صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۳۱۳
بررسی رفتارهای سیاسی اخیر رئیس‌جمهور در گفت‌وگوی «جوان» با دکتر جواد جهانگیرزاده
مریم هدیه‌لو - اشاره: دکتر جواد جهانگیرزاده سه دوره است که مورد اعتماد مردم خونگرم ارومیه قرار می‌گیرد و درکسوت نمایندگی ملت است. وی در این سه دوره در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بود و در دوره نهم مورد اعتماد بیشتر همکارانش قرار گرفت و به عضویت هیئت رئیسه درآمد. این نماینده ۴۷ ساله معتقد است که احمدی‌نژاد تمام زحمات صولگرایان و نیروهای انقلابی و اعتماد مردم را یک جا به پای رئیس دفترش نوشت و این به مسلخ بردن جایگاه رفیع ریاست جمهوری ملت اسلامی و بزرگ ایران است.

* آقای دکتر؛ در مجلس برخی ازچهره‌ها برای ریاست جمهوری ثبت‌نام کردند جالب است اما برخی از چهره‌ها که انتظار ثبت‌نام از آن‌ها وجود داشت وارد گود نشدند. برخی رسانه‌ها حرف‌هایی زده بودند مبنی بر اینکه قرار بود آقای لاریجانی وارد گدود انتخابات شوند؟ واقعا قرار بود؟

** اگر قرار بود که می‌آمدند.

* گویا قرار بوده ولی بعد، فعل و انفعالاتی ایجاد شده و تصمیمشان عوض شده است، درسته؟

** نه، برداشت من این نبود. خب طبیعی است آقای لاریجانی جزو معدود شخصیت‌های ملی است که همیشه در معرض انتخاب قراردارد و این موضوع دلایل متفاوتی دارد، از جمله ظرفیت‌های فکری و اجرایی ایشان، اینکه جزو نیروهای اصلی انقلاب هستند و از استوانه‌های اصلی اصولگرایی به حساب می‌آیند. این طبیعی است که ما شخصیت‌هایی مثل آقای لاریجانی بسیار کم داریم و ایشان همیشه در معرض انتخاب هستند چه اظهار بکنند چه نکنند. حتی بعضی از دوستان می‌گفتند که ایشان اعلام کنند که نمی‌خواهند وارد انتخابات شوند در صورتیکه لزومی ندارد. کسی که می‌خواهد وارد انتخابات شود اعلام حضور می‌کند و اینکه بگوید من در انتخابات نیستم رفتار درست و دقیقی نخواهد بود.

* به نظر شما با این تعدد چهره‌های اصولگرای ثبت‌نام‌کننده که هر یک عنوان شاخه‌ای از اصولگرایان را به دوش می‌کشند، تعریف واحدی هم از اصول گرایی باقی مانده است؟

** فکر می‌کنم تعریف اصولگرایی با تعریف‌های سنتی‌اش کاملاً متفاوت است. اصول گرایی یعنی وفادار ماندن به اصول و مبانی انقلاب اسلامی مانند اصل ولایت فقیه، قانون اساسی، پایبندی به چارچوب‌های اصلی نظام، اعتقاد به رهبری نظام و فصل الخطاب دانستن ایشان و طبیعی است که دراین میان شما سلایق مختلفی را در طی سالیان گذشته دیده اید که درابتدا ودر اصول مشترکند اما در روش‌های اجرایی و حتی نوع گفتگوها با هم متفاوت بوده‌اند. به نظر می‌رسد که این نشان از ظرفیت ویژه اصول گرایی دارد یا عدم تبیین دقیق مبانی اصول گرایی که مجموعه‌ای از نگاه‌ها و طیف‌هاست که اگر در یک نمودار ترسیم کنید گرایش‌های متفاوتی از آن را مشاهده می‌کنید.

* حرکت اخیر رئیس‌جمهور در حمایت ویژه ازیکی از کاندیداها، این مُهر را بر پیشانی رئیس‌جمهور باقی خواهد گذاشت که بهترین کاندیدایی که ایشان می‌توانستند حمایت و پشتیبانی کنند رئیس دفترشان بوده‌اند و آقای مشایی هم که در حال حاضر در مظان این اتهام هستند که از منویات مقام معظم رهبری فاصله دارند این را چطور می‌شود تفسیر کرد؟

** این یک خلاف محرز بود چون در قانون انتخابات داریم که یک کارمند یا یک بخشدار، حتی یک مدیر بسیارجزء در یک منطقه دورافتاده کشور حق حضور در ستاد هیچ کاندیدایی را ندارد. استفاده از بیت المال برای تبلیغ کاندیداها خلاف است. اینکه رئیس‌جمهوری که بر بیت المال تکیه زده با ماشین و معاون و امکانات بیت المال بیاید و به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی کشورکه وزیر کشوری که می‌خواهد انتخابات برگزار کند زیر نظر اوست، استاندارهایی که می‌خواهند انتخابات برگزار کنند منسوب به او هستند، بگوید که من مرخصی گرفته‌ام، این موضوع خیلی خنده دار است و آدم به این ساده پنداشتن دیگران توسط رئیس‌جمهور خنده‌اش می‌گیرد، عالی‌ترین مقام اجرایی کشور جایگاه ویژه‌ای در قانون اساسی کشورو نزد مردم دارد و انتظار این بود که این جایگاه مورد رعایت و حرمت قرار بگیرد که متأسفانه حرمت امامزاده را خود متولی نگاه نداشت.

در عین حال کاری هم نداریم که در طول سالیان گذشته آقای احمدی‌نژاد آنچه را که از مسیر اعتماد نیروهای انقلاب و از مسیر اعتماد خود انقلاب و جریانات سیاسی وفادار به انقلاب اندوخته بود به پای آقای مشایی ریخت. به هرحال این یک انتخاب شخصی بود و خیلی نمی‌توان به آقای احمدی‌نژاد فشار آورد که چرا این کار را کرده است. اگرچه به لحاظ قانونی به نظر می‌رسد که اشتباه بسیار محرزی را در به مسلخ بردن جایگاه ریاست جمهوری داشت.

* دو تا سه ماه بیشتر به انتخابات نمانده و مجلس هیچ اعتراضی به این حرکت نکرد؟

** مجلس اعتراض کرد.

* اعتراض چندان کارامدی نبود، یعنی سر و صدای زیادی ایجاد نکرد و آقای الهام هم که از موضع یک حقوقدان گفتند ایشان حق داشته از رئیس دفتر خود مرخصی بگیرد.

** این هم جزو معجزات قرن است که آقای الهام که یک قانون دان است و حقوقدان شورای نگهبان بوده و استاد علم حقوق است بگوید که رئیس‌جمهور حق داشته، انگار که یک استانداری زمان انتخابات مجلس حق دارد که بیاید از یک کاندیدایی در مرکز استانداری حمایت کند یا دست او را بگیرد. انگار دارند می‌روند دبستان ویا کودکستان ثبت‌نام کنند، به عنوان بزرگ‌ترش دستش را بالا بگیرد و عکس هم بیندازد و بعد بگویند این کار قانونی است؟ فکر می‌کنم آقای الهام اگر یکبار برگردد و مرور کند برایش خیلی خوب خواهد بود. این‌ها توجیهاتی است که فردای قیامت باید پاسخگو باشیم.

اگر همین کار را محمد خاتمی رئیس‌جمهور اسبق می‌کرد یا رئیس‌جمهور بعدی بکند واقعا آقای الهام همین تصور را خواهند داشت یا نه تلاش برای توجیه رفتار آقای احمدی‌نژاد شده یک فرض و وظیفه شرعی و انسانی برای ایشان به نظرم دو سه ماه بعد که دوستان از اریکه قدرت پایین بیایند حتماً نسبت به رفتارهای آقای احمدی‌نژاد درانتصاب افراد بسیار ناکارآمد، غیر مؤمن، غیر انقلابی تصورات متفاوتی خواهند داشت. حیثیت رئیس‌جمهوری که بیست و چهار پنج میلیون رای آورده و همه نیروهای انقلابی در اوج فشارها و سختی‌ها در آن شب‌های سخت، تصمیم گرفتند، اراده کردند، شب نخوابیدند، پول هزینه کردند، انرژی گذاشتند، طعنه‌ها را به جان خریدند، همه را ریختند به حساب انقلاب و آقای احمدی‌نژاد و وی هم همه را دربست به حساب آقای مشایی ریخت.

* مشکل مشایی به نظر شما چیست؟

** ببینید دقیقا مشخص است که تفکراتش چیست . نوع زاویه فکری او با نوع مبانی فکری امام و مبانی فکری رهبری و اساسا با مبانی فکری انقلاب متفاوت است و همین بس در انحراف آقای مشایی که جریان اسلام خواهی و مجاهده برای اسلام را فقط مجاهده برای میهن تلقی می‌کند این با مبانی فکری تشیع انقلابی اصولا و کاملاً متفاوت است.

* اخیراً یکی از اطرافیان رئیس‌جمهور آقای مشایی را معجزه امام خمینی نامیدند!

** هرگز نمی‌توان چنین ادعایی را کرد. هیچ کس نمی‌تواند چنین ادعایی کند و رهبری هم که انقلاب اسلامی را در جهان مدیریت می‌کنند چنین ادعایی را نکرده‌اند. آقایان می‌نشینند در پستوی خیال خویش برای خودشان شعر می‌گویند و از همدیگر تعریف می‌کنند و برای هم کف می‌زنند و این حرف‌ها را می‌زنند اینها بیشتر به جلسات مشاعره روشنفکرانه می‌ماند.

* ازآنجایی که آقای مشایی از لحاظ سمت اجرایی قبل از حضور در دولت هیچ تجربه بزرگ اجرایی نداشت به نظرتان دراین دو سال اخیر بیشتر کارهایی که برای کاندیداتوری آقای مشایی صورت گرفت و حتی مسائل جنجال‌برانگیز، برای این نبود که مشایی به عنوان یک شخصیت، رسانه‌ای شده و حداقل در ذهن مردم یک مشایی نامی بنشیند و بعد به عنوان یک کاندیدا مطرح شود؟

** من اولا معتقدم که مشایی بازی، یعنی بزرگ نمایی مشایی باز ادامه خواهد داشت. به عنوان کسی که در این کشور زندگی می‌کنم برایم قابل تصور نیست که وزرایی با قدمت هشت سال یا ۱۲ سال وزارت و افرادی با سابقه سیاسی مثل استانداری‌ها همه کنار بروند و به عنوان رجل سیاسی مذهبی شناخته نشوند و آدمی که از فرصت ویژه‌ای برخوردار شده و فقط رئیس دفتر رئیس‌جمهور است به عنوان رجل سیاسی شناخته شود.

البته فکر می‌کنم این بازی ادامه خواهد داشت و به انتخابات نود و دو منتهی نمی‌شود و تلاش برای اینکه تفکرات این فرد را به عنوان یک مکتب و یک تفکر ارائه بدهند ادامه دارد. برخی‌ها آرزوهای بزرگی در سر دارند و شما هم دیدید که میزان جان نثاری رئیس‌جمهور برای ایشان در اندازه یک بادیگارد، یک تنظیم‌کننده جایگاه خبرنگاری و میکروفون‌های خبرنگاران و باز کردن راه برای اینکه ایشان در کنفرانس مطبوعاتی کاندیداهای ثبت‌نامی نزول اجلال کنند و تشریف بیاورند، قرار گرفت.

این یعنی سرمایه یک ملت را پای کسی ذبح کردن، اما این روندی که شما فرمودید از چند سال پیش شروع شده بود و منتهای آرزوی آقای احمدی‌نژاد بود که البته به بار ننشست. شما بدانید این جریان انحرافی همانطوری که آقای احمدی‌نژاد را ذبح کردند، بلکه مجموعه‌ای از آرزوهای یک جریان جهادی علاقمند به انقلاب را ذبح کردند و این به اعتقاد من یک ظلم بسیار بزرگی بر جریان حامی انقلاب اسلامی و تفکر انقلابی بود و از این به بعد امکان دارد مراتب بزرگ تری را هم برای این موضوع فدا کنند. از جمله تفکر بزرگ انقلابی شیعه و تلاش کنند تا از مشایی یک ایدئولوگ بزرگ فکری بسازند که البته ره به جایی نخواهند برد و به نظر من در همین جا منقطع خواهد شد.

* پس چه چیز ادامه می‌یابد؟

** گمان من بر این است که بازی این‌ها ادامه خواهد یافت. اینکه بیایند کسی را که رئیس دفتر بوده در حد رئیس‌جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران که باید با تفکر ولایت فقیه اداره شود و آنها هم رفتارهایشان با رفتارانقلابی یک انسان پیرو ولایت فقیه تفاوت دارد، مطرح کنند وبعد هم بخواهند اینگونه رفتارها را غالب کنند این بازی‌ها هم تداوم خواهد داشت.

* آقای دکتر یک سری از مردم عادی که به‌خاطر کنجکاوی یا هر مورد دیگری مثل همه دوره پیشین آمدند و در انتخابات نام نویسی کردند، اما این سی و پنج شش نفر که مشهور بودند و ثبت‌نام کردند به نظر شما در یک کشور به این بزرگی و با این همه سختی و مشقت‌هایی که بخاطر تحریم‌ها و شرایط اقتصادی حاکم است، این توانمندی را در خودشان احساس کنند و بخواهند وارد گود انتخابات شوند محلی از اعراب دارد؟

** این ناشی از خلاء‌های قانونی ماست. وقتی شما فضا را باز می‌کنید که هرکسی به هر نیتی بیاید این اتفاقات می‌افتد. ما در اصلاحیه قانون انتخابات ریاست جمهوری به دنبال این بودیم که واقعا همه ویژگی‌ها را تعیین کنیم، الان نه کف سن داریم نه سقف سن، نه کف سواد داریم نه سقف سواد، نه کف اجرایی داریم نه سقف اجرایی حتی مشخص نیست که رجال زن است یا مرد در چنین شرایطی این چنین اتفاقاتی اجتناب ناپذیر است.

بعد از این ما باید برای اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری کاری کنیم و مکانیزم آن را تغییر دهیم. در حال حاضر شورای محترم نگهبان در فشار فوق العاده‌ای قرار دارد و ما بعضی از فشارها را می‌بینیم وقتی بعضی از اعضای دولت لشگرکشی کردند از جمله شخص رئیس‌جمهور که برای ثبت‌نام مشایی آمد، این نشان می‌داد که این لشگرکشی‌ها برای تحت تاثیر قرار دادن شورای نگهبان بود.

اگرچه با سابقه بسیار مثبتی که ما از شورای نگهبان داریم هیچ وقت تابع چنین فشارهایی نخواهد شد اما با همه این تفاسیر قرار نیست نهادهای برآمده از متن قانون اساسی که وظیفه شان صیانت از قانون اساسی است را در چنین مواقعی تحت فشار قرار بدهیم و احیانا روی عملکرد بسیار مثبت آنها در سایر جنبه‌ها هم علامت سؤالی گذاشته شود. باید حتماً به سمت اصلاح قانون انتخابات برویم از جمله مجموعه مسئولیت‌های اجرایی یک رئیس‌جمهور را در کشور اگر اصلاح کنیم. می‌توانیم تشخیص دهیم که در کشور چند نفر با چه جایگاه‌هایی برای این سمت وجود دارند.

ببینید با این همه آدم پر سابقه در حزب دموکرات به آقای باراک اوبامایی می‌رسند که همه سوابق او نمایندگی حزب در مجلس نمایندگان یا مجلس سنا است در حالیکه رقیبان او سوابق بسیار برجسته تری دارند اما اگر بنا باشد مکانیزم عوض شود و به سمت نظام حزبی برود این یک بحث است و اگر به سمت افراد با سابقه فوق العاده اجرایی رود بحثی دیگر، یعنی باید به سمت تغییر مکانیزم‌ها رفت فقط کافیست که حدود سن، تحصیلات و سوابق اجرایی را تعیین کنیم تا بسیاری از این افراد بریزند ما نمی‌گوییم شورای نگهبان را کاملاً محدود کنیم اگر شورای نگهبان سی یا چهل نفر را بسنجد مطلوب تر است یا هفتصد نفر؟ به نظرم می‌شود هم نظر شورای نگهبان را تامین کرد هم در عین حال به این وضع آشفته ثبت‌نام‌ها هم نقطه پایانی گذاشت.

* چرا ما برای هیچ کدام از سمت‌های وکالت، وزارت و ریاست جمهوری هیچ دوره پاسخگویی بعد از تحویل دادن سمت نداریم یعنی اینکه هر کسی از آحاد ملت می‌تواند بیاید یک سری وعده‌ها را بدهد و وقتی هم که دوره‌اش تمام شد یا رای دوباره بیاورد و بماند یا از سمت بیرون می‌رود، شاید یکی از دلایلی که باعث شد هر کدام از وزرای قدیمی و نماینده و استاندار یا هر کدام از اعضای دولت به خیابان فاطمی بیایند و به عنوان رئیس‌جمهور ثبت‌نام کنند، همین مسئله بود؟

** شما در هیچ کجای دنیاچنین چیزی را نمی‌توانید داشته باشید چون کار را اگر بر مبنای سوابق افراد به آنها دادید، و آنها هم یک سری ابتکار عمل خواهند داشت. هر کسی یک ظرفیتی دارد مثلاً نماینده مجلسی بوده گفته من قانون‌گذاری می‌کنم و در عین حال می‌توانم این کار را برای شما انجام دهم و زمینه و بستر اجتماعی برای تحقق چنین امری فراهم نشد شما باید جامعه و بستر اجتماعی را مورد بازخواست قرار دهید و همچنین یک منظری هم وجود دارد که در آن منظر به او امتیاز می‌دهند که موفق بوده یا نبوده، اگر نماینده است مردم دوباره عملکرد او را بررسی می‌کنند یا به او رای می‌دهند یا نمی‌دهند اگر وزیری بوده رئیس‌جمهور او را معرفی می‌کند یا نمی‌کند و یا مجلس به او رای می‌دهد یا نمی‌دهد به نظرم خیلی هم نباید سخت گرفت.

* در مورد ریاست جمهوری چطور؟

** در مورد ریاست جمهوری می‌آیند و به قضاوت او می‌نشینند. اگر امروز بحث رد صلاحیت آقای مشایی هیچ واکنش اجتماعی ندارد بخاطر این است که مردم عملکرد آقای احمدی‌نژاد را در دوره دوم نپسندیدند ادامه او را هم نمی‌پسندند این روش زیباتریست تا اینکه این را به دادگاه بکشانیم.

* نه از این جهت که هر کسی فکر نکند می‌تواند رئیس‌جمهور شود؟

** ببینید برای این منظور روشنفکرها و افکار عمومی قول‌های او را مورد بررسی قرار می‌دهد و بیشتر عملکردها را مورد محاسبه قرار می‌دهد مثل تورم سی درصد، بیکاری دو رقمی و پروژه‌های عمرانی همه این‌ها نشان دهنده میزان توفیق‌هاست و باید در میان افکار عمومی هم مطرح کردو نوع اقبال‌ها هم بعد از رفتن او و در روند افکارسنجی مشخص است.

* این امکان وجود ندارد که در قانون پیش بینی خاصی داشته باشیم؟

** پیش بینی تا این حد سختگیری بی‌موردی است که بخواهیم انجام دهیم.

* حتی در حداقل‌ها هم نمی‌شود این کاررا انجام داد؟ وقتی یک نفر برای ریاست جمهوری ثبت‌نام می‌کند و می‌داند هیچ کسی نیست که این قضاوت را در مورد او داشته باشد، اگر هم رای بیاورد شما فرمودید مردم بر اساس عملکرد رای می‌دهند اما آیا در دوره‌های قبلی ـ اسم نمی‌بریم ـ مردم چقدر از عملکرد رئیس‌جمهور، منظور دو رئیس‌جمهور قبلی است، آگاهی داشتند. مردم ما بر اساس موج حرکت کردند؟

** شما فکر نکنید در دنیا مردم محاسبه دقیق سیاسی یا اقتصادی می‌کنند و به یکباره یک موجی هم می‌تواند بیاید، سال ۲۰۰۰ بوش انتخاب شد در آن زمان محبوبیتش زیر سی درصد بود آقای کلینتون که رئیس‌جمهور سابق بود بالای شصت درصد محبوبیت داشت در سال ۲۰۰۱حمله برج دوقلوها اتفاق افتاد و بوش به افغانستان حمله کرد و به یکباره محبوبیتش به بالای هشتاد درصد رسید.

هر امری می‌تواند بر محبوبیت‌های اجتماعی تاثیرگذار باشد به نظر من اینجا رسانه‌ها، نمایندگان افکار عمومی، برجستگان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند که باید میزان توفیق یک رئیس‌جمهور، یک نماینده مجلس، استاندار یا یک وزیر را ارزیابی و داوری کنند. این بررسی‌ها هم که همیشه در انتها که رخ نمی‌دهد، شما می‌بینید یک وزیری هست که دائما به مجلس می‌آید و می‌رود و به سؤالات و افکار عمومی جواب می‌دهد و همیشه در محل داوری است پس بنابراین نباید سخت گرفت که فردا کسی مسئولیتی را بر عهده نگیرد و عنوان کند که خیانتی کرده است.

* با توجه به شرایطی که دراقتصاد کشوردرحال حاضر وجود دارد و قرار است یک تغییرخیلی بزرگ هم در انتقال از یک دولت به دولت دیگر اتفاق بیافتد فکر می‌کنید مجلس چطور می‌تواند برنامه‌های اقتصادی به ویژه رئیس‌جمهور آینده را حمایت کند؟

** به نظر من با جلسات همدلی و تفاهم امکان پذیر باشد.

* ما که در سال‌های اخیر ندیده‌ایم که دولت و مجلس به صورت ویژه‌ای همدلی کنند؟

** قرار نیست دولت و مجلس در جمهوری اسلامی ایران دقیقا نعل بالنعل باشند، نه از امام چنین حرفی را شنیده‌ایم و نه از رهبری چنین حرفی را شنیده‌ایم که حتماً اینها کاملاً منطبق باشند. مجلس ناظر و نماینده افکار عمومی است و باید حساب کشی کند این تفاهم به این معناست که در مأموریت‌های بزرگ با هم همراه باشند این همراه بودن به این معنی است که در یک موضوع با هم به نتیجه رسیده باشند، شما هدف بسیار بزرگی مثل هدفمند کردن یارانه‌ها را دارید که نگاه مجلس این است باید با یک شیب ملایم جلو برویم که کمترین فشار به طبقات مختلف وارد شود و بعد کمکی که به مردم می‌کنیم از محل اخذ درآمد ناشی از افزایش حامل‌های انرژی باشد و می‌بینید که یک رئیس‌جمهوری می‌خواهد کار پنج ساله را یک ساله انجام دهد و نیمی از آنچه را که به مردم می‌دهد از سر منابع است.

این قانون گریزی است، مجلس باید دوباره تفاهم بکند؟ رئیس‌جمهور نماد اجرایی کشور است و مجلس نماد تصمیم‌گیری ملی است، حتی در حال حاضر بعضی از رفتارها را نمی‌پسندم که یک سری از اختلافات از حالا در حال بنیانگذاری است که فردا کار ارتباط مجلس و دولت را سخت خواهد کرد یعنی از الان نامه بدهیم که ساز و کارهای قانونی را به هم بزنیم و به شورای نگهبان فشار بیاوریم که این تأیید بشود یا نه. در شورای نگهبان همگی انسان‌های عاقل، بصیر و دانایی هستند که نشسته‌اند و همه اذعان داریم که آنها دینشان را به دنیا نخواهند فروخت، بیاییم حد و حدودی را تعیین کنیم و انتخاب هم که شد به سمت وحدت و انسجام برویم.

ما می‌توانیم کار سیاسی یا تبلیغی بکنیم اما همین که انتخابات تمام شد منازعات را تمام یافته تلقی کنیم و بنشینیم با رئیس‌جمهور بعدی که یکی دو ماه فرصت دارد تا روی تعیین نفراتش، راهکارهایش و ساز و کارهایش تصمیم‌گیری کند به یک تفاهم اجمالی برسیم و تفاهم اجمالی این است که قانون مبنا، چراغ راه و روش است و با همان می‌توان به خوبی جلو رفت.

نام:
ایمیل:
نظر: