داوود محمدی
1- صفآرایی قدرتهای جهان در بحران اوکراین، بزرگترین بحران پس از «جنگ سرد» را رقم زده است. تازهترین گواه جدیشدن مرزبندیها، ورود واژه «تحریم» به دایره خط و نشان کشیدن غرب علیه روسیه است. «تحریم» شاید برای اغلب جهانیان واژهای ناآشنا باشد یا پیامد اجرای آن را با گوشت و پوست خود لمس نکرده باشند اما برای ما ایرانیان، «تحریم» و صدمات ناگوار آن، بخشی از زندگی روزمرهمان بوده است.
از قضا، قطعنامههای تحریم شورای امنیت علیه ایران، هنگامی مجال «تصویب» و «اجرا» یافتند که «کرملین» از حق «وتو» خود استفاده نمیکرد. شاید آن روزها، «پوتین» احتمال هم نمیداد که روسیه نیز مورد «تهدید غرب» قرار گیرد و نگران آن باشد که این تهدید، رنگ «واقعیت» به خود گیرد و اقتصاد و معیشت روسها را تحتتاثیر قرار دهد.
2- مرور تجارب تاریخی «تحریم» نشان میدهد که این ابزار، به تنهایی نمیتواند کشور مورد تحریم را به «تسلیم» وادارد اما گاهی بسترساز «انعطاف» دیپلماتها بوده است. همین تجارب، این ایده را در سطح جهان تقویت کرده است که کاربرد تحریم با اهداف سیاسی، بیش از نظامهای سیاسی، انسانها را هدف قرار داده و قربانی میکند.
بنابراین، سوای هر توجیهی که برای مشروع جلوهدادن تحریمها در هر نقطهای از دنیا به کار رفته و میرود، آزاداندیشان، نمیتوانند و نمیخواهند از ماهیت تحریم دفاع کنند و نسبت به قربانیشدن زنان، کودکان و فرودستان، در فرآیند اجرای تحریم بیاعتنا باشند. تحریم روسیه نیز مشمول همین قاعده کلی است؛ کمتر ایرانی زخمخورده از تحریم را میتوان یافت که موافق تحریمی باشد که در نهایت؛ تاوان آن را ملت روس بپردازد.
3- همواره؛ واقعیت سیاست، سوای رویاهاست. سکانداران دیپلماسی ایران هم باید احتمال تحریم روسیه توسط غرب و ضرورت آمادگی برای مواجهه با هماوردی تند غرب و روسیه را جدی گیرد و خود را برای نقشآفرینی در این بحران، مهیا کند. مذاکرات هستهای از مهمترین حوزههایی خواهد بود که سرریز افزایش تنش غرب و روسیه به آن خواهد رسید؛ «کرملین» از گستره و عمق همگامی با غرب علیه ایران خواهد کاست تا نارضایتی خود از عملکرد آمریکا و اروپا در بحران اوکراین را به نمایش گذارد.
مسکو همچنین با نزدیکی به مواضع ایران خواهد کوشید به قدرتهای غربی نشان دهد حل بحرانهای جهانی مانند پرونده هستهای ایران، بدون جلب همراهی روسیه، بهسادگی امکانپذیر نیست و غرب باید بهای فشار بر «کرملین» در اوکراین را روی میز مذاکره هستهای با ایران بپردازد. این بازنگری موضع روسیه، هرچند، برای پیشبرد منافع ملی ایران مفیدتر است اما سرعت «پیشرفت» مذاکرات را تحت تاثیر قرار میدهد و «زمان» دستیابی به توافق طرفین را افزایش خواهد داد.
عملیشدن احتمالی تهدید به تحریم روسیه، همچنین «مسکو» را ناگزیر میکند تا برای کاستن از سنگینی بار تحریم اقتصادی، نگاهی جدیتر به تجارت با ایران داشته باشد و واردات از ایران و نیز استفاده از خاک کشورمان و دیگر ظرفیتهای تهران برای دورزدن تحریم روسیه را در دستور کار قرار دهد. این نکته دقیقا؛ مشابه همان انتظاری بود که ایران در دوره تحریمها از «پوتین» داشت که گاهی با گرانفروشی و گروکشی روسها پاسخ داده میشد. حمایت دیپلماسی ایران از روسیه؛ دیگر موضوعی است که «کرملین» از دیپلماتهای کشورمان خواستار خواهد شد.
مجموعه تحولات بالا، دستگاه دیپلماسی ایران را در وضعیت خطیری قرار خواهد داد. زیرا از سویی باید از اصلاح رویکرد روسیه به مذاکره هستهای؛ بیشترین بهره را ببرند، از سوی دیگر، تدبیری برای تاخیر در توافق جمعی بیابند، همزمان تجارت با «مسکو» را به نفع اقتصاد کشورمان رونق بخشد و در حوزه دیپلماسی هم بدون تحریک مستقیم غرب علیه تهران، حمایت لازم از روسیه را در چارچوب منافع ملی کشور پیگیری کند. طراحی و اجرای استراتژی دقیقی که این اهداف متنوع را برآورده سازد، امری دشوار است اما تجربه تاریخی ایرانیان در بهرهگیری از شکاف قدرتها؛ اغلب، موفق بوده و باید تدبیری کارساز اندیشید که بحران اوکراین هم به فهرست این تجارب اضافه شود.