صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۵:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۵۳۰۹
بررسی دیپلماسی جمهوری اسلامی در 16 سال اخیر
نغمه قنبری - اشاره: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره تابعی از عوامل و نهادهایی بوده است که در روند تصمیم گیری و اتخاذ راهبردهای کلان آن تاثیر می گذاشته است. سمت و سوی سیاست خارجی ایران علاوه بر مراجع اصلی تاثیرگذار مانند مقام معظم رهبری از تغییر دولت ها نیز متاثر می شده است. این تغییر دولت ها بسته به مشی سیاسی آن نتایج متفاوتی را در اتخاذ سیاست های کلی برجای می گذاشت. پس از دولت هاشمی رفسنجانی در سال 1376 دو دولت بعدی یعنی سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی نژاد از روند سیاسی مشخصی برخوردار بودند. دولت خاتمی با خط مشی های اصلاح طلبانه و روند تنش زدا در سیاست خارجی و دولت محمود احمدی نژاد با نگرش و شیوهای اصولگرا و شیوه های تنش زا سکان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را به دست گرفتند. مهم ترین نمود سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را می توان در منطقه خاورمیانه مشاهده کرد. نگاه رئالیستی به سیاست خارجی در دولت خاتمی، در نهایت ایران را در فاصله سال های 1376 تا 1384 به سمت اتخاذ سیاست هایی مبتنی بر تنش زدایی و گسترش روابط با کشورهای خاورمیانه سوق داد، در حالی که در دولت احمدی نژاد سمت و سویی بنیادگرایانه و تهاجمی یافت و در نهایت هر دو پارادایم به نسبت هایی متفاوت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه اثرگذار بوده اند.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری جمهوری اسلامی ایران در سال 1357 تاکنون، گفتمان های مختلفی بر سیاست خارجی کشور حاکم و غالب شده است. هر یک از این گفتمان ها بر اساس نظام سنتی حاکم بر جامعه و بر کانون های قدرت سیاسی، بر حول محور و مولفه های خاص شرایط و اوضاع جامعه در آن دوران استوار بود. گفتمان ملی گرایی لیبرال بر سیاست خارجی دولت موقت حاکمیت داشت.

پس از استعفای دولت موقت و برکناری بنی صدر در خرداد 1360، گفتمان اسلامگرایی بر سیاست خارجی جمهوری اسلام ایران حاکم شد که تاکنون نیز استمرار دارد ولی گفتمان اسلامگرایی در طول تاریخ تقریبا از سه دهه گذشته دستخوش دگرگونی و دگردیسی شده است. حاصل این تحول درون گفتمانی شکل گیری و ظهور پنج خرده گفتمان مختلف از بطن اسلامگرایی بوده است. این خرده گفتمان های اسلامگرایی عبارتند از: «آرمانگرایی امت محور»، «مصلحت گرایی مرکز محور»، «واقع گرایی توسعه محور»، «صلح گرایی مردم سالار» و سرانجام «اصولگرایی عدالت محور.»

گفتمان های آرمانگرایی و مصلحت گرایی در طول دوره جنگ در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به جایگاه هژمونیک نسبی دست یافتند. واقع گرایی توسعه محور، گفتمان غالب دوران سازندگی بود و گفتمان دوران اصلاحات صلح گرایی مردم سالار بود. پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و انتخاب محموداحمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران گفتمان اصولگرایی عدالت محور بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی حاکم شد. (دهقانی فیروزآبادی، 68: 1386)

مبانی و اصول سیاست خارجی دولت سیدمحمد خاتمی

قضاوت و ارزشگذاری درباره سیاست ها، برنامه ها و عملکرد خاص یک دولت در زمینه های مختلف، زمانی خالی از اشکال و عاری از اشتباه خواهد بود که شناختی دقیق و ریزبینانه از دگرگونی ها و عناصر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی فاکتورهای بین المللی آن جامعه وجود داشته باشد. در واقع بررسی عملکرد دولت آقای خاتمی طی هشت سال، بدون داشتن تصویری از موقعیت کلی کشور و جامعه در سال های میانی دهه 1370 قطعا فاقد تصویری واقعی از تحولات امروز و عملکرد چند سال گذشته دستگاه دیپلماسی کشور خواهد بود. کشور ایران در سال 1376 تحت تاثیر فاکتورهای داخلی و تحولات خارجی آبستن تحولی شگرف بود که در دوم خرداد همان سال محقق شد.

جامعه ایران به دوره های نوین گام نهاد که در واقع استمرار انقلاب بدون غنی سازی فرهنگی آن بر اساس مولفه های داخلی و بین المللی در حال وقوع، ناممکن بود. در ابعاد بین المللی تحولات تکنولوژیک نظیر تحولات ارتباطی و نظام پیشرفته اطلاع رسانی، تحولات سیاسی چون پایان جنگ سرد و تغییر گفتمان مسلط بر روابط بین الملل و تغییر نظام از دو قطبی به نوعی نظم نوین در جهان، تحولات اقتصادی چون تعمیق شکاف میان کشورهای شمال و جنوب و پدیده جهانی شدن اقتصاد و سر آخر اینکه تحولات فرهنگی و اجتماعی همانند جهانی شدن، دموکراسی و گفتمان های ویژه دوران پس از جنگ سرد همگی حاکی از ضرورت تغییر در بینش و نگاه دستگاه تصمیم گیری کشور نسبت به دنیای خارج بود (جعفری ولدانی، 223: 1385).

به خصوص اینکه تحولات فوق الذکر با مجموعه یی از خواسته ها و تغییرات اجتماعی در داخل همزمان شده و این ضرورت را دوچندان می کرد. با توجه به این تحولات می توان گفت مهم ترین چالش های پیش روی دستگاه دیپلماسی کشور، «گسترش دامنه تاثیرگذاری تحولات جهانی بر جامعه، پایین بودن سطح پاسخگویی و توان تولید فکری و فرهنگی در داخل از یک طرف و پیدایش تنش ها، مخالفت ها و آسیب پذیری های سیاسی و اقتصادی در سطوح منطقه یی و بین المللی» از سوی دیگر زمینه را برای طرح جهت گیری های نوین در حوزه سیاست خارجی تحت عنوان سیاست تنش زدایی و بهبود مناسبات بین المللی فراهم آورد (بشیریه، 1380: 110).

اتخاذ سیاست تنش زدایی و تاکید بر گسترش مبادلات روابط با سایر بازیگران در سطوح مختلف، به سرعت سیاست خارجی کشور را تحت الشعاع قرارداد. به عبارت دیگر استقبال گسترده دولت ها و بازیگران دولتی و غیردولتی خارجی و مجامع بین المللی از لحن و روش نوین ایران در مناسبات خارجی موجبات ارتقای سطح روابط ایران با سایر کشورها را در زمینه های مختلف مهیا کرد. البته این چشم انداز همراه با «تلاش و عملکرد دولت در راستای بازپرداخت بدهی های خارجی و نیز رعایت اصول حاکم بر مناسبات بین المللی»، نتایج عملی گسترده یی را به بار آورد. (روزشمار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 1376، 1380: 20).

در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره بعد از دوم خرداد «تنش زدایی درصدد رفع سوءتفاهم های انباشته شده از گذشته و در تلاش جهت پایان دادن به هر نوع تنازع و کشمکش بین المللی است و برای تامین امنیت خود به واقعیت های موجود بین المللی توجه دارد یعنی بهنگام بودن سیاست خارجی، برخورد برنامه ریزی شده و به روز با نظام بین الملل و بازیگران آن را اقتضا می کند.» (ازغندی، 1378: 1044-1045)

سیاست‌های منطقه‌یی (خاورمیانه) ایران در دوره خاتمی

سیاست خارجی ایران در دوره آقای خاتمی در قبال منطقه، مبتنی بر ائتلاف و مشارکت گرایی منطقه یی بود. به عبارت دیگر جمهوری اسلامی ایران در این دوران، با تاکید بر سازش جویی واقع بینانه و پرهیز از رادیکالیسم در سیاست خارجی و رفع سوءتفاهمات، سعی داشت با اتخاذ سیاست ها و رویه های مشترک در قبال منطقه و مسائل مشترک، کشورهای منطقه به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس را همسو با سیاست های خود سازد. بنابراین، روابط منطقه یی ایران با کشورهای اسلامی در جهت حداکثرسازی همکاری های منطقه یی و نیل به ائتلاف گرایی انجام گرفت.

برگزاری کنفرانس اسلامی در تهران و ریاست ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی را می توان به عنوان نشانه یی از مشارکت و ائتلاف گرایی منطقه یی دانست (نشریه ایران، 11/5/84) . ایران در پاییز 1376 با میزبانی از 56 پادشاه، رییس جمهور، ولیعهد و هیات نمایندگی کشورهای اسلامی در تهران، جایگاه واقعی خود را در روابط بین الملل، به عنوان ملتی با فرهنگ غنی و صلح طلب نشان داد (دهقانی طرزجانی، 1379: 128-127) در این دوران جدای از تاثیرات مثبت تغییر در خط مشی سیاست خارجی ایران مبنی بر تنش زدایی، اعتمادسازی و مشارکت گرایی منطقه یی ، شکست مذاکرات صلح خاورمیانه هم در تغییر خط مشی اعراب به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس به ایران، مزید بر علت شده بود.

امریکا به دنبال حمله به عراق در 1991، به عنوان نجات دهنده کشورهای عربی خلیج فارس از خطر صدام بهترین موقعیت سیاسی را در منطقه پیدا کرده و سعی داشت با استفاده از این موقعیت هرچه سریع تر مساله فلسطین را به نفع اسراییل فیصله دهد که با مخالفت جدی ایران روبه رو شد که این موضوع در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به مانعی برای تحکیم و گسترش روابط کشورهای طرفدار امریکا در منطقه با ایران تبدیل شد ولی در دوره خاتمی، به ویژه با شکست مذاکرات صلح خاورمیانه و پاگیری انتفاضه فلسطین، همین موضع ایران یکی از دلایل عمده رویکرد مثبت برخی کشورهای عربی از جمله مصر در قبال ایران شد.

این کشورها به ویژه ملت های عرب در این مرحله دریافتند که صلح پیشنهادی امریکا در واقع فقط دامی برای به بند کشیدن بیشتر آنهاست و با تبدیل ترکیه به یک پایگاه صهیونیستی، در واقع ایران تنها دوستی است که برای اعراب باقی مانده است. از طرف دیگر با روی کار آمدن خاتمی، تنش زدایی و گفت وگو با کشورهای مختلف جهان برای رفع سوءتفاهمات و تقویت روابط با این کشورها رسما در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران قرار گرفت که در این میان تنش زدایی با همسایگان جنوبی و کشورهای ساحلی خلیج فارس جایگاه ویژه یی کسب کرد که با استقبال گسترده کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس روبه رو شد.

انتخاب آقای خاتمی به عنوان رییس جمهوری نوگرا و اصلاح طلب در سال 1376 به مثابه کاتالیزوری در روابط ایران و عربستان عمل کرد. سیاست های وی توانست راه های توسعه سریع روابط ایران با کشورهای عرب جنوب خلیج فارس و کاهش هرچه بیشتر تنش ها و بدبینی های موجود را هموار سازد. در همین دوران شیخ محمد بن عیسی آل خلیفه امیر بحرین در اواخر آگوست 2002 مسافرتی رسمی به تهران داشت که با اهمیت تلقی می شد.

روابط ایران و عربستان در دوران آقای خاتمی در زمینه های گوناگون سیاسی، آموزشی، اقتصادی و امنیتی توسعه یافت. به ویژه با سفر آقای خاتمی و دیگر مقامات کشور از جمله دیدار وزیر دفاع از عربستان، زمینه همکاری دوجانبه و چندجانبه میان تهران- ریاض فراهم شد. حتی دو کشور سیاست های هماهنگی را در اوپک درباره قیمت گذاری و تولید نفت اتخاذ کردند. از دیدگاه آنان همکاری های امنیتی مشترک در منطقه یی که حاوی حداقل 60 درصد ذخایر نفتی کل جهان است به مثابه ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

می توان نتایج زیر را به عنوان دستاوردهای مهم سیاست خارجی خاتمی بر شمرد:

1- اتهامات ساخته و پرداخته شده توسط دشمنان ایران در سطح جهان علیه جمهوری اسلامی ایران را به شدت سست کرد و راه را برای صدور قطعنامه های تند علیه ایران بست. هرچند طبق رویه سازمان های بین المللی این سیاست اثر خود را به صورت تدریجی نشان داده و در اوایل دهه 1380 بیشترین نتایج خود را نشان داد، اما از همان ابتدا زبان دولت های مخالف ایران را کوتاه کرد، تلاش های دشمنان افراطی ایران را ناکارآمد و دشمنان ایران را در سازمان های بین المللی منزوی کرد.

2- این سیاست به سرعت تهدیدات علیه ایران را خنثی کرد. اگر در اوایل سال 1376 بحث حمله به ایران در واکنش به ارتباط ادعایی ایران با عاملان انفجار «خبر» در عربستان سعودی بسیار جدی بود در سال 1378 چنین بحثی به یک طنز بیشتر شبیه بود و هر انسان آگاهی یقین داشت که برخورد قهرآمیز با ایران مدافع گفت وگوی تمدن ها غیرممکن است. در چنین وضعیتی اسراییل و امریکا بیش از هر زمانی در مواضع شان برای برخورد با ایران تنها، منزوی و کاملامنفعل شدند. تهدیدات امنیتی ایران با سیاست گفت وگو به طور کامل خنثی شده بود (ازغندی، 1378: 1050).

3- این سیاست به سرعت همراهی کشورهای میانه رو جهان را با امریکا و اسراییل علیه ایران کاهش داد و عملاباعث شکسته شدن تحریم های اقتصادی موثر دولت کلینتون علیه ایران آن هم توسط بهترین دوستان امریکا در اروپا و آسیا شد. این کشورها به این باور رسیدند که نه تنها خطری ایران را تهدید نمی کند بلکه دیر یا زود ایران سرزمین فرصت های اقتصادی خواهد شد و آنان ترجیح می دادند که با نادیده گرفتن مخالفت امریکا (که در شرایط جدید از نظر آنان غیرمنطقی به نظر می رسید)، در کسب این فرصت ها از کمپانی های امریکایی پیشی بگیرند.

یعنی عملااجتماعی که امریکا تلاش کرده بود در زمینه تحریم اقتصادی ایران شکل دهد با سیاست اعتمادسازی و گفت وگو خنثی شده بود و انعقاد قراردادهای مربوط به پروژه های پارس جنوبی در آن زمان و اجرای بزرگ ترین پروژه های اقتصادی ایران در این منطقه از سال استقرار دولت اصلاحات تا دو سال قبل، مظهر و نماد این موفقیت بود. ایران با سیاست اعتمادسازی و گفت وگو بزرگ ترین پیروزی را در مقابل سیاست های تحریم امریکا به دست آورده بود (ایزدی، 1381: 99).

4- این سیاست به تبع تغییر چهره ایران در جهان، برای دوستان ایران نیز فرصت ایجاد کرد و فشار به آنان را کاهش داد حتی رادیکال ترین دوستان ایران مانند حزب الله لبنان نیز فرصت پیدا کردند که جایگاه خود را تقویت کرده و در این فضا بهتر از هر زمانی از خود دفاع و واقعیات مربوط به خود و دشمنان شان را ابراز کنند (دهقانی فیروزآبادی، 127: 1384) . «این سیاست بخش های مهمی از سیاست های کلاسیک دشمنان ایران درخاورمیانه را نیز خنثی کرد. دولت اسراییل همواره راه را برای برقراری هر نوع صلح ممکن و تحقق فرصت های حتی کم بها برای ملت فلسطین می بست و گناه عدم تحقق صلح را به گردن ایران می انداخت.» این پدیده در دوره سیاست اعتمادسازی خنثی شد و اسراییل بیش از هر زمانی برای تغییر سیاست های جنگ طلبانه اش تحت فشار قرار گرفت (باقی، 140: 1383) .

اصول و مبانی سیاست خارجی آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد

احمدی نژاد در مبارزات انتخاباتی در سال 1384 شعار اصلی و محوری برنامه های خود را عدالت طلبی اعلام کرد. این برنامه انتخاباتی از نظر وی کاملاانقلابی و اصلاح طلبانه بود. احمدی نژاد در هر فرصتی که به دست می آورد به عنوان شخصیتی که وظیفه الهی دارد بر عدالت محوری تاکید می کرد.

به طور مثال در سالگرد ارتحال رهبر انقلاب در 14/3/1386 کشورهای جهان را به صلح و عدالت فراخواند و کشورهایی را که به این ندا پاسخ ندهند، فرعون ها و نمرود ها خواند. در جایی دیگر می گوید: «داشتن نگاه هدفمند بر جهان، عدالت و مهرورزی جزو اصول اولیه سیاست خارجی ما است، بدین خاطر ماموریت سیاست خارجی و رسالت جمهوری اسلامی در اصلاح نظام حاکم بر جهان مبتنی بر عدالت، خداپرستی و عشق و مهرورزی و انصاف است.» (ازغندی، 1389: 146) .

و اما عدالتخواهی در سیاست خارجی مستلزم مبارزه با ظالمان همزمان با حمایت و دفاع از مظلومان است. مصداق عینی این دو الزام در رفتار سیاست خارجی احمدی نژاد مقابله با امریکا به عنوان نوک پیکان سلطه گری از یکسو و حمایت بی دریغ ازآرمان فلسطین است. از دیدگاه وی صلح آنگاه محقق خواهد شد که بر دو پایه عدالت و معنویت برپا شود. جمهوری اسلامی ایران از آن رو بر عدالت ورزی در صحنه بین المللی تاکید می کند که قانون و احترام به قراردادهای بین المللی سخن می گوید. عدالت حق همه را در داشتن آرامش، صلح و زندگی شرافتمندانه به رسمیت می شناسد و در صورتی که با معنویت توام شود موجبات رشد و تعالی ملت های مستقل و آزاد جهان را فراهم می آورد.

مهم‌ترین اصول و مولفه‌های سیاست خارجی احمدی‌نژاد

نارضایتی از ساختار نظام بین المللی و تلاش جهت اصلاح و تغییر این ساختار دولت نهم به مانند تمامی دولت های بعد از انقلاب، ساختار موجود در روابط بین الملل را به چالش کشیده و آن را در راستای منافع دولت های قدرتمند و زورگوی جهانی و علیه ملت های ستمدیده و مظلوم جهانی می داند. همواره از نظم حاکم بر نظام بین الملل انتقاد کرده و معتقد است که این نظم باید با اصولی مانند عدالت و مهرورزی جهانی جایگزین شود. احمدی نژاد خواهان تغییر مناسبات و ساختار موجود بر روابط بین الملل است و در مقابل، همواره «عدالت گستری، مهرورزی و تعالی جوامع انسانی» را اصول کارآمد و حلال چالش های روابط بین الملل می داند و خواهان آن است که همه ارکان سیاست خارجی و مدل دیپلماسی این اصول طراحی و اجرا شود (ایرنا، 1385).

می توان گفت نگاه دولت نهم به سیاست خارجی به نوعی متمایل به نگاه اوایل انقلاب می شود. احمدی نژاد در زمینه تغییر مناسبات بین المللی به جهان نگاهی آرمانی دارد و سعی می کند که بتواند مردم جهان را به تغییر ساختار نظام بین الملل تشویق کند. نامه های رییس دولت نهم به روسای جمهوری امریکا، فرانسه و صدراعظم آلمان، در همین راستا (آرمانگرایی) قرار می گیرد. به عبارت دیگر دولت نهم با توجه به آرمانگرایی خود حتی سعی کرد زمینه های بر پایی حکومت عادلانه جهانی از طریق احیای مجدد تمدن اسلامی را فراهم کند (صحراییان، 1389).

در واقع در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تا حدی، شاهد برگشت سیاست خارجی جمهوری اسلامی به دوران اولیه انقلاب هستیم. تسلط گفتمان آرمانگرایی اصول محور بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره را می توان متاثر از عوامل متعدد داخلی و بین المللی دانست. مساله هسته یی ایران، افزایش فشارهای بین المللی در این مورد و بازرسی های متعدد نمایندگان آژانس از مراکز فعال در امر فرآوری هسته یی در کشور را می توان یکی از آن عوامل دانست.

به طوری که احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور بارها در سخنرانی های خود از عقب نشینی ها و سیاست مماشات آقای خاتمی در این مورد انتقاد کرده و بر حقوق هسته یی کشور پافشاری کرده اند. در همین راستاست که در دوره آرمانگرایی اصول محور شاهد تعلیق کلیه همکاری های داوطلبانه هسته یی با نهادهای بین المللی و جلوگیری از به تعبیری- باج خواهی بیش از اندازه کشورهای غربی، همراه با نوعی ابرام و ایستادگی بر حقوق هسته یی هستیم، که سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم هایی را برای کشور تاکنون به دنبال داشته است.

با وجود آنکه در این دوره جمهوری اسلامی دوباره بر شعارهای رادیکال تکیه می کند، اما برخلاف دوره اول و 10 سال اول انقلاب، ایران به دنبال متحد در جهان بوده و منافع ملی خود را در راستای منافع کشورهای متحد ایدئولوژیک خود تعریف می کند (رضایی، 222: 1387) .

سیاست خاورمیانه‌یی احمدی‌نژاد

احمدی نژاد پیش از پیروزی انتخاباتی خود در زمینه سیاست خارجی و روابط با همسایگان معتقد بود که «سیاست خارجی کشور را تعدیل کنیم، این تعدیل باعث می شود که کشورهای دنیا نتوانند ما را تهدید کنند. ما امروز با اکثر کشورهای دنیا، دوست هستیم اما گره هایی در کار وجود دارد. برخی تنگ نظری ها ما را خفه می کند. در سیاست خارجی باید تعامل مثبت داشته باشیم، روابط ایران با کشورهای همسایه خوب است و باید بهتر شود. (هاشمی تبار، 1384: 33) احمدی نژاد معتقد است که جمهوری اسلامی ایران «ماهیت، عملکرد و مسوولیت اسلامی» دارد: و بر این اساس «توجه به اسلام به عنوان نخستین و اصلی ترین عنصر، می تواند منبعی برای بسط، گسترش و توجیه گفتمان مبتنی بر هویت ایرانی» محسوب شود.

به عنوان مثال دولت احمدی نژاد معتقد بود که روابط ایران با دولت های منطقه به ویژه با کشورهای عربی خلیج فارس، باید توسعه یابد. رییس جمهور احمدی نژاد شخصا متمایل به توسعه همکاری با این دولت ها بود. وی در طول دو سال اول ریاست جمهوری خود چهاربار از عربستان دیدن کرد. او همچنین نخستین رییس جمهور بود که در سال 2007 از امارات متحده عربی بازدید کرد( حاجی یوسفی، 11: 210) .

دولت احمدی نژاد در سیاست خارجی خود به دنبال ساختن الگویی از جمهوری اسلامی ایران به عنوان سرمشقی برای کشورهای منطقه و جهان سوم است. در این راستا دولت اصولگرا تلاش می کند تا از طریق الگوسازی از جمهوری اسلامی و معرفی این الگو به جهانیان: به ویژه مسلمانان و مستضعفان، انقلاب اسلامی را صادر کند. احمدی نژاد با صراحت درباره این الگو بیان می دارد: مسوولیت سنگین بر عهده ملت ایران است «مسوولیت اول، همانا ساختن ایران است.

پیام مکتب و آرمان های یک انقلاب زمانی مورد استقبال قرار می گیرد که با الگوهای عملی همراه باشد و از این رو، سوق دادن بشریت به سمت قله کمال و حیات طیبه لازم است و باید الگویی از آن در جامعه اسلامی ایجاد کنیم و ماموریت دوم، معرفی انقلاب اسلامی به جهان بشریت است. باید این مکتب و الگو را تبیین و به ملت های تشنه دنیا معرفی کنیم.» به نظر وی «هدف اساسی انقلاب اسلامی ساختن جامعه یی شاهد و وسط است: جامعه شاهد مبتنی بر عدالت، کرامت، عزت انسان هاست. اینها معیارهایی است که می توان جامعه الگو را با آنها سنجید». (دهقانی فیروزآبادی، رادفر، 1389: 131)

با توجه به نگرش احمدی نژاد به مسائلی چون حقوق بشر، تروریسم و صلح اعراب و اسراییل، به نظر می رسد که او مایل است و سعی می کند هژمونی فکری خود را از طریق سیاست ارشادی بر منطقه خاورمیانه اعمال نماید. در واقع او بیش از هر امری قایل به رسالت خویش برای استیفای حقوق و مصالح عالیه امت اسلامی است و در این رهگذر توجه چندانی به محذورات جامعه جهانی ندارد (ازغندی، 1389: 145).

در مجموع، می توان اذعان داشت که سیاست خارجی احمدی نژاد از ابتدا به دنبال حضوری پررنگ در خاورمیانه بوده و این منطقه در اولویت قرار داشته است. سیاست خارجی منطقه یی ایران در دوران احمدی نژاد بر اساس ایجاد توازن قدرت (موازنه قوا) با ایالات متحده از طریق حمایت از حزب الله در لبنان، ادامه اتحاد استراتژیک با سوریه، حمایت از مخالفان امریکا در افغانستان و عراق، بهبود روابط با کشورهای همسایه از جمله کشورهای عربی و اتخاذ سیاست ضد اسراییلی بوده است. آنچه به عنوان نتیجه می توان از بحث های ارائه شده استخراج کرد این مساله است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شدیدا متاثر از تصمیمات و خلقیات ذهنی تصمیم گیران و همچنین شدیدا متاثر از گفتمان های حاکم بر دولت های شکل گرفته است.

ارزیابی متفاوتی درباره سیاست خارجی آقایان سیدمحمدخاتمی و محمود احمدی نژاد صورت گرفته است. عده یی سیاست خارجی دو دوره مورد نظر را در امتداد یکدیگر دانسته و معتقدند که استراتژی سیاست خارجی آن یکسان ولی جهت گیری ها و اصول رفتاری آن تغییر پیدا کرده است. عده یی دیگر این تفاوت ها را بنیادین و ماهوی می دانند. ولی به طور کلی در هر دو مورد اصول بنیادینی چون استکبارستیزی، نفی سلطه پذیری، دفاع از مسلمانان و مستضعفین و راهبرد نه شرقی و نه غربی تداوم پیدا کرده است. اما بر مبنای اصول و مبانی، رفتارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی متفاوت شده است. یعنی از رویه تدافعی در دوره سید محمد خاتمی به رویه تهاجمی در دوره محمود احمدی نژاد تبدیل شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: