صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۵۶۷

لطف‌الله میثمی

در روز 16 آذر 1390 در دفتر نشریه چشم‌انداز ایران نامه‌ای از طریق بخش حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردم. از متن نامه چنین مستفاد می‌شد که در تاریخ 13 آذر 1390 جناب آقای خدابخش دادیار شعبه اجرای احکام شهید مقدسی (اوین) وزارت ارشاد را در جریان حکمی قرار می‌دهد که غیاباً در تاریخ 30 شهریور 1390 در شعبه 15 دادگاه انقلاب درباره نشریه صادر کردند. این حکم غیابی دو مؤلفه داشت؛ یکی لغو امتیاز نشریه چشم‌انداز ایران و دیگری محرومیت پنج ساله اینجانب لطف‌الله میثمی از فعالیت مطبوعاتی و شرکت و عضویت در حزب و دسته‌ای. این شیوه‌ عمل، من و کارکنان نشریه را به تعجب واداشت که چگونه غافلگیرانه سرنوشت نشریه‌ای رقم می‌خورد که فعالیت 30 ساله‌ای را در کارنامه خود داشته است.

در پی مشورت با وکیل خود آقای دکتر یوسف مولایی تنها راه قانونی واخواهی نسبت به حکم غیابی بود، پس از این که به شعبه اجرای احکام رفتیم، متوجه شدم به یک سال زندان محکوم هم هستم. آقای خدابخش تقاضای مکتوب اینجانب را مبنی بر واخواهی و اعتراض به حکم صادره در پرونده اینجانب قرار دادند. ضمناً در دادنامه ذکر شده بود که طبق ماده 217 از نظر قانونی حق واخواهی داریم. آقای صلواتی ریاست شعبه 15 دادگاه انقلاب ضمن پذیرش واخواهی، برای آزادی من و توقف تمامی وجوه حکم، کفیل خواستید که چون کفیل نبود، با اخذ 50 میلیون تومان وثیقه از سند منزل مسکونی خانواده‌ام موافقت کردند. آقای صلواتی نامه‌ای خطاب به دادیار شعبه اجرای احکام و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشتند که تا تشکیل دادگاه بدوی و تجدیدنظر، مشکلی بر سر راه انتشار نشریه نباشد. در پی آن بود که شماره 70 نشریه منتشر شد.

با دقت در حکم و پرونده متوجه شدم از شهریور 1388 تاکنون به طور غیابی پرونده‌ای علیه نشریه چشم‌انداز ایران تشکیل شده که در جریان تشکیل آن، نه به اینجانب ابلاغی شده و نه احضاری و نه تفهیم اتهامی صورت گرفته است. اینجانب لطف‌الله میثمی جانباز 70 درصد انقلاب و آزاده انقلاب ـ که 30 سال فعالیت مطبوعاتی در کارنامه خود داشته‌ام ـ نه توسط دادسرای کارکنان دولت شناخته شده‌ام و نه توسط نیروی انتظامی و کلانتری ستارخان و نه توسط وزارت اطلاعات مقدور بوده که به اینجانب ابلاغ کنند و نه این که تلاشی شده تا از طریق وزارت ارشاد با اینجانب و دفتر نشریه ارتباطی گرفته شود و در نهایت ـ براساس آنچه در پرونده مضبوط است ـ اینجانب به عنوان فردی متواری قلمداد شده و پرونده به دادگاه انقلاب ارجاع شده است و در نهایت شعبه 15 به ریاست آقای صلواتی غیاباً در 30 شهریور 1390 حکمی صادر کرده که نشریه لغو امتیاز شود و افزون بر محکومیت به یک سال زندان، تا 5 سال از هر گونه فعالیت مطبوعاتی و عضویت در هر دسته و حزبی ممنوع شوم. این در حالی است که اینجانب در همین دوره دو ساله چندین بار به دادسرای کارکنان دولت (شعبه 6)، دادگاه‌های کیفری استان (شعبه‌های 76 و 78) و دادگاه ویژه روحانیت مراجعه داشته و پرونده اینجانب دو بار در شعبه 6 دیوان عالی کشور، نقض و به دادگاه کیفری استان ارجاع شده است و در نهایت در شعبه 78 دادگاه کیفری استان به جزای نقدی محکوم شدم که در آن تقاضای تجدیدنظر کردم. در این مدت دو سال من روزهای غیر تعطیل در دفتر نشریه حضور داشتم و ساعت‌های کاری کارکنان که براساس آن حقوق پرداخت می‌شود نشان می‌دهد که دفتر نشریه از ساعت 6/30 صبح تا 18 عصر برای مراجعین باز بوده و نشانی نشریه بدون تغییر یافتن در هر شماره در نشریه درج شده است و معاونت مطبوعاتی و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و همچنین اعضای هیئت نظارت بر مطبوعات از این پرونده و نحوه اقدام اطلاع نداشتند، بنابراین به آقای صلواتی گفتم خواهش قانونی من این است که این پرونده مطبوعاتی، سیر قانونی خود را در دادسرای کارکنان دولت طی کند و پس از تفهیم اتهام و کیفرخواست، در دادگاه مطبوعات با حضور هیئت منصفه محاکمه شوم، هرچند که هیئت منصفه سه بار متوالی مرا برای مقاله «ارتداد در قرآن» مجرم دانست.

گفتنی است که از آبان 1360 که فعالیت مطبوعاتی خود را شروع کرده‌ام، هنوز حتی یک اخطار کتبی از وزارت ارشاد دریافت نداشته‌ام و در هیچ دادگاهی هم فعالیت نشریه متوقف یا لغو امتیاز نشده است، از این رو به نظر من در چنین شرایط حساسی ـ اگر قرار است از چرخه فعالیت باز بمانم ـ شایسته نیست این کار از طریقی انجام گیرد که آشکارا با قانون و عقل متعارف مغایرت داشته باشد. با نشان دادن اسناد و این توضیحات بود که دادسرای کارکنان دولت و آقای صلواتی پذیرفتند اینجانب در این مدت متواری نبوده‌ام و موافقت کردند پرونده به دادگاه کیفری استان ویژه مطبوعات منتقل شود، که منتظر احضاریه از این دادگاه برای تفهیم اتهام و احیاناً محاکمه هستم.

در پایان از خوانندگان نشریه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر تاخیر در انتشار شماره 71 – به علت کارهای اداری برای رفع توقیف نشریه ـ پوزش می‌خواهیم و امیدواریم که مخاطبان و خوانندگان نشریه ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایند.

نام:
ایمیل:
نظر: