رضا دهقان
با توجه به وقوع حوادث چند هفته گذشته در داخل سوریه، محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل برای رصد این اتفاقات فعال شدهاند. برای هر کس که مسائل اسرائیل را دنبال میکند، مشخص است که آنچه امروز در خیابانها و کوچههای دمشق رخ میدهد، با بسیاری از تحلیلها و پیگیریها و ارزیابیهای حاصل از محافل داخلی اسرائیل مطابقت داشته، زیرا که آنها سوریه را با تمامی ابعاد سیاسی، نظامی، اجتماعی و مذهبی زیر ذرهبین قرار دادهاند؟ و رسانههای اسرائیلی با برنامهها و رویکردهای مختلف، این تحلیلها را پوشش میدهند.
اینگونه روشن شده است که رژیم اشغالگر قدس در دو بخش سیاسی و نظامی، تمامی وقایع را در شهرستانهای مختلف سوریه با دقت تمام پیگیری میکند، به خصوص آن مناطقی که پاشنه آشیل دولت به حساب میآیند. شاهد این ادعا، دیدار «شیمون پرز» رئیس این رژیم به همراه عدهای از سران ارشد اسرائیلی از مناطق شمالی بلندیهای جولان است که پرز در آنجا اعلام کرد هرگونه بیثباتی در سوریه، احتمال ایجاد «جبهه جنگ» را در این منطقه بیشتر میکند!
با توجه به گزارشهای وارده از سوی برخی محافل علمی، این نگرانی و اهتمام اسرائیل به مسائل سوریه نشان میدهد که تلآویو میداند چگونه باید با سران حال حاضر سوری برخورد کند، اما در صورت تغییر نظام، با سوریه جدید نمیداند چگونه رفتار کند. سوریهای که با وجود افزایش اعتراضات و تشدید شرایط بحرانی همچون آتشفشان خاموشی گشته که هر آن ممکن است به شکلی دراماتیک منفجر شود.
منابع اسرائیلی به نقل از برخی افسران ارشد ستاد فرماندهی ارتش سوریه گفتهاند که فرماندهان ارتش سوریه بسیاری از اسلحهها و موشکهای پرسرعت خود را در شهر درعا که موقعیتی استراتژیک نسبت به سرزمینهای اشغالی قدس دارد، قرار دادهاند تا در هر زمان برای مقابله با هجوم احتمالی نیروهای نظامی اسرائیل آماده باشند.
حال برای اسرائیل این دغدغه و سؤال پیش آمده است که اگر شهر درعا نیز به دست تظاهرکنندگان و مخالفان دولت بیفتد، جهت هدفگیری این موشکها به کدام سمت خواهد بود؟ آیا ممکن است که مخالفان از آن تسلیحات علیه اسرائیل استفاده کنند و اگر شرایط تغییر کند، چگونه باید با سوریه جدید تعامل کرد؟
در نتیجه پیگیریهای محافل خبری اسرائیل از آخرین تحولات میدانی سوریه، در قرائتی اسرائیلی تلآویو به این یقین رسیده است که بشار اسد رئیسجمهور سوریه در خطر بزرگی قرار گرفته که اسرائیل آن را به بازی دومینو تشبیه کرده است. در این نگاه مردم معترض پس از شکست دیوارهای ترس و ریختن به خیابانها و تخریب مجسمههای غولپیکر و به آتش کشیدن ساختمانهای دولت، ضربههای محکمی به به ساختار حکومت زدهاند.
این منابع خبری اسرائیلی همچنین اعلام کردهاند که ادامه این وضعیت در سوریه، پس از گذشت مدتی، بیثباتی و ناامنی را در سطح خاورمیانه و به خصوص در سرزمینهای اشغالی قدس ایجاد خواهد کرد. که در این میان ایران از بزرگترین ذینفعان این ناامنی و بیثباتی خواهد بود.
تلآویو با نگاهی به منطقه میبیند که سقوط مبارک، حوادث بحرین و فشاری که بر خاندان آلسعود در عربستان وارد شده است، عملا منجر به تقویت محور روابط تهران ـ دمشق گردیده که مورد آخر عامل اساسی تقویت این رابطه بوده است. حال تضعیف نظام بشار اسد، چه رسد به سقوط آن، ضربه بزرگی برای ایران، حزبالله و حماس است که این وضعیت امکان تنفس را به مخالفان اردوگاه ایران، در رأس آنها اصلاحطلبها خواهد داد.
اما باز این وسوسه را برای ایران و سوریه به وجود میآورد که برای خروج از بحران، دشمن مشترکی را به صحنه آورند و درگیریها و منازعات خود با اسرائیل را افزایش دهند! از طرفی ادعای منابع اسرائیلی حاکی از این است که ترس و هراسی نیز میان نظامیان اسرائیلی از سلاحهای جدید شیمیایی و بیولوژیکی سوری وجود دارد، زیرا آنها هیچ تضمینی برای برقراری آرامش در مناطق شمالی سوریه مجاور سرزمینهای اشغالی نمیبینند!
روزنامههای اسرائیلی همچنین مدعی هستند که بهترین دلیل برای رفتن بشار اسد در این زمان این باشد که ناگهان بفهمد بخش بزرگی از ارتش و نیروهای امنیتی او، دیگر حاضر به سرکوب تظاهرکنندگان نیستند و حتی به آنها پیوستهاند. حال برای اینکه او بخواهد در برابر چنین حادثهای بایستد، مجبور است که مدام سخنرانی کند و وعده اصلاحات بدهد و مردم را به پایان نگرانیها و مشکلات امیدوار سازد و بگوید که هیچ یک از رهبران غرب برای یاری رساندن به سوریه، ساکت نخواهند نشست.
این در حالی است که سازمان امنیتی اسرائیل با وجود آنکه همواره تلاش میکند در تصمیمات دولتی و آنچه در جهان عرب به دولت برمیگردد مداخله نکند، اما مسئله سوریه را متفاوت میبیند و با توجه به حساسیت دولت سوریه به خصوص موقعیت ژئوپولتیکی آن در برابر اسرائیل، ارزیابیهای دقیقی در مورد تحولات این همسایه شمالی دارد که این ارزیابیها براساس پایههای مهمی شکل گرفته است که عبارتند از: خوانش درست از تحولات آن منطقه، افزایش هشدارهای امنیتی در مورد گفتگوها و هماهنگیها با آمریکا و از همه مهمتر باز گذاشتن پرونده این فرضیه که ممکن است شرایط منطقه کاملاً تغییر کند.
سازمان امنیت اسرائیل نسبت به گذشته، ارزیابیها و مطالعات خود از سوریه را افزوده است و معتقد است که اهمیت اتفاقات اخیر تاکنون به اندازه دقیق درک و برآورد نشده است. حوادثی که در سی سال گذشته نظام سیاسی سوریه، بیسابقه بوده است تغییر دراماتیک رهبری سیاسی سوریه، تاثیر چشمگیری در پیمان سوریه و ایران خواهد داشت.
در حالی که منابع اسرائیلی اوضاع سوریه را زیر ذرهبین دارند، پرسشهایی کنجکاوانه مطرح میشود از قبیل اینکه: آیا این پایان سلطنت خانواده اسد است؟ یا اینکه پایان گزینش سوریه از سوی اسرائیل خواهد بود؟ به خصوص آنکه سران رژیم اشغالگر قدس در گذشته بر روی این گزینه بیشتر حساب میکردند و با امکانسنجی توافق با دمشق یا حداقل با دادن بیانیه مشترک، بنبست مذاکره با فلسطین را حل کنند. در اینباره تلاشهایی نیز از سوی رابین، نتانیاهو و باراک صورت گرفت که البته تمام این امیدها با جواب منفی سوریه، به بنبست رسید.
با همه این تفاصیل، قرائت اسرائیل از آنچه در سوریه رخ میدهد، تأکید بر برخی اقدامات دولت سوری دارد که از نظر اسرائیلیها نادرست و نابخشودنی تلقی میشوند و عبارتند از:
1- خودداری از آنچه در اسرائیل به «چتر ایرانی» مشهور است که از اقلیت علویون در برابر اکثریت اهل تسنن حمایت میکند.
2- عدم رغبت سوریه به افزایش حمایت خود از حزبالله به عنوان یکی از حامیان او در لبنان.
3- عدم صلح با اسرائیل که همواره بهانهای برای برقراری حالت فوقالعاده بود تا به این وسیله هرگونه جریان معارض و مخالفی را سرکوب کند.
در عین حال نوعی نگاه بدبینانه نیز در اسرائیل وجود دارد که معتقد است اگر فرضیه «بهار ملتهای عربی» که سوریه نیز جزئی از این ملتهاست را بپذیریم و سوریه پس از گذار از «زمستانهای سخت و تاریک» بتواند تغییر کند، و همچنین فرض کنیم که سوریه جدید نیز مثلاً به دلیل عدم ثبات خاورمیانه، از بلندیهای جولان دست بردارد و آن را از دستور کار خود خارج کند و بر فرض مثال اگر اسرائیل و سوریه در عقبنشینی از ساحل شرقی دریای تیبریا نیز در برابر برخی تدابیر امنیتی توافق کنند، چه تضمینی برای تداوم حفاظت از این پیمانها و توافقات وجود دارد؟
حال چه سوریه فعلی پیش روی ما باشد و چه سوریه جایگزین آن. در پایان باید گفت که آنچه خواندید، برخی ارزیابیهای محافل خبری اسرائیلی در رابطه با اتفاقات اخیر سوریه بود، که البته از بینش درستی نیز برخوردار نبوده به ویژه آنکه نگاه اسرائیل همواره به منطقه عربی و از جمله سوریه، صرفا برخاسته از برخی ملاحظات امنیتی است که بیشتر اوقات نیز درستی آنها ثابت نشده است.