گروه بینالملل: خاندان سعودی این روزها با بالا گرفتن رقابت بین اعضای خاندان حاکم و پیر شدن عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه این کشور و کاهش توانایی جسمی وی در بحران بسر میبرد که سناریوهای مختلفی برای جلوگیری از بروز جنگی خونین میان شاهزادگان سعودی مطرح شده است. از جمله سناریوهای مطرح شده، سناریوی مربوط به انتخاب ولیعهد از نسل جوان و کنار گذاشتن سلمان بن عبدالعزیز، ولیعهد سالخورده کنونی با اراده خودش و فراهم آوردن زمینه برای رسیدن ولیعهد جدید در راس هرم قدرت در عربستان به عنوان نخستین گام به سوی کرسی پادشاهی است. امکان کنار گذاشتن پادشاه عربستان از سمتش وجود ندارد چرا که این اقدام با مخالفت وی و بسیاری از افراد بانفوذی که از وجود وی بهرهبرداری میکنند و جریانی قوی محسوب میشوند، مواجه میشود.
از سوی دیگر یک جریان قوی در داخل خاندان حاکم رابطه مستحکمی با آمریکا دارند و درصددند با برخورداری از حمایت آمریکا، تغییراتی در نظام حاکم از طریق برکناری سلمان بن عبدالعزیز و سپس پادشاه که از بیماریهای بسیاری رنج میبرد، به وجود آورند. با این حال برخی بر ادامه فعالیت ملک عبدالله تا زمان مرگش و پرهیز از هر اقدامی که تاثیر منفی بر آینده عربستان داشته باشد، تاکید دارند. سناریوی دیگر نیز ادامه روند کنونی همزمان با آمادهسازی ولیعهد برای جانشینی پادشاه اما با اختیارات محدود است. بر اساس گزارش هفتهنامه المنار و به نقل از منابع آگاه، اما شاهزاده سلمان نمیتواند پادشاه عربستان شود مگر برای چند ماه و مفهوم آن این است که عملیات تغییر در عربستان سعودی شامل کرسی پادشاه و ولیعهد خواهد شد.
آمریکا که نگران وضع جنگ قدرت در عربستان است، از مقرن بن عبدالعزیز برای رسیدن به ولیعهدی حمایت میکند. وی روابطی قوی با آمریکا و اسرائیل دارد و با همراهی بندر بن سلطان در تغییر نظامهای حکومتی در برخی کشورها از طریق تروریسم و خرابکاری نقش دارد و یکی از چهرههای ضدایرانی در مجموعه خاندان سعودی است. سال گذشته نیز که اوج جنگ قدرت در این خاندان در پی مرگ 2 ولیعهد در عرض 9 ماه بود، آمریکا تیمی را که پیشتر برای مهار اختلافات داخلی خاندان سعودی به عربستان فرستاده بود، تقویت کرد.
ساختار قدرت در عربستانسعودی
خانواده سلطنتی یا آلسعود که با شاخههای فرعی بیش از 20 هزار نفرند و شامل 4 خانواده مهم و کشمکش مداوم بر سر قدرت بین آنها جاری است. پرنفوذترین خانواده آل فیصل است که ملک فهد به این شاخه تعلق داشت با 7 برادر تنی از جمله سلطان، نایف و سلمان و 7 برادر ناتنی از خاندان سدیری. خاندان سدیری دومین خاندان مهم در حکومت است چون از طریق آل ثنایان به خاندان پرنفوذ شیخ العما نزدیک هستند. سومین خاندان آل جیلاوی است که از نسل برادر فیصل ترکی است و اختلاف آنها با 2 خاندان دیگر به تلاششان در سرنگونی حکومت در سال 1960 بازمیگردد و تمایل زیادی به آنها برای مناصب قدرت نیست. چهارمین خاندان آل کبیره هستند که از نسل نخستین عموزاده عبدالعزیز به نام سعود آل کبیر میباشند که هیچگاه در پادشاهی مطرح نبوده و بیشتر به تجارت مشغولند. قدرت پنجم در حکومت عربستان از آن علما و رهبران مذهبی است که نقششان مشروعیت بخشیدن به حکومت و قوانین است.
چهرههای پرقدرت خاندان سعودی
برخی شاهزادگان سعودی نقش پررنگتری را در عرصه سیاسی این کشور بازی میکنند؛ افرادی چون بندر بن سلطان، پسر سلطان بن عبدالعزیز که سالها سفیر عربستان در آمریکا بود و پس از مرگ فهد و به قدرت رسیدن عبدالله به ریاست شورای امنیت ملی عربستان سعودی نیز انتخاب شد. وی از جمله کسانی است که هیچگاه از مناصبی که در اختیار داشته راضی نبوده و همواره خواهان سهم بیشتری از قدرت است بهگونهای که در سال 2008 میلادی قصد داشت با کودتا علیه پادشاه قدرت را در این کشور به دست بگیرد، به همین دلیل است که پس از سال 2008 میلادی پادشاه عربستان، بندربن سلطان را از نظر سیاسی تقریبا منزوی کرده است. بندر که بشدت توسط آمریکا و غرب حمایت میشود، دیدگاهی سکولار و غربی دارد و خواهان تغییر بافت سنتی جامعه عربستان است. حتی گفته شده هنگامیکه پدر ولیعهدش در قید حیات و ملک عبدالله برای درمان در آمریکا بود، پدر را تحریک کرده با یک کودتا قدرت را به دست گیرد و مانع به قدرت رسیدن احتمالی نایف در صورت مرگ ملک عبدالله شود غافل از اینکه اجل به وی فرصت نداد. مسلم است که در آن زمان بندر بهخوبی میدانست در صورت رسیدن سلطان به قدرت او زمام بیشتر امور را به دست خواهد داشت.
فرمول جانشینی در عربستان
شیوه حکومت در عربستان بسیار متمرکز است. حکومت، پادشاهی مطلقه است؛ خاندان سلطنتی دارای سلطه کامل سیاسی است و هیچ حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات در این کشور وجود ندارد. منشور عبدالعزیز به عنوان سنت سلطنتی مبنی بر تداوم سلطنت بین برادران لازمالاجراست و به موجب آن پادشاه از بین مسنترین آنها انتخاب میشود. برخلاف دیگر نظامهای سلطنتی که قدرت از پدر به پسر میرسد در این کشور قدرت به برادران شاه انتقال مییابد. پس از ملک فهد که پسر بزرگ خانواده سدیریها بود، امیر عبدالله بن عبدالعزیز، برادر ناتنی وی به پادشاهی رسید و این موضوع مخالفتهایی را با پادشاهی ملک عبدالله در میان اعضای خانواده سلطنتی سعودی به وجود آورد.
به همین دلیل ملک عبدالله در سال 2006 شورای بیعت را با حضور بیش از نیمی از برادران ناتنی و فرزندان ارشد دیگر برادرانش برای کمک به روند انتخاب جانشین تاسیس کرد اما حوزه اختیارات این شورا نیز مبهم است؛ شورا در انتخاب ولیعهد جدید پس از سلطان (که در 2011 فوت کرد) یا نایف (که سال گذشته فوت کرد) هیچگونه مداخلهای نکرد بلکه این ملک عبدالله بود که ولیعهد را انتخاب کرد و تنها کاری که این شورا کرد آن را تایید کرد. در قانون شورای بیعت مکانیسمی برای جایگزین کردن پادشاه و ولیعهد در صورتی که قادر به انجام وظایفشان به دلیل مشکلات سلامتی نباشند وجود دارد. بنابراین چنین فرمول ناکارآمدی باعث شده جنگ قدرت میان شاهزادگان سعودی به صورت آشکار و پنهان به وجود آید و بحران جانشینی به عنوان مسالهای پیچیده و بحرانزا، دورنمای سیاست و قدرت در عربستان را با چالش مواجه کند.