صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۶۷۸۰

یاسر فاتحی 

انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. شرایط داخلی و بین‌المللی کنونی کشور نیز بر اهمیت انتخابات خرداد 92 افزوده است با این حال امروز که تنها چند ماه به موعد برگزاری یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده هنوز مشخص نیست سرنوشت چهار سال بعدی کشور دست کدام جناح سیاسی خواهد بود. این در حالی است که پیروز میدان پنچ انتخابات گذشته اعم از ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، جناح راست یا اصولگرای کشور بود.

به همین خاطر اصولگرایان از مدت‌ها پیش فعالانه وارد عرصه انتخابات شدند تا رقیب قدیمی‌شان، یعنی اصلاح‌طلبان گوی رقابت را از آن‌ها بربایند. با تمام این اوصاف هر چند اصولگرایان با «ائتلاف سه‌گانه» در عرصه رقابت‌های انتخاباتی حضور دارند اما هنوز اصلاح‌طلبان نتوانستند سازوکار مشخصی برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری طراحی کنند.

بنابراین تا این جای کار، اصولگرایان یک گام جلوتر از اصلاح‌طلبان هستند و دغدغه‌شان معطوف به تعدد و تکثر نامزدهای احتمالی است که موجب ریزش آرای این جناح سیاسی می‌شود. در این گزارش تلاش می‌شود شرایط اصولگرایان از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و ساختار انتخاباتی‌شان بررسی شود و در نهایت یک مقایشه با وضعیت فعلی صورت گیرد.

انتخابات سال 76؛ خاطره یک شکست

انتخابات سال 76 یادآوری روزگاری تلخ برای اصولگرایان یا همان جناح راست کشور است. چرا که در این انتخابات بعد از چند دوره کسب کرسی ریاست جمهوری (شهید محمدعلی رجایی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی)، برای نخستین بار نامزد این جناح نتوانست به ساختمان ریاست جمهوری در پاستور راه یابد. در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم، سه نامزد اصولگرا (ناطق نوری، ری شهری و زواره‌ای) با یک نامزد اصلاح‌طلب (خاتمی) به رقابت پرداخت که در نهایت اصولگرایان شکست خوردند.

برای پرداختن به شرایط انتخاباتی اصولگرایان در این دور از رقابت‌ها، باید کمی به عقب بازگشت و به انتخابات مجلس پنجم اشاره کرد. همزمان با انتخابات مجلس پنجم، اصولگرایان با تشتت آرا مواجه شدند. آیت‌الله ری‌شهر در بهمن سال 74 تشکیلات «جمعیت دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی» را بنا گذاشت و مقدمات حضور خود در انتخابات دو سال آینده را فراهم آورد. در این تشکیلات طیفی از جناح راست شامل روح‌الله حسینیان به عنوان قائم مقام، احمد پورنجاتی، محمد شریعتمداری، سیدعلی‌اکبر ابوترابی، علی رازینی، محمدصادق عرب‌نیا، محسن سلطانی شیرازی، سیدعلی قاضی عسگر و سیدعلی غیوری نجف‌آبادی حضور داشتند. این تکشیلات در انتخابات مجلس پنجم لیستی شامل چهره‌های راست و چپ را منتشر کرد که از سوی جریان راست مورد انتقاد قرار گرفت.

از سوی دیگر هر چند سر لیست اصولگرایان یعنی ناطق نوری توانست به عنوان رای نخست تهران در مراحله اول پنجمین دوره انتخابات، راهی مجلس شود ولی اقلیت قوی نزدیک به جریان چپ که به واسطه اعلام موجودیت کارگزاران به مجلس راه یافته بودند، بعد از مدت‌ها بر سر کرسی ریاست پارلمان با جریان راست رقابت کردند با وجود این که این رقابت بسیار تنگاتنگ بود ولی کرسی مجلس  به دست عبدالله نوری نرسید و ناطق همانند مجلس چهارم، همچنان رئیس مجلس ماند.

هر چه به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 76 نزدیک تر می‌شدیم، اختلاف اصولگرایان و انسجام اصلاح‌طلبان بیشتر می‌شد. در تاریخ 4 آبان 75 و به دنبال حمایت همه‌جانبه گروه‌های اصلاح‌طلب (ائتلاف نیروهای خط امام(ره)، مجمع روحانیون، کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و...) از نامزدی خاتمی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از نامزدی ناطق نوری برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام حمایت کرد. با حمایت اصولگرایان از نامزدی ناطق نوری انتظار می‌رفت که سایر چهره‌های جناح راست از رقابت با او بپرهیزند ولی ری شهری که از دو سال قبل خود را برای این رقابت آماده می‌کرد، به عنوان چهره فراجناحی همراه با رضا زواره‌ای وارد انتخابات شد. حمایت جامعتین از ناطق نوری در حالی صورت گرفت که مرحوم آیت‌الله مشکینی، رئیس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و برخی از اعضای این تشکیلات صراحتا از محمدی ری شهری حمایت کردند. با تمام این اوصاف بسیاری معتقدند تعداد نامزدهای اصولگرا و منسجم نبودن آنان برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری به اضافه ضعف‌‌های دولت هاشمی که با عنوان جناح راست بر سر کار بود و نیز شعارهای پررنگ و لعاب اصلاح‌طلبان، دلیل تمایل جامعه به جناح چپ شد.

انتخابات سال 80؛ سکوت اصولگرایان

جناح چپ یا به اصطاح اصلاح‌طلب به دنبال کسب کرسی ریاست جمهوری توانست پارلمان ششم را نیز از آن خود کرده و انسجام خود را بیش از گذشته تقویت کند. اصولگرایان در انتخابات مجلس ششم ائتلاف «خط امام(ره) و رهبری» را تشکیل دادند که در جلب آرای مردم موفق عمل نکرد. شرایط سیاسی ایجاد شده از طریق تبلیغات اصلاح‌طلبان اوضاع را برای اصولگرایان دشوار کرده بود. در این انتخابات، طیف‌ها و تشکل‌های مرجع اصولگرا سیاست انفعال را در پیش گرفته و تنها مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند. از سوی دیگر اصلی‌تری گزینه جناح سیاسی اصولگرا در هشتمین دروه انتخابات ریاست جمهوری، یعنی احمد توکلی هر چند انتقادات تندی به دولت وارد می‌کرد اما از پایگاه اجتماعی قوی‌ای برخوردار نبود. نکته حائز اهمیت دیگر این که جامعتین موضع خود را شفاف اعلام نمی‌کرد. حمایت این دو تشکل مرجع اصولگرا در دوره هفتم انتخابات ریاست جمهوری از ناطق نوری باعث شکل‌گیری برخی اختلافات داخلی شده و به همین خاطر در دوره هشتم، حمایت‌های تلویحی از توکلی جاگزین صدور بیانیه رسمی شد.

به این ترتیب بود که از بین 10 نامزد انتخاباتی، خاتمی توانست با اختلاف آرای بالایی بار دیگر ردای ریاست جمهوری ایران را بر تن کند. محمد خاتمی، احمد توکلی، علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوری فرد، منصور رضوی، شهاب‌الدین صدر، علی فلاحیان، مصطفی هاشمی‌طبا و محمد کاشانی از نامزدهای هشتمین دروه انتخابات ریاست جمهوری بودند.

انتخابات سال 84؛ شکست طرح شورای هماهنگی

شرایط اصولگرایان در نهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری شبیه به شرایط امروز این جریان است؛ تعدد و تکثر نامزدهای اصولگرا (لاریجانی، قالیباف، رضایی، ولایتی، حداد عادل و احمدی‌نژاد) در این دوره انتخابات نیز به صورت جدی، دغدغه‌ای برای اصولگرایان شده بود. اصولگرایان که دو انتخابات گذشته را به رقیب قدیم خود واگذار کرده بودند، این بار نمی‌خواستند بی گدار به آب زده و با نامزدهای متعدد وارد انتخابات شوند. به همین دلیل با محوریت نامزد شکست خورده انتخابات سال 76 یعنی علی‌اکبر ناطق نوری، شورایی به عنوان «هماهنگی نیروهای انقلاب» تشکیل شد. هر چند گفته می‌شود جرقه تشکیل چنین شورایی نخستین بار بعد از انتخابات سال 80 زده شد اما پراکندگی این جناح برای ورود به رقابت‌های انتخاباتی از جمله مجلس و شورای شهر تنها دلیل حقیقی برای تشکیل آن بود. این شورا که نام اولیه‌اش گروه «2+13» بود، از 15 تشکل با مشی اصولگرایانه تشکیل می‌شد. از این 15 تشکل، 13 تشکل عضو جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری و دو تشکل نیز جمعیت تازه تاسیس ایثارگران و جبهه اعتدال و توسعه بود. این شورا رسما در آذر 83، چهار اصل «اعتقاد به اسلام، وفاداری به انقلاب، پیروی از رهنمودهای امام خمینی(ره) و اطاعت از رهبری» را مبنای اتحاد استراتژیک خود معرفی کرده و با هدف انسجام اصولگرایان وارد عرصه انتخابات شد.

شورای هماهنگی نیروهای انقلاب از بین نامزدهای اصولگرایان، پنچ نفر (لاریجانی، ول����یتی، توکلی، رضایی و احمدی‌نژاد) را انتخاب کرد تا مورد بررسی قرار دهد. به دلیل تمایلات شدید شورای هماهنگی به نامزدی لاریجانی، از بین این افراد، احمدی‌نژاد و ولایت حاضر نشدند مورد بررسی این شورا قرار گیرند. در ادامه کار و با مشخص شدن نامزدی هاشمی، ولایتی به نفع او از ادامه رقابت استعفا داد. با این همه کمیته منتخب شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در نهایت با نقش‌آفرینی برخی چهره‌های نزدیک به لاریجانی تصمیم گرفت در انتخابات سال 84 از علی لاریجانی حمایت کند. این تشکل از نامزدهای اصولگرای دیگر خواست به این موضوع تمکین کرده و از ورود به انتخابات بپرهیزند. با این همه آبادگران و جمعیت ایثارگران با سرکردگی چمران و فدایی، دو تشکل اصولگرایی بودند که به این خواسته تن نداده و به صورت مستقل وارد انتخابات شدند.
جمعیت ایثارگران بعد از جدایی از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به صورت جداگانه از نامزدی محمدباقر قالیباف که کمی دیر، اعلان آمادگی کرد، حمایت کردند؛ این در حالی بود که محمود احمدی‌نژاد، شهردار وقت از اعضای شورای مرکزی این جمعیت بود. از سوی دیگر ناطق نوری که از نزدیکان هاشمی بود نسبت به ادامه رقابت اصولگرایان با هاشمی تردید کرد و همین تردیدها باعث شد که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دیگر رمق ادامه فعالیت نداشته باشد. حتی گفته شده است که ناطق نوری همان روز انتخابات دست از حمایت لاریجانی برداشت و از هاشمی حمایت کرد. از سوی دیگر این انتخابات با سکوت مصلحتی جامعتین مواجه شد. جامعتین که در انتخابات دوره گذشته نیز سکوت کرده بود این بار شاهد تکثر آرای اعضا بود. این تشتت جدی، مانع از موضع‌گیری رسمی و تصمیم‌گیری به خود اعضا واگذار شد. بخش از اعضای این دو تشکل مرجع اصولگرا از لاریجانی حمایت کرده و بخشی دیگر از هاشمی و احمدی‌نژاد گفته شده است اقلیت نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی تنها حامیان احمدی‌نژاد در جامعتین بوده‌اند با وجود این نزدیک به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیانیه‌ای به امضا چند تن از مدرسین حوزه علمیه قم در حمایت از هاشمی صادر شد که به نظر در جلب آرای مردمی ترتیب اثر نداشت.

هر چند رهبران شورای هماهنگی نیروهای انقلاب معتقد بودند ائتلاف‌آبادگران تاثیرگذاری زیادی نخواهد داشت اما نامزد این طیف یعنی محمود احمدی‌نژاد به دور دوم انتخابات راه یافت و رقیب هاشمی، نامزد اصلاح‌طلبان شد. در دوره انتخابات، جمعیت ایثارگران نیز به ائتلاف آبادگران پیوسته و در مقابل هاشمی از شهردار وقت تهران حمایت کرد. در نهایت نام محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دولت نهم از صندوق آرا بیرون آمد و چهار سال عنوان پاستور را به دست گرفت.

شواری هماهنگی نیروهای انقلاب بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 با انصراف اعضای اصلی آن از جمله علی‌اکبر ناطق نوری رو به انحلال نهاد. ناطق نوری در این مدت از برخی مواضع دولت احمدی‌نژاد انتقاد کرد و این انتقادات مقدمه‌ای برای انتقاد شدید از مشی اصولگرایانه ناطق نوری از سوی نزدیکان جریان پیروز در انتخابات سال 84 شد. شیخ نیز که نمی‌خواست انتقادی بشنود عطای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را به لقای آن بخشید و از آن کنارگیری کرد. با کناره‌گیری کدخدای اصولگرایان و انفعال چهره‌های دیگر همچون حبیب‌الله عسگر اولادی، سکانداری شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به دست علی لاریجانی و رفیق قدیمی‌اش یعنی محمدرضا باهنر افتاد. هر چند اصولگرایان تلاش داشتند این شورا را سر پا نگه دارند ولی در این کار موفق نبوده و با شکل‌گیری مجالس اصولگرای هشتم دیگر لزومی بر وجود چنین تشکیلاتی ندیدند. هر چند شاید امروز هم در لابه‌لای اخبار، بیانیه و خبری از این شورا ملاحظه شود ولی عملا جلساتی با این عنوان تشکیل نمی‌شود.

 پس از پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84، میدان بعدی رقابت، انتخابات مجلس هشتم بود. اصولگرایان تلاش زیادی در جهت انسجام و ورود یکپارچه به این انتخابات کردند ولی در نهایت دو لیست برای انتخابات ارائه دادند. لیست اصلی اصولگرایان متعلق به جبهه متحد اصولگرایان (مرکب از سه ضلع یعنی «جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری»، «جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و اصولگرایان تحولخواه» و «ائتلاف رایحه خوش خدمت») بود. هر چند بر سر نامزد طیف‌های اصولگرا کمی اختلاف ایجاد شد ولی در نهایت اکثریت کرسی‌های مجلس از آن اصولگرایان شد.

انتخابات سال 88؛ حمایت از احمدی‌نژاد

فعالیت‌های انتخاباتی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در حالی شکل گرفت که این بار کثرت نامزدها مطرح نبود به رغم انکارهای محمود احمدی‌نژاد، اصولگرایان او را همراه خود می‌پنداشته و نمی‌توانستند از گزینه دیگری حمایت کنند؛ البته برای فعال‌سازی دوباره شواری هماهنگی و نامزدی لاریجانی تلاش‌هایی شکل گرفت اما به نتیجه نرسید. از سوی دیگر سیاست‌مداران به این نتیجه رسیده بودند که بر اساس تجارب انتخابات‌های ریاست جمهوری گذشته احتمال این که ملت این بار به کسی به جز رئیس‌جمهور وقت رای بدهند بسیار ضعیف است. جناح اصلاح‌طلب نیز برای آن که بار دیگر نتیجه انتخابات را به رقیب واگذار نکند سراغ چهره‌های سنتی‌تر خود رفته و چهره‌‌ای همچون میرحسین موسوی را مقابل احمدی‌نژاد علم کردند. ورود چهره‌ای مانند موسوی که اصولگرایان دل خوشی از او نداشتند باعث شد حبیب‌الله عسگر اولادی دبیر کل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری نمایندگی از 15 تشکل اصولگرا رسما از احمدی‌نژاد حمایت کند این در حالی بود که احمدی‌‌‌نژاد حمایت قاطع جامعتین را نداشت. چرا که او نه در جلسه شورای مرکزی «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» و نه «جامعه روحانیت مبارز» حد نصاب آرا را به دست نیاورد. با وجود این دبیرخانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه کوتاهی اعلام کرد اکثریت این تشکل از کاندیداتوری احمدی‌‌نژاد حمایت می‌کنند. پیش‌تر آیت‌الله محمد یزدی، دبیر کل جامعه مدرسین گفته بود که رای احمدی‌نژاد در این تشکیلات روحانی اصولگرا سه رای با حد نصاب فاصله دارد.

 از سوی دیگر جامعه روحانیت مبارزه بیانیه‌ای صادر نکرد و تنها آیت‌الله مهدوی کنی دبیر کل این تشکیلات طی یک گفت‌وگویی اعلام کرد: «اکثریت جامعه روحانیت مبارز در انتخابات از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند و بنده نیز آقای احمدی‌نژاد را اصلح می‌دانم و به ایشان رای می‌دهم.»

پس از پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، اصولگرایان همچنین یک تجربه گران‌بها برای کسب کرسی‌های مجلس را در کارنامه خود ثبت کردند. این بار هر چند به بهانه‌های مختلف، اصلاح‌طلبان از ورود جدی به انتخابات استنکاف ورزیده بودند ولی اقبال عمومی حتی با نامزدهای مستقل نیز نبود و اصولگرایان با ساختار جدید «جبهه متحد اصولگرایی» توانستند اکثریت بهارستان را از آن خود کنند. اوج احیای نقش‌آفرینی بزرگان اصولگرا، در انتخابات مربوط به انتخابات مجلس نهم است که در آن جامعتین منشور اصولگرایی را تعریف و سپس ساختار 8+7 را ایجاد کردند که توانست بار دیگر اکثریت کرسی‌های مجلس را از آن خود کند.

استراتژی اصولگرایان برای سال 92

تنها ائتلافی که تا کنون به ثبت رسیده، ائتلاف سه‌گانه اصولگرایان است که شامل ائتلاف «محمدباقر قالیباف، علی‌اکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل» می‌شود. این ائتلاف تا به امروز تلاش کرده ارتباط خود را با روحانیت به ویژه جامعتین حفظ کند. از این رو چند بار به دیدار آیات مهدوی کنی و یزدی رفته است. از سوی دیگر حجت‌الاسلام مصطفی‌پور محمدی، رئیس ستاد انتخابات جامعه روحانیت مبارز و از نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری به رسانه‌ها می‌گوید که «در جامعه روحانیت مبارز در حال رسیدن به یک سازوکار مشخص برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری  هستیم.» جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری نیز سه نفر یعنی «یحیی آل اسحاق، محمدرضا باهنر و منوچهر متکی» را به عنوان نامزدهای پیشنهادی به جامعتین و اصولگرایان معرفی کرده است. جبهه پایداری نیز به دنبال نامزد مستقل در انتخابات است و تاکنون سه گزینه به نام‌های «سعید جلیلی، کامران باقری لنکرانی و پرویز فتاح» را اعلام کرده است. همچنین مشخص است که گزینه نهایی جبهه ایستادگی، محسن رضایی باشد؛ چهره‌هایی همچون اسفندیار رحیم مشایی، غلامحسین الهام با اوصافی که بدان اشاره شد می‌توان پیش‌بینی کرد اصولگرایان با گزینه‌های متعددی در انتخابات خرداد 92 شرکت کنند. چرا که زمان کافی برای احتمال شکل‌گیری ائتلاف، ریش‌سفیدی و کناره‌گیری افراد وجود ندارد.

تاریخ

رویداد

نامزدها

پیروز

اسفند 74  

انتخابات مجلس پنجم

اصولگرایان و اصلاح طلبان

اصولگرایان توانستند اکثریت مجلس را کسب کنند ولی اصلاح‌طلبان نیز اقلیت قوی تشکیل دادند

خرداد 76

انتخابات ریاست جمهوری هقتم

علی‌اکبر ناطق نوری از اصولگرایان، سیدمحمد خاتمی از اصلاح‌طلبان و رضا زواره‌ای، محمد محمدی ری شهری از مستقلین

اصلاح‌طلبان (خاتمی)

بهمن 78

انتخابات مجلس ششم

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان

اصلاح‌طلبان اکثریت کرسی‌های مجلس را کسب کردند

خرداد 80

انتخابات ریاست جمهوری هشتم

احمد توکلی از اصولگرایان، محمد خاتمی از اصلاح‌طلبان و علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوری‌فرد، منصور رضوی، شهاب‌الدین صدر، علی فلاحیان، مصطفی هاشمی‌طبا و محمود کاشانی از مستقلین

اصلاح‌طلبان (خاتمی)

اسفند 82

انتخابات مجلس هفتم

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان

اکثریت مجلس از آن اصولگرایان شد و اصلاح‌طلبان اقلیت شدند

خرداد و تیر 84

انتخابات ریاست جمهوری نهم

علی لاریجانی از اصولگرایان، هاشمی از اصلاح‌طلبان و مهدی کروبی، محمود احمدی‌نژاد، محمدباقر قاليباف از مستقلین

مستقلین (احمدی‌نژاد)

اسفند 86

انتخابات مجلس هشتم

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان

اصولگرایان اکثریت را به دست آوردند و اصلاح‌طلبان اقلیت

خردااد 88

انتخابات ریاست جمهوری دهم

محمود احمدی‌نژاد و محسن رضایی از اصولگرایان و میرحسین موسوی و مهدی کروبی از اصلاح‌طلبان

اصولگرایان (احمدی‌نژاد)

اسفند 90

انتخابات مجلس نهم

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان

اصولگرایان قریب به اتفاق کرسی‌های مجلس را به دست آوردند و اصلاح‌طلبان به تعداد بسیار معدود

خرداد 92

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

 

 

نام:
ایمیل:
نظر: