این مقاله به ابعاد مختلف دلایل برخی نگرانی ها از بازگشت ژنرال دوستم، یکی از رهبران گروه های مسلح به افغانستان پرداخته است.
حسین شاکری - ژنرال عبدالرشید دوستم، فرمانده مو سپید جنگ که در جنگ برای سرنگونی طالبان در سال 2001 در کنار نیروهای امریکای قرار گرفت، یکی از همپیمانان واشنگتن بود؛ هر چند، طی 3 سال او مورد غضب مقامات امریکایی قرار گرفت تا جایی که یک بمبافکم B-1 را فرستادند تا منزل او را هدف قرار دهد.
اکنون پس چندین سال بیرون از دیدهها بودن، دوستم بار دیگر در عرصه سیاست افغانستان نقشی کانونی را بر عهده گرفته است. او معاون اشرف قانی، وزیر اقتصاد پیشین و یکی از نامزدهای امیدوار در انتخابات ریاست جمهوری این کشور شده است.
بازگشت مرد قدرتمندی که برای رفتارهای خشن و بیپروایش شناخته میشود، میتواند پیشروی دردسرسازی برای امریکا که میلیارده دلار برای حضور در افغانستان هزینه کرده است، باشد. از سال 2009 مقامات امریکایی تلاش کردند تا از بازگشت دوستم، که در خارج از افغانستان زندگی میکرد، به کابل جلوگیری کنند. سپس کارل ایکنبری، سفیر امریکا مدعی شد که حضور دوستم ممکن است «پیشرفت انجام شده در افغانستان را به مخاطره اندازد.»
با این حال این روزها مقامات امریکایی درباره بازگشت دوستم از خارج هیچ موضعگیری عمومی مدارند و امیدوارند درباره هیچ نشانی درباره این که در انتخابات افغانستان دخالت دارند از خود نمایان نکنند. حتی کسانی که در ستاد انتخاباتی قانی حضور دارند میگویند مقامات امریکایی برای جلوگیری از انتخاب دوستم از سوی این نامزد ریاست جمهوری تلاشی نکردهاند.
به نظر میرسد چنین رویکردی از سوی امریکا از رفتارهای گذشته این کشور ناشی شده است. گفتوگوها با مقامات پیشین امریکا و نیز مسئولین افغان، و همچنین مستندات کاخ ریاست جمهوری و مدارک وزارت امور خارجه که توسط سایت ویکی لیکس افشا شد نشان میدهد که تا چه اندازه دولت امریکا در تاثیرگذاری و سپس منزوی کردن این «فرمانده اصلی جنگ» (عبارتی که زمانی از سوی وزارت امور خارجه امریکا برای دستم به کار میگرفت) پیشروی کرده است.
به عنوان معاون ارشد ریاست جمهوری، دوستم به فرصت اعمال قدرت قابل توجهی دست خواهد یافت. هنگامی که رییس جمهور افغانستان به خارج از کشور سفر کند، معاون رییس جمهور مسئولیت او را بر عهده میگیرد و میتواند تصمیمگیری کرده و آییننامهها را امضا کند.
قانی زمانی دوستم را یک «قاتل مشهور» نامیده بود اما اکنون میگوید، او نماد صلح و آشتی است. هر چند، دیگر مقامات افغانستان درباره این که دوباره ژنرال دوستم سالها پس از آنکه در شمال این کشور بوده، به یک مقام بالا در کابل، پایتخت افغانستان دست یابد نگران هستند. آنان میهراسند که او دوباره گروه شبهنظامیان هراسناک خود را با همکاری پیروانش در نیروهای امنیتی تشکیل دهد.
این درحالی است که دوستم چنین تمایلاتی را رد کرده است.
وی در گفتوگوی تلفنی اظهار داشت، «آنهای میخواهند از من تصویر رهبر یک کودتا را ترسیم کنند. آنانی که چنین میگویند دشمنان من هستند. میگویند که من آدمهای خودم را به یکباره خواهم آورد و آینده را در خطر خواهم انداخت. اگر من برای کشور خطر بودم، طی 13 سال گذشته چنین کاری را انجام میدادم.»
دوستم کیست
دوستم، کشتیگیر، لولهکش و کارگر پیشین پالایشگاه نفت برآمده از شهر شبرقان، مرکز استان شمالغربی جوزجان به عنوان یک افسر طرفدار شوروی که در دهه 1980 میلادی با مجاهدین افغان میجنگید شهرت یافت. با تغییر موضع چندباره در دوران جنگهای داخلی متعاقب آن و دوران حکومت طالبان، وی به عنوان یک خیانتکار و درغلتیدن به دامان پیروز میدان معروف شد.
پیش از آن طالبانیها در دهه 1990 او را به تبعیدی موقت بفرستند، دوستم کنترل سرزمین وسیعی در شمال افغانستان را در دست داشت. او پول خود را چاپ میکرد، خطوط هواپیمایی خود را داشت و فرماندهی دههزار شبهنظامی را بر عهده گرفته بود. به هنگام تهاجم امریکا به افغانستان پس از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 و فروریختن برجهای تجارت جهانی نیویورک در اقدامی تروریستی، نیروهای ویژه امریکا و کارکنان سازمان جاسوسی این کشور، سیا برای بمبباران مستقیم خط مقدم جبه طالبان با دوستم و شبهنظامیان ازبکنژاد او همکاری کردند. در آن مدت دوستم متهم شد که صدها زندانی طالبان را که در کانتیرهایی محبوس بودند، زنده زنده سوزاند. گر چه او مسئولیت مرگ این زندانیان را هیچگاه نپذیرفت.
پس از سقوط طالبان، هنگامی که میهمانان امریکایی دوستم به قرارگاه اش در شبرقان رفته بودند، او به آنها طپانچهای را که ژنرال تامی فرانک، فرمانده وقت نظامیان خارجی در افغانستان به او داده بود، به آنها نشان داد. دوستم بارها این را تکرار کرده است که چگونه صدای خلبان زن امریکایی را مواضع طالبان را بمبباران میکرد را از طریق بیسیم به طالبانیها مخابره میکرد. یکی از کارکنان سفارت امریکا به خاطر میآورد که در یک شب سال 2004 وی در حالی که به دیدارکنندگان سفارت امریکا به بازگویی این رخداد میپرداخت، غرشکنان اظهار داشت، «وقتی یک زن امریکایی میتواند شما را بکشد، فکر کنید مردان امریکایی فردا چه خواهند کرد. شما سگهای رقتانگیزی هستید.» سپس دوستم یک گیلاس را بلند کرد و گفت، «به سلامتی زنان امریکایی.»
برایان گلین ویلیامز، استاد تاریخ دانشگاه ماساچوست در دارتموت که متابی درباره دوستم نوشته است میگوید، «به دلیل عملیات مشترک در کوهها، او واقعا امریکاییها را چون برادران همخون خود میدید.»
با این وجود بهزودی این احساس متقابل متوقف شد.
پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 2004، پنتاگون بسیار تمایل داشت تا جنگ میان شبهنظامیان و نیروهای امنیتی افغان پایان یابد. حامد کرزی نیز میخواست شبهنظامیان محلی چون دوستم که کنترل مناطقی را در دست داشتند و در برابر برنامههای یکپارچهسازی مقاومت میکردند را تضعیف کند. دوستم و عطا محمد نور، یکی از فرماندهان رقیب او بر سر کنترل مناطق شمالی افغانستان به طور مکرر نبردهای خونینی را به راه میانداختند.
پس از آن روبرت فین، سفیر امریکا تلاش کرد تا آنها را به توسعه منابع گازی و نفتی در سرزمینهای خود ترغیب کند. فین میگوید، «من تلاش کردم تا با دوستم و عطا صحبت کنم و به آنها بگویم که میتوانند ثروتمند باشند. با این وجود، آنها ترجیح میدادند که هم دیگر را بکشند.» پس از آن بود که او در پاییز سال 2002، کمک 1 میلیون دلاری به سازمان امریکایی توسعه بینالمللی را قطع کرد.
در آوریل 2004، نظامیان دوستم مرکز استان فاریاب را اشغال و رییس پلیس و استاندار منصوب شده از سوی کرزی را معزول کردند. یک گردان از ارتش افغانستان اعزام شد تا نظم را برقرار کند اما دوستم گفت که به دلیل احتمال حمله آنها به نظامیان وی، راه این گردان را از طریق شبرقان مسدود کردند. این هم گفته شود که یکی از مقامات امریکایی درگیر در ماجرا در آن زمان اظهار داشت، مشاوران نظامی امریکایی که با این گردان بودند گفتند که دوستم «تهدیدی برای مقامات امریکایی» بود؛ «و اینکه او به روشنی دیگر غیرقابل قبول شده بود.» این مقام امریکایی – و البته دیگر مقامات که برای این گزارش با آنها گفتوگو شد – و نخواستند نامشان آورده شود، رویدادهای پشت صحنه را بازگو کردند.
یک شب زلمای خلیلزاد، سفیر امریکا در افغانستان دوستم را فرامیخواند و به او نسبت به یورش به گردان ارتش هشدار میدهد. به گفته مقامات امریکایی، خلیلزاد و ژنرال دیوید بارنو، فرمانده وقت ارتش امریکا در این کشور تصمیم میگیرند تا با پرواز چندباره یک بمبافکن B -1 در سطح پایین و بر فراز منزل دوستم در شبرقان پیام خود را مستحکم کنند. یکی از این مقامات اظهار داشت، «ما به طور واقعی دوستم را تهدید کرده بودیم.»
به دنبال آن دوستم به خبرگزاری رویترز گفته بود که قصد داشت تا به ارتش ملی کمک کند و به این پروازها اعتراض داشت. وی اظهار داشته بود، «کودکان ��ن ترسیده بودند اما بگذارید بگویم که من از آن مردها نیستم که بههراسم.»
چندین ماه بعد، امریکاییها دوستم را در موقعیت خطرناکتری قرار دادند. در زمستان سال 2004، یکی از یاران دوستم از رییس ستاد، کلنل دیوید لام درخواست کمک کرد. وی میگوید، دوستم که شدیدا میخواره بود مشکلات کبدی جدی پیدا کرده بود و به مراقبتهای پزشکی اضطراری نیاز داشت.
لام بهخاطر میآورد که، «نخستین چیزی که به ذهن من آمد این بود: خوبه، او خواهد مرد.»
اما مقامات امریکایی به این فکر افتادند که کمک به دوستم ممکن است او را به امریکا مدیون کند. یک هواپیمای دو ملخه اعزام شد تا دوستم را به پایگاه هوایی بگرام، پایگاه امریکا در شمال کابل، منتقل کند. از آنجا، در پناه دو تن از یاران وی و یک امریکایی به درمانگاه سفارت امریکا در آن زمان برده شد. دوستم به مدت سه و نیم روز تخت مراقبت پزشکان ارتش قرار گرفت.
یکی از مقامات پیشین سفارت گفته است، «فکر نمیکنم اعزام وی به بیمارستان لندستیول آلمان جان او را نجات میداد اما کاری که حتما باید انجام میدادیم این بود کمی کیفیت سلامتی او را بهتر کنیم.»
پس از بازیابی سلامتی، دوستم خلیلزاد و دیگر مقامات امریکا را در خانه خود در کابل پذیرا شد. او با موسیقی افغانی و پرندگان کباب شده از میهمانان خود پذیرایی کرد. یکی از میهمانان به یاد میآورد، «میهمانی بسیار پر ریختوپاشی بود.» اما دوستم حقشناسی داشت و مدام تکرار میکرد، «دوستان امریکایی من متشکرم.»
تبعید دوستم و بازگشت
پذیرفت که به دولت کابل بپیوندد و حامد کرزی عنوانی تشریفاتی به او داد: رییس ستاد فرماندهی کل ارتش ملی افغان. اما سالهای در پیش رو آتشی زیر خاکستر داشت.
حدود نیمهشب 2 فوریه 2008، مردان دوستم به منزل اکبر بای، یکی از رقبای سیاسی او یورش بردند. آنها بای و پسر 20 ساله او را ربوده و به خانه دوستم بردند؛ جایی به گفته مقامات افغان، بای مورد ضربوشتم و آزار و اذیت احتمالی قرار گرفت. صبحگاه پلیس افغانستان منزل را به محاصره خود درآورد. نظامیان دوستم به سوی نیروهای امنیتی آتش گشودند.
دولت دوستم را به حبس خانگی محکوم کرد. همزمان، او تمامی اتهامات را تکذیب کرد و گفت که امریکاییها و دولت «برنامهریزی کردهاند تا افغانستان را به بیثباتی بکشانند.»
پس از مذاکرات گسترده، دوستم در سال 2008 کابل را ترک کرده و به ترکیه رفت. بسیاری از افغانها بر این باور هستند که او حمایت از کرزی را در برابر امکان ترک افغانستان معامله کرده بود.
پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 2009، کرزی تصمیم گرفت دوستم را که در میان جامعه ازبکها بسیار محبوبیت داشت برگرداند تا بتواند رای این جماعت را به نفع خود جمع کند. دولت امریکا موکدا مخالف بود. بنا به گفته یک منبع سیاسی، از 9 روز پیش از رایگیری، ایکنبری، سفیر وقت امریکا در افغانستان به کرزی گفت که بازگشت دوستم غیرقابل قبول است و «حمایت بینالمللی از دولت جدید افغانستان را به مخاطره میاندازد.»
با این حال کرزی به راه خود ادامه داد و هواپیمایی اختصاصی را برای بازگرداندن دوستم به آنکارا فرستاد و دوستم نیز راهپیمایی بزرگی را در حمایت از کرزی به راه انداخت.
«این فقط تبلیغات منفی است»
در دور دوم ریاست جمهوری کرزی، دوستم به شدت از در دید قرار گرفتن خودداری کرد. او منزل جدیدی را کابل ساخت و به زندگی خود در ترکیه ادامه داد؛ جایی که همسر و فرزندان او مانده بودند. به گفته یکی از مقامات کنونی افغانستان، برای او به دلیل همکاری، از کاخ ریاست جمهوری ماهانه 70 هزار دلار مقرری در نظر گرفته شد که از طریق موسسهای تحت نظارت سیا پرداخت میشد. که به دلیل حساسیتهای سیاسی تمامی منابع خواستند نامشان فاش نشود.
با این وجود، دوستم دریافت این پول را تکذیب کرد و سخنگوی سیا نیز از اظهار نظر خودداری کرد. این در حالی است که یک مقام امور اداری کاخ ریاست جمهوری افغانستان و نیز سخنگوی دوستم دریافت پول از سوی دولت را تایید کردند. با این وجود هر دو طرف، گفتند که این پرداخت پس از آن که کار انتخاباتی کنونی را آغاز کرد متوقف شد. هر چند هیچکدان از مبلغ این پرداخت سخنی به میان نیاوردند.
در انتخابات 5 آوریل، قانی ، یکی از مدیران پیشین بانک جهانی که پشتون است، به رای ازبکها نیازمند است. او گفته است که دوستم را به عنوان همراه انتخاباتی انتخاب کرده زیرا «او در میان تعداد قابل توجهی از شهروندان زن و مرد افغان کاریزمای مقبولی دارد.»
با این وجود مقامات افغان و دیگران همچنان از بازگشت احتمالی دوستم به قدرت ابراز نگرانی میکنند. این در حالی است که او دیگر فرماندهی مبارزان مسلح را بر عهده ندارد اما دهها هزار تن از پیروان او که اکنون میتوانند سلاح بردارند نیز قابل توجه است. یکی از مقامات ارشد کاخ ریاست جمهوری مدعی است، «دوستم میخواهد دوباره نظامیان خود را گرد آورد.»
دوستم اتهامات منتسب به خود را رد میکند و میگوید، «این فقط تبلیغات منفی علیه من است.»
این باور وجود دارد در اردوگاه این فرمانده پیشین جنگ وجود دارد که او رابطه خوبی با امریکا خواهد داشت اگر معاون ریاست جمهوری شود. همایون، سخنگوی دوستم که فقط نام کوچک او را میدانیم میگوید، «امریکا همپیمان و یار نزدیک ما بوده است و میخواهیم این روابط ادامه داشته باشد.»
تابستان گذشته دوستم به همراه دیگر رهبران شما افغانستان به واشنگتن دعوت شد تا با نمایندگان مجلس امریکا دیدار کنند. اگر چه در نهایت دوستم به این سفر نرفت، یک عکاس افغان به منزل او در کابل رفت تا از او برای ویزای امریکا عکس بگیرد. عکسهای او اضطرابی و بیقراری را در دوستم نشان میدهد. دوستم به این عکاس میگوید، «دوست من، حتی اگر از هر جای دیگر از من عکس بگیری، امریکاییهای میفهمند که تصویر دوستم است.»