محمدرضا خباز / عضو کمیسیون اقتصادی مجلس
بازار طلا و ارز طی 2 ماه گذشته یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ اقتصاد ایران را پشتسر گذاشت. قیمت این اقلام در طول چند روز، نوسانات غیرقابل باوری را به خود دید که در تاریخ اقتصاد ایران بیسابقه به شمار میرود. متأسفانه دولت و تیم اقتصادی آن تا روزهای پایانی این بحران تنها سکوت پیشه کردند. اقشار مستضعف نیز در میان تلاطم این بازار، بیشترین لطمه و صدمه را دیدند. تولیدکنندگان مظلوم این کشور نیز که باید از جانب دولت حمایت میشدند، تنها در میدان ماندند و بر اثر نوسانات قیمت دلار، ضربات سهمگینی متحمل شدند.
احتمالا با بررسی وضعیت کارخانهها و شرکتهای خصوصی شاهد ورشکستگی بسیاری از آنها خواهیم بود. واکنش محمود احمدینژاد و کابینه وی در این میان، داستان دیگری دارد. پس از سکوت طولانی مدت تیم اقتصادی دولت و رئیس جمهور، وزیر اقتصاد در اظهاراتی عجیب مدعی شد که یک رسانه با درج یک خبر باعث نوسان قیمت ارز و طلا شده است. این ادعا را باید عذر بدتر از گناه دانست. دولت با این ادعا، ناخواسته اعتراف کرد که از مدیریت بازار ارز ناتوان بوده است. این سخن وزیر اقتصاد و دارایی، خود نشان از این دارد که تیم اقتصادی دولت، تسامحی غیر قابل بخشش در زمینه مدیریت بازار ارز و طلا از خود نشان دادهاند.
محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نیز در زمانی که مصوبه شورای پول و اعتبار در زمینه سود بانکی در انتظار تأیید محمود احمدینژاد بود، اذعان کرد که افزایش سود سپردههای بانکی میتواند آرامش را به بازار سکه و ارز باز گرداند. اما باز شاهد تعلل چند روزه آقای احمدینژاد در تأیید و ابلاغ این مصوبه بودیم و سرانجام نیز وقتی که دیگر نوسانات قیمت، به اندازهای رسیده بود که نگرانیهای جدی را در میان مسئولین و مردم درخصوص آثار و نتایج آن پدید آورده بود، رئیسجمهور حاضر به تصویب این طرح شد. وزیر اقتصاد هم در جلسه غیر علنی مجلس با اعتراف به تأخیر در ورود به این ماجرا بر تئوریهایی مبنی بر کوتاهی دولت در این پرونده صحه گذاشت.
به اعتقاد من، ناکارآمدی دولت در مدیریت بازار ارز و طلا قصه امروز و دیروز نیست. با این حال، باید تأکید کرد وضعیتی که در یک ماه گذشته تجربه شد، بیشک نشان از بیتوجهی مفرط تیم اقتصادی دولت به وضعیت اقتصادی مردم دارد. این که دولت در کنترل این بازار از خود کوتاهی نشان داد و مرتب ادعا کرد که این قیمتها کاذب است نه از چشم مردم پنهان ماند و نه از چشم مجلس. این نوسانات قدرت خرید مردم را کاهش داد و باعث شد مردم در زندگی روزمره و معیشت عادی خود دچار بحرانهای جدی شوند.
در زمانی که بازار در اوج التهاب به سر میبرد، دولت همراه مردم نظارهگر بود. روز بعد از تصویب مصوبه شورای پول و اعتبار، معاون پارلمانی رئیسجمهور در گفتوگویی خبر از شناسایی عاملان التهاب بازار ارز و سکه داد. تمامی این فرافکنیها به دنبال توجیه چه مطلبی است؟ ضعف مدیریت دولت و بانک مرکزی، عامل اصلی التهابات اخیر بازار ارز و سکه است. برخی شائبههای جدی مبنی بر این که دولت در اتفاقات اخیر سیاستهای تعمدی را در پیش گرفته است نیز وجود دارد که به خودی خود میتواند موج بیاعتمادی به دولت را بالاتر از وضعیت فعلی ببرد. اگر ضعف مدیریتی موجود برطرف میشد و مدیران قویتری برای مدیریت بازار انتخاب میشدند، دیگر اتفاقات بازار ارز به این حد نمیرسید و تا این اندازه بحرانساز نمیشد.
نگاهی به اتفاقات اخیر بازار به راحتی بیانگر ضعف مدیریت در بازار است. علت این نابهسامانی چه خیانت و چه ناکارآمدی باشد، زخم خود را بر بدن اقتصاد و زندگی مردم به جای گذاشت. زخمی که با توجه به سابقه کار دولت در طول سالهای گذشته، امیدی برای بهبود و ترمیم آن باقی نمیگذارد. دولت با سکوت خود در زمان این نوسانات، بار دیگر نشان داد که فاقد مدیریت به هنگام در زمانهای بحرانی است. امروز از تیم اقتصادی کابینه باید پرسید که چه کسی پاسخگوی تولیدکنندگانی است که در پی این نوسانات ورشکست شدهاند؟ آیا دولت پاسخی جز سکوت برای سؤالها دارد؟ وضعیت پیچیده ارز در کشور و اتفاقات عجیب و غریب در این بازار باعث شده است که تمام مراودات اقتصادی کشور تحت تأثیر قرار گیرد. گرانی در بازار کالاهای اساسی موج میزند. بسیاری از عمدهفروشان و خردهفروشان روی به احتکار کالاها آوردهاند و برخی نیز خودسرانه افزایش قیمتها را اعمال میکنند.
دولت در کنترل وضعیت بازار طلا و ارز با تسامح و کوتاهی کردن، اقداماتی را که میتوانست راهگشا باشد آنقدر دیر انجام داد تا وضعیتی نابسامان در بازار بوجود آمد. این که دولت، رسانهها را مقصر دانسته، از دیدگاه خیلی از نمایندگان غیر منطقی است. بهتر است دولت به جای طرح اینگونه مسائل، این تجربه تلخ را الگویی برای رفتارها و سیاستهای آتی خود قرار دهد.