صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۶:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۵۰۵

سرویس خارجی: روابط آمریکاو پاکستان که ظاهراشرکای استراتژیک هستند،امری نیست که بی مناقشه وبه راحتی قابل اثبات باشد.نقش پاکستان درقبال افغانستان،مناقشه باهند،انفعال مقابل اقدامات شبه‌نظامی و حملات پهپادی آمریکا در خاک پاکستان، همگی مواردی هستند که نمی‌گذارند رابطه این دو شریک را خیلی حسنه یا به قول پایگاه اینترنتی «پلیتیکو»،عاشقانه بدانیم.

پایگاه اینترنتی پلیتیکو درهمین زمینه در تحلیلی با عنوان «ازدواج آمریکا با پاکستان؛همچنان بدون عشق»، می‌نویسد: تجارسرشناس، نمایندگان کنگره، اندیشمندان، جامعه پاکستانی- آمریکایی، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، وزیر خارجه این کشور و مقامات پنتاگون چندی پیش میزبان «نواز شریف» نخست‌وزیر پاکستان بودند.

«میشل اوباما» بانوی اول آمریکا نیز یک مهمانی صرف چای و خواندن شعر برای همسر نواز شریف برگزار کرد. در این مراسم، مقامات ارشد آمریکا با آب و تاب درباره ارزش فوق‌العاده زیاد روابطی که نمی‌توانست مهم‌تر از این باشد، صحبت کردندوسپس مذاکره نواز شریف با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا صورت گرفت که در آن بر تمامی همکاری‌ها از همکاری‌های دفاعی و کشاورزی گرفته تا همکاری‌های تجاری و انرژی تاکید شد. در کنفرانس خبری مشترک پس از نشست، هر دو رهبر، حسن نیت و اشتیاق‌های خود را مطرح کردند.

اوباما، پاکستان را شریک استراتژیک توصیف و درباره علاقه‌اش به غذاها و ‌آشپزی پاکستانی صحبت کرد. شریف نیزخرد و شعوراوباما را تحسین و ازوی دعوت کرد به پاکستان سفر کند.

همانطور که انتظار می‌رفت، پس از نشست شریف با اوباما،رسانه‌ها از روابط بهبود یافته این دو کشور و نشانه‌های همکاری صحبت کردند. تمرکزشریف برآغازی نو،سرتیتراخبارشد.

بنابراین آیاماشاهدیک تغییر اساسی و بهبود چشمگیر در روابط خدشه‌ داری هستیم که از سال گذشته میلادی به کمک نیازمند بود؟به هیچ وجه ، آن هم به سه دلیل.

- نخست، منابع اصلی تنش،مثل حملات پهپادی،همچنان باقی هستند واحتمالا به زودی عمیق‌ترهم می‌شوند. موضع شریف درقبال حملات پهپادی، بسیارانتقادی‌تر و جدی‌تر از دولت‌های پیشین است که به طور سر بسته و تلویحی حملات‌ را تقبیح می کردند.

شریف نه تنها بارها درخواست توقف حملات پهپادی را تکرار کرده، بلکه متعهد شده که دیگر هیچ تایید پشت پرده‌ای دراین مورد وجود نخواهد داشت. بنابراین از آنجا که نیروهای آمریکایی در تلاشند تا به سطحی از برقراری ثبات در افغانستان ، پیش از خروج کاملشان برسند، واشنگتن در وضعیت تغییر سیاست پهپادی‌اش نیست. واشنگتن به این سیاست خود به عنوان تنها وسیله قابل دسترس و موثر برای مقابله با افراط گرایان مستقر در پاکستان که در افغانستان و در برنامه های آمریکا خرابی به بارمی‌آورند، ادامه خواهد داد.امتناع پاکستان برای مقابله قاطعانه با شبه نظامیان را نیز در نظر بگیرید.

ناتوانی درکنترل گروه‌های افراطی چون طالبان افغان، شبکه حقانی و لشکر طیبه همچنان باقی است. وحشتناک ‌تر آنکه دولت شریف به بازی با پیشنهاد مذاکرات صلح با شبه نظامیان پاکستان ادامه می‌دهد؛ شبه نظامیانی که نه تنها به اهداف پاکستانی، بلکه به نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان نیز حمله می‌کنند.

ادامه صلح با شبه نظامیان طالبان پاکستان که در گذشته توافقاتی را امضا، اما خلف وعده کرده و دوباره مسلح شده‌اند، احتمالا باعث تشویق و آزادی بیشتر تروریست‌هایی می‌شود که آمریکایی‌ها را هدف قرار می‌دهند.

- دوم، منافع مشترک هنوز دست نیافتنی باقی مانده‌اند.

واشنگتن و اسلام‌آباد به دنبال افغانستانی با ثبات هستند و به همین دلیل است که آمریکا به شدت به پاکستان برای متقاعد کردن شبه نظامیان طالبان به منظور مذاکره برای پایان این جنگ وابسته شده است. این یک مشکل است: هیچ مدرک مشخصی وجود ندارد که نشان دهد اسلام‌آباد واقعا چنین نفوذ و قدرتی را دارد، یا اگر چنین قدرتی دارد، آیا واقعا قصد دارد که از طالبان بخواهد تا در مذاکرات شرکت کنند یا خیر.

اسلام‌آباد به طور آشکار مدعی شد که«ملا برادر»، یکی از مقامات ارشد طالبان را که ‌آزادی‌اش برای آغاز سریع مذاکرات صلح لازم و ضروری است، از زندان آزاد کرده است. اما مقامات افغان گمان می‌کنند که او هنوز آزاد نشده و در حبس خانگی به سر می‌برد. هیچ نشانه‌ای نیز از اینکه شبه نظامیان طالبان افغان پذیرای مذاکرات باشند، وجود ندارد. در حال حاضر گمانه ‌زنی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه این گروه برای فصل درگیری‌ها آماده می‌شوند و ملا برادر نیز آماده است تا به میدان مبارزه باز گردد.

- سوم، تغییردهندگان بالقوه بازی این روابط، یعنی دستاوردهایی که می توانند روابط دو جانبه را بهبود ببخشند، شانس کمی برای تحقق و حضور دارند.

پاکستان نه تنها خواستار توقف حملات پهپادی، بلکه خواستار دسترسی بیشتر به بازارهای آمریکا برای واردات منسوجاتش و یک توافق اتمی غیرنظامی است. ‌آمریکا از پاکستان می‌خواهد تا به وزیرستان شمالی حمله نظامی کرده و روابطش با تمامی شبه نظامیان را قطع کند.

ترکیب استراتژی‌های ثابت و قاطع، عدم اعتماد و سیاست‌های داخلی، اطمینان می‌دهد که تغییر واقعی تمامی این مسائل بعید است.مطمئنا تمامی جوانب این رابطه، بدبختی و بیچارگی نیست و دلایلی نیز برای خوش‌بینی وجود دارد. شریف بارها اعلام کرده که مشتاق است تکلیف را با واشنگتن روشن کند و بر اساس روابط مستحکمش با آمریکا در زمان نخست‌وزیری‌اش در دهه 1990 میلادی، این خواسته به احتمال زیاد عملی است. به علاوه همکاری‌های امنیتی محدودی از جمله توقف حملات بمب‌های کنترل از راه دور وجود داشته است.

اسلام‌آباد همچنین به شدت با پیشنهاد کمک واشنگتن برای تثبیت اقتصاد متزلزل این کشور موافق است.اما موضوع را گم نکنید.

آمریکایی ها باخود می گویند: «ما تنها یک نیروی ویژه آمریکایی هستیم که به دور از بحران جدید، در پاکستان عملیات نظامی انجام می‌دهیم، یا شبکه حقانی به نیروهای ما در افغانستان حمله می‌کند،امادراصل، بی‌اعتمادی این روابط را فرا گرفته است.» این بی اعتمادی اززمان حمله یک جانبه به خانه «اسامه بن لادن» رهبر القاعده، نشات وشدت گرفت. حتی هنوز پاکستان معتقد است که آمریکا به دلیل ناکامی در جلوگیری از تقسیم پاکستان در جریان جنگ داخلی 1971 میلادی، به این کشور خیانت کرده است.

چنین مسائل دیرینه و عمیقی به سختی فراموش می‌شود.در اصل برای بهبود حقیقی این رابطه خدشه‌دار، بروز رهبری‌های متفاوت در هر دو کشور لازم است.

یعنی در آمریکا ضروری است دولتی روی کار ‌آید که اقداماتی بیشتر از حمایت ظاهری از روابط خارجی که ورای حوزه امنیتی است، انجام دهد و در پاکستان ضروری است یک دولت مدنی قوی‌تر روی کار آید که بتواند ارتش قوی را جایگزین و راه را برای پایان حمایت‌ها از گروه‌های شبه نظامی ضد آمریکایی هموار کند.

معادله پیچیده

واقعیت این است که وجود چالش‌ها و تضادهای استراتژیک فراوان در سیاست‌های آمریکا و پاکستان و در عین حال، وابستگی شدید این دو کشور به یکدیگر در برخی حوزه‌ها، روابط اسلام‌آباد - واشنگتن را با پیچیدگی‌های زیادی مواجه کرده است.

روزنامه «جنگ» پاکستان درمقاله‌ای به بررسی چالش ‌های موجود در روابط دو کشور پرداخت و ‌نوشت:نواز شریف و اوباما اگرچه با چالش‌های مشترکی مواجه هستند، اما به خاطراختلاف درمنافع استراتژیک، نمی‌توانند به یک شیوه عمل کنند.هردورهبرخواهان نابودی تروریست‌ها هستند، اما اوباما عنوان می‌کند با کمک پهپادها می‌توان تروریسم را در مناطق قبایلی پاکستان ریشه ‌کن کرد، ولی نواز شریف معتقد است عملیات پهپادها موجب کشته شدن مردم بی‌گناه می‌شود و شیوه مناسبی برای مبارزه با تروریسم نیست.

اوباما خواهان برخورد پاکستان با گروه تروریستی «لشکر طیبه» است که متهم به دست داشتن در حادثه بمبئی شده اما نواز شریف قصد ندارد هیچ واکنشی علیه این گروه نشان دهد.نواز شریف بین طالبان افغانستان و طالبان پاکستان تفاوت قائل است.

وی عنوان می‌کند طالبان افغانستان باید سهمی در دولت افغانستان داشته باشند، ولی طالبان پاکستان باید با پذیرفتن قوانین پاکستان با دولت این کشور مذاکره کنند.

همچنین، به گفته نواز شریف، برای مذاکره با طالبان، حمله پهپادهای آمریکایی باید متوقف شود.با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا بر این باور است که تمام گروه‌های وابسته به طالبان از القاعده حمایت می‌کنند، بنابراین دشمن واشنگتن هستند و باید از بین بروند .

بحث دیگر مربوط به دکتر «شکیل آفریدی» جاسوس «سیا است» که به جرم همکاری با آمریکایی‌ها در یافتن محل اختفای اسامه بن لادن در پاکستان، در زندان به‌سر می‌برد.نخست وزیر پاکستان، «شکیل‌آفریدی» را به علت همکاری با سازمان سیا مجرم می‌داند و معتقد است وی باید طبق قوانین پاکستان به علت خیانت به این کشورمجازات شود.این درحالی است که ازنظراوباما، آفریدی قهرمانی است که آمریکا را در دست یافتن به یک مجرم خطرناک یاری کرده و لایق پاداش است ، نه مجازات.

این در حالی است که نخست‌وزیر پاکستان، دکتر «عافیه صدیقی» دانشمند پاکستانی را که به جرم تلاش برای کشتن یک سرباز آمریکایی در این کشور زندانی است ، بی‌گناه می‌داند و نه تنها با حبس ابد وی مخالف است، بلکه خواهان تحویل گرفتن وی است.

از طرفی اوباما، عافیه صدیقی را یکی از اعضای القاعده می‌داند که به جرم خود اعتراف کرده و باید مجازات شود.تا زمانی که پاکستان و آمریکا برای تبادل زندانی با هم به توافق نرسند، مبادله این دو زندانی امکان‌پذیر نیست.از سوی دیگر، نواز شریف مایل است تولیدات نساجی پاکستان به آمریکا صادر شود،اما رئیس جمهور آمریکا نمی‌خواهد مردم جنوب آمریکا که منسوجات مشابهی تولید می‌کنند،ازدولت ناراضی شوند.

پاکستان انتظار دارد آمریکا با فشار به هند، این کشور را وادار کند در زمینه حل مناقشه کشمیر، با اسلام‌آباد کنار بیاید،اما واشنگتن نمی‌خواهد خود را درگیر این موضوع کند.

نواز شریف خواهان نقش پررنگ پاکستان درتحولات افغانستان حتی بعدازخروج نیروهای آمریکایی ازاین کشوراست،اما آمریکاسعی داردبابرجسته کردن نقش هند،این کشوررابه عنوان متحدخوددرافغانستان انتخاب کند.پاکستان برای جبران کمبود انرژی خود به دنبال واردات گاز از ایران است، اما آمریکا عنوان می‌کند تا زمانی که ایران برنامه هسته‌ای خود را متوقف نکند، پاکستان نباید از این کشور، گاز و نفت وارد کند.به‌طور کلی، رسانه‌ها و نیروهای حفاظتی و سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان مخالف آمریکا هستند.

این در حالی است که پنتاگون، سازمان سیا و رسانه‌های آمریکایی نیز مخالف پاکستان هستند.در حال حاضر، رهبران هردو کشور از تحمل فشار مخالفان داخلی رنج می‌برند و این در حالی است که از سال 1989به بعد و پس از فروپاشی شوروی سابق، سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور نسبت به یکدیگر بی‌اعتماد هستند.

علت این بی‌اعتمادی این است که دشمن مشترکی که سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان و آمریکا علیه آن فعالیت می‌کردند، از بین رفته‌ ، بنابراین منافع دو کشور نیز تغییر کرده است .آمریکا نمی‌خواهد پاکستان را در مواجه شدن با هند یاری کند، زیرا همکاری با دهلی‌نو منافع اقتصادی زیادی برای واشنگتن به دنبال دارد و اسلام‌آباد نیز از چنین توانی بی‌بهره است.

ائتلاف شکننده

البته با وجود تمام اختلافات، آمریکا و پاکستان در برخی موارد با یکدیگر همکاری می‌کنند.علت امر آن است که آمریکا همکاری مقطعی با پاکستان را به نفع خود می‌داند، اما نمی‌تواند نتایج منفی همکاری دراز مدت با پاکستان را نادیده بگیرد.

در حال حاضر، آمریکا برای خروج از افغانستان نیاز به کمک پاکستان دارد که از موارد همکاری کوتاه مدت واشنگتن با اسلام‌آباد در این باره، می‌توان به مواردی چون نیاز آمریکا به مسیر پاکستان برای خروج از افغانستان و نقش این کشور در مذاکره با طالبان افغانستان اشاره کرد.

آمریکا برای همکاری بلند مدت با پاکستان، مبارزه با تروریسم را در نظر دارد، زیرا این کشور تصورمی‌کند اگر شبه ‌نظامیان به سلاح هسته‌ای دست یابند، امنیت هند به خطر خواهد افتاد.درهمین حال، پاکستان انتظار دارد آمریکا علاوه بر کمک اقتصادی و نظامی بلند مدت، به یک پشتوانه قوی در این زمینه تبدیل شود.

همکاری بین پاکستان و آمریکا فقط در صورتی امکان پذیر است که از یک سو، سازمان‌های اطلاعاتی و ارتش دو کشور اجازه دهند سیاستمداران آزادانه عمل کنند و از سوی دیگر، بازیگران قدیمی مانند «پرویز مشرف» رئیس‌جمهور سابق پاکستان، ژنرال «کیانی» فرمانده ارتش پاکستان، «احمد شجاع پاشا» رئیس سابق سازمان اطلاعات پاکستان، به طورجدی صحنه قدرت را ترک کنند و رهبران جدید، سیاستی تازه تدوین کنند تا بتوانند با هم کنار بیایند.

در غیر این‌صورت، ساختار سیاسی و نظامی قدیمی دو کشور در تضاد با یکدیگر است و اجازه نمی‌دهد آمریکا و پاکستان به یکدیگر نزدیک شوند.

نام:
ایمیل:
نظر: