دکتر "آنطوان ضو" متفکر و روحانی مسیحی لبنانی بار دیگر به موضوع امام علی(ع) و امام حسین(ع) اشاره کرده و به ذکر تاریخ غمناک کاروان اسرای عاشورا و ارتباط آن با جامعه مسیحی در خاورمیانه پرداخت و گفت: امام علی(ع) و امام حسین(ع) در میراث ما از طرفداری مردمی گسترده برخوردار بودند و هستند، در اینجا میخواهم به دو نکته اشاره کنم، نکته اول مسئله فرزندان و کودکان کاروان اسرای واقعه کربلا هست، وقتی کاروان کودکان در حال طی کردن مسیر طولانی که برای آنها تعیین شده بود تا به دمشق برسند، و بیشتر این راه در بادیه و صحرا قرار دارد، وقتی شب شد به نزدیکی یک صومعه رسیده بودند که اطراف دمشق قرار دارد و دور تا دور آن پر از درخت و حوضچه آب بود، و به همین دلیل تعدادی زیادی از عابران ابراز علاقه میکردند تا در اطراف این صومعه شب را بگذارنند، وقتی کاروان کودکان کربلا به آن صومعه رسیدند نزدیکی شب بود لذا از راهب این صومعه خواستند تا شبشان را آنجا سپری کنند و راهب صومعه این اجازه را به آنها داد، یک ساعت گذشت که رئیس صومعه از راه رسید ووقتی با چهرههای مملو از غم کودکان و آن حال و وضعشان و سر مقدس امام حسین(ع) که روی نیزه بود،
مواجه شد از آنها پرسید: شما کی هستید؟ چی شد که به این روز افتادید؟ اینجا چی کار میکنید؟ کودکان ماجرای کربلا را برای راهب تعریف کردند، چگونگی به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را برای راهب تعریف کردند، راهب از چیزهایی که شنید گریهاش گرفته بود، ایشان خود را در غم فرزندان حسین شریک دانست و از مصیبت امام حسین(ع) بسیار غمگین شد و اشک ریخت، و به مسئولین کاروان اسرا گفت که سر امام حسین نباید در اینجا بر فراز نیزه بماند بلکه باید داخل کلیسا شب را بگذارند و فردا وقتی میخواهید عازم شوید آن را با خود ببرید، کاروان اسرا و کودکان وقتی به شهر بعلبک در لبنان رسید، در آن زمان بعلبک شهری بود که اهالی آن کمتر مسلمان بودند و میشود گفت یک شهر مسیحی نشین بود، وقتی این کاروان وارد بعلبک شد با چشمان گریان و دلهای غمگین از آنها به گرمی تمام عیار استقبال کردند، این میراث ما هست.
ما اینجوری و به دور از فلسفه امام حسین را دوست داریم، دوستی امام حسین در وجدان ما وجود دارد، در اینجا هم میخواهم به یک نکته اشاره کنم که سه سال پیش وقتی اسقف اعظم مارونی لبنان به زیارت صومعه احمر و بعلبک رفت، شیعیان از ایشان استقبال خیلی گرم و بینظیر به عمل آوردند، کودکان در اطراف خیابان صف ایستادند و با گل ایشان را بدرقه کردند، ایشان برای ساعت نه شب قرار شام داشتند ولی به خاطر گرمی استقبال و ازدحام جمعیت ساعت یازده شب به محل ملاقات رسیدند! اسقف اعظم علت این استقبال بسیار گرم را از من پرسید که من در پاسخ به ایشان گفتم در وجدان ما مسیحیان عشق امام حسین وجود دارد، ما وقتی شیعیان احزاب و یاری در بعلبک نداشتند از امام حسین(ع) و خانواده و فرزندانش به گرمی و هر آنچه لایقش بودند استقبال کردیم و شیعیان الآن آن خوبی و حس برادرانه را که به آنها و امام ایشان داشتیم دارند جبران میکنند.
آنها اعتقاد دارند که این حس برادری و همزیستی هیج وقت نخواهد مرد و کما فی السابق در وجدان مردم زنده هست، وقتی به محلههای لبنانی که تعدد مذاهب دارد میروید آن را به وضوح میبینید، آنجا مسلمان با مسیحی زندگی میکند و مسیحی با مسلمان زندگی میکند، اگر این همزیستی مشترک نبود ما هم به اینجا نمیرسیدیم، متاسفانه سیاستهای خارجی تلاش کردند تا بین ما فتنه بیاندازند ولی من به شما میگویم که هم زیستی مشترک در وجدان ما مسیحیان و مسلمانان وجود دارد و به امید خدا عوامل فتنه به اهداف شوم شان دست نخواهند یافت،بگذارید باز هم در این جا بگویم که سقوط دولت سوریه یک تهدید جدی برای همزیستی به حساب میآید، تقسیم کشور عراق هم یک تهدید جدی برای این همزیستی به حساب میآید، من اعتقاد دارم که این مرحله از خشونت ونابودی پایان خواهد یافت و سرانجام این جهان عزت و سربلندی خود را دوباره به دست خواهد آورد.
وی در ادامه افزود: امام علی(ع) وحضرت مسیح(ع) وامام حسین(ع) برای خودشان زندگی نکردهاند بلکه خود را وقف انسانیت کردهاند. پیغمبر چه کسی است؟ پیغمبر انسانی است که با خدا زندگی میکند و میخواهد اراده خدای یکتا را به برادران خود انتقال دهد، چرا ما هم پیغمبر نباشیم؟ پیامبران از خیر و صلح سخن گفتند چرا ما هم از اینها سخن نگوییم؟ آدمهای پرهیزگار که بعضیها دارند ضریح آنها را ویران و منهدم میکنند، آنها زندگی خود را فدای انسانها کرده اند، چرا ما هم مثل آنها زندگی نکنیم؟ افراد شروری که میخواهند فرهنگ ما را دچار تحریف کنند هیچ ارتباطی با ما ندارند، آنها ابزاری هستند که میخواهند سیاستهای خارجی را در کشورهای ما اجرا کنند، ما فقط آنها را برای برگشت به راه درست و راست دعوت میکنیم.
دکتر انطوان ضو در باره همزیستی مشترک مسیحیان و مسلمانان با اشاره به این تجربه در ایران گفت: تجربه همزیستی مسلمانان و مسیحیان تنها محدود به لبنان نمیشود، شما در ایران مسلمانان و مسیحیان و یهودیان با هم به خوبی زندگی میکنید، یهودیان در پارلمان ایران نماینده دارند، ما هیچ وقت نشنیدیم که مسیحیان در ایران در معرض ظلم و ستم واقع شدهاند و تا جایی که اطلاع داریم آنها در ایران زندگی با ژعزت و شرافتمندانه دارند، آنها حقوق و همچنین واجبات خود را دارند، آنها متعلق به تمدن اسلامی فارسی ایران هستند، ما در برابر واژه فارسی عقده نداریم، ما عرب هستیم اما ناسیونالیست نیستیم، ما مردم را با خوب و بد بودنشان و نه با نژادشان میشناسیم، هرکس در این سرزمین زندگی میکند اعم از کرد و ارامنه و سریانی و عرب برای ما یک آدم شرقی است، عربها در مورد ایران واژه کشور همسایه را به کار میبرند، اما ما این واژه را قبول نداریم، ما متعلق به این شرق و این سرزمین هستیم، ما متعلق به تمدن ایران و تمدن عرب هستیم، سرزمین ما از دریای مدیترانه شروع و به کشور چین ختم میشود، ما در شرق گفتگوی تمدنها را داریم و نه جنگ تمدنها را، بنابراین سیاستمداران و اصحاب رسانههای واقعی باید درک داشته باشند و مردم ما را به خوبی توجیه کنند که آنها نسل محبت و همزیستی و خوبی هستند و نه نسل شر و جنگ و کشت و کشتار.
انطوان ضو در با اشاره به این که تعالیم انبیا و اندیشههای حضرت مسیح(ع) و امام علی(ع) باید مبنای عدالت جهانی باشد گفت: من اعتقاد دارم که فکر امام علی(ع)و فکر حضرت مسیح(ع) و ائمه اطهار و فکر همه پیامبران و همه آدمهای پرهیزکار باید مبنای پیش ساخت تمدن محبت و عدالت در شرق و کل جهان باشد، جهان ما از گشنگی و درد و ظلم و ستم رنج میبرد، جهان جوری شده است که تعدادی از جهانیان نان شب دیگران را به جیب میزنند، ثروت مردم به جای آن که به کفاف نیازمندان برسد به دست بعضیها میرسد که برای ما اسلحه صادر میکنند تا به جان همدیگر بیافتیم، در این بین باید بپرسیم که مسلمانان و مسیحیان کجا هستند، مسلمانان فقط در قبال مسلمانان وظیفه ندارند و همینطور مسیحیان، ما امت خدا هستیم و میبایست برای دیگران فانوس و الگو باشیم ما باید نگران گرسنگان و محرومان و مستضعفان جهان باشیم، ما باید نگران آنهایی باشیم که از فقر و نادانی وبیماری رنج میبرند، چرا دست به دست هم ندهیم و همدیگر را یاری نکنیم، ما بیشتر از نصف انسانهای این جهان هستیم، ما در این راه کوتاهی کردیم، ما مسلمان واقعی و یا مسیحی واقعی نیستیم، چون ما در برابر شر ایستادگی نکردیم و راه را برای دیگران باز کردیم تا انسان و تمدن و دین را نابود کنند، حضرت مسیح(ع) میفرمایند که شما نور جهان هستید و شما نمک جهانیان هستید، ما باید با محبت خود و اهتمام ورزیدن به فقرا و مستضعفان نور جهان باشیم، مسلمانان هم نور جهان هستند و نمک جهانیان، وقتی به این منزلت رسیدیم یعنی لیاقت نمایندگی خدا در زمین را داریم و آن گاه خدای یکتا میتواند به ما افتخار کند.
دکتر انطوان ضو در خصوص مشترکات فرهنگی اسلام و مسیحیت و لزوم کار بیشتر در معرفی این میراث مشترک ادامه داد:در ابتدا میخواهم به سینمای ایران در دوران انقلاب اسلامی تبریک بگویم چون واقعا پیشرفتهای چشمگیر داشته ودر سطح بینالمللی به خوبی درخشیده است، روابط ایران و لبنان هم در طول این سالیان خوب و در حال پیشرفت بوده است، ولی در زمینه روابط فرهنگی و روابط تمدنها و بخصوص در مورد فرهنگ عاشورا کوتاهیهایی داریم، بعضی مردم ادعا میکنند که عاشورا یک فرهنگ ایرانی است که به ما منتقل شده است، در مقابل ما میگوییم فرهنگ عاشورا از جبل عامل لبنان نشات گرفته است، بگذارید عمیقتر به موضوع بپردازیم و به دوران امام حسین برگردیم، از شما میخواهم کتاب "رنجهای حضرت مسیح" را مطالعه بفرمایید، کسی که تاریخ تمدنها را میشناسد پی خواهد برد که گریه و شعر و واقعه کربلای حسینی در مسیحیت به وضوح دیده میشود، همان موسیقی و شعر و همان ادبیات در مسیحیت وجود دارد، و به همین دلیل میبینیم که یک شاعر صوفی به نام خانم رابعه عدوی که در کوفه بود و یک شاعر دیگر به نام الدلیاتی که در موصل بود، این دو شاعر و بدون اینکه با هم آشنایی داشته باشند از همان الفاظ در توصیف عرفان استفاده میکردند، بنابراین باید بگوییم که عاشورا همان مسیحیت است و مسیحیت نیز همان عاشوراست.
این همان فرهنگی هست که باید به دیگران آموزش دهیم، یکی از علمای فرقه سریانی در عراق که متخصص موسیقی سریانی هم بود به من گفت که موسیقی سریانی همان موسیقیای هست که مسلمانان در عزاداری عاشورای حسینی به کار میبرند، لذا باید بدانیم که خداوند متعال ما را به هم نزدیک میکند، و در کنار خداوند، تمدن نیز ما را به هم نزدیک میکند، آن میراثی که از تمدن داریم حاصل تلاش همه اقشار بشری است، به عنوان مثال همین تمدن عربی که داریم ایرانیان و مسیحیان و رومانیاییها و یونانیها نیز در شکل گیری آن نقش بسزایی ایفا کردهاند.
وی به ارائه راه کارهایی برای زنده کردن فرهنگ عاشورا و فرهنگ حسینی میپردازد و میگوید: من اعتقاد دارم که مسلمانان و بخصوص فرهیختگان اهل تشیع باید یک تیم تحقیقاتی را شکل بدهند، و آن تیم باید عاشورای حسینی را با تمامی جزییات بررسی کند.
این تیم نباید به آن عاشورایی که در ایران و یا در جبل عامل شاهدش هستیم بسنده کنند بلکه باید به خود کربلا بروند، باید بدانند طبیعت جغرافی و فرهنگی و اجتماعی حاکم در آن دوران چگونه بود، البته نباید اسیر آنجا باشیم و نباید امام حسین(ع) را آنجا رها کنیم بلکه باید ایشان را دوباره زنده کنیم و ا خود به دنیای سینما وتلویزیون بیاوریم تا همه دنیا را از آموزههای ایشان مطلع بسازیم، همینطور که در موسیقی و تمدن و فرهنگ شریک بودیم چرا الآن همدیگر را یاری نکنیم و یک فرهنگ و تمدن جدید نسازیم که در همه دنیا بدرخشد؟ جهان ما نیازمند خورشید و نور است، بگذارید نورتان تاریکی دیگران را روشن کند و اعمال نیک شما را ببینند، در نتیجه میخواهم بگویم که ما باید به شکل عمیقتر به مسئله بپردازیم، عاشورای حسینی برای ما نباید فقط ده روز از گریه و سینه زنی باشد بلکه عاشورای حسینی باید نقطه شروع باشد تا اسلام ناب و درست را برای دیگران معرفی کنیم، ما اهل مرگ و فرهنگ مرگ نیستیم و اعتقاد داریم روزی ما در پناه خداوند محفوظ است، ما اهل زندگی و نجات هستیم و اعتقاد داریم که شهیدان نمیمیرند بلکه در پناه خداوند متعال زنده و عزیز هستند، ما اعتقاد داریم که امام حسین(ع) وحضرت مسیح(ع) خود را قربانی ما کرده اند، لذا ما باید پیغام ایشان را دریافت و تلاش کنیم تا مثل آنها باشیم، هر یک از ماها باید حسینی و هر یک از ما باید مسیحی باشد، آدم حسینی با اینکه مثل من سیاه پوش است اما قلب او پر از محبت و مهر و صلح و غفران است، آدم حسینی و آدم مسیحی باید اینجوری باشد، ما باید از عمق اسلام آگاه باشیم باید از عمق مسیحیت آگاه باشیم
دکتر انطوان در باره تمدن اسلام و مسیحی میگوید: ما باید از عمق تمدنهای شرق آگاه باشیم، تمدن فارسی به اعتقاد ما تمدن عربی را پررنگتر کرده است، همه ما نسل تمدن اسلامی عربی مسیحی جهانی شرق هستیم، تمدن همه مردم را دربرمی گیرد و نباید آن را به خود محدود کنیم، نباید فکر کنیم که ما در راه درست هستیم و دیگران در راه اشتباه هستند، نه، ما ضعیف و جایز الخطا هستیم و باید از خداوند طلب مغفرت بکنیم، ما سخنان خود را با نام خداوند بخشنده ومهربان شروع میکنیم، و این فقط خداوند نیست که مهربان وبخشنده است، بلکه خدا از ما خواسته است تا همگی مهربان وبخشنده باشیم، ما در خانواده، در مدرسه، در جامعه، در احزاب، در کشورها، در فرهنگها، در ادیان و در تمدنها کمبود مهربانی و بخشندگی داریم، بیایید با هم دیدار و گفتگو کنیم، بیایید شروع تازه بر مبنای آزادی و پیشرفت و پذیرش دیگران را از نو ترسیم کنیم.
دکتر آنطوان ضو فرهنگ صهیونیستی را در شکل گیری جریانهای تکفیری پر رنگ میبیند و میگوید: چرا باید همدیگر را بکشیم، آیا این اتفاقات که در جهان عرب شاهدش هستیم باعث سربلندی اسلام و یا مسیحیت میباشد؟ با اینکه این کارها را با اسم اسلام مرتکب میشوند اما ما اسلام و مسلمین را از این پلیدیها مبرا میدانیم، ما میدانیم که یک جریان اسلام گریزی هست که دستاورد صهیونیست هاست، میخواهند که مردم از اسلام و مسلمین هراس داشته باشند، ما میگوییم نه، اسلام اجازه تجاوز به کسی نمیدهد، متاسفانه بعضی مسلمانان به اراده صهیونیستها عمل میکنند و با همدیگر دعوا و فتنه راه میاندازند، شیعه را دشمن سنی جلوه میدهند و به بدترین شکل ممکن اسلام را برای دیگران معرفی میکنند، یکی میگوید بسمالله الرحمن الرحیم و برادر مسلمان خود را سر میبرد! آیا من نباید از این آدم بترسم؟، این فرد که به برادر مسلمان خود رحم نمیکند پس با من چه میکند، بنابراین ما باید این فرهنگ صهیونستی نژادپرستی را از خود دور کنیم، باید فرهنگ وحدت و محبت و مهر را گسترش دهیم.
این روحانی مسیحی عضو مکتب کلیسای مارونی لبنان در راستای توصیه به گفتوگو به جای به کارگیری خشونت ادامه میدهد: "ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است" این همان فرهنگی هست که امام علی و امام حسین ما را بدان فراخواندهاند تا باهم گفتوگو و زندگی مشترک داشته باشیم، امام علی نپرسید چی کسی او را کشت امام حسین هم همین طور، ایشان نبش قبر نکردهاند و در تاریخ دنبال تفرقه نگشته اند، ایشان خود را فدای دیگران کرده اند، حضرت مسیح وقتی دید که گروهی به دنبال به صلیب کشیدنش هستند گفت خدایا آنها را عفو کن آنها نادان هستند، ما اهل مغفرت و بخشندگی هستیم، برادران ما که دارند کشته میشوند و یا از دیار خود در سوریه اخراج شده و بیخانمان هستند، ما چگونه باید به آنها کمک کنیم جز این که فرهنگ محبت و وحدت و برادری بین مسلمانان و مسیحیان را گسترش دهیم، گفتوگو باعث زندگی و جنگ باعث مرگ است، بنابراین تنها راه نجات ما در گفتوگوست، ما طرفدار وحدت اسلامی-اسلامی هستیم و همان قدر نیز خواستار وحدت اسلامی- مسیحی هستیم، مسلمانان نه تنها در برابر مسلمانان وظیفه دارند و همینطور مسیحیان نه تنها در برابر مسیحیان وظیفه دارند بلکه ما همه در برابر همدیگر وظیفه و تعهد داریم، بنابراین باید همدیگر را یاری دهیم و عوامل وحدت اسلام و مسیحیت را تقویت کنیم.
ما نمیخواهیم اسلام محو مسیحیت بشود و یا مسیحیت محو اسلام شود، هر کس دین خود را دارد و همه ما خدای یکتا را داریم، ما نمیخواهیم مسلمانان را به ترک دین خود دعوت کنیم و نه آنها ما را به این کار فرا بخوانند بلکه ما طرفدار وحدت و محبت و بخشندگی هستیم که امام علی(ع) و امام حسین(ع) و حضرت مسیح(ع) بدان دعوت میکردند،ای مسلمانانای شیعیان بشنوید: امام حسین نزد ما مسیحیان آدمی است که خود را فدای دیگران کرده، انسانی که خود را فدای دیگران میکند دنبال انتشار محبت است نه خشونت، برای امام حسین مثل بیپناهان گریه نکنید بلکه مثل عاشقان گریه کنید، برای خطاها و ضعفهای خود گریه کنید، حسین را که در برابر ظلم و استکبار پیروز شد زنده بدانید و تلاش کنید تا راه او را طی کنید بلکه از ظلم و شر رهایی پیدا کنیم.