صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۶۸۸۹
ابراهیم بهشتی / کارشناس مسائل سیاسی - اشاره: این روزها در کنار گزینه‌های احتمالی انتخابات ریاست جمهوری و انتشار خبرها و گزارش‌هایی از تحرکات انتخاباتی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، نام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بیشتر برده می‌شود. در تحلیل‌ها و گمانه‌هایی که مطرح می‌شود سناریوهای مختلفی برای ایفای نقش و کیفیت حضور او در عرصه رقابت انتخابات مورد اشاره قرار می‌گیرد. یکی از این سناریوها نیز حضور شخص او به عنوان کاندیدای انتخابات است. این گزینه چندی پیش برای اولین بار توسط یکی از روزنامه‌های مدافع هاشمی مطرح و از آن زمان در محافل سیاسی و رسانه‌ها به بحث و بررسی گذاشته شد.

استقبال سرد اصلاح‌طلبان در اصولگرایان از نامزدی هاشمی

با وجود گذشت چند هفته از طرح موضوع کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی، طرفداران او در مجموعه طیف‌های اصلاح‌طلب و نزدیکان و اطرافیانش استقبال گرمی از طرح این موضوع نداشته‌اند. هر چند هاشمی خود کاندیداتوری در انتخابات را تکذیب نکرده اما برخی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به او همچون محمد هاشمی برادر و رئیس دفتر او نامزدی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تکذیب کرده‌اند از سویی دیگر برخی چهره‌های اصلاح‌طلب هم صریحا با کاندیداتوری او مخالف کرده‌اند. محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و نماینده اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم تاکید کرده که هاشمی به جای نامزدی باید سکاندار انتخابات ریاست جمهوری 92 باشد و مجموعه‌ای از نیروهای دلسوز نظام را دور هم جمع کند تا با هماهنگی وی یک فرد باسابقه و پخته در سیاست به عنوان کاندیدا به مردم معرفی شود.

محمدرضا تابش دیگر چهره مجلسی اصلاح‌طلب از این فراتر رفته و امکان حمایت اصلاح‌طلبان از کاندیداتوری هاشمی را رد کرده است. خواهرزاده سیدمحمد خاتمی درباره نزدیکی هاشمی رفسنجانی با اصلاح‌طلبان افزوده است. «هاشمی رفسنجانی شخصی تاثیر‌گذار و موثر در طول انقلاب اسلامی بوده است و در بین کارگزاران و مردم از موقعیت خوبی برخوردار است. البته درست است که اخیرا مواضع ایشان به مواضع اصلاح‌طلبان نزدیک بوده است، اما این گونه نیست که ایشان رهبر اصلاح‌طلبان شود در واقع شخصیت ایشان محترم است و حضور ایشان می‌تواند در صحنه سیاسی کشور بسیار کارساز باشد، البته به شرط اینکه محدودیت‌هایی که برای هاشمی نیز وجود دارد برداشته شود. اما همانطور که اشاره کردم آقای هاشمی رفسنجانی نمی‌تواند رهبر اصلاح‌طلبان شود و نمی‌توان از ایشان هم انتظار داشت که یک اصلاح‌طلب تمام عیار باشد...» از سوی دیگر جریان‌های اصلاح‌طلب و چهره‌های شاخص این جریان هم به استثنای تک چهره‌هایی همچون صادق زیبا کلام، استقبال قابل توجهی از طرح نامزدی او نکرده‌اند.

در میان طیف‌های مختلف اصولگرایان میانه‌رو سنتی هم موضوع کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی مورد استقبال قرار نگرفت. محمد رضا باهنر در اظهارنظری در خصوص احتمال نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی گفته است. «من فکر می‌کنم مصلحت نیست که آقای هاسمی وارد میدان شود. ایشان جایگاه ویژه خودشان را داشته و باید جایگاه خود را حفظ کنند. نیروها هم زیاد هستند که دارند فعالیت می‌کنند. ما در این دوره کمبود کاندیدا نداریم، بلکه اضافی هم داریم. می‌شود مدیریت و حمایت کرد تا انتخابات خوبی داشته باشیم». مالک شریعتی عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی نیز در پاسخ به سوالی در مورد کاندیداتوری هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری گفته است: «اصولگرایان در این انتخابات از هاشمی حمایت نخواهند کرد؛ چرا که ایشان در دوران حوادث سال 88 مواضع و خط مشی سیاسی خود را نشان دادند».

رضایت حامیان دولت و جبهه پایداری

با وجود این عدم استقبال اصلاح‌طلبان و اصولگرایان از طرح نامزدی هاشمی رفسنجانی و حتی اعلام مخالف صریح خود با این موضوع، طیف حامیان دولت و جبهه پایداری موضع مخالفی درباره کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی نگرفته و گاه از این موضوع استقبال هم کرده‌اند برخلاف این گمانه عمومی که هم زمان با طرح کاندیداتوری هاشمی مخالفان سرسخت او در رسانه‌های جبهه پایداری و حامی دولت موج جدیدی از هجمه و تبلیغات منفی علیه او را شروع خواهند کرد، هیچ واکنش منفی از سوی این‌ها دیده نشد. این طیف از نیروهای سیاسی در برابر طرح نامزدی هاشمی یا سکوت کردند یا استقبال کردند و از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های او و در عرصه داخلی و خارجی نوشتند. مشخصا هفته‌نامه 9 دی ارگان جبهه پایداری در گزارش تحلیلی به موضوع کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی پرداخت محتوای این گزارش به گونه‌ای بود که بسیاری از رسانه‌های دیگر از آن به عنوان چرخش و تغییر مواضع جبهه پایداری در برابر مواضع هاشمی یاد کردند.

در بخش‌هایی از گزارش مذکور آمده بود: «هاشمی رفسنجانی قدرت بسیج در طیف‌های مختلف از جامعه و حتی بیرون از کشور را دارد. او در صورت حضور در صحنه می‌تواند با ارائه پالس‌هایی به غرب حتی شاید برخی از تحریم‌های غیرقانونی علیه ایران را برای مدتی به حالت تعلیق در آورد تا وجهه مثبتی در افکار عمومی برایش فراهم آید. او حتی می‌تواند با حکام مرتجع و دیکتاتور عرب ارتباط برقرار کرده و رابطه فعلی را بهبود بخشد. از این طریق است که او در صحنه داخلی، ما به ازایی برای ادعاهای خود مبنی بر منجی‌گری در داخل یافته و هر آنچه غرب علیه ایران اعمال کرده – که ناشی از پیشرفت‌ها، بیداری اسلامی و عصبانیت آنان از زنده شدن شعارهای انقلابی، رشد و عدم تسلیم ما بوده – را ناشی از مدیریت ناصحیح دولت و نظام معرفی کند. در صحنه داخلی نیز از جماعت فتنه‌گر تا سنتی‌های اصولگرا و حتی بخشی از بدنه روحانیت تا گروهی از افراطیون متظاهر به حزب الهی می‌توانند به راحتی گرد او حلقه زده و ورژن هاشمی رفسنجانی 2013 را به نمایش بگذارند!... از همین بابت است که می‌توان به ضرس قاطع از هم اکنون حضور وی در صحنه را اعلام کرد».

علاوه بر این حمید رسایی عضو ارشد جبهه پایداری نیز در اظهارنظری جداگانه درباره کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی گفته است: «کاندیدا شدن حق قانونی و سیاسی ایشان است مثل همه رجال سیاسی دیگر و اتفاقا در گرم شدن تنور انتخابات و افزایش مشارکت قطعا موثر است. به نظرم اگر ایشان حضور پیدا کند می‌تواند از میزان مقبولیت افکار و نظرات خودشان در جامعه ارزیابی دقیق‌تری پیدا کنند، به ویژه که ایشان قائل به این هستند که اگر مردم کسی را نخواستند او حق تحمیل خودش را به جامعه ندارد».

احیای فضای سیاسی دو قطبی

به نظر می‌رسد، طرح کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات پیش‌رو بیش از هر جناح و جریان سیاسی، به نفع طیف حامی دولت و جبهه پایداری باشد که به شدت مایل به دو قطبی کردن فضای سیاسی کشور و انتخابات هستند. این دو جریان که البته آبشخور و ماهیت سیاسی آنها در حقیقت یکی است و هر دو سر منشاء خود را سوم تیر سال 1384 می‌دانند، علاقه وافری به رویکردهای صفر و صدی دارند و احتمال پیروزی خود در فضای دو قطبی را بیشتر می‌دانند. آنها اساسا کسب رای محمود احمدی‌نژاد در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و همچنین سال 1388 را مدیون همین فضای دو قطبی می‌دانند. این طیف از نیروهای سیاسی در انتخابات مجلس نهم هم تلاش بسیار کردند تا با بزرگ‌نمایی هاشمی رفسنجانی و تدارکات او برای انتخابات مجلس، یک بار دیگر همه اصولگرایان را زیر بیرق خود جمع کنند و به جنگ با هاشمی و اصلاح‌طلبان بفرستند. آنها مایل بودند تا با ایجاد دوگانگی بین آیت‌الله مهدوی کنی (به نمایندگی از هاشمی) و آیت‌الله مصباح یزدی این ایده را ترویج دهند که انتخابات مجلس نهم و رقابت بین جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری در حقیقت رقابت بین دیدگاه مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی است این تلاش‌ها و تبلیغ «هاشمی هراسی» البته را به جایی نبرد و با روشنگری‌هایی که صورت گرفت، نقشه‌های آنها نقش بر آب شد.

با وجود این طرح دوباره نام هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری، بدون تردید خوشایند این بخش از نیروهای سیاسی است. نامزدی هاشمی این فرصت را برای آنها مهیا می‌کند تا یک بار دیگر فضای دو قطبی سیاسی را احیا کنند. کما اینکه در گزارش تحلیلی یاد شده در هفته‌نامه 9 دی نیز بر روی همین موضوع انگشت گذاشته شده و نویسنده از هم اکنون یک طرف رقابت انتخابات را هاشمی رفسنجانی دانسته و این گونه القاء کرده که هر گزینه یا نامزدی که در جبهه آنها نباشد، در میدان هاشمی رفسنجانی بازی می‌کند و مورد حمایت اوست. این دقیقا عین جمله احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 است که هر سه نامزد دیگر انتخابات را در یک طرف دسته‌بندی و آنها را نیروهای هاشمی رفسنجانی خواند. در گزارش 9 دی آمده بود: «حال وظیفه جریان سوم تیر به عنوان منتقدان اصلی سیاست‌های جریان هاشمی رفسنجانی، بسیار سنگین و خطیر خواهد بود. بر این اساس تمامی حرکت‌ها و رفتارهای جریان انقلابی و ارزشی باید با فرض حضور قطعی خود هاشمی یا یکی از دوستان او در انتخابات تنظیم شود...».

راز شیفتگی پایداری‌ها به دو قطبی کردن فضا

اما چرا جریان حامی دولت و جبهه پایداری شیفته دو قطبی کردن فضای سیاسی است؟ چرا آنها شانس خود برای پیروزی را در چنین فضایی بیشتر می‌دانند؟ فضای دو قطبی علاوه بر تجربه‌های موفقیت‌آمیز برای آنها در دو دوره  انتخابات ریاست جمهوری پیشین که به لحاظ روانی برای آنها روحیه‌بخش و تقویت‌کننده است، واجد ویژگی‌ها و مشخصه‌هایی است که با خواسته‌ها و شرایط گفتمانی آنها تطابق پیدا می‌کند. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

برجسته شدن وجه سلبی گفتمان‌ها به جای وجوه ایجابی: عرصه انتخاباتی عرصه رقابت برنامه‌ها و سیاست‌های گروه‌های مختلف در قالب گفتمان‌های متفاوت است. گفتمان‌های مختلف خود را به معرض نمایش و گزینش عموم می‌گذارند و افکار عمومی نیز با بررسی مولفه‌های گوناگون آنها، هر کدام را که نزدیک‌تر به نیازهای جامعه دانستند انتخاب می‌کنند. اما دو قطبی شدن فضای سیاسی و غلبه رویکردهای اصطلاحا سیاه و سفیدی که همراه است با تشدید هیجانات و احساسات، فرصت بررسی‌های نقادانه و عالمانه را از بین می‌برد. در حقیقت در چنین شرایطی این شور انتخاباتی است که ممکن است در زیر هجمه‌های بزرگ و موج عظیم تبلیغاتی که توام است با تخریب و تحریف رقیب، شعور انتخاباتی را تحت‌الشعاع قرار دهد. گفتمان‌های برنامه محور در چنین فضایی مجالی مناسب برای طرح ایده‌های خود نمی‌یابند و به جای آن گروه‌های و جریان‌هایی که در تخریب و برجسته کردن خطاها و ضعف‌های رقیب توانایی دارند، می‌توانند تاثیرگذار باشند. این نیروها بدون اینکه از داشته‌های خود سخن بگوییند برنداشته‌های رقیب انگشت می‌گذارند و در این بین از ایراد اتهام و بیان کردن آمار و ارقام غیر واقعی نیز ابایی ندارند. مسلما آنها که در چارچوب گفتمانی خود برنامه یا سیاست قابل توجهی برای ارائه به مخاطبان ندارند، از چنین فضایی استقبال می‌کنند تا در میان همهه‌ها و هیجانات احساسی، اذهان عمومی را از نداشته‌های خود منحرف و به نداشته‌های رقیب سوق دهند.

سرپوش گذاشتن بر کارنامه غیر قابل دفاع: سال آخر دولت‌ها همراه است با ارزیابی‌های کارشناسان و جریان‌های مختلف سیاسی و اجتماعی. دولت‌ها از عملکرد خود دفاع می‌کنند و اقدامات انجام شده را برجسته می‌کنند و در نقطه مقابل منتقدان هم کارهای انجام نشده و وعده‌های علمی نشده را مورد اشاره قرار می‌هند به خصوص که جریان حاکم در انتخابات هم حضور داشته باشد. جریان حامی دولت و جبهه پایداری – که جزو بنیانگذاران و حامیان اولیه دولت محسوب می‌شوند – نیز از این قاعده مستثنا نیستند. آنها در انتخابات پیش‌رو باید به دفاع از عملکرد خود بپردازند و در برابر سیل انتقادات موجود در حوزه‌های مختلف، از وعده‌های عملیاتی نشده و طرح‌های بر زمین مانده و اقدامات چالش برانگیز سخن بگویند. با توجه به حجم بالای انتقادات از دولت فعلی، طبیعی است که حامیان دولت ترجیح می‌دهند در انتخابات پیش‌رو رقیبی غیر اصولگرا داشته باشند، تا با بزرگ‌نمایی کردن و القای ترس از حاکم شدن رقیب غیر اصولگرا، اذهان منتقدان اصولگرای دولت را به سوی دیگری سوق دهند. در چنین شرایطی نامی همچون هاشمی (چه خودش حضور مستقیم داشته باشد چه از کاندیدایی حمایت کند) گزینه مناسبی است تا دیگر طیف‌های اصولگرای حاضر در انتخابات از ترس پیروزی او انتقادهای خود از دولت را به کنار نهاده و در حقیقت اشاره‌ای به کارنامه احمدی‌نژاد نداشته باشند

سرپوش گذاشتن برضعف‌ها و سابقه جبهه پایداری: در صورت حضور هاشمی در انتخابات و دو قطبی شدن فضای سیاسی، جبهه پایداری و حامیان دولت که در طول سال‌های گذشته بیشترین حمله‌های و هجمه‌ها را به او داشته‌اند، این حق را برای خود قائل خواهند بود که گزینه مورد حمایت آنها بهترین فرد برای رویارویی با هاشمی خواهد بود. در گزارش یاد شده هفته‌نامه 9 دی این مسئله به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است: «بنابراین دلسوزان انقلاب اسلامی باید به دنبال افرادی در مجموعه نیروهای انقلابی باشند که از قدرت مقابله با شخص یا تفکر هاشمی رفسنجانی برخوردار بوده و توان لازم در این مواجهه – نه فقط در ایام انتخابات که در کل زمان حضور در منصب خدمتگزاری – را دارا باشند». براساس چنین تصوری کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی، مورد استقبال جبهه پایداری قرار خواهد گرفت، چرا که در این صورت سابقه‌ این جبهه در اخلاف‌افکنی‌ها بین اصولگرایان و تندروی‌های آنها و اتهامات فراوان آنها نسبت به مسئولان و چهره‌های انقلابی به فراموشی سپرده می‌شود و همه چیز تحت‌الشعاع انتخابات و رقابت با هاشمی یا گزینه مورد حمایت او قرار خواهد گرفت.

برگرداندن مسیر تحولات از میانه‌روی: انتخابات مجلس نهم و نتیجه آن به اذعان بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، حاکم شدن روحیه میانه‌روی و پرهیز از تندوری‌ها در کشور بود جبهه پایداری و حامیان دولت با وجود تبلیغات بسیار در انتخابات مذکور به نتیجه رضایت‌بخشی دست نیافتند. هر چند برخی نیروهای شاخص فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم به مجلس نهم راه یافتند، اما تعداد آنها کمتر از آن است که بخواهند به صورت سازمانی و تشکیلاتی جریان‌ساز باشند و فضای کشور را از مسیر میانه‌روی و عقلانیت به سوی دیگری هدایت کنند. قرائن و شواهد موجود در جامعه و گروه‌ها و جمعیت‌های تایثرگذار بر انتخابات و برخی نظرسنجی‌هایی که انجام شده هم حکایت از آن دارد که به صورت طبیعی این میانه‌روی و عقلانیت در انتخابات ریاست جمهوری هم تداوم خواهد یافت. حضور هاشمی و دو قطبی کردن فضای سیاسی این فرصت را به تندروها خواهد داد تا یک بار دیگر در فضای احساسی و هیجانی عرض اندام کنند. 

این جریان که به خاطر ماهیت تنش‌زای خود میانه‌روی و حاکم شدن عقلانیت و برنامه‌محوری را در تضاد با خواسته‌ها و اهداف خود می‌بیند، از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی بهره می‌جوید تا مسیر میانه‌روی را به سمت تندرویی سوق دهد بنابراین دو قطبی شدن فضای سیاسی کشور تحفه‌ای است بی‌نظیر برای طیف‌های تندرو که با بزرگ‌نمایی رقیب بر ضعف‌ها عملکرد غیر قابل دفاع خود سرپوش بگذارند، اذهان عمومی را از نداشته‌ها و سیاست‌های متناقض خود و از وعده‌های عملیاتی نشده منحرف کرده و خود را مستحق و واجد شایستگی لازم برای رویارویی با این رقیب بزرگ بدانند. کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی اگر برای هیچ کدام از جناح‌های سیاسی کشور اصطلاحا آبی نداشته باشد، برای تندروها نان دارد .

نام:
ایمیل:
نظر: