ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
ناآرامیها در نقاط مختلف سوریه همچنان ادامه دارد و بر پایه گزارشها هر روزه تعدادی از مخالفان و نیروهای امنیتی این کشور جان خود را در درگیریهای مسلحانه از دست میدهند. کشورهای غربی و عربی از یک سو به آتش درگیریها دامن میزنند و از سوی دیگر در برابر رخدادهای سوریه دست بسته نشان میدهند. ظاهرا اعمال تحریمها علیه دمشق تأثیر چندانی بر حکومت سوریه ندارد و البته دو طرف درگیری نیز تا به امروز دست از خشونت علیه یکدیگر برنداشتهاند. در این میان، روز جمعه گذشته کنفرانسی با عنوان به اصطلاح «دوستان سوریه» در تونس برگزار شد و نمایندگان بیش از هفتاد کشور عربی و غربی و چندین سازمان مدنی در آن شرکت کردند. اما غایب بزرگ این کنفرانس روسیه بود. از قرار معلوم هدف این کنفرانس و کنفرانس بعدی که ظرف دو هفته آینده در استانبول برگزار خواهد شد، ایجاد هماهنگی برای اقدام علیه حکومت بشار اسد است. از سوی دیگر گروه تماسی با محوریت «کوفی عنان» به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه نیز به فعالیتهای خود افزوده است. آنچه در این میان امری آشکار به نظر میآید اینکه غرب از مداخله نظامی در سوریه به شدت هراس دارد. اما پرسش اصلی این است که «آیا واقعا گزینه دیگری برای اعمال دیپلماسی در مورد بحران سوریه باقی نمانده است؟» در این مطلب مهمترین فاکتورهای پیش روی گروه تماس سوریه در قالب 8 پرسش کلیدی مورد بررسی قرار میگیرد.
* اهداف اصلی گروه تماس جدید سوریه چیست؟
** نخستین هدف و مهمترین خواسته این گروه، ظاهرا ارسال کمکهای انسانی برای ساکنان مناطق بحرانزده عنوان میشود. سازمانهای جهانی در پی دسترسی آزاد به حمص و دیگر شهرهای بحرانزده هستند تا به این صورت بتوانند به مردم غیر نظامی کمکرسانی کنند. افزون بر آن، نمایندگان گروه تماس، خواستار «توقف فوری همه خشونتها» شده تا بدین ترتیب امکان کمکرسانیهای انساندوستانه فراهم آید. به گفته نماینده گروه تماس در صورتی که دو طرف هر گونه حمله به مناطق غیر نظامی را متوقف کنند، ظرف 48 ساعت عملیات کمکرسانی با موفقیت انجام خواهد گرفت.
* آیا دمشق با خواسته گروه تماس موافقت خواهد کرد؟
** گروه تماس و به اصطلاح کنفرانس «دوستان سوریه» بر این عقیدهاند که حتی در صورت گشایش یک کریدور امن از سوی دمشق، امنیت این کریدور باید به وسیله واحدهای بینالمللی تأمین شود. کمتر سازمان کمکرسانی پیدا میشود که به وعدههای دو طرف درگیری مبنی بر تأمین امنیت چنین کریدوری اعتماد کرده و حاضر به انجام یک عملیات کمکرسانی بزرگ باشد. مهمتر آنکه سوریه به هیچ عنوان با عملیات یک گروه محافظ صلح در خاک خود موافقت نخواهد کرد.
* کوفی عنان چه نقشی در بحران سوریه میتواند ایفا کند؟
** پنجشنبه دو هفته پیش، سازمان ملل و اتحادیه عرب، کوفی عنان دبیرکل پیشین سازمان ملل متحد را به عنوان فرستاده ویژه خود در امور سوریه معرفی کردند. وظیفه اصلی عنان، جلوگیری از افزایش خشونتها تعریف شده و بیتردید میتوان انتخاب وی را امری مثبت ارزیابی کرد. زیرا عنان 73 ساله از وجههای بینالمللی و تجاربی به عنوان میانجیگری در مناقشات بینالمللی برخوردار است. ظاهرا اتحادیه عرب و سازمان ملل با این انتخاب میخواهند نشان دهند که تا چه اندازه یافتن راهحلی برای بحران سوریه را در اولویت خود قرار دادهاند. در عین حال برخی کارشناسان انتخاب کوفی عنان را نشان دیگری از عزم غرب و برخی کشورهای عربی برای رویارویی با حکومت بشار اسد ارزیابی میکنند.
اما کوفی عنان نقش دیگری نیز میتواند داشته باشد. او این امکان را دارد که به صورتی دستگاه سیاست خارجی روسیه را تحت تأثیر قرار دهد. روسیه به عنوان متحد نصفه و نیمه سوریه همچنان از هر گونه افزایش فشار علیه اسد جلوگیری میکند. به هر حال یافتن راهی برای آشتی و مصالحه گرچه کاری دشوار مینماید اما اتحادیه عرب و سازمان ملل آن را بر عهده کوفی عنان قرار دادهاند.
* علت هراس غرب از مداخله نظامی در سوریه چیست؟
** علت خودداری غرب از مداخله نظامی در سوریه بیش از هر چیز موقعیت استراتژیک این کشور است. «ولیام هیگ» وزیر خارجه بریتانیا در مصاحبهای با شبکه بی.بی.سی گفته است: «سوریه همسان لبنان، اسرائیل، عراق و ترکیه است. هر اتفاقی در این کشور بیفتد تأثیراتی مستقیم بر آن کشورها دارد و پیامدهای آن چندان قابل پیشبینی نیست.» غرب ادعا دارد که به هر قیمت ممکن از گسترش و تأثیر بحران سوریه در منطقه جلوگیری میکند. اما روسیه و چین در اولین قدم، قطعنامه شورای امنیت علیه سوریه را وتو کردند و بدون یک توافق جامع اصولا هر گونه مداخله نظامی تقریبا غیر ممکن است.
* علت حمایت قاطع روسیه از سوریه چیست؟
** حمایت و پشتیبانیهای مسکو از دمشق، علاوه بر انگیزههای نظامی و سیاسی بر پایه منافع آشکار اقتصادی استوار است. سوریه یکی از مهمترین مشتریهای صنایع تسلیحاتی روسیه به شمار میآید. بر پایه ارزیابیهای کارشناسان، یکی از تینکتنکهای آکسفورد، آخرین سفارش تسلیحاتی دمشق به مسکو بالغ بر چهار میلیارد دلار میشود. علاوه بر آن روسها به غیر از شاخه نظامی، سرمایهگذاریهای زیادی در سوریه انجام دادهاند، پروژههایی که بیش از بیست میلیارد دلار ارزش دارد و در صورت وخامت اوضاع در سوریه با خطراتی جدی روبرو خواهد شد. افزون بر آن دو کشور از سالها پیش، از همکاریهای نظامی گستردهای با یکدیگر برخوردارند. تعمیر و نگهداری پایگاه نظامی طرطوس واقع در سواحل مدیترانهای سوریه بر عهده روسها است. بدین ترتیب هر خطری که حکومت سوریه را تهدید کند به معنای پایان حضور استراتژیک مسکو در منطقهای همواره بحرانخیز خواهد بود.
* فشارهای غرب چه آثاری بر سوریه دارد؟
** تحریم نفتی و ایجاد محدودیت در امور بازرگانی از جمله اقدامات غرب علیه سوریه است و اصولا قدرتهای غربی و اتحادیه عرب تأکید زیادی بر اعمال تحریمها علیه دمشق دارند. به همین خاطر بود که «ویلیام هیگ» وزیر خارجه بریتانیا پیش از برگزاری کنفرانس تونس هدف از این نشست را «افزایش فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک بر سوریه» عنوان کرد. اما تا به امروز تحریمها و از جمله تحریم نفتی سوریه حداقل بر حکومت این کشور تأثیر چندانی نداشته است. سوریه کشور ثروتمندی است که برای مقابله و مقاومت در برابر فشارهای بینالمللی از ذخایر کافی پولی و ارزی برخوردار است. اواخر سال گذشته بود که وزیر اقتصاد سوریه اعلام کرد کشورش این توانایی را دارد که «دو سال دوام آورد» حتی اگر یک دلار وارد کشور نشود. به همین دلیل این تحریمها بیشتر مردم سوریه را با مشکل روبهرو کرده است و تورم افزایشی سریع داشته و قطع جریان برق نیز از جمله مشکلات روزهای اخیر مردم این کشور به شمار میآید.
* آیا آلترناتیوی میان مداخله نظامی و دیپلماسی وجود دارد؟
** کشورهای مخالف سوریه ظاهرا این امر را کاملا ممکن عنوان میکنند و در همین راستاست که به صورت پنهانی برای نیروهای شورشی اقدام به ارسال کمکهای نقدی و غیر نقدی کردهاند. البته تا به اینجای کار ظاهرا این کمکها به اقلامی چون کامپیوتر، پول و دارو محدود میشود اما چه بسا در آینده کمکهای تسلیحاتی نیز در دستور کار قرار بگیرد. با این حال شایعاتی نیز وجود دارد که بر مبنای آن برخی کشورهای عربی به ارسال اسلحه برای مخالفان دولت سوریه اقدام کردهاند.
* القاعده در مناقشه سوریه چه نقشی ایفا میکند؟
** شبکه تروریستی القاعده ضمن فراخوانی از پیکارجویان خود خواسته که در سوریه فعال و علیه حکومت بشار اسد وارد عمل شوند. القاعده امید دارد که نقشی فعال را در سوریه بر عهده بگیرد و این مساله با تکیه بر دو فاکتور مهم قابل اجراست. فاکتور اول شمار نامعلومی از کهنه جهادگران سوری هستند که بیش از این در عراق جنگیده و امروز در سوریه فعال شدهاند. فاکتور دوم مرزهای باز و قابل نفوذ عراق است که به رهبران القاعده در آن کشور این امکان را میدهد که جنگجویان خود را به سوریه اعزام کنند.
اما وزن و اهمیت القاعده در سوریه تا چه اندازه است؟ بیتردید این شبکه تروریستی هیچ نقشی کانونی نمیتواند داشته باشد. اما برخی از محافل سیاسی غرب از این هراس دارند که تروریستهای این سازمان موفق به نفوذ در میان اپوزیسیون سوریه شوند. البته این دیدگاه تا اندازهای مبالغهآمیز مینماید اما ریشه این هراس در لیبی نهفته است. زیرا در آن کشور شماری از افراد القاعده در صفوف شبه نظامیان لیبایی نفوذ کرده بودند. اما در حال حاضر این نگرانی در مورد سوریه وجود ندارد و ظاهرا جهادیون القاعده به دنبال پیگیری نقشی منحصر به فرد و جدای از اپوزیسیون هستند. در بدترین حالت این امکان وجود دارد که نفوذیهای القاعده نقشی به مانند نقشی که در یمن ایفا میکنند بر عهده گیرند. افراد القاعده میتوانند در سوریه نیز خارج از شهرها و مراکز پرجمعیت یعنی در شهرهای کوچک و روستاها اقداماتی انجام دهند. اما نباید فراموش کرد که سوریه، یمن نیست. تراکم جمعیت شهری در سوریه بسیار بالاست و به دلیل شمار بالای افراد تحصیل کرده، اصولا تمایل چندانی به گروههایی مانند القاعده مشاهده نمیشود.