صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۶۵۳۸۳

پیرمحمد ملازهی / کارشناس مسائل بین‌الملل

تحولات اوکراین در حالی روبه پیشروی است که این کشور عرصه نزاع غربی‌ها و روسیه شده است. در این میان کرملین با نگرانی بیشتری اوضاع کنونی را رصد می‌کند، زیرا روسیه از یکسو نگران منافع خود در اوکراین بوده و از سوی دیگر بحران سوریه این کشور را مضطرب ساخته است؛ از این‌رو به‌نظر می‌رسد کرملین در پی آن است که تجربه گرجستان را در اوکراین تکرار کند؛ چه‌بسا شباهت‌هایی هم بین تحولات در این دو کشور به‌چشم می‌خورد. بحران گرجستان زمانی صورت گرفت که این کشور با روسیه دچار اختلافاتی شده و تمایلاتی برای ارتباط با اروپا و غرب از خود نشان داد؛ همچون آنچه در اوکراین رخ داد و سرمنشأ اعتراضات شد.

همچنین منطقه «اوستیا» در گرجستان شباهت قومی زیادی به مناطق روس‌تبار اوکراین، در امتداد مرزهای مشترک روسیه ـ اوکراین دارد. در نتیجه با شروع بحران در این کشور ابتدا تظاهراتی به حمایت از روسیه در منطقه به راه افتاد و سپس کرملین نیروهای خود را در گرجستان پیاده کرد. در نهایت روسیه با انجام این تاکتیک توانست بخش‌هایی از خاک گرجستان را در منطقه «اوستیا» به اشغال خود درآورد. بررسی دقیق تحولات اخیر اوکراین ما را به این نکته رهنمود می‌سازد که آنچه در این کشور در حال روی دادن است تکرار تجربه گرجستان به حساب می‌آید. در مورد اوکراین هم وضع به همین صورت بود.

در ابتدا با شروع تظاهرات بخشی از جامعه خواهان قطع ارتباط با روسیه و پیوستن به اتحادیه اروپا و حل بحران اقتصادی در این کشور بودند. ادامه این وضعیت باعث شد جامعه اوکراین تا سطح حاکمیت دچار شکاف شده و هر بخش آینده خود و کشورش را در گرو تعریف هویت روسی به حکم پیوندهایش در تاریخ با فدراسیون روسیه یا هویت اروپایی به‌عنوان بخشی از اروپای شرقی به حکم جغرافیایی‌اش ارزیابی کند. در نتیجه دو قطب در اوکراین مقابل هم ایستاده و همچون تجربه گرجستان یکی از این دوقطب جمعیت طرفدار روسیه هستند. در قدم دوم روسیه نیروهای خود را در شبه جزیره کریمه پیاده کرده و همچون منطقه «اوستیا» در پی الحاق این منطقه به خاک کشور خود برآمد. نکته دیگری که به این شباهت‌ها می‌توان اضافه کرد موضع غربی‌ها در مقابل سیاست‌های روسیه است.

هم در مورد گرجستان و هم اوکراین، آمریکا و اروپا در مقابل حرکت‌های کرملین اعتراض کردند، با این تفاوت که موضع غربی‌ها بیش از گذشته قوی‌تر شده است. مجموعه این وقایع حاکی از امکان تکرار تجربه «اوستیا» در «کی یف» است، اما در این میان ذکر یک نکته ضروریست؛ روسیه در حالی با بحران اوکراین روبه روست که منافع خود را در خاورمیانه، خصوصا سوریه، در معرض تهدید می‌بیند. لذا به نظر می‌رسد پوتین به دلیل اهمیت اوکراین در مورد سوریه با آمریکا وارد معامله خواهد شد تا اوکراین را قربانی تحولات سوریه نکند.

اگر غرب به این خواسته عمل کرده و از ادامه دخالت‌ها در کی یف صرف‌نظر کند آنگاه ممکن است تحولات به سمت دیگری برود، در غیر اینصورت روسیه بر سر مسائل سوریه تمام قد در مقابل غرب خواهد ایستاد و بی‌شک برنده این نزاع اسد خواهد بود.دغدغه مهم‌تر در این خصوص این است که سیر تحولات اخیر و رویارویی کشورهای قدرتمند تداعی کننده دوران جنگ سرد است. با این تفاوت که در زمان جنگ سرد نزاع دو بلوک شوروی و آمریکا بر سر مسائل ایدئولوژیک بود، اما در حال حاضر رویارویی نظامی قدرت‌ها بر سر گسترش منافع در حال رخ دادن است و این در حالی است که چین هم با اختصاص بودجه 12 درصدی به امور نظامی و همچنین بحث‌های جدی برسر قطب‌بندی قدرت‌ها دردنیا به این رقابت وارد خواهد شد.

روسیه نیز در پی آن است که کشورهایی را که بعد از فروپاشی شوروی از این کشور مستقل شده‌اند را تحت نفوذ خود قرار دهد؛ در مقابل بلوک غرب در مقابل این سیاست خواهد ایستاد و ممکن است با نفوذ به کشورهایی که با روسیه در ارتباطند، خصوصا مناطق مسلمان نشین، کارشکنی‌هایی را علیه کرملین انجام دهد.

نام:
ایمیل:
نظر: