اردشیر زارعیقنواتی
تحولات شتابنده در جریان بحران اوکراین را از این پس باید در زاویه رخدادهای میدانی یا کنش ـ واکنش بازیگران داخلی و خارجی آن مورد تحلیل و بررسی قرار داد چرا که تصویر دومینویی روندهای سیاسی داخلی و رقابتهای ژئوپلیتیک خارجی این بحران از مرحله تحلیل وضعیت عمومی فراتر رفته است. بعد از سه ماه اعتراضات حامیان پیوستن به اتحادیه اروپایی علیه دولت حامی روسیه «ویکتور یانوکوویچ» در میدان استقلال کییف که منجر به سقوط این دولت و فرار رییسجمهوری به شرق کشور و سپس ورود به شهر مرزی «روستوف» در روسیه شد، هماکنون نوبت بازی برگشت در زمین موافقان نزدیکی به مسکو رسیده است. کانون تحولات ژلاتینی و سیال اوکراین هماینک به شبهجزیره «کریمه» و شهرهای شرقی این کشور از جمله «خارکف» کشیده شده است. در کنار این فعل و انفعالات مهم، کنفرانس مطبوعاتی یانوکوویچ رییسجمهوری متواری شده اوکراین و تاکید وی بر اینکه هنوز رسما رییسجمهوری کشور بوده و گروههای اپوزیسیون تسخیرکننده قدرت در کییف، غیر قانونی هستند، در کنار درخواست رسمی نخستوزیر منطقه خودگردان کریمه برای کمک روسیه جهت حفظ ثبات این منطقه یک موقعیت حقوقی ویژه را موجب شده که مشروعیت قدرت در کییف را زیر سوال برده است.
ورق در بازی پوکر اوکراینی در هفته اخیر برگشته است و این بار روستباران و الیگارشی متحد مسکو هستند که یک به یک آسهای برنده خود را در میز قمار رو میکنند. تنها در کمتر از 48 ساعت توفانی با تحولاتی که در کریمه اتفاق افتاد و سپس ادامه آن توسط یانوکوویچ در روستوف انجام شد، صحنه سیاسی اوکراین به کلی دگرگون شد. این تحولات مقدمه بازی بزرگتری بود که بازیگر اصلی در جناح شرقی را وارد بازی کرد و موافقت مجلس دوما و شورای فدراسیون روسیه با درخواست «ولادیمیر پوتین» رییسجمهوری روسیه از پارلمان این کشور جهت اجازه محدود نظامی در اوکراین در روز اول مارس، رویای خوش پیروزی توسط راستگرایان حامی غرب را به کابوس واقعی تبدیل کرد. اوکراین در خوشبینانهترین وضعیت خود دچار بیثباتی شده اما شرایط بسیار وخیمتر از این برداشت است و در صورت عدم بازگشت به مصالحه ملی طبق توافق دولت ساقط شده یانوکوویچ با مخالفان فعلا در قدرت و میانجیگران اروپایی ـ روسی یا توافقی تازه در همین راستا خطر جنگ داخلی و تجزیه این کشور طی سناریوهای مختلف از جمله دخالت نظامی روسیه به بهانه حمایت از روستباران اوکراین تا حدودی اجتنابناپذیر خواهد بود. به لحاظ حقوق بینالملل با توجه به عدم طی مراحل قانونی در برکناری یانوکوویچ به عنوان رییسجمهوری منتخب و درخواستهای دولتهای محلی از جمله کریمه از مسکو برای حمایت از آنان، پوتین برای اقدام به میزان زیادی باز است. از آنجه که اوکراین برای روسیه یک موقعیت ژئوپلیتیک منحصر به فرد و بسیار مهم بوده و مشروعیت دولت مستقر در کییف نیز از نظر حقوقی زیر سوال است و همچنین نهاد قدرت فعلا در این کشور فاقد عنصر پذیرش ملی تلقی میشود، احتمال هر گزینه وجود خواهد داشت.
در اوکراین کنونی بازی کنش و واکنش متقابل بین حامیان غرب و روسیه در حوزه داخلی و خارجی رقم خورده که این موضوع پای بازیگران و هژمونهای بزرگ بینالمللی را به میان کشیده است. بیثباتی سیاسی، زیر سوال رفتن مشروعیت حقوقی دو طرف منازعه داخلی، افزایش فرآیند مخرب قومگرایی شرقی و ناسیونالیسم غربی در دو جغرافیای متفاوت این کشور با توجه به ورشکستگی اقتصادی اوکراین، مشروعیت هر گونه اقدام یکجانبه از سوی هر یک از طرفین منازعه را در آینده نزدیک سلب میکند. گسترش بیثباتی از شبه جزیره کریمه به دیگر نقاط شرق اوکراین به خصوص در خارکف، دونتسک و کنارههای رود دنیپر بر پیچیدگی شرایط افزوده و معادلات جدیدی و سلبیتری را وارد بازی خواهد کرد. حضور راستگرایان افراطی در ساختار سیاسی حاکم بر کییف در کنار موج واگرایی در شرق این کشور دست بازیگران خارجی پشت پرده تحولات را برای مختومه کردن این پرونده به میل خود و به صورت یکطرفه بسته است. برگهای برنده مسکو در این بازی تنها محدود به حوزه نظامی نمیشود و شاید مهمتر از آن تاثیر انکارناپذیر کنش اقتصادی مسکو طی روزهای آینده است که میتواند فشار بر دولت موقت مستقر در کییف را افزایش داده و آنان را در چنبره مشکلات اقتصادی حتی در تقابل با حامیان خود قرار دهد. اینکه تحولات اوکراین را در حوزه انقلاب یا اصلاحات برای تنظیم و تعیین ساختار جدید قیاس کرد از اساس اشتباه خواهد بود چرا که ریشه این بحران در جنگ بین باندهای الیگارشی داخلی برای قبضه قدرت و رقابت ژئوپلیتیک بین غرب و روسیه قرار دارد.
در اوکراین امروز همه برآشفتهاند از بازیگران داخلی گرفته تا بازیگران داخلی گرفته تا بازیگران خارجی که همین وضعیت آنارشیک اجازه کنش مستقل، ملی و شروع را به هیچ کدام از طرفین منازعه نمیدهد. راه برونرفت از این بنبست نیز بدون یک مصالحه ملی هرگز قابل تصور نبوده تنها راهی که هماکنون برای سیاستمداران اوکراینی و بازیگران خارجی برای مدیریت مسالمتآمیز بحران وجود دارد، تدوین یک نقشه راه با مشارکت تمامی جناحهای درونی جامعه اوکراین طبق الگوی آشتی ملی خواهد بود.