صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۴:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۶۵۴۷
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و‌المسلمين دکتر سيد‌احمد رهنمايي
علي‌اکبر عالميان - محمد ملک‌زاده - اشاره: يکي از مباحث بسيار مهم در موضوع فراماسونري، بحث روان‌شناسي و جايگاه آن در اين جريان مي‌باشد. در اين فراز، فرهنگ پويا در مصاحبه‌اي با حجت الاسلام و المسلمين دکتر سيد احمد رهنمايي اين موضوع را به بحث گذاشته است. ايشان در تبيين اين موضوع از سه مبحث روان‌شناسي نمادها، بازي‌ها و فريب سخن گفته و ارتباط آن‌ها را با فراماسونري تشريح نموده‌اند.

* فرهنگ پويا: با تشکر از حضرت‌ عالي به خاطر شرکت در اين گفت‌وگو. خيلي مايليم که توضيحات حضرت عالي در مورد روان‌شناسي فراماسونري و بحث‌هاي پيرامون آن را بشنويم.

** دکتر رهنمايي: بحث روان‌شناسي فراماسونري، بسيار مهم و در عين حال پيچيده‌ است. فراماسونري جرياني است منسوب به گروهي خاص كه خودشان را بنايان آزاد و رها از قيد و بند ديني و مسلكي معرفي كردند. اين نام از دو واژه «فري» به معناي آزاد و «ماسون» به معناي بنا تنظيم شده است. از همين عنوان مي‌توان مسائل روان‌شناختي فراماسونري را تبيين كرد. به نظر مي‌رسد كه فراماسونري، روان‌شناسي نمادهاست؛ روان‌شناسي بازي با واژه‌ها و اصطلاحات است و در يك كلام روان‌شناسي فريب است. به طور خلاصه در سه موضوع است: روان‌شناسي نمادها، روان‌شناسي بازي و روان‌شناسي فريب.

در مورد نمادها، انواع و اقسام نمادهايي است كه هويت فراماسونري را در بر مي‌گيرد؛ ازجمله نماد معماري و آنچه كه مربوط به ساختار و فيزيولوژي اين جريان مي‌شود. همچنين نمادهاي انساني، نمادهاي حيواني، نمادهاي معنوي، نمادهاي قومي و بومي، نمادهاي ادبي، نمادهاي شيطاني و ازجمله نمادهاي جهاني در عرصه بين‌الملل وجود دارند. به عنوان مثال، در نماد معماري بحث ساختن و سازندگي و ساخته شدن به طور آزاد و رها از هر قيد و بند وجود دارد. هدف اين جريان، ساخت هويت انسان‌هاست و اين را با نمادهاي خاص نشان مي‌دهند؛ ازجمله با هرم و گونيا و پرگار، با مثلث نور افشان، با اندازه‌هاي مشخص هندسي، با ستون‌هاي خاص نمايه‌هاي هرمي شكل و جلوه‌هاي معماري پر رمز و راز كه اينها هر كدام بيانگر نوعي سازندگي‌ است.

اتاق سازندگي به گونه‌اي تنظيم شده كه هر فردي وقتي وارد اين جريان مي‌شود، بايستي بر اساس آن انگيزه‌ها ساخته شود. به عنوان مثال، در اتاق سازندگي يك اسكلت انساني مشتمل بر يك جمجمه و يك تكه استخوان و اسكلت بدن وجود دارد كه اين فرد بايستي خودش را از همه چيز تهي كند تا در اين اتاق معماري و سازندگي همه چيزي كه كارفرمايان و معماران‌اش با او تنظيم مي‌كنند، به او داده شود. حتي عنوان بنايي بيانگر اين است كه اينها سازنده هستند؛ سازنده انسان به آن طرزي كه خودشان مي‌پسندند و بر اساس آن اهداف و انگيزه‌هايي كه خودشان تعريف كرده‌اند. شكل هرم، گونيا، پرگار و مثلث نورافشان؛ اينها همه از نمادهاي معماري است كه روان‌شناسي خاص خود را دارد.

وقتي كه به عنوان نماد به كار گرفته مي‌شود، تداعي‌گر خيلي از مفاهيم و مضامين است. نماد، بيانگر خيلي از واقعيت‌هاست. وقتي چيزي به عنوان سَمبُل بر يك واقعيت يا حقيقت به كار گرفته مي‌شود، آن سمبل جاي آن حقيقت و واقعيت را مي‌گيرد. هنر نماد اين است که به محض اين كه القاء مي‌شود، كل آن مفاهيم را تداعي مي‌كند و در مجموع هر كس از نماد استفاده بكند، بيانگر گرايش‌ها و انگيزه‌هاي خاصي است كه نسبت به محتواي اين نماد ارائه داده است.

* فرهنگ پويا: به جز نماد معماري و ساختاري، چه نمادهاي ديگري در فراماسونري مطرح است؟

** دکتر رهنمايي: ازجمله نماد انساني، شعارهايي مثل آزادي، برابري و برادري است، شعار رهايي است، شعارهاي اخلاقي و خيرخواهانه است. شعارهايي از اين دست كه جزو نمادهاي انساني است يا نماد حيواني كه به اصطلاح نماد شيطان است و يك نماد حيواني است كه وقتي به كار گرفته مي‌شود، تداعي‌گر انديشه‌ها و افكار و جريان‌هاي فكري فراماسونري است.

اگر به خيلي از علائم فراماسونري توجه ويژه‌اي بيندازيد، مي‌بينيد كه در تركيب‌بندي رنگ‌ها، در رنگ‌آميزي‌ها و در اندازه‌گيري‌هاي خاص با يك اشكال خاص، اين عنوان معنوي و نماد معنوي را بروز مي‌دهند؛ به عنوان مثال، در بعضي تابلوها و علائم نوشته شده: «از ظلمت به نور، از تاريكي به روشنايي». اين نماد وقتي به كار گرفته مي‌شود، جاذبه‌هاي خاص خودش را دارد يا وقتي كسي مورد تكريم‌شان باشد، از يك عنوان معنوي «به معماران صلح» ازجمله خطاب به بيل کلينتون و نتانياهو و عبدالله پادشاه اردن يك چنين تقديرنامه‌هايي را داده‌اند.

همچنين نماد عددي دارند، مانند عدد 33 كه به عنوان سلسله مراتب‌شان است و بر اساس يك سلسله توهّماتي، اين نماد را توجيه مي‌كنند. در كلاس درسي به صورت پاورپوينت در جمع دانشجويان بسيجي اسلايدي را نمايش مي‌دادم، از قضا 33 تا اسلايد بود. در پايان درس دانشجويي پيش من آمد و گفت اين 33 نماد فراماسونري است. همچنين سه تا شش كنار هم 666 يا سه تا F كنار هم نماد حرفي فراماسونري است. اينها همه جنبه روان‌شناسانه دارد. در ساختن و ساخته شدن به اينها نياز دارند. گرچه از قالب كه بگذ اريم، در اين ميان هيچ چيز نمي‌بينيم و طبل ميان تهي است. اين روان‌شناسي نمادها، با دو روان‌شناسي ديگر؛ يعني روان‌شناسي فريب و روان‌شناسي بازي پيوند مي‌خورد. با اين اشكال و اين اعداد بازي مي‌کنند تا بتوانند به راحتي افراد را جذب كنند.

* فرهنگ پويا: برخي نمادهاي مورد توجه فراماسونري مانند نماد معنوي، مورد تأييد دين هم هست. چگونه مي‌توان اين دو ساحت را از هم جدا کرد؟

** دکتر رهنمايي: اساساً فطرت بشر خواهان معنويت و پاكي و قدس است. حتي كساني هم که دنبال انحراف مي‌روند، مي‌گويند اين انحراف نيست، عين حقيقت است كه ما پيش مي‌گيريم و حتي كار حق‌گرايان را انحراف مي‌دانند. هيچ كسي نمي‌خواهد به خودش برچسب انحراف بدهد. طبعاً هيچ كسي نمي‌خواهد بگويد من در تاريكي و جهل هستم، حتي شيطان‌پرست هم كه يك قدري هم با فراماسونري همگرا مي‌شود، نمي‌خواهد بگويد من رو به تاريكي مي‌روم؛ مي‌گويد شيطان براي من مظهر نور است. حتي وقتي سراغ جهنم مي‌رود، مي‌گويد جهنم براي من نور و حرارت است.

از اين حرف‌ها، خيلي از فرقه‌هاي باطل مي‌گويند؛ مثلاً از نمادهايي مثل نور و صلح و عدالت و امثال اينها سوء استفاده مي‌كنند. مثل معاويه كه از نمادهاي معنوي خيلي سوء استفاده مي‌كرد و مي‌گفت كار من عين عدالت است. او مي‌گفت ما مجبوريم يك سري كارها را انجام بدهيم و اگر خلاف آن تقديري كه خدا براي ما نوشته رفتار كنيم، خلاف عدالت است. گويا عدالت به اين است كه او زور داشته باشد، زور بگويد و كسي هم مظلوم او باشد و اين در مجموع عين عدالت است! يعني كار خودش را عين عدالت مي‌داند. اين هم اگر با روان‌شناسي بازي و فريب بيايد، معنا و مفهوم خاص خودش را براي فراماسونري پيدا مي‌كند.

واژه‌هايي مثل آزادي، برابري، عدالت، خيرخواهي، انسان‌دوستي، نوع‌دوستي، صلح، نورانيت و حقيقت اينها؛ در ذات خود واژه‌هاي جهت‌دار، با معنويت و خوب است، ولي ممکن است از آن واژه‌ها سوء‌استفاده کرد. ما اگر فقط روي جنبه خاص ذاتي اين واژه‌ها متمركز بشويم، ممكن است تصور کنيم که فراماسونري‌ها هم تا حدودي اهل خير و صلاح و تقوا و فضيلت هستند، ولي اينها جاذبه‌هاي بصري است يا جاذبه‌هاي شنيداري و يا جاذبه‌هاي رفتاري كه ايجاد مي‌كنند تا افراد و هواداران را به سمت و سوي خودشان سوق دهند.

* فرهنگ پويا:‌ واقعاً با چه روشي مي‌توان اين دو مسئله را از هم تشخيص داد و متمايز کرد؟

** دکتر رهنمايي: شخصي تحت تأثير جريان‌ها و اشخاص قرار گرفته بود و مي‌خواست حق و باطل را با اشخاص و جريان‌ها بسنجد. آقا اميرالمؤمنين (ع) هدايتش كردند و فرمودند كه حق و باطل چيزي نيست كه با اشخاص و جريان‌ها محك بخورد، اول بايست حق را بشناسيم تا اهلش را پيدا بكنيم و باطل را بشناسيم تا اهلش را بيابيم. طبعاً معيار و ملاكي كه اينجا در نظر مي‌گيريم، حداقل براي كساني که طالب حقيقت هستند، مفيد است. كسي كه واقعاً مي‌خواهد حقيقت را بيابد، اول بايد برايش تبيين كنيم كه حقيقت چيست. اين نورانيتي كه گفته مي‌شود ما از ظلمت به نورانيت مي‌بريم، منظور چيست؟ آيا واقعاً با آن نورانيتي كه حق است تطبيق دارد؟ اگر واقعاً خودش يك ظلمت است، طبعاً مي‌توانيم با قاطعيت تمام آن را رد كنيم. اينجا ما نياز به يك محك بيروني داريم.

* فرهنگ پويا: زمينه‌هاي روان‌شناسانه نفوذ فراماسونري در ايران را چگونه ارزيابي مي‌نماييد؟

** دکتر رهنمايي: سابقه فراماسونري در ايران يا كشورهاي اسلامي، به 150-160 سال قبل يا کمي قبل‌تر برمي‌گردد. آن‌ها مستقيماً با ديانت و قوميت و مليت ايراني مبارزه نمي‌کنند، بلکه برنامه خود را در همين زمينه قرار مي‌دهند. به ظاهر هيچ مبارزه‌اي با ديانت انسان‌ها و قوميت يك كشور و يك ملت ندارند، بلكه به گونه‌اي عمل مي‌کنند تا بدون آن‌که لطمه‌اي به حيثيت ملي و ديني فرد بخورد، خودش در اين فضا قرار مي‌گيرد و آرام آرام مثل موجودي كه داخل اسيد ذوب مي‌شود، ذوب شود.

در روان‌شناسي بازي كاري مي‌کنند كه داخل خود معركه، فرد در فضايي قيف مانند قرار مي‌گيرد كه دهانه اين قيف خيلي گشاد است، اما انتهاي آن خيلي باريك مي‌شود. وقتي دهانه را مي‌بينيم، تصور مي‌کنيم همه چيز موجود و هم‌رنگ محيط است؛ از امام حسين، از اذان، از نماز و از مقدسات ديني گفته مي‌شود. اين دهانه گشاد قيف است که سني، شيعه، زرتشتي، بهايي و ديگران را شامل مي‌شود و همه آرام آرام ذوب اين جريان مي‌شوند. اين كار روان‌شناسان‌هايي است كه با حربه روان‌شناسي بازي، عرصه‌اي را به نفع خودشان تصاحب و مصادره مي‌كنند.

در اين‌جا مصادره كردن انديشه، فکر و نمادها اتفاق مي‌افتد. حتي ممكن است يك طرح اسلامي را به كار ببندند و نماد ديني و نماد شيعي هم اضافه کنند. به همين دليل نمادهاي فراماسونري خيلي درهم و پر رمز و راز است؛ مثلاً يك اسكناس يك دلاري خيلي پر رمز و راز است. تصاحب ستاره، تصاحب چشم، تصاحب مثلث نورافشان، مصادره نور و مصادره برابري امور خيرخواهانه؛ براي اين است كه بتوانند افرادي كه در هر وادي هستند، زير يك پرچم قرار بگيرند. فراماسونر‌ها اين گونه بازي مي‌كنند.

در تركيه با نمادهاي ملي تركيه، در عراق با نمادهاي ملي عراق و در ايران با نمادهاي ملي ايران بازي مي‌کنند و به طور کلي در خيلي از جاها با نمادهاي ملي مذهبي اقوام و ملت‌ها بازي مي‌كنند. اينها به همين صورت پرچمي ايجاد مي‌كنند كه مورد توجه‌شان است. در ايران، فراماسونر‌ها تابلوهايي ‌زدند كه مثلاً سردرهاي قوسي شكل و علامت محرابي شكل با طرح‌هاي اسلامي مانند كاشي‌كاري‌هاي مذهبي در آن گنجانده شده است.

حتي از شعارهايي مانند «ما به خدا اعتماد مي‌كنيم» و «ما بر خدا توكل مي‌كنيم» استفاده مي‌کنند تا جاذبه‌هاي مذهبي ايجاد کنند. به همين دليل توانستند بعضي از روحانيون را هم جذب خود كنند. اين‌ها را مي‌نويسند تا همه را بازي‌ بدهند. مي‌گويند شما فراماسونر ايراني يا فراماسونر تركيه‌اي يا فراماسونر هندي شده‌ايد و مليّت شما هم محفوظ مانده است.

* فرهنگ پويا: ارتباط جريان انحرافي جديد با جريان فراماسونري چيست و ارائه «تز مکتب ايراني» با چه اهدافي قابل ارزيابي است؟

** دکتر رهنمايي: مباحثي همچون مكتب ايراني و حتي موسيقي سنتي هم در همين راستا قابل ارزيابي است. منشور كوروش هم در همين ارتباط مطرح مي‌شود. البته ما نمي‌خواهيم به اين نمادها توهين كنيم و از آن‌ها خُرده بگيريم؛ زيرا معتقديم به هر حال اينها نماد و ميراث فرهنگي ايران است. ملتي استوار مي‌ماند كه ميراث فرهنگي‌اش را استوار نگه دارد. حضرت امام (ره) با رهبري بسيار هوشمندانه‌شان حتي اجازه ندادند كاخ‌هاي سلطنتي تخريب بشود. وقتي شنيديم كه در ليبي نمادهاي ملي و فرهنگي از جمله كاخ‌هاي قذافي توسط انقلابيون تخريب شد، خيلي نگران شديم؛ زيرا نمادهاي ملي و ميراث فرهنگي ليبي را نابود کردند.

اينها حق يا ناحق بايد بماند تا قاموس فرهنگ يک ملت ثبت شود و معلوم شود عده‌اي بودند ظالمانه از خون دل مردم سوء استفاده كردند. اگر اين آثار خراب شود، با هزاران هزار دفتر نمي‌توان اين موضوع را نشان داد. ما سنگ‌هاي برافراشته آنچناني را بايد نشان دهيم كه چه جسم‌هاي ضعيفي زير اين سنگ‌ها له شد تا اين سنگ‌ها برافراشته شود.

معناي سخن مولا اميرالمؤمنين (ع) را با اين ميراث مي‌توان فهميد كه فرمود: كاخي بلند و برافراشته نشد، مگر اين كه كوخ‌هايي خراب شد و انسان‌هايي ضعيف، نابود شدند. اينها را با اين ميراث مي‌توان نشان داد. از آن طرف فرهنگ عدالت را مي‌توان با مقايسه با اين فرهنگ ظلم نشان داد. ما مَسنَد امام را در جماران نشان مي‌دهيم و كاخ سعدآباد را هم نشان مي‌دهيم. در اين قسمت مسند امام جلوه پيدا مي‌كند، در حالي که اگر ما تخريب كرده بوديم، جلوه نمي‌يافت... .

* فرهنگ پويا: ستيز فراماسونري با دين و فرهنگ يک ملت چگونه است؟

** دکتر رهنمايي: در اين‌جا بايد به حلقه مفقوده‌اي اشاره کنيم که اگر در نظر گرفته نشود، معناي مبارزه و ستيزه‌جويي با دين و ديانت در فراماسونري را نمي‌توان فهميد. در فراماسونري، مبارزه با دين و فرهنگ و مليت و قوميت وجود دارد و اختصاص به دين اسلام هم ندارد؛ بلکه فراماسونرها با دين مسيح، با همه دين يهود و با همه اديان دست‌ساز بشر هم مبارزه دارند. اينها تابع يك هدف مهمتري هستند که نبايد مغفول بماند؛ چون اگر از آن غفلت كرديم، در حالي که ما را درگير مبارزات‌شان مي‌كنند، کار خودشان را انجام مي‌دهند و پيش مي‌برند.

هدف نهايي فراماسونري، ميل به قدرت جهاني است. فراماسونري مي‌خواهد ابرقدرت جهان باشد. مي‌خواهد حرف اول را در جهان بزند. او مي‌خواهد جايگاه اول در جهان را تصاحب كند. بايد در نظر داشت كسي كه با اين نمادها و شعارها حركت مي‌كند، هدفش فقط تصاحب يك دين و مبارزه با يك دين خاص نيست. آن‌ها حتي حاضرند با همه اديان بسازند، به شرط اين كه مانعي سر راه‌شان ايجاد نشود. مي‌دانند اگر به قدرت جهاني برسند، مسلمان شيعه و مسيحي را برده خود مي‌كنند. اين‌ها در تصاويرشان هم ديده مي‌شود.

يکي از تصاوير و نمادهاي حيواني لمب (Lamb) يعني گوسفند است؛ بره‌اي كه فقط بايست نشخوار كند و غذا بخورد تا پروار شود و بعد او را بكشند. اين‌ها مي‌خواهند به آن قدرت برسند. اين هم روان‌شناسي خاص خود را دارد. آن قدر بازي و فريب‌كاري مي‌كنند تا به نيت خود برسند؛ مثلاً با من مسلمان و روحاني مماشات مي‌كنند. حتي حاضرند نماد روحانيت را تن كنند و به ظاهر روحاني شوند و ادعا کنند كه روحانيون هم عضو ما هستند. شعائر اسلامي را رعايت مي‌کنند، اذان مي‌گويند و نماز مي‌خوانند؛ اما همه اينها ابزار و حَلَقاتي است كه مي‌خواهد آن‌ها را به مقصد اصلي برساند. اين حلقات به هم پيوسته است. نماد آن‌ها ساختار هرمي شكلي است كه با اشكال خاص طبيعي و هندسي نشان داده مي‌شود.

ستاره و ماه و خورشيد در اوج است، نورافشاني از بالاست. همه اين نمادها حالت ارتقايي و تعالي دارد و بالا را نشان مي‌دهد. تنها نمادي كه پايين را نشان مي‌دهد، نماد گاو و گوسفند و بز است که نماد انسان‌هاي ضعيف است، نماد تاريكي است که اين‌ها به سمت بالا نگاه مي‌كنند. اين يك روان‌شناسي خاص خود را دارد. از همه ابرقدرت‌ها فريبنده‌تر، كاركشته‌تر و ماهرانه‌تر كار مي‌كنند تا به اين معنا برسند؛ لذا مبارزه با دين هم اگر باشد، به وقت خودش مي‌باشد.

يك وقتي هم با دين مماشات دارند و حتي ممکن است پول بدهند تا دين تقويت بشود. اسلام ناب آمريكايي و اسلام وهابيت را تقويت مي‌کنند؛ لذا اين رمز و رازش همين است كه مبارزه با دين براي آن‌ها اصل نيست. حاضرند با همه اديان كنار بيايند. پلوراليزم اين را مي‌گويد. شعار پلوراليزم از نهاد فراماسونري درمي‌آيد. قرائت‌هاي گوناگون، حق‌هاي متكثر و صراط‌هاي مستقيم گوناگون، از نهاد فراماسونري سر مي‌زند؛ اما وقتي به اوج رسيدند، يك قرائت بيشتر حاكم نيست، يك ديد بيشتر نيست، يك چشم بيشتر نيست. جهان را بايست با يك چشم ديد؛ آن هم چشم فراماسونري؛ لذا در اين جريان از شيطان پرست تا خداپرست موحد وجود دارد.

* فرهنگ پويا: ابزار تبليغاتي فراماسونرها چيست؟

** دکتر رهنمايي: مسائلي وجود دارد كه نشان مي‌دهد اينها چگونه با تركيب نمادها، اقدام به استفاده از ابزار تبليغاتي مي‌کنند. در مجموع از روان‌شناسي بازي و فريب استفاده مي‌کنند؛ چون هر بازي كه فريب نيست. بعضي بازي‌ها بازي گرفتن ديگران است. به عبارتي درويش كردن ديگران است. با يك چشم‌بندي خاصي فريب مي‌دهند؛ مثلاً يك اسكناس يك دلاري را در نظر بگيريد.

مشهور است که اين اسكناس اصلاً تابلوي فراماسونري است. در آن، مثلث رده‌بندي شده در 33 مرتبه و قاعده و رأس هرم و چشم‌ جهان‌بين و مثلث نورافشان مشاهده مي‌شود. مي‌نويسند ما به خدا توكل يا اعتماد مي‌كنيم؛ به تعبير خودمان «توكلت علي الله،»! در اين‌جا به ظاهر از موضوعي ديني استفاده شده است، اما نبايد تصور کنيم که اينها خدايي و الهي فكر مي‌كنند.

يكي از سردمداران نظريه‌پرداز غرب و آمريكا در قرن اخير آقاي جان ليري است كه اتفاقاً در حوزه تعليم و تربيت؛ روان‌شناس و فيلسوف برجسته تعليم و تربيت است. او مسائل مختلفي از جمله تفسيري در مورد خدا دارد. تفسير آزادي كه الآن مورد استفاده فراماسون‌ها قرار دارد. اين‌ها مي‌گويند ما اعتقاد به خدا و دين داريم. در دين ما هم اعتقاد به خدا اصل است، اما اين خدا چه كسي است؟ گاد (God) را ترجمه مي‌کنند و مي‌گويند گاد يعني خوب و ايده‌آل؛ يعني خوبِ آرماني.

هر چه كه خوب و آرماني است. اگر ما به اين تفسير توجه کنيم، چيزي جز يك روان‌شناسي فريب از آن به دست نمي‌آيد. بازي با نمادها براي فريب انسآن‌هاست؛ لذا آن كسي كه ديني و مذهبي فكر مي‌كند، از اين گاد (God) همان خداي آسماني را در نظر مي‌گيرد، کسي كه سكولار يا لائيك است مي‌گويد اين گاد همان گادي است كه آقاي جان ليري تفسير كرده؛ يعني خوب آرماني، پس تقدس دارد. اين‌ها تفسير‌هاي خاصي براي به دام انداختن افراد ارائه مي‌دهند.

* فرهنگ پويا: يعني آنان در لفافه توحيد، در واقع به ضدّ توحيد مي‌پردازند؟

** دکتر رهنمايي: بله، كاملاً اما به گونه‌اي تفسير مي‌كنند كه از آن جز بذر شرك و چندگانه‌پرستي به دست نمي‌آيد. هر فردي يك خوب آرماني دارد. هر فردي در هر لحظه يک خوب آرماني دارد. خوب آرماني امروز با فردا فرق مي‌کند. در اين صورت خداي آفريدگار، خداي آفريده شده مي‌شود و خداي خالق، خداي مخلوق مي‌شود. خداي نازل كننده وحي، خداي تنزل يافته مي‌شود و اين خدايي است كه ذهن ساخته و ذهن پرورده انسان است. اين يك نوع فريب است. وقتي فرد مطيع آن‌ها شد، عضو فراماسونري مي‌شود، اما اول كه به لژهاي عالي 33 مرتبه نمي‌رسد. يكي پس از ديگري طي مي‌شود تا به فراماسونري و لژ اعظم برسد. باز اين يك بازي با نمادها و فريب‌‌كاري خاصي است.

* فرهنگ پويا: افرادي که جذب فراماسونري مي‌شوند، داراي چه ويژگي‌هايي مي‌باشند؟

** دکتر رهنمايي: آن‌هايي كه مجذوب اين جريان مي‌شوند، در مجموع ويژگي‌هاي شخصيتي خاصي دارند. البته به طور کلي همه آن‌ها از ناحيه اعتقادي ضعيف‌اند. برخي از آن‌ها در احساس معنوي و احساس ايماني ضعيف‌اند. اين افراد طبقات مختلفي دارند. طبيعي است روان‌شناسي اين افراد، آن‌ها را پيرو هر جريان و هر ميل و هوايي مي‌كند. وقتي اعتقادات ضعيف شد، انسان گوساله را به خدايي باور مي‌كند. به هر حال فطرت پرستش در وجود انسان است. يكي از گرايش‌هاي فطري ما، ميل به پرستش است؛ امّا در جهت تشخيص مصداق، ضعيف است. در تشخيص مصداق، گوساله را به عنوان خدايي مي‌پذيرد و گاو را پرستش مي‌کند. اين آدم آسيب‌پذير مي‌شود.

* فرهنگ پويا: شيوه‌هاي فريب فراماسونرها نسبت به طبقات مختلف چگونه است؟

** دکتر رهنمايي: فراماسونرها با باورهاي انسان‌هاي ضعيف كار مي‌كنند و اهداف خود را در باور شخص مي‌گنجانند؛ مثلاً هر چه ستاره هست، نماد فراماسونري است. از نماد ستاره يا عدد استفاده مي‌كنند. زماني بهايي‌ها در ايران اين كار را مي‌كردند. آن‌ها از يك سري نمادهاي برجسته چشم‌نواز كه جاذبه‌هاي بصري داشت يا نمادهاي گوش‌نواز که جاذبه‌هاي شنيداري داشت، استفاده مي‌كردند؛ به گونه‌اي كه سايه‌شان همه جا باشد. آن‌ها كاري مي‌كنند كه هر كسي كه ضعيف‌الايمان است، تصور كند فراماسونري همه جا هست.

سعي مي‌کنند از بهترين نمادها و منظم‌ترين اشكال هندسي استفاده كنند كه جوان کم‌تجربه ما تصور كند هر كجا نفس مي‌كشد و هر كجا مي‌رود، در حيطه فراماسونري است. جوان وقتي تصوير كتاب را نگاه مي‌كند، مي‌گويد اين كتاب در مورد توحيد نوشته شده، ولي در واقع در اين كتاب گرايش فراماسونري نفوذ کرده است. طرح هرمي را هر جا ببيند، هر نماد مخصوص فراماسونري را ببيند، بگويد اين فراماسونري است. افرادي که ايمانشان ضعيف است، اين‌گونه تحت تأثير اين جوّ قرار مي‌گيرند. چه بسا با يك نماد يا يك شعار فريفته مي‌شوند.

گروه دوم كساني هستند كه ضعيف الالتزام‌اند. اين‌ها هم تحت تأثير اين جوّ قرار مي‌گيرند. فردي مي‌گويد من مسيحي شدم، اما خيال نكنيد اعتقاد به خدا و پيامبر و ائمه ندارم، من عاشق حضرت ابوالفضلم، عاشق كرب و بلايم! پس چه شد شيفته مسيحيت شدي؟ مي‌گويد يك كشيش مسيحي بود به من وعده داد كه دخترش را به عقد من در بياورد؛ يعني يك سري جاذبه‌هاي عملي و رفتاري براي او ايجاد مي‌كنند.

فراماسونري به آن جواني كه ضعيف‌الايمان است، مي‌گويد اعتقاداتت سر جاي خود محفوظ است، حتي نمازش را هم مي‌خواند، ولي مي‌گويد نماز به جاي خود، خدا به جاي خود، اين برنامه‌ها هم به جاي خود! جاذبه‌هاي خاصي كه در بعضي از بازي‌ها و بعضي از فيلم‌نامه‌ها و بعضي از ورزش‌ها تنظيم شده، به گونه‌اي است كه جوان را مجذوب مي‌کند و بشر را به سمت و سوي آن جرياني كه آن‌ها دلخواهشان هست سوق مي‌دهد.

جوان را آرام آرام به سوي فراماسونري مي‌کشانند و کم‌کم به جايي مي‌رسد که نبايد مي‌رفت. كساني گرفتار مي‌شوند كه ضعيف‌الالتزام هستند؛ يعني کسي که نسبت به اعتقاداتش تا حدودي پابرجاست، اما نسبت به لوازم اعتقاداتش ضعيف است. در نمازش سستي مي‌كند، اول وقت نمي‌خواند يا به اصل خواندن اهميت نمي‌دهد. به روزه گرفتن اهميت نمي‌دهد. اينها زود در اين دهانه قيف قرار مي‌گيرند.

يك سلسله فريب‌كاري‌هاي ديگري هم براي اينها وجود دارد؛ ازجمله رابطه و دوستي دختر و پسر و يا يك سلسله محافل احياناً عرفاني كه جنبه‌هاي اعتقادي‌اش را اشباع كند و جايگزين واجباتش بشود؛ مثلاً گاهي كارهاي خيري انجام مي‌دهند، پولي را بابت جهيزيه يك دختر فقير مي‌دهند؛ اما خمس نمي‌دهند، زكات نمي‌دهند و ... . ازجمله مثال‌هاي روان‌شناسي فريب، عروسكي است كه داخلش بمب‌گذاري شده است. بچه ظاهر آن را مي‌بيند که عروسك است، اما وقتي با آن بازي مي‌کند، منفجر مي‌شود.

گروه سوم ضعيف‌الاحساس هستند. اين‌ها كساني هستند كه ممكن است از جنبه اعتقادي يا از جنبه التزام عملي، حد نصاب لازم را داشته باشند، فرايض‌شان را انجام بدهند، از محرمات پرهيز ‌كنند و به زعم خودشان اعتقاداتشان پا برجاست؛ اما نسبت به مسائل ديني ضعيف‌الاحساس هستند. اگر بخواهيم براي اين مورد مثالي بزنيم، مثل پدري است كه مخارج بچه‌اش را مي‌پردازد. قبول دارد که او بچه‌اش است و هزينه تحصيل‌ و زندگي‌اش را مي‌پردازد، اما در مقام ابراز عاطفه به اين فرزند، ضعيف برخورد مي‌كند.

آن حس پدري را ابراز نمي‌كند و يا مثلاً فردي مؤمن است و وضع ظاهر و التزام عملي‌اش خوب و مناسب است، اما وقتي در جلسه عروسي‌اي قرار مي‌گيرد که كارهاي هجو انجام مي‌دهند و از كنسرت و موسيقي استفاده مي‌شود، او اهميت نمي‌دهد و راحت نشسته تماشا مي‌كند و لذت هم مي‌برد. حتي اگر هم به او پيشنهاد کاري بدهند، همراهي هم مي‌كند. در صورتي كه نمازش را اول وقت خوانده و اعتقاداتش پابرجاست. اينها ضعيف‌الاحساس‌اند؛ يعني در برابر گناه، حس خاصي به آن‌ها دست نمي‌دهد. وقتي مي‌بينند به دين لطمه مي‌خورد، برانگيخته نمي‌شوند يا مانند خانمي كه بدحجاب است، اما نمازش را هم مي‌خواند، زيارت‌اش را هم مي‌رود و ... .

* فرهنگ پويا: وظيفه ما در برابر اين جريان چيست؟

** دکتر رهنمايي: اگر مبلّغ و مروّج ديني هستيم و واقعاً دغدغه دين داريم، احساس و التزام و اعتقاد ديني داريم؛ بايد در برابر اين سناريو جوان‌ها را بيمه كنيم. بعضي از ما مروّجين، فقط به ترويج اعتقادات اقدام مي‌کنيم و كاري به التزامات نداريم؛ مثل کسي که بچه‌اش را دوست دارد، اما اگر نماز صبح‌اش قضا بشود، اهميت نمي‌دهد و هيچ وقت پرس‌وجو نمي‌كند و نمي‌گويد بچه جان شما به تكليف رسيديد، دخترم! پسرم! نمازت را خواندي يا نخواندي، ولي مي‌خواهد اعتقاداتش پابرجا باشد.

بعضي وقت‌ها هم، به احساس ديني كاري نداريم؛ مثل معلمي در دبيرستان، بينش ديني درس مي‌دهيم و از جهت اعتقادي و الزامي توجيه مي‌كنيم؛ اما اين جوان ما که مي‌خواهد نماز بخواند، بايد با حس نماز بخواند تا برايش نهادينه شود و از نماز لذّت ببرد و ما به او اين حس را نمي‌دهيم. اين‌گونه است که برخي به خدا و قيامت، به قبر و حساب و كتاب باور دارند، اما اعمال ديني را انجام نمي‌دهند؛ چون ايشان حس ديني ندارند. آن حسي كه انسان را برمي‌انگيزاند، صبح انسان را از خواب شيرين بيدار مي‌كند، انگيزه لازم را در او ايجاد مي‌كند كه برود وضو بگيرد و نماز بخواند؛ آن حس ايجاد نمي‌شود. ما بايد هر سه جنبه را در نظر بگيريم.

اين سه جنبه مربوط به روان‌شناسي تبليغ مي‌شود. در روان‌شناسي تبليغ گفته مي‌شود وقتي مي‌خواهي دين را تبليغ كني يا هر چيز ديگر را حتي يك كالا را كه مي‌خواهي تبليغ كني، اول بايد باور فرد را بالا ببري، بعد اقدام عملي را برانگيزاني كه بر اساس آن باور عمل كند، بعد حس‌اش را به او بدهي. حالا اگر کالا را خريد، از خريد اين كالا لذت ببرد تا دوستانش را هم تشويق کند.

پس بايستي در تبليغات هر سه مجموعه را در نظر بگيريم. توجه داشته باشيم که اعتقادات ريشه است، التزام تنه است و حس چاشني همه اين مسائل است. حس و روحيه بايد همه جا باشد؛ نسبت به هر موضوعي و هر موردي. از قضا فراماسونري‌ها در رده بالا با روان‌شناسي نمادها، بازي و فريب اقدام مي‌كنند تا در اين سه ناحيه اگر آدم ضعيفي پيدا كردند، آن را جذب كنند.

* فرهنگ پويا: به روان‌شناسي تبليغ اشاره نموديد. يک مُبلغ براي مقابله با اين جريان، علاوه بر روان‌شناسي تبليغ، به چه وسايل ديگري بايد مجهز باشد؟

** دکتر رهنمايي: اين را كلاً بايستي در نظر بگيريم که بحث ارتباطات انساني خيلي دامنه‌دار است. مُبلغ بايد هم روان‌شناسي تبليغ بداند، هم روان‌شناسي ارتباطات و هم روان‌شناسي اجتماعي. چون بحث اين سه روان‌شناسي، بحث تأثير و تأثيرگذاري است. مبلغ بايد از مباحث مربوط به نفوذ فرد در فرد، نفوذ فرد در جامعه، نفوذ جامعه در فرد و نفوذ جامعه در جامعه اطلاع داشته باشد؛ اما برخي از ما متأسفانه از آن غافليم. چون بحث من روان‌شناسي بود، راهكار روان‌شناسانه ارائه نمودم. روحانيت بايستي كاملاً نسبت به اصول روان‌شناسي آشنا باشد و درست در موضع خودش استفاده كند.

من هميشه مي‌گويم روان‌شناسي، ادبيات و منطق سه علمي است كه انسان‌ها نمي‌توانند به آن‌ها بي‌توجه باشند. وقتي ما با يك فرد روستايي عامي محض صحبت مي‌كنيم، بايد بر اساس قواعد دستور زباني او صحبت کنيم والّا تفهيم و تفاهم ايجاد نمي‌شود. جريان‌هاي انحرافي مثل فراماسونري از اين وسايل خيلي بهره مي‌گيرند. ببينيد آن‌ها از اينترنت، فضاهاي مجازي، فيس بوك و ... چقدر سوء استفاده مي‌كنند؛ در حالي که درصد بهره‌برداري ما از اين وسايل اندک است.

ما بايد طبقه‌اي را كه تحت تأثير آن‌هاست تقويت كنيم، انديشه‌هاي ديني را با التزامات عملي و با احساسات مذهبي در وجودشان نهادينه كنيم تا وقتي با جريان انحرافي مواجه مي‌شوند، حداقل در قلب او را انکار کنند. اگر نمي‌توانند به زبان چيزي بگويند، اگر نمي‌توانند با عمل منكر بشوند و اقدام عملي انجام دهند، حداقل در قلب انکار کنند. امر به معروف و نهي از منكر همين است. اينكه انسان قلباً از كار خوب خوشش بيايد، قلباً از كار بد بدش بيايد. اين حداقلش است؛ يعني همان حسي كه ما مي‌گوييم. پس اين حسي است كه روان‌شناسي مي‌گويد اين حس حداقل در او ايجاد بشود كه تن به هر کاري ندهد.

* فرهنگ پويا: در انتهاي اين گفت‌وگو اگر نکته‌اي به ويژه در برخورد با جريانات انحرافي پيرامون ما باقي مانده است، بيان فرماييد.

** دکتر رهنمايي: بعضي وقت‌ها ما ناخواسته و ندانسته فرهنگ غلطي را ترويج مي‌كنيم. اخيراً به خصوص در جريان انحرافي كه در دولت منزل گرفته، اتفاقاتي روي داد که ما برخورد كرديم تا به جريان فراماسونري رسيديم، اما در تبيين اين جريان نبايد غافل شويم. بعضي وقت‌ها کاري مي‌کنيم که اسباب خشنودي فراماسونري‌ها را فراهم مي‌آوريم؛ چون به مصادره برخي نمادها از سوي فراماسونرها رضايت مي‌دهيم، نبايد قافيه را ببازيم، نبايد واكنش معكوس نشان بدهيم، نبايد فرار به عقب داشته باشيم. اينها همه فرار به عقب است.

ما بايد به جلو هجوم بياوريم. ما بايد تبيين کنيم که اينها همه مصادره شده است. ستاره، نمادهاي انساني و اصولي؛ مصادره اينهاست. خيلي از اين نمادهايي كه ذكر كردم، نمادهاي خنثي است و بسياري از آن‌ها هم نمادهاي ارزشي است؛ يعني بار ارزشي دارد. اگر بتوانيم به نمادهاي خنثي بار ارزشي بدهيم، بايد اين کار را بکنيم. آن‌ها را در جهت مثبت به كار ببنديم، نه اينكه همين‌طور رها كنيم. آن‌ها حق ندارند از يك نمادي‌ كه مي‌تواند در فرهنگ ديني مطرح باشد، سوء استفاده کنند. خداوند به ستاره قسم خورده است. ما نبايد بگوييم چون اين، نماد فلان جريان انحرافي است، پس بايد از اين نماد استفاده نكنيم؛ نه اين طور نيست.

برابري و برادري و امثال اينها از مواردي است كه خدا به آن‌ها اهميت و ارزش مي‌دهد. ما نبايد اجازه دهيم از اين نمادها سوء‌ استفاده کنند و آن‌ها را به نفع خود مصادره کنند. اين‌ مثل آن است كه بيايند فضاي جغرافيايي ما را مصادره كنند، خانه ما را بگيرند، بعد مي‌توانيم بگوييم حالا گرفتند كه گرفتند؟! محيط‌هاي جغرافيايي را اگر گرفتند ما بايد غيرت نشان بدهيم. يك وجب از خاك كشورمان را اگر گرفتند، بايد غيرت نشان بدهيم. حالا فرهنگ ما را دارند تصاحب مي‌کنند، غيرت نشان ندهيم؟! لذا بايد سعي كنيم نمادهاي خنثي را اگر مي‌شود بار ارزشي بدهيم. بار ارزشي مثبت نمادها را تقويت كنيم كه جوان ما هر ستاره‌اي را كه ديد، ذهنش معطوف به جريان انحرافي نشود.

نبايد به گونه‌اي باشد که جواني كه مذهبي است، تصور کند در همه جا حتي خانه و مسجد ما جريانات انحرافي رخنه کرده‌اند. او وقتي به كتيبه‌هاي مسجد نگاه مي‌كند، بايد قدمت يك سنگ كتيبه‌اي که به هفتصد سال قبل برمي‌گردد را تصوّر کند، نه اين‌که فکر کند که هفتصد سال قبل فراماسونري‌ها در مسجد ما نفوذ داشته‌اند! اين خطرناك است. به اين مسايل خيلي بايستي توجه داشته باشيم. بايد جريان انحرافي را خلع سلاح كنيم. اصلاً فرار نكنيم، نه فرار به عقب، نه فرار به جلو؛ بلکه به جلو هجوم ببريم و نمادها را از دستشان بگيريم و تبيين کنيم که اينطور نيست. بگوييم اين سابقه دارد، اين نماد ديني ماست. نبايد منفعل عمل كنيم.

نام:
ایمیل:
نظر: