نام سیدمحمد خاتمی این روزها نه در محافل سیاسی، که در بین مردم هم بسیار شنیده میشود و میتوان گفت که بخش عظیمی از جامعه، این روزها منتظر تصمیم رئیسجمهور سابق برای حضور یا عدم حضور در انتخابات هستند .
به گزارش پایگاه خبری فریادگر، محبوبیت بالای خاتمی در دوران ریاستجمهوری، شخصیت فرهیخته وی، اعتماد عمومی بخصوص اعتماد دانشگاهیان و دانشجویان به خاتمی، و رضایت نسبی مردم از عملکرد دولت اصلاحات، در مقایسه با وضعیت نامناسبی که این روزها در پایان عمر دولت احمدینژاد با آن روبرو هستیم، همه و همه نشان میدهد که در صورت حضور خاتمی به عنوان کاندیدای انتخابات وی رای بالایی خواهد آورد و کمتر کسی توان رقابت با وی را خواهد داشت. با این همه این سوال را میتوان پرسید که چرا خاتمی برای اعلام کاندیداتوری مردد است و نمیتواند جواب قاطعی به درخواستها بدهد؟
اگر نگاهی مختصر به رفتاری بیندازیم که بخشی از نیروهای مخالف اصلاحات در طول سالهای 76 تا به حال در مقابل اصلاحطلبان و چهره شاخص و اصلی آنها، سیدمحمد خاتمی در پیش گرفتهاند، میتوانیم به راحتی پاسخ این سوال را پیدا کنیم: خاتمی علیرغم اینکه در دوران دولت اصلاحات رفتاری کاملا در چارچوب نظام داشت، اما به شدت مورد هجوم بود، تا جایی که در دوران دولت اصلاحات، گفت که هر 9 روز یکبار برای دولت او بحران سازی کردهاند! این واقعیت نشان میداد که بخش اعظمی از انرژی و توان دولت در آن زمان باید صرف رفع این بحرانها شود و بدون شک، اگر چنین معضلی در مقابل دولت اصلاحات قرار نداشت، کارنامهای به مراتب درخشانتر داشت
این رفتار نامناسب در قبال خاتمی، در طول سالهای تشکیل دولت احمدینژاد ادامه داشت و حتی شدت هم پیدا کرده بود؛ در سالهای اول دولت احمدینژاد مشکلات را به طور کلی به گردن دولتهای قبلی میانداخت. احمدینژاد، خود در این میان معرکهگردان بود و نقشی اساسی داشت. او در اولین ماههای تشکیل دولت به صراحت اعلام کرد که از سال 63 و 64 انحراف بزرگی در مدیریت کشور رخ داده و «نمیتوان بعضی اشتباهات 27 سال گذشته را غیرعمدی دانست».
رفتاری که سید محمد خاتمی در قبال این اظهارات و اقدامات در پیش گرفت هم خواندنی است . او که در ماههای آخر دولتش نامه ای با عنوان «برایفردا» برای مردم نوشته بود، سخن گالیله را به روایت برشت بازگو کرده بود که «بیچاره ملتی است که دنبال قهرمان است». او در آخرین روزهای دولتش برای دشمنان خود دعا کرد یک سال بعد در واکنش به اظهارات سخیفی که درباره او میشد، گفت: باید ناسزا را هم تحمل کنیم تا کم کم بزرگ شویم.
در مقابل این رفتار کریمانه خاتمی، انتظار این بود که مخالفان و هتاکان لااقل کمی کوتاه بیایند، اما چنین نشد. برای مثال میتوان ادعای کذب خبرگزاری دولت احمدینژاد و روزنامه کیهان درباره دیدار خاتمی و جورج سوروس را مورد بررسی قرار داد که بارها و بارها توسط کیهان یا مدیر مسوول آن روزنامه در صداوسیما عنوان شده و حتی به تکذیبیههای دفتر خاتمی هم توجهی نشده است! این خبر تا اندازهای از واقعیت دور است که رسانههای اصولگرا هم به نقد آن پرداختهاند.
مثلا چهارم مهر ماه 1388 سایت تابناک در این زمینه نوشت:شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که خبر منتشره از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) وابسته به دولت،که در آن مدعی شده بود آقای جورج سوروس- که در ایران به تئوریسین انقلابهای مخملی معروف شده است - در سالن اجتماعات هتل ترومپ
(Hotel International Trump) در شهر نیویورک!!! در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمانهای غیردولتی از دیدار خود با آقای خاتمی در سال 2006 سخن گفته است، غیرواقعی بوده و بیشتر به خبری تخیلی ساخته ذهن خبرنگار این خبرگزاری شباهت دارد.خبرنگار «تابناک» در واشنگتن به محض انتشار وسیع این خبر توسط خبرگزاری دولت و چندین خبرگزاری دیگر با توجه به آثار تخریبی آن در ذهن عموم دوستداران نظام، سعی کرد که صحت و سقم این خبر را از هتلهای آمریکا و همچنین متن کامل و تائید شده سخنرانی آقای جورج سوروس را به دست آورد. اما برپایه این گزارش، مشخص شد
در عالم واقع هرچند مجموعه هتلهای زنجیرهای با این نام در نیویورک وجود دارد اما با مشخصاتی که در خبر ایرنا ذکر شده است تنها هتلی در مرکز شهر شیکاگو در ایالت «ایلینویز» آمریکا با 96 طبقه و ارتفاع 415 متری در کنار رودخانه شیکاگو با نمای دریاچه میشیگان که بعد از برج «ویلیز» دومین ساختمان بلندمرتبه آمریکا محسوب میگردد وجود دارد و وجود هتلی با این مشخصات در نیویورک واقعیت ندارد.با وجود چنین ادله واضحی اما خبرنگار «تابناک» در واشنگتن برای اطمینان هرچه بیشتر از این موضوع با هتلهای یاد شده در نیویورک و همچنین با مدیر هتل «ترامپ» در شیکاگو یعنی آقای «فاستر» که هنوز کارهای ساختمانی بعضی از بخشهای آن به اتمام نرسیده است تماس گرفت و در مورد جلسه شب یازدهم سپتامبر و سخنرانی آقای سوروس سوالاتی را مطرح کرد که مدیر هتل از وجود چنین جلسهای کاملا اظهار بیاطلاعی نموده و منکر برگزاری جلسه ای با شرکت آقای جورج سوروس در این محل شده است.
با وجود این شواهد برای اطمینان بیشتر، خبرنگار«تابناک» در واشنگتن، با آقای «جیآستین» مدیر ارتباط عمومی و رسانهای ساختمان شماره 545 خیابان پنجم نیویورک - یعنی پرومت اینترنشنال هتل - نیز تماس گرفته و درستی این واقعه را جویا شده است، که ایشان انجام هرگونه مراسم به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر توسط آقای سوروس چه روز و چه شب در چهار سالن کنفرانس و میتینگ هتل «ترومپ اینترنشنال» نیویورک را کذب و بیاساس خوانده است و اعلام کرد که هیچ گونه نشستی در روز 11 سپتامبر در این هتل انجام نشده است. این موضوع به قدری روشن است که هر شهروند دیگری نیز با مراجعه حضوری یا تماس تلفنی میتواند نادرستی آن را کشف کند.
همان زمان سایت اصولگرای عصر ایران هم در تحلیلی، نوشت: این ادعا بخشی از تلاش رسانههای یک جریان خاص سیاسی و در راس آنها کیهان است که در روزهای اخیر از هیچ تلاشی برای تخریب چهرههای جناح مقابل و تبدیل فضای جامعه به «فضای اتهام» دریغ نمیکنند و ماجرای ملاقات سوروس و خاتمی نیز یکی از مصداقهای این روند نامبارک است. کیهان و رسانههای اقماریاش مستند خود را برای اثبات اینکه «خاتمی خائن» با «سوروس صهیونیست» ملاقات داشته است در دو چیز قرار دادهاند: اول، اظهارات کیان تاجبخش در دادگاه که گفته بود خاتمی با سوروس دیدار داشته و دوم، خبری منتشره در برخی رسانههای غربی که طی آن ادعا شده بود که سوروس گفته با خاتمی دیدار کرده است. پس از انتشار این اخبار که جزو تیترهای برتر کیهان دوستان قرار گرفت، سیدمحمد خاتمی، با انتشار جوابیهای تصریح کرد که نه سوروس را میشناسد و نه تاکنون با وی دیداری داشته است.
با این حال جریانی که اصرار دارد بگوید «الا و بلا خاتمی و سوروس با هم دیدار کردهاند» کوتاه نیامد و حتی کیهان در توضیحی که بر جوابیه خاتمی نوشت، اعلام داشت که ترجیح میدهد اظهارات سوروس مبنی بر ملاقات را باور کند و نه توضیحات خاتمی درباره عدم ملاقات. البته متعاقب این اصرارها و انکارها، دفتر جرج سوروس نیز طی اطلاعیه ای رسما اعلام داشت که اخبار منتشره درباره ملاقات خاتمی و سوروس صحت نداشته و چنین دیداری هرگز رخ نداده است. حال این سوال از برادران اصولگرا پرسیدن دارد که در قاموس اصولگرایی، آیا اظهارات منتسب به جرج سوروس صهیونیست آن هم در رسانههای غربی حجیت دارد یا سخنان یک مسلمان روحانی که 8 سال نیز با رای مردم و تنفیذ ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی رییسجمهور بوده و امام راحل (ره) نیز او را «فرزند فاضل» خطاب کرده است؟
این تنها یکی از سناریوهایی است که برای خاتمی نوشته و اجرا شده است و مشتی نمونه خروار است. با این اوضاع و احوال به نظر میرسد حق با سیدمحمد خاتمی است که در این روزها مردد باشد؛ از یک سو در صورت اعلام کاندیداتوری وی هجمهها آغاز میشود و ممکن است بار دیگر، همچون سال 88 ، نابسامانی ها و هزینه هایی به مردم تحمیل شود و از سوی دیگر انتظار مردم برای حضور وی در صحنه و تشکیل دولتی برای برون رفت از وضعیت نامناسب اجتماعی، اقتصادی کشور، این وظیفه را بر عهده او قرار میدهد که در صحنه حاضر باشد.
تصمیم نهایی خاتمی هر چه باشد ، دیگران هم در آن سهیم هستند، دیگرانی که میتوانند او را در گرفتن تصمیم مناسبتر یاری کنند و... انشاءالله که چنین کنند.