صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۳۴۲
محسن هاشمی در گفت‌وگو با آسمان:

کیوان مهرگان

با پیش آمدن فصل انتخابات، خاندان هاشمی تکاپویشان در حوزه سیاسی بیشتر می‌شود. چه اینکه این خانواده در هر انتخاباتی که مجال یافته‌اند، یک پای ثابت کار بوده‌اند. چه به عنوان نامزد و چه به عنوان مجری انتخابات، گاهی هم به عنوان بسترساز فعالیت‌های دیگران. اما این روزها سخن از بستن فهرست و ارنج نامزدها نیست. پرسش اصلی درباره شرکت در انتخابات است. محسن هاشمی که این روزها شایعه شرکتش در انتخابات بیش از همه به گوش می‌رسد ترجیح می‌دهد به جای پاسخ به شایعات، حوادث شش سال گذشته را کالبدشکافی کند تا به این نتیجه برسد که راه برگشت کشور به ریل توسعه، حاکم شدن اعتدال و عقلانیت است و طبیعتاً مصداق این اعتدال و عقلانیت هم معلوم. حتی اگر نام مشخصی هم به زبان نیاورد. این گفت‌وگو، از استعفای محسن هاشمی از مترو شروع شد و به شکایت خانواده آنها از احمدی‌نژاد و سعید تاجیک رسید. محسن هاشمی این روزها در مقام عضو هیات مدیره مترو و مشاور شهردار تهران به نوعی مدیر عامل در سایه است.

* از استعفایی که داده‌اید پشیمان نیستید؟

** نه، چرا باید پیشمان باشم.

* بسیاری تصور می‌کردند، با استعفای شما از مترو راه پرداخت اعتبار دو میلیارد دلاری هموار می‌شود، ولی مشخص شد، استعفای شما هم چاره این کار نبوده؟

** مترو به عنوان یک وسیله حمل و نقل شهری به صورت انبوه جزء الزامات کلان‌ شهرهاست. مسلماً برای توسعه کلان شهرها و در نتیجه کنترل آلودگی هوا، صرفه‌جویی سوخت و مدیریت، وقت مردم اولویت بسیار بالایی دارد. لذا موضوع فقط متروی تهران نیست بلکه مجموعه‌ای از کلان شهرها یعنی مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، اهواز و کرج که هم‌اکنون بعد از 10 تا 14 سال باید صاحب حداقل یک یا دو خط قطار شهری می‌شدند. لذا می‌بینید که نه تنها برنامه‌های متروی تهران، بلکه برنامه‌های 40 خط مترو و صرفه‌جویی حدود 10 میلیون لیتر سوخت در روز در کشور با لجبازی رئیس دولت نهم دچار صدمه و عقب‌ماندگی جدی شده است. این احساس قطعی در بین جامعه، سیاسیون، برنامه‌ریزان پدید آمد که دولت به خصوص شخص رئیس‌جمهور مانع اجرای قوانین متعدد حمایت از متروها است. در سال 84 با تشکیل دولت نهم اکثر شرکت‌ها و سازمانهای قطار شهری شکل گرفته بود. برنامه‌های مصوب برای اجرا داشتند. بخش مهمی از کارها هم پیشرفته بود. متاسفانه در ابتدای فعالیت دولت، سعی شد قطار هوایی یا مونوریل پروژه‌های قطار شهری در تهران و کلان شهرها زیر سوال رود و روش کار به اصطلاح تغییر داده شود. مانند بقیه سیاست‌ها یعنی سیاست‌های حذفی به جای سیاست جذبی و یا سیاست‌های دشمن‌زایی در بخش بین‌الملل به جای سیاست تنش‌زایی و بالاخره احترام نگذاشتن به قانون به جای قانونمندی. این برخورد مورد مقاومت شهرداری‌ها و شرکت‌ها و سازمانهای قطار شهری قرار گرفت. ولی متاسفانه رئیس دولت کوتاه نیامد. با تشکیل کمیته‌ای ویژه در ریاست جمهوری و بعد با ایجاد شرکت غیر قانونی مادر تخصصی قطار شهری کشور در وزارت کشور به بهانه حمایت از متروها، برنامه‌ها دچار تاخیر شدند. به رغم اینکه این شرکت‌ها در کلان شهرها در شهرداری‌ها تشکیل شده بود، به دلیل ریاست استانداری‌ها بر مجمع این سازمانها دولت توانست در برنامه‌های آنان خلل ایجاد کرده و در بعضی تصمیم‌گیری‌ها از جمله تامین واگن دخالت جدی کند و سیاست‌های غلط را تحمیل کرد.

خوشبختانه در تهران به دلیل اساسنامه خاص و حضور آقای قالیباف به عنوان ریاست مجمع متروی تهران و حمایت شورای اسلامی شهر تهران از سیاست‌های تصویبی شهرداری و متروی تهران، نتوانستند دخالت ویژه جز به ایجاد موانع اعتباری کنند. هرچند برای تهران هم چهار خط مونوریل در کمیسیون‌های تخصصی وزارت کشور و وزارت راه و شهرسازی تصویب کردند و برنامه جامع و شبکه ریلی حمل و نقل ریلی تهران را به هم ریختند. در نتیجه باعث شد در طول این 6 سال به رغم اینکه بخش مهمی از خطوط اول قطار شهری‌ها در کلان شهرها آماده بود هیچ یک از آنها راه‌اندازی نشوند و امیدی نیز به راه‌اندازی آنها در سال‌های آینده دولت دهم نباشد. ولی خوشبختانه در تهران 50 کیلومتر و 40 ایستگاه با 400 واگن به خطوط اضافه شد و تعداد سفر با مترو به مرز 2 میلیون سفر در روز برسد. برخی به دنبال این بودند که به خاطر رقابت‌های سیاسی، متروی تهران را بخوابانند.

* خب از اینکه مترو تهران بخوابد چه چیز نصیبشان می‌شد؟

** با توجه به مدیریت هماهنگ و برنامه‌ریزی شده در شهرداری و شورای شهر موفقیت‌ها روزافزون بود و همین روزافزونی و استقبال مردم از مترو در تهران باعث حمایت بیشتر مجلس برنامه‌ریزان و سیاسیون از مترو می‌شد. از طرف دیگر باعث حسادت جدی کسانی که به دنبال انحراف به دلیل کج‌فهمی در این برنامه‌ها بودند. لذا تنها روش مقابله پرداختن نکردن اعتبارات قانونی بود.

* اگر مترو می‌خوابید و انبوهی از مردم کم‌درآمد که با این وسیله جابه‌جا می‌شوند صدمه می‌دیدند آیا اینها جوابگوی مردم بودند؟

** تندروها به افکارشان اعتقاد دارند، لذا اجرای این سیاست‌های تقابلی غیر منطقی و حتی غیر قانونی برای به زمین زدن حریف و به اصطلاح برگرداندن فعالیت‌های اجرایی به مسیر اعتقادی خودشان را لازم می‌دانند. بنابراین رئیس دولت از عدم پرداخت اعتبارات قانونی استفاده می‌کرد. هم‌اکنون خوشبختانه مجلس و... حق را به شهرداری و مترو داده است و شکایت مجلس از دولت به قوه قضائیه رفته است. ولی چه فایده زیرا اگر محاکمه جدی هم شوند قطعاً گفته می‌شود اشتباهی رخ داده یا اشتباهی بوده است.

* حالا مانع فقط شما بودید؟

** دیده شد که به بهانه متروی تهران، اعتبارات قانونی کلان شهرها هم داده نمی‌شود. نه تنها متروی تهران دچار ضرر و زیان شد بلکه متروی کلان شهرها هم با تاخیر مواجه شدند. بهتر بود حداقل خودم را یک قدم از اجرا کنار می‌کشدیم، تا آثار برخورد رئیس دولت در این حالت نیز دیده می‌شد. برای مثال 2 میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی، یعنی 1 میلیارد دلار برای تهران و 700 میلیون دلار برای کلان شهرها و 300 میلیون دلار برای برنامه‌های حمل و نقل عمومی دیگر شهرها. رئیس دولت برای اینکه نقدینگی به تهران نرسد مجبور بود قانون را از بیخ منکر شود. بقیه شهرها هم به شدت ضرر کردند. با اجرای این قانون قطعاً حداقل به هر کلان شهر 150 میلیون دلار می‌رسید. بنابراین همگی می‌توانستند واگن‌های خود را تامین کنند و تا به حال متروی شیراز، اصفهان و تبریز، راه‌اندازی شده بود. نمی‌گویم که من مانع بودم. بلکه این تلقی کم کم در جامعه و حتی اصولگرایان ایجاد شده بود که حضور من مانع کمک رئیس‌جمهور به متروهاست و بعضاً شنیده می‌شد اگر محسن هاشمی نباشد اختلاف‌ها برطرف می‌شود و متروها توسعه خود را باز می‌یابند.

* کسی هم این را به شما گفت؟

** مستقیماً و جدی گفته نمی‌شد. بلکه تلویحاً و شوخی و جدی مخلوط شنیده می‌شد. نمی‌خواستم اینگونه فکر شود که من به این پست و صندلی چسبیده‌ام. اگر واقعاً حضور نداشتن من در صدر اجرا باعث کمک بیشتری می‌شد چرا این کار اتفاق نیفتاد؟!

* مثلاً آقای قالیباف به شما گفت که استعفا بدهید؟

** اواخر سال 89 از ایشان شنیدم که اگر بخواهیم مشکلات مترو را حل کنیم شاید لازم باشد که از روشهایی که دلشان نمی‌خواهد هم استفاده کنند. من هم 17 سال در مدیریت مترو در سطح هیات مدیره و مدیر عامل عمل کرده بودم. بنابراین مشکلی پیش نمی‌آمد که پست اجرا و مدیر عاملی را به دیگری بسپارم و خود در هیات مدیره و بدون سر و صدا به ادامه توسعه مترو کمک کنم. با همفکری و به اصرار من قرار شد که استعفاهای مکرر قبلی من پذیرفته شود و به عنوان مشاور آقای قالیباف و عضو هیات مدیره به مترو کمک کنم.

* جواب که نگرفتید؟

** از مترو که نرفته‌ام. عضو هیات مدیره مترو هستم. با شما هم در ساختمان مترو قرار گذاشته‌ام. اما بعد از من دولت نشان داد که مشکل، من نبوده‌ام. اوایل مقدار کمی از اعتبارات را پرداخت کرد ولی باز همان رویه را در پیش گرفت. خوشبختانه زود مشخص شد مشکل در تفکر انحرافی و روش فکری برای توسعه ریل در شهرهاست.

* خود قالیباف مشکل بود؟

** بعضی می‌گویند سیاست‌های شهرداری یا شاید خود قالیباف بوده است، در نتیجه فکر می‌کنم لازم بود این عقب‌نشینی را بکنم، با توجه به اینکه اجرای این پروژه به نفع کشور است، دلیل ندارد که من حتماً در سمت مدیر عاملی خدمت کنم. می‌توانم کارگر معمولی مترو باشم و خدمت کنم، مقام مهم نیست. وقتی احساس کردم که شاید این مساله کمک کند کنار رفتم. متاسفانه وارد تنش بیشتری شد. ابتدا امیدی ایجاد شد اما بعد از ورود شهرداری به بحث جریان انحرافی و تشدید اختلافات شهرداری و دولت، دوباره اوضاع به هم ریخت. در نتیجه هنوز هم دولت به قوانین در مترو عمل نمی‌کند. از حضور دولت نهم مسیر توسعه و الگوسازی ایران برای دیگران به سمت اشتباهی پیش رفت. نگرانی‌هایی را ایجاد کرد، از همان ابتدا شعارهای حذفی، نه فقط حذف یک گروه، بلکه در جهت حذف همه. بعضی‌ها از همان ابتدا و بعضی‌ها در مسیر و انتها جلوی آن ایستادند، متاسفانه هنگامی که صحبت از حذف دیگران بود ایستادگی نشد. در نتیجه سیاست‌های حذفی به صورتی اعمال شد که حتی طرفداران این اشتباه را هم دربرگرفت. چون مشکلات زیادی برای کشور ایجاد می‌کرد، با آن برخورد شد. نکته بعدی که متاسفانه دنبال شد مسائل کشور را حساس و خطرناک کرد. در کشور اختلاف ایجاد کرد. عبور از سیاست‌هایی بود که در دو دوران گذشته در حوزه سیاست خارجی دنبال می‌شد. متاسفانه سیاست تنش‌زدایی به سمت دشمن‌زایی پیش رفت. این روش برای توسعه کشور سم بود، طرح‌ها و پروژه‌ها و از جمله قطار شهری‌ها امکان استفاده از اعتبارات ارزان‌قیمت خارجی و فاینانس را از دست دادند.

مهم‌تر از همه عنوان کسی که وقت زیادی را در توسعه پایدار کشور گذاشته می‌گویم: مساله عبور از قوانین بود، تمرکز قدرت در دست یک جناح باعث شد عده‌ای به خودشان اجازه دهند که خود را از قوانین فراتر ببینند. قوانین را اجرا نکنند، برای مثال در مورد برنامه چهارم یا اصل 44 یا قانون‌های ریزتری مانند مترو، متاسفانه به دلایل سیاسی و جو روانی، دست و پای کسانی که قرار بود مانع این بی‌قانونی‌ها باشند هم بسته شد. خوب می‌دانیم و همه متفق‌القول هستند که حتی به 50 درصد برنامه چهارم عمل نشده است. کل برنامه را به هم ریختند. برنامه پنجم هم با سرعت و با مصلحت، جمع و جور شد که کارشناسان آن را قابل اجرا نمی‌دانند. بستری باید فراهم شود که جلوی اشتباه گرفته شود و نشده است، اما هر جامعه‌ای مسائل را رها نمی‌کند که اشتباه اتفاق بیفتد. شاخص‌ها و آرمان‌هایی هست که باید نخبگان و سیاست‌گذاران طبق آنها نمی‌گذاشتند این اشتباه رخ دهد. ولی حال که اشتباه رخ داده است و نخبگان فهمیده‌اند که اشتباه بوده است باید فوراً با مصلحت‌اندیشی اقدام شود. افراد و نخبگان جامعه وقتی می‌بینند که اشتباهی رخ داده نباید به آن پافشاری کنند. نباید فضای خطر برای پیشرفت انقلاب ایجاد شود و نباید بگذاریم آرمان‌های انقلاب فراموش شود، با ایجاد مدینه فاضله مورد نظر، امکان الگوسازی برای دیگر کشورهای مسلمان در این نهضت بیداری اسلامی وجود خواهد داشت. به نظرم این صحبت‌ها فراتر از شخص من است. اما در حد 25 سالی که تجربه کاری دارم، می‌دانم که نخبگان کشور می‌توانند به گونه‌ای پیش ببرند که منجر به اشتباهات و مشکلات بیشتر نشود. خوشبختانه اقداماتی هم شروع شده همین 7+8 یکی از آنهاست. صحبت‌های روشنگرانه رهبری نیز در این چارچوب است.

نام:
ایمیل:
نظر: