رضا مومنزاده
در حالی که بیداری اسلامی و پیامدهای آن موجی از تحولات را در عرصههای منطقهای و بینالمللی رقم زده، نگرانی از این تحولات و ضرورت مدیریت آن به طور جدی در دستور کار بازیگران منطقهای و بینالمللی قرار گرفته است.
دامن زدن به اختلافات مذهبی به اولویت اول راهبردهای غرب تبدیل شده است و هدف آن ممانعت از تولید مزیتهای نسبی جدید برای ملتهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به عنوان قلب جهان اسلام در مقابل نظام سلطهطلبی غرب است.
یکی از مهمترین مظاهر رفتار غرب در این خصوص دامن زدن به اختلافات مذهبی است که با هدف بر هم زدن معادله کلی ائتلافها و تعریف تضادها در ژئوپلتیک منطقهای صورت میگیرد.
به نظر میرسد، توسعه تفکر اسلامهراسی در ابعاد جهانی و شیعهستیزی و ایرانهراسی در ابعاد منطقهای در اولین کارکرد خود، آسیبهای جدی در حوزه منافع امنیت ملی جمهوری اسلامی تولید مینماید که برای مقابله با آن نیازمند بازشناسی واقعیتهای ژئوپلتیک شیعه و چگونگی رابطه آن با پدیده بیداری اسلامی هستیم.
بنابراین در گزارش حاضر تلاش خواهد شد گزارههای مهم راهبردی که در تقویت رابطه ژئوپلتیک شیعه و بیداری اسلامی قابل توجه هستند مورد بررسی قرار گیرد:
۱- ژئوپلتیک جدید و شیعهگرایی
برخلاف تصورات سنتی که واژه ژئوپلتیک را معادل مفاهیم جنگ و مناقشه میدانند، امروزه به نظر میرسد کانون توجه ژئوپلتیک جدید، «انسان» است. به عبارت دیگر، ژئوپلتیک در سیر تحولات مفهومی خود با تغییرات جدیدی همراه شده است. در این راستا، دیگر مانند گذشته نمیتوان از جبر ژئوپلتیکی به راحتی صحبت کرد؛ بدین معنی که وجود برخی اختلافات ژئوپلتیکی الزاماً منجر به مناقشه و نزاع نمیشوند. به همین دلیل امروزه از ژئوپلتیک انسان محور یا انسان گرا صحبت میکنند.
بنابراین مفاهیمی چون «انسان»، «عدالت» و «صلح» در ژئوپلتیک جدید هدفهای نهایی خواهند بود و از این جهت ضرورت دارد از منطق ژئوپلتیک جدید در جهت شیعهگرایی استفاده شود که نتیجه آن گسترش صلح به جای جنگ خواهد بود.
۲- بیداری اسلامی؛ واقعیتی مشهود و ملموس
بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، «بیداری اسلامی یعنی حالت برانگیختگی و آگاهی در امت اسلامی که اکنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهایی را پدید آورده که هرگز در محاسبه شیاطین مسلط منطقهای و بینالمللی نمیگنجید؛ خیزشهای عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است... سخن از بیداری اسلامی سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و غیرقابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهرههای خطرناکی از جبهه دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است.»
مجموعه ارزیابیهای کارشناسی در مورد روند تحولات بیداری اسلامی بیانگر عناوین زیر است:
۱- بیداری اسلامی اگر چه در کشورهای منطقه با ماهیتهای متفاوتی دنبال میشود اما روند آن رو به جلو، زنده و پویاست.
۲- بررسی ابعاد و چگونگی تحولات بیداری اسلامی بیانگر آن است که میتواند پشتوانه سیاستهای منطقهای ایران قرار گیرد؛ چراکه فروپاشی نظامهای دیکتاتور منطقه و فوریت یافتن اراده ملتها در فرآیند تصمیمات راهبردی و کلان کشورهایشان میتواند موجب تقویت درک مشترک منطقهای و عدم وابستگی به قدرتهای فرا منطقهای شود.
۳- مواضع غرب و رژیم صهیونیستی حاکی از آن است که مدیریت تحولات منطقه از نظر آنها در میان مدت نامشخص خواهد بود. در این راستا، مقامات صهیونیستی تأکید کردهاند که انقلابهای منطقه در میان مدت توسط دیگران ربوده خواهد شد.
۴- حضور مردم در خیابانها بیانگر آن است که کلیت جنبشهای بیداری اسلامی بیش از هر عاملی از این مسئله تأثیرپذیر خواهد بود به خصوص اینکه در برخی از این کشورها با مسئله انتخابات روبهرو هستیم و بنابراین مردم محور برنامههای آینده در این کشورها خواهند بود.
۵- پیروزی اسلامگرایان در برخی انتخاباتهای برگزار شده بیانگر آن است که فرصت مناسبی در اختیار آنها برای شکل دادن به ساختارهای سیاسی آینده قرار گرفته است.
۳- نقش کانونی انقلاب اسلامی
وقوع انقلاب اسلامی بر پایه تفکر شیعه موجب شد تا مفهوم «انقلاب» در جهان دچار تغییر و تحول اساسی شود. امروزه از انقلاب اسلامی به عنوان فرآیند معکوس جهانی شدن فرهنگ لیبرال دموکراسی غربی یاد میکنند. از این جهت انقلاب اسلامی توانست مفاهیم جدیدی را به ملتهای منطقه تقدیم کند که منشأ بیداری آنها شود. در این راستا، به اذعان متفکران غربی، پیوندی عمیق در سطح آرمانها، شعارها و اهداف این جنبشها با انقلاب اسلامی ایران برقرار است.
۴- نقد گفتمان غرب در تحلیل ژئوپلتیک شیعه
مدل ایرانی ژئوپلتیک شیعه به دنبال نقد گفتمانهای غربی مانند گفتمان هلال تخیلی شیعه است. اساس گفتمان انحرافی هلال شیعه، تفکر جداسازی تشیع از اسلام است که در واقع یک نیرنگ تاریخی است. امروزه ژئوپلتیک شیعه قربانی ذهنیتها، جغرافیای مجازی و بازنماییهاست. در این راستا، دو گفتمان در غرب همواره مورد توجه بوده است:
۱- گفتمان اسلام رومی با این هدف که اسلام را به شرمندگی از خود بکشاند.
۲- گفتمان اسلامهراسی با هدف جداسازی و اختلاف در جهان اسلام.
به عبارت دیگر، ژئوپلتیک شیعه به معنی شناخت شیعه از درون هم است و نباید اجازه داد دیگران (شرقشناسان غربی) شناختشان را از شیعه تبدیل به رویکرد راهبردی جهان اسلام کنند؛ چراکه شناخت شیعه از سوی دیگران موجب تقویت شیعههراسی میشود.
۵- ژئوپلتیک شیعه و شکلگیری نظام منطقهای جدید
امروزه شیعه توانسته است ظرفیتهای جدیدی در مسیر حل و فصل مشکلات اساسی جهان اسلام تولید کند که تجربه آن در شکل دادن واقعیتی به نام محور مقاومت منطقهای ظهور و بروز یافته است. بنابراین ژئوپلتیک شیعه باید به دنبال راهبرد تقویت مقاومت در مقابل سایر معادلات منطقهای و بینالمللی باشد.
تولید ادبیات سیاسی و حقوقی جدید برای ایجاد اعتماد در ملتهای منطقه یکی از ضرورتهای اساسی در این مسیر است. به عبارت دیگر، پیگیری بیداری اسلامی در منطقه الزاماً از طریق دامن زدن به مفاهیم ایدئولوژیک صورت نمیگیرد، بلکه مفاهیمی چون حقطلبی، صلحطلبی، عدالتخواهی، مبارزه با وابستگی، مقابله با استبداد، استقلالخواهی، مقابله با صهیونیسم و... در این مسیر راهگشاتر هستند.
۶- شیعه و احیای تمدن نوین اسلامی
ژئوپلتیک شیعه باید محور تلاشهای خود را بر پایه احیای تمدن نوین اسلامی قرار دهد. لازمه رسیدن به تمدن نوین اسلامی نیز تقویت مؤلفههای وحدت بخش است. برخی از این مؤلفههای وحدت بخش عبارتند از: تأکید بر اندیشه الهی در مقابل تفکر لائیک و سکولار، امت واحده به عنوان نقطه اوج سعادت انسان، قانون الهی فوق قوانین بشری، اصالت بخشی به فرهنگ و ارزشهای دینی، آزادگی، تسلیمناپذیری، عدالتگرایی، مقاومت و...
نتیجهگیری
ژئوپلتیک شیعه به عنوان امتداد انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی در شکلگیری بیداری اسلامی داشته است. به همین دلیل امروزه این اعتقاد به وجود آمده است که میان مفهوم ژئوپلتیک شیعه با تحولات بیداری اسلامی رابطه منطقی و قوی وجود دارد.
در این راستا، ابتدا باید توجه داشت که وقتی از ژئوپلتیک شیعه به عنوان امتداد انقلاب اسلامی ایران صحبت میشود، هدف آن دامن زدن بر تضاد و اختلاف میان سنی و شیعه نیست و این مفهوم را حتی میتوان از متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استنباط کرد؛ چراکه اعلام مذهب شیعه به عنوان دین رسمی جمهوری اسلامی ایران تنها بدین معنی است که هویت دینی ملت ایران مذهب شیعه است و دغدغه ایران شیعی همواره مفهوم کلی اسلام بوده است و عملکرد سیاست خارجی ایران ناظر بر این مسئله است.
در عین حال نباید از برجستگیهای شیعه به عنوان «اسلام کامل» که توانسته است هویتهای سیاسی جدیدی برای جهان اسلام ایجاد کند مانند عزت، اقتدار، استقلال و... غافل بود.
به عبارت دیگر، وقتی از ژئوپلتیک شیعه صحبت میشود، بدین معنی است که باید در چشمانداز جهان اسلام نقشی که شیعه ایفا کرده است تقویت شود. چون به نظر میرسد از منطق، ادبیات و گفتمانهای قوی برای پیشبرد منافع جهان اسلام برخوردار است.