رضا سیفپور / کارشناس رسانه و کارشناس ارشد علوم سیاسی
شناخت «ماهیت قدرت» از دیر باز یکی از مسائل مهم در حوزه علوم سیاسی محسوب میشد. محققین علوم سیاسی در هر عصر، همواره دنبال پاسخ به این سوال مهم بودند که منشاء قدرت سیاسی چیست؟ این قدرت در دست چه کسانی است؟ چگونه حاصل میشود؟ مشروعیت آن وابسته به چیست؟ و چگونه میتوان از این قدرت به نحو صحیح استفاده یا آن را حفظ کرد؟ اما نکته مهم این است که نوع پاسخ به این سوالات از سوی اندیشمندان هر عصر میتواند تا حد زیادی معرف ویژگیهای سیاسی - اجتماعی آن عصر نیز باشد. از این رو مفهوم «قدرت سیاسی» و ماهیت آن در طول تاریخ، همواره بصورت یک امر عینی، در هر عصر و متناسب با ویژگیهای آن عصر دچار تغییر و تحولاتی شده است.
امروز ما در عصری زندگی میکنیم که به مدد پیشرفتهای شگفتانگیز در عرصه ارتباطات، جهان وارد دورهای جدید شده که میتوان از آن به عنوان «عصر رسانههای نوین» یاد کرد. در این عصر بیش از هر زمان دیگری حد و مرزهای قراردادی بی رنگ شده و با فشرده و فشردهتر شدن مفهوم زمان و مکان، پدیده «دهکده کوچک جهانی» بیش از هر وقت دیگری ارتباط نزدیک افراد و نهادها را شکل میدهد و مهمتر آنکه به دلیل پیوستگی عمیق و بیش از پیش رسانه و سیاست بدلیل ویژگیهای جدید تکنولوژی رسانه، امروز شاهد تغییراتی مهم در مفاهیم مختلف سیاسی از جمله «قدرت سیاسی» هستیم.
در عصر حاضر که از آن به عنوان «عصر رسانههای نوین» یاد میکنیم یکی از مهمترین زیر بناهای ساختار ارتباطی و اطلاعاتی برعهده رسانههاست. اینک بدلیل پیچیدگیهای اجتماعی در جوامع مختلف و قابلیتهای روزافزون تکنولوژی، کاربرد رسانهها در زمینههای فرهنگی اقتصادی و البته سیاسی روز به روز فزونی مییابد. رسانهها و به خصوص «رسانههای نوین» باعث شدهاند تا روابط میان انسانها و همینطور دولتها و ملتها ابعاد جدیدی پیدا کند و با گسترش ابعاد حضور این رسانهها، جوامع هر چه بیشتر سیاسیتر شوند. از این منظر دور از انتظار نیست که بخواهیم قدرت را در حضور پدیده مهم عصر حاضر یعنی «رسانههای نوین» مجددا مورد بررسی قرار دهیم اما رسانههای نوین کدامند ؟ منظور ما از رسانههای نوین در این مقاله بطور مشخص شبکههای اجتماعی و بخصوص شبکههای اجتماعی مجازی معروفی همچون فیسبوک، توییتر و... هستند.
این «رسانههای نوین» با قابلیت منحصر به فردی که دارند باعث شده اند تا هر فرد خود بتواند علاوه بر «گیرنده پیام» به یک «فرستنده یا تولید کننده پیام» تبدیل شود. این یکی از مهمترین ویژگیهای نسل جدید رسانهها است که از بعدی دیگر باعث گسترش آگاهی در جوامع و شکسته شدن حد و مرزها و محدودیتهای فرا روی جامعه در عرصه عمومیشده است. از طرف دیگر این رسانهها باعث شده اند تا اینک نوع جدیدی از رابطه بین حکومتکنندگان (دولتها) و حکومتشوندگان (مردم) برقرار شود که این مهم بیش از همه مورد توجه ما است. میزان و نوع این رابطه البته به نوع و میزان مشارکت سیاسی مردم در جوامع مختلف بستگی دارد با این حال این قابلیت منحصر به فرد در عصر حاضر باعث شده تا تعریف «قدرت سیاسی» از شکل سنتی خود که بیشتر معطوف به جایگاه دولتها بود کمی فاصله بگیرد و لازم شده تا کارشناسان علوم سیاسی بار دیگر در تعاریف مربوط به این حوزه بازنگری کنند.
تحول حاصل در ارتباطات و شکل گیری «رسانههای نوین» و افزایش توان مبادله اطلاعات در سطح جوامع موجب ظهور بازیگران جدیدی در جهان معاصر شده است. این امر کارکرد ابزارهای ارتباطی را که در گذشته ابزارهایی ساده برای انتقال معانی و پیام بودند، پیچیدهتر نموده و توانسته بر وجوه مهم زندگی اجتماعی تاثیرات مهمی را بر جای گذارد بطوریکه اکنون میبینیم، نظامهای نوین ارتباطی و «رسانههای نوین» توانسته اند منشأ تحولاتی عظیم در عرصه قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی در جهان شوند و از بعدی دیگر همین رسانهها به دلیل برخی قابلیتها که آن هم وابسته به ذات و ماهیت آنهاست میتوانند برای امنیت و استقلال جوامع مشکلاتی را در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و البته سیاسی به وجود آوردند. به عنوان مثال، اطلاعاتی که اکنون از طریق شبکههای اجتماعی همچون فیس بوک، تویتر،یوتیوپ و... به عنوان «رسانههای نوین» در کنار شبکههای ماهواره ای یا امکاناتی همچون تلفنهای همراه و دیگر اشکال جدید رسانهای تولید و ارسال میشود کمتر از طرف حکومتها قابل کنترل است و این خود به تنهایی باعث نگرانی بسیاری از دولتها شده است. مضاف بر آن، اینک علاوه بر شهروندان، تروریستها و گروههای تندرو نیز توانایی دسترسی به این امکانات را در اختیار دارند و به راحتی میتوانند اطلاعات روزآمد را از هرگوشه جهان دریافت و در همان حال اطلاعاتی نو تولید کرده و در اختیار مخاطبان خود قرار دهند که ممکن است در مواردی بر خلاف مصالح عمومی و امنیت جامعه باشند. « رسانههای نوین » اکنون بسیاری از حد و مرزها را درهم شکستهاند و حکومتها نیز اغلب کار چندانی در مقابله با آن نمیتواند انجام دهند. مهمتر از همه اینکه اطلاعرسانی به شیوه جدید سبب شکسته شدن انحصار رسانههای داخلی شده و افراد یا مخاطبین را قادر میسازد منبع اطلاعاتی خویش را خود تعیین کنند. این به شدت نقش رسانههای دولتی را به چالش کشیده است. اینگونه است که میبینیم زمان به نفع تکنولوژیهای جدید ارتباطی و به زیان شیوههای سنتی و انحصاری اطلاعرسانی تغییر یافته است.
ما در این نوشتار تلاش میکنیم تا ضمن تاکید بر تغییر در ماهیت « قدرت سیاسی» حاصل از ویژگیهای خاص عصر رسانههای نوین، به چگونگی شکلگیری مفهوم جدید «قدرت سیاسی» در عصر حاضر بپردازد و با بیان نقش و اهمیت کنشگران جدید در حوزه قدرت سیاسی به طرح راهبردی مناسب برای دولتها در مواجهه با وضعیت موجود بیندیشیم.
کمتر از ده سال از عمر نسل جدیدی از رسانهها تحت عنوان « رسانههای نوین » میگذرد. رسانههایی که به سرعت رسانههای سنتی شامل شبکههای تلویزیونی، شبکههای کابلی، رسانههای مکتوب و سایتهای اینترنتی را پشت سر گذاشتند و باعث شدند تا در گستره شکلگیری یک فضای عمومی مجازی، مصرف کنندگان، خود به «تولید کنندگان پیام» تبدیل شوند. امروزه شبکههای اجتماعی (فیسبوک، توییتر و یوتیوب) در کنار سایر تکنولوژیهای ارتباطی باعث شدهاند تا مردم بیش از هر زمان دیگری بتوانند در هر کجای دنیا به راحتی اطلاعات و اخبار را دریافت و یا خود آن را تولید نمایند. اگر بپذیریم « اطلاعات، قدرت است » و رسانه ابزار قدرت، این ابزار گران قیمت و اثرگذار که تاکنون تنها در اختیار دولتها و چند غول رسانه ای بزرگ بود، اینک به مدد تکنولوژی جدید ارتباطات و نسل جدید رسانههای تحت اینترنت دیگر از کنترل دولتها و سلطه مطلق غولهای رسانه ای خارج شده و به راحتی و ارزانی در دست مردم، نهادها و سازمانها قرار گرفته و باعث شده تا در جوامع مختلف، با توجه به ساختار سیاسی اجتماعی آن جامعه با شکل جدیدی از اثرگذاری بر شهروندان در وضعیت سیاسی اجتماعی جامعه مواجه شویم که میتوان از آن به عنوان شکل جدیدی از قدرت با ماهیتی نو تعبیر کرد. قدرتی که میتواند بطور بالقوه در دست تک تک شهروندان به عنوان بازیگرانی جدید و بسیار اثرگذار قرار گیرد.
نمونه بارز این حقیقت را در انقلابهای کشورهای عربی موسوم به « بهار عربی » دیدیم. در این انقلابها رسانهها، قدرت رهبری را از دست افراد و گروههای سیاسی گرفته و با ایجاد ساختاری افقی در هدایت سیاسی - اجتماعی جامعه، آغاز « عصر جدیدی در مناسبات قدرت » را در هزاره سوم نوید دادند. عصری که در آن مردم توانستند به بازیگرانی مهم در عرصه سیاست تبدیل شوند و جایگاه انحصاری دولت در جهت توانایی اعمال قدرت و نیز نقش احزاب سیاسی در ارتباطات سیاسی را به چالش بکشند. اکنون میتوان به خوبی احساس کرد که بواسطه این نسل از رسانهها یک ساختار متفاوت از قدرت در حال شکل گرفتن است و رخنهای بزرگ در تعریف قدرت و نقش آن در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم پدید آمده که از طرفی باعث نگرانی روز افزون دولتها نیز شده است. به این ترتیب انتظار میرود در آینده نزدیک شاهد شکل گیری ساختارگسترده ای در روابط قدرت بین دولتها و ملتها باشیم. این میتواند یک انقلاب در «ماهیت قدرت سیاسی» یا یک «جابجایی در جایگاه قدرت » محسوب شود. جایجایی که بیش از هرچیز به شکل خروج از تمرکزگرایی و حرکت به سوی ایجاد شبکه ای از قدرت تبلور مییابد و در آن مردم و نهادها به کمک رسانههای نوین نقش اساسی دارند.
در حال حاضر «رسانههای نوین» با ویژگیهای منحصر به فردی که از آن برخوردارند موجبات انتقال اطلاعات را در کشورهایی که در آنها حکومتها از طریق اعمال سانسور، رسانههای سنتی را محدود نمودهاند، فراهم ساخته اند. برخی از این ویژگیها عبارتند از: تعاملی بودن، عدم محدودیت زمانی، ظرفیت بالای اطلاعرسانی، قابلیت کنترل از سوی مخاطبان، فردی شدن، سرعت و اثرپذیری بالا و.... نکته بسیار مهم اینکه اکنون موبایلهای دوربین دار، شبکههای ماهوارهای و اینترنت را میتوان حلقههای بسیار مفیدی از زنجیره اطلاعرسانی دانست که با کنار هم قرار گرفتن و بکارگیری امکانات شبکههای اجتماعی به عنوان رسانههای نوین، قدرتی عظیم را در اختیار شهروندان قرار میدهند که به عنوان مثال اوج آن را در کشورهای عربی شاهد بودیم و اکنون نیز در برخی دیگر از نقاط دنیا با جلوههای مختلف آن مواجه هستیم.
تاثیرگذاری رسانههای نوین از دو بعد قابل تامل است؛ اثرات بلندمدت و تاثیرات کوتاهمدت. در بعد اول، رسانههای نوین با توجه به ویژگیهای ذکر شده میتوانند باعث آگاهی تودههای مردم نسبت به موضوعات مختلف پیرامون خود و وضعیت کشورشان و نیز مقایسه آن با کشورهای همسایه و جهان شوند و ناخودآگاه به مقایسه ای از جامعه خود با دیگر کشورها دست یابند و اینگونه است که « سوال» و «آگاهی »، هر دو به موازات هم در ذهن طبقات مختلف اجتماعی توسعه مییابد. این همان چیزی است که بسیاری از آن به عنوان « باروت مطالبات » یاد میکنند و شکی نیست اگر جدی تلقی نشود میتواند با فرآهم آمدن شرایط مناسب، انفجار مهیبی را در قالب اعتراضات اجتماعی به همراه داشته باشد. از طرف دیگر در حوزه تاثیرگذاری کوتاه مدت نیز، رسانههای نوین در زمان بروز اعتراضات و مقابله گروهی از مردم با دولتها میتوانند نقشهای عملیاتی متعددی را ایفا نمایند. به عنوان مثال در همین کشورهای عربی دیدیم که چگونه کاربران اینترنت (که میتوانند هر کدام از مردم عادی باشند) در قامت یک فعال سیاسی، یک حزب و حتی یک رهبر ظهور کردند و در سایتها و شبکههای اجتماعی مجازی مانند فیس بوک و توئیتر، برای برگزاری تجمع و اعلام « روز خشم »، فراخوان صادر نمودند و همچنین درباره چگونگی و کیفیت این فراخوان و برگزاری آن به گفت و گو و تبادل نظر پرداختند و پس از تجمعات و درگیریها با انتشار خبر و عکس و فیلم ضبط شده به وسیله دوربینهای موبایل در سایتها، وبلاگها و در کل شبکههای اجتماعی، اطلاعات بسیاری را در اختیار مردم خود و سایر کشورها قرار دادند.
به این ترتیب «رسانههای نوین»، با بهره گیری از امکانات گسترده خود میتوانند به عنوان عاملی قدرتمند در مقابل خواست دولتها قرارگیرند. اینگونه است که دوباره به آن نکته معروف برمیگردیم که رسانه، ابزار قدرت است و در وضعیت کنونی، طرفی قدرتمندتر خواهد بود که محصولات رسانهای (پیامهای) جذاب تری برای مخاطبین جهانی خود منتشر نمایند. این محصول رسانه ای میتواند فیلمی معمولی و حتی بی کیفیت از تیراندازی نیروهای دولتی به طرف معترضین در یکی از خیابانها باشد که به وسیله گوشی موبایل ساده فردی عادی ضبط شده و در سایت « یوتیوپ » یا « فیسبوک » قرار گرفته است! تجربه نشان میدهد اینگونه فیلمها به مراتب جذابتر، پرمخاطبتر و تاثیرگذارتر از پخش مصاحبه فلان مقام حکومتی است که از تلویزیون دولتی همان کشور پخش میشود و سعی دارد تا همه چیز را آرام و تحت کنترل نشان دهد.
بسیار خوب! اکنون که فناوریهای نوین باعث شده تا رسانههای نوین به عنوان ابزار ارزشمند قدرت در اختیار تک تک مردم قرار گیرد و آنگونه آنها را قدرتمند سازد که بتوانند غیرممکنها را ممکن نموده و به این ترتیب بر تصورات خود جامه عمل بپوشانند، پس برای دولتها لازم است تا به درک درستی از وضعیت موجود دست یابند و از این طریق بتوانند استراتژی مناسبی را در مقابل آن پیش بگیرند. به عبارت دیگر دولتها ناگزیرند با قدرت نمایی بی سابقه شهروندان از طریق این نسل از رسانهها، نسبت خود با شهروندان را دوباره تعریف کنند و برای قوام و دوام نظامات سیاسی خویش، نگاه تعاملی تری نسبت به رسانه و به خصوص مردم داشته باشند، چه آن که اگر تا دیروز رسانه به چند عنوان روزنامه و چند خبرگزاری و تعدادی شبکه رادیویی و تلویزیونی قابل کنترل محدود میشد، امروز هر شهروند میتواند خبرنگار رسانه شخصی خود باشد و حتی به مخاطبان میلیونی هم دست یابد. اکنون میتوان به وضوح احساس کرد که با انقلابهای کشورهای عربی، عصر جدیدی در فضای رسانهها و ماهیت قدرت ایجاد شده که باید آن را به درستی شناخت و ابعاد مختلف آن را بررسی نمود. لذا به نظر میرسد رویکرد حذفی کارایی خود را از دست داده و دولتها ضمن شفافیت بیشتر با شهروندان باید حضور این نسل از رسانهها را در کنار خود بپذیرند زیرا شکی نیست از طریق اقداماتی همچون فیلترینگ و یا محدو.دیت در مقابل جریان اطلاعات نمیتوان با روند روبه رشد تکنولوژی مقابله کرد اکنون قدرت به شدت تکنولوژیک شده آن هم در لباس نسل جدید رسانهها یعنی رسانههای نوین !