‌اند و پس از مدتی بلااستفاده افتاده‌اند و تنها نتیجه‌اش اتلاف منابع مادی کشور بوده است.

از سوی دیگر، نمایندگان منفرد پس از انتخاب شده تحت نظارت هیچ نیروی اجتماعی و سیاسی نیستند و به سهولت وارد زد و بندهای غیر قانونی و فسادآور می‌شوند. در حالی که نمایندگان حزبی تحت نظارت‌های شدید حزبی هستند؛ زیرا هر لطمه‌ای که به یک عضو حزب بخورد، به کلیت حزب هم لطمه خواهد خورد و از این رو، احزاب مجبورند که نمایندگان خود را تحت نظارت قرار دهند. لذا نمایندگان حزبی نسبت به نمایندگان غیر حزبی، که با افتخار خود را «مستقل» می‌نامند، منضبط‌تر، سالم‌تر و تحت نظارت‌تر خواهند بود و تجربه ایران هم این را نشان داده است. اگر قرار باشد که در نظام پارلمانی، احزاب قدرتمند و منضبط نداشته باشیم، باید انتظار نمایندگانی فاسد، دنبال زد و بند و نیز بدون برنامه را بکشیم که نبود چنین مجلسی از وجودش قطعاً کم‌ضررتر خواهد بود.

بنابراین نظام پارلمانی در جوامع غیر دموکراتیک یا نیمه‌دموکراتیک که طبعاً از وجود احزاب قدرتمند و باثبات و نیز آزادی‌های بیان بی‌بهره هستند، فاقد انتخابات پرشور بوده و مجلس برآمده از این نظام معمولاً فاسد و فاقد هویت شناخته شده و ارزشمند سیاسی است. البته در نظام پارلمانی اگرچه امکان انتخاب فردی صالح و خیرخواه که تغییرات اساسی در کشور ایجاد کند، کمتر است؛ ولی به همان نسبت نیز شانس انتخابات پوپولیستی و عوام‌فریبانه نیز کمتر می‌شود. در این نوع از جوامع با نظام پارلمانی، مشارکت سیاسی نیز معمولاً پایین است. زد و بندهای سیاسی فاسد در سطح حوزه‌های انتخاباتی به وفور دیده می‌شود. هرچند نتایج حاصل از نظام‌های پارلمانی به نوع نظام انتخاباتی آنها نیز بستگی دارند. در نظام‌های انتخاباتی اکثریتی فساد بیشتر شده و گروه‌های زیادی از مشارکت حذف می‌شوند، در حالی که در نظام‌های انتخاباتی تناسبی این مشکل کمتر خواهد بود.

با توجه به جمیع جهات در شرایط کنونی ایران، آنچه که مهمتر از نظام ریاستی یا پارلمانی است؛ کوشش برای شکل‌گیری ساختارها و نهادهای پایه‌ای دموکراتیک است، هرچند به نظر من اگر چنین نهادهایی حتی در حداقل لازم شکل بگیرد، بهترین نظام، پارلمانی با انتخابات تناسبی است. ولی تا پیش از رسیدن به حداقل، نظام ریاستی به دو دلیل ترجیح دارد. اول اینکه این نظام در شرایط کنونی برقرار است و تغییر وضع موجود نیازمند دلایل قوی است. دوم اینکه در این نظام امکان شکل‌گیری انتخاباتی با مشارکت وسیع‌تر و به قدرت رسیدن فرد یا گروه خواهان اصلاحات بیشتر است و ابعاد فساد نیز نسبت به نظام پارلمانی کمتر خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: