جلیل حسنی
تحولات اوکراین با شتاب بسیار جریان دارد و هر لحظه گزارشهای تازهای از این کشور میرسد. هر چند که در روزهای اولیه مخالفان بسیاری از مراکز اداری و حکومتی از جمله کاخ ریاست جمهوری را به تسلط خود در آوردند و ارتش و پلیس هیچ مقاومتی نشان ندادند و مجلس نیز با نشستن یکی از متحدین "تیموشنکو"، رهبر مخالفان بر کرسی ریاست، عملاً به تسلط مخالفین درآمد، ولی با اینحال جناح غربگرا، به عدم تواناییاش بر مهار کامل بحران اذعان کرده و نسبت به تجزیه کشور هشدار داده است. اکنون، حاکمان جدید و حامیان غربی آنها در برابر خطر جدایی منطقه کریمه که با تصمیم مجلس محلی جدی شده است، مستاصل ماندهاند.
پوتین رئیسجمهور روسیه تحولات اخیر را یک کودتا خوانده و گزارشها حکایت از اعزام شمار زیادی از نیروهای روسی به شهرهای شرق اوکراین دارد. همچنین نیروهای دریایی روسیه به طرز بیسابقهای در سواحل "کریمه" تجمع کردهاند و این نیروها، با پس راندن نظامیان اوکراینی، در گلگوگاههای ساحلی ایستگاه بازرسی به راه انداختهاند.
با وجود تسلط ظاهری غربگرایان بر اوضاع، فضای تنش و تشنج همچنان بر این کشور حکمفرماست و هیچ چشم انداز مشخصی از آینده این کشور وجود ندارد. شکست متحد روسیه در اوکراین موجب شد غرب احساس پیروزی کند و از تحقیری که با شکست متحدانش از شش سال قبل گریبان غرب را گرفته بود احساس خلاصی نماید.
ولی قطعاً این پایان ماجرا نیست. غربیها با حمایتهای همه جانبه از معترضان و عوامل خود در اوکراین، اوضاع را به نقطهای رساندند که نشانههای جنگ داخلی و برخوردهای مسلحانه کاملاً آشکار شده و دولت جدید اوکراین را بر سر یک مسیر دشوار قرار داده است.
برای غرب، اوکراین از اهمیت ویژهای برخوردار است. اوکراین، علاوه بر اینکه هم مرز اروپاست، دومین کشور با اهمیت، پس از روسیه، در میان 15 کشور جدا شده از شورای سابق میباشد.
به همین لحاظ، اوکراین آشکارترین میدان جنگ قدرت غرب و روسیه به شمار میرود و به همین لحاظ نیز بوده است که غربیها از زمان استقلال اوکراین در سال 1370، بسیار تلاش کردهاند تا این کشور را در سیطره خود قرار دهند و تا آنجا که میتوانند نفوذ روسیه را در این کشور قطع کنند.
اوکراین، در سال 1384 نیز شاهد حوادث مشابهی بود که طی آن مخالفان، دولت وقت را که در آن زمان نیز با نوکوویچ در رأس قدرت بود، با تکیه بر حمایتهای گسترده غرب و در پوشش اعتراضاتی که به انقلاب نارنجی موسوم شد سرنگون کردند.
با اینحال متحدین غرب در اوکراین نتوانستند بیش از چندسال دوام بیاورند و از همان ابتدا به بحران برخوردند.
اکنون نیز که غرب همان صحنهسازی را با شکل جدید بازسازی کرده است بسیار بعید است که بتواند به طور کامل به هدفش در اوکراین که همانا بلعیدن این کشور است، برسد.
غربیها نمیتوانند این واقعیت را نادیده بگیرند که بخش عمدهای از جمعیت اوکراین، به خصوص در مناطق دورتر از مرکز، خواستار نزدیکی با غرب نیستند و بلکه به روسیه بیشتر تمایل دارند.
این واقعیت را انتخابات گذشته اوکراین که در آن حزب "مناطق" طرفدار روسیه توانست به پیروزی برسد و یانوکوویچ به مسند قدرت باز گردد، مورد تایید قرار داد.
نکته قابل تأمل این است که آن نتیجه انتخابات در شرایطی حاصل شد که دولت دردست متحدان غرب و رهبران به اصطلاح انقلاب نارنجی بود و غرب شبههای درباره صحت آن نمیتوانست مطرح کند.
اکنون با شرایط جدید، روسیه نیز بیکار نخواهد نشست و از امکانات و مولفههای نفوذ خود در اوکراین برای جلوگیری از تسلط کامل غرب بر این کشور بهره خواهد برد. برای روسیه، اوکراین همانقدر اهمیت دارد که برای غرب دارد. دو ماه قبل بود که پس از اوجگیری اعتراضات مورد حمایت غرب، مسکو، یانوکوویچ را دعوت کرد و با امضای قراردادی در ازای همکاری راهبردی اوکراین با روسیه، یک کمک 15 میلیارد دلاری به یانوکوویچ اعطا کرد تا مصمم بودن مسکو را در حفظ نفوذش در اوکراین نشان دهد و قدرت خود را به رخ اروپا و آمریکا بکشد.
اعطای کمک 15 میلیارد دلاری به اوکراین از سوی روسیه درحالی بود که اروپا حاضر شده بود فقط 800 میلیون دلار در اختیار اوکراین قرار دهد. برای روسیه، اوکراین خاکریز بسیار مهمی تلقی میشود که غرب میکوشد آنرا به اشغال در آورد. در این حال، مرز گسترده روسیه و اوکراین این امتیاز را به روسیه داده است تا در این کشور به آسانی جولان بدهد.
غرب در ابتدا آنچنان از تحولات اوکراین به وجد آمد که فراموش کرد یانوکوویچ رئیسجمهور قانونی اوکراین بوده و حمایت از تحولات اخیر، در واقع حمایت از نوعی کودتا میباشد و روسیه نیز بر این مسئله تاکید گذاشته و آنرا حمایت از یک دولت غیرقانونی عنوان کرده است.
دامنه حمایت غرب از اعتراضات اوکراین در سه ماه گذشته از حمایتهای سیاسی و مالی تا حضور سیاستمداران و دولتمردان غربی در صف معترضان ادامه داشت. این درحالی است که در موارد مشابه و در کشورهایی که اعتراضات بسیار گستردهتری بر ضد حاکمان آن کشورها جریان دارد، غربیها برخوردی متفاوت دارند و مذبوحانه تلاش در بایکوت خبری آن اعتراضات را داشتهاند.
اوکراین اکنون درحالتی از آشفتگی و سردرگمی به سر میبرد و مردم در بیم و امید قرار دارند. خلاء قدرت و از هم پاشیدگی نظام امنیتی و سیاسی، امکان وقوع هر حادثهای را در این کشور پدید آورده است.
آنچنانکه که گذشته نیز نشان داده است مخالفان از توان کافی برای تسلط کامل بر اوضاع برخوردار نیستند ضمن اینکه، طرفداران روسیه در بسیاری از استانهای هم جوار با روسیه پایگاه قدرتمندی دارند و این شرایط، اوکراین را در شرایط بسیار حساسی قرار داده است که میتواند دامنه این حوادث تا وقوع جنگ داخلی و تجزیه نیز پیش برود که قطعاً تبعات آن دامن غرب را نیز خواهد گرفت.