اشکان بنکدار جهرمی
دولت فاسد وابسته به روسیه در اوکراین با استقامت سهماهه معترضان سقوط کرد. تظاهر کنندگان خواستههای خود را روشن و صریح بیان کردند و از آنها کوتاه نیامدند، در سرمای منهای 20 درجه در برابر نیروهای امنیتی مقاومت کردند و تا حد 88 کشته هزینه رسیدن به هدفشان را پرداختند. سیاست ناکارآمد یک رئیسجمهور فاسد و وابسته به بیگانه مردم را واداشت تا با برخوردی اعتراضی سقوط دولت خودکامه را رقم بزنند.
پس از آن اما مسیر جریان به سمتی رفت که همسایه قدرتمند شرقی به بهانه واهی در خطر بودن جمعیت روس تبار شبه جزیره کریمه و در واقع به سبب تسلط بر اوکراین و امتداد وابستگی این کشور، آن منطقه را اشغال نظامی نمود تا به مردم اوکراین هشدار دهد استقلال هزینه ای بس گزافتر خواهد داشت.
در این مقال اما بحث بر سوگواری جریان اقتدارگرا در کشورمان بر دیکتاتور کوچک اوکراین است که بیهیچ پرده پوشی و با خشم شدید خود را نشان میدهد. در رسانههای جریان افراط به قیام مردمی اوکراین تحت عنوان کودتایی غربی تا حد یک موضوع مهم داخلی پرداخته میشود. واکنش رسانههای داخلی از انقلاب در کشوری نه چندان مؤثر در روابط خارجی با کشورمان در حالت معمول نباید بیش از یک خبر یا تفسیر در بخش بینالملل باشد اما عصبانیت رسانههای جریان خاص بیش از این بود که رفتاری متعادل از خود نشان دهند.
حامیان تفکر انحصارطلبی که خود را هم پیمان نانوشته دولتهای اقتدارگرا و تمامیتخواه در تمام دنیا که مخالف با اندیشه مردمسالار باشند، میدانند در کار تأسف خوردن برسرنگونی دست نشانده پوتین از هیچ سخنی، حتی ناروا، دریغ نکردند و نمیکنند. تیتر بزرگ روزنامه «کیهان»، روزهای تاریک اوکراین را پیش بینی کرد و از بازگشت گرگ در لباس میش خبر داد. «رسالت» نیز بدون ذکر دخالت نظامی روسیه، خطر تجزیه اوکراین را یاد آور شد یکی از تیترهای صفحه اول روزنامه «تهران امروز» نیز بدون اشاره به نارضایتی عمیق مردم از فساد گسترده در دولت یانوکوویچ، از داستان پنج میلیارد دلار هزینه آمریکا برای اغتشاش در اوکراین حکایت میکرد.
سرمقاله روزنامه «جام جم» وابسته به صدا و سیما اما، بدون در نظر گرفتن سابقه روسیه در تجزیه کشورها، آن را به انقلابیون اوکراینی و غرب نسبت داد(!) و چنین نوشت «بعد از اوکراین نوبت شقّه شدن کدام ملت است؟» روزنامه «وطن امروز» نیز با لحنی توأم با بغض، ناسزاگونه کلمه «دموقراضه» را به جای دموکراسی تیتر زد. بخشهای خبری رسانه به اصطلاح ملی نیز در گزارش تحولات اوکراین با ابراز ناخشنودی ضمنی از فرار رئیسجمهور گوش به فرمان پوتین با تبعیت از موضع روسیه مکرراً از یانوکوویچ به عنوان رئیسجمهور قانونی اوکراین نام میبُرد و مخالفان را تا حد هواداران نخست وزیر پیشین تقلیل داده و از تیموشنکو (رهبر زندانی انقلاب نارنجی) با عنوان سرکرده مخالفان غربگرا و همدست آمریکا نام میبرد که توسط رئیسجمهور قانونی و معزول اوکراین به دلیل سوءاستفاده از قدرت و فساد اقتصادی زندانی شدهاست.
اما چرا این قدر عصبانیت و خشم از عزل دولتی فاسد و وابسته به روسیه در کشوری مانند اوکراین در رفتار رسانههای جناح راست دیده میشود؟ چرا این جریان سیاسی سعی دارد در تفسیری واژگونه، هر حرکت مردمی را آفریده غرب و شرکت در آن را خیانت نشان دهد و ثمره آن را تجزیه کشورها بداند؟
به نظر میرسد گرچه اقتدارطلبان که همیشه دمکراسیخواهان ایرانی را دنباله رو دولتهای دمکراتیک غربی و حتی خائن به کشور معرفی میکنند دریافتهاند که به همانندهای بیشتری در عالم نیاز دارند و از اینرو برای تقویت جبهه سیاستهای همسنخ خویش یعنی گروههایی که در داخل کشورهای خود مستبدانه رفتار میکنند باید تلاش نمایند. به علاوه این گروه بیشترین حساسیت را به جنبشهای دمکراسیخواهی در دنیا به ویژه کشورهای واقع در اردوگاه روسیه دارند چون به خوبی میدانند که در اقتدار گرایی و نظام تبلیغاتی از آنها الگو گرفتهاند و ممکن است مردم با درسگرفتن از این جنبشها آنان را بیش از پیش، در روندی دموکراتیک، کنار بزنند. ترس از جان گرفتن امید به تغییر نیز دلیل دیگری بر سوگواری محافظه کاران بر رئیس معزول اوکراین است.
حرکتهای ناموفق انقلابی مثل لیبی یا مصر بسیار مورد علاقه تمامیت خواهان است چون با استفاده از آنها به طرفداران دموکراسی متذکر میشوند که اگر در طلب مردمسالاری اعتراض کنید ممکن است بدون هیچ نتیجهای در جنگ داخلی یا نا امنی گرفتار آیید. اما ایدئولوگهای این جریان از ذکر مواردی مثل تونس یا دهها کشور اروپای شرقی که به واسطه عبور از دیکتاتوری وضعیت بهتری پیدا کردهاند ترس دارند. اکنون نیز با تند شدن لحن دولت روسیه علیه رهبران جدید اوکراین و اشغال نظامی بخشهایی از آن کشور توسط ارتش روس، پایگاههای تبلیغاتی اقتدارطلبان نیز به حجم حملات خود علیه وضعیت جدید افزودهاند.
جریان افراط با گذر از شعار نه شرقی نه غربی به این درک رسیده که باید در اردوگاه همتای روسی خود ثبت نام کند. از این جهت تبلیغات روسیه علیه جنبش اوکراین عیناً در رسانههای ایشان نیز تکرار میشود. این گروه که سعی دارد ضدّیت با دموکراسی و غرب را سربار هویت جمهوری اسلامی کند در مورد اوکراین چون موضع اتحادیه اروپا و آمریکا حمایت از معترضان بوده تلاش میکند با کسانی که برای مقابله با فساد به خیابان آمدند و حاضر شدند جان خود را فدا کنند، مخالفت نماید. موضع ضد مردمسالارانه انحصارطلبان داخلی باعث شدهاست که از فاسدترین، اقتدارگراترین و قصابترین رژیمهای اردوگاه پوتین حمایت و با مخالفان آنها دشمنی کنند.اما در نهایت سوگواری امروز برای رژیم ساقط شده اوکراین، عزاداری فردا بر سرنوشت محتوم هر تفکر ضد مردمی است.