صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۵۶۷۶
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور

تحولات چند هفته گذشته در اوکراین، روابط آمریکا، اروپا و روسیه در حوزه غرب روسیه و شرق اروپا را تبدیل به اصلی‌ترین موضوع خبری و تحلیلی جهان کرده است.

خشن شدن گفتمانی و کرداری بازیگران این بحران و ورود عنصر نظامی به آن، مخصوصاً تحولات مربوط به شبه جزیره کریمه، اندیشه بازگشت به دوران جنگ سرد را در بین عده‌ای مطرح کرده است. یکی از عمده‌ترین ابعاد بحران اوکراین، نحوه نگاه به آن است.

نه فقط در بحران اوکراین، بازیگران متعدد وجود دارند، بلکه تحلیل‌ها در مورد آن نیز متفاوت است. آنچه ذکر شد، این پرسش را به میان می‌آورد که چگونه می‌توان رابطه بین تحولات و بحران سیاسی در اوکراین و سیاست بین‌الملل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ پاسخ به این سئوال در گرو «منحصر به فرد بودن موقعیت و بحران اوکراین»، «تبدیل اوکراین به آوردگاه نوین سیاست بین‌الملل» و «تغییر فضای شناختی و عملیاتی سیاست بین‌الملل» است.

اوکراین پیوسته کشوری متفاوت از سایر جمهوری‌های شوروی سابق بوده و خواهد بود.

اوکراین از نظر تمدنی و فرهنگی در حوزه اسلام قرار می‌گیرد، ولی در عین قرابت فرهنگی و تمدنی با روسیه، از نظر تاریخ، زبان و هویت، با روسیه متفاوت بوده است.

اوکراین به لحاظ تمدنی خود را با سابقه‌تر از روسیه می‌داند و «کی‌یف» در گذشته مهم‌تر از «سن پترزبورگ» و مسکو بوده و قبل از مطرح شدن آن دو شهر، پیشینه فرهنگی و سیاسی جدی داشته است.

اوکراین به لحاظ انسانی، کشوری پر جمعیت، البته با جمعیتی چند پاره است، ولی آنچه از نظر استراتژیک، اوکراین را در سیاست بین‌المللی برجسته می‌کند، حد فاصل بودن این کشور بین شرق و غرب است. اوکراین روسیه را از غرب جدا و غرب را از روسیه جدا می‌کند.

اگر شرایط حائل بودن اوکراین بین روسیه و غرب را مدنظر قرار دهیم، درک دقیق‌تری از مواضع دو طرف در بحران اوکراین خواهیم داشت. بطور کلی روسیه به مناطق حائل پیرامون خود و دیگران حساس بوده است.

ماهیت حائل بودن اوکراین، از سوی دیگر عامل توجه غرب به این کشور است. ترکیب چند پارگی جمعیت و تقسیم دو قطبی آن به اوکراینی و غیر اوکراینی و مخصوصاً روس، باژئوپلتیک یک کشور حائل، این سرزمین را با دونیروی استراتژیک روبرو ساخته است. یک نیرو تمایل به شرق، یعنی روسیه و نیروی دیگر تمایل به غرب، یعنی اروپا دارد.

برآیند چنین وضعیتی آن بوده که نخبگان سیاسی و امنیتی اوکراینی با آگاهی از حساسیت شرق و غرب، مخصوصاً در دوران بعد از فروپاشی شوروی، به نوعی ایجاد تعادل و توازن بین روسیه و غرب است زده‌اند و اوکراین نه صددرصد به غرب پیوسته و نه صددرصد به روسیه گرایش نشان داده و لذا همکاری با اتحادیه اروپایی در عین همجواری با روسیه را در دو دهه گذشته به نمایش گذاشته است.

اما این توازن و تعادل در چند هفته گذشته، به هم خورده و اوکراین را تبدیل به آوردگاهی برای رویاروئی و تنش استراتژیک کرده است.

درخصوص رویاروئی و تنش استراتژیک، باید به ترکیبی از آرزوها و خواسته‌های حداکثر استراتژیک بازیگران بین‌المللی این بحران و رفتار استراتژیک و همچنین اقدام استراتژیک آنها توجه داشت.

تغییر در رفتار سیاسی و امنیتی این بازیگران با ارزیابی و تحلیل آنها از شرایط منطقه‌ای بین‌المللی گره خورده که موضوع نوشتار بعدی است.

نام:
ایمیل:
نظر: