توافق ژنو فرصت مهم پیش روی دولت یازدهم است»، «توفیق در مذاکرات خارجی، دست روحانی را برای چانهزنی در مسائل داخلی باز میکند»، «کرکره همکاری با احمدینژاد پایین کشیده شده است»، «جبهه پایداری سرمایه اجتماعی برای رقابت ندارد». این سخنان چکیده گفتوگوی ابراهیم اصغرزاده با «خانه ملت» است. نماینده ادوار مجلس در این گفتوگو اظهار داشت: همانقدر که گفتوگو و تعامل با امریکا و غرب از موضع ضعف باعث حقارت و شکست ملی میشود، گفتوگو در موضع برابر و معامله دو جانبه با آنها برای سیاست خارجی ایران پیروزی به شمار میرود و باعث ارتقای شأن و منزلت و منافع ما در سطح منطقه و جهان خواهد شد. ابراهیم اصغر زاده، در رابطه با رویکرد فعلی دولت مبنی بر تمرکز بر مذاکرات هستهیی گفت: تمرکز روی روابط خارجی، به ویژه رسیدن به توافقی در ژنو نه تنها لازم که با توجه به تاثیر فلجکننده تحریمها، فوریت مضاعف داشت.
درست مثل بیماری که تب تند بالای چهل درجه دارد؛ باید اول جلوی تشنج او را گرفت بعد سراغ درمان کامل رفت. نمیشود کشوری مثل ایران را که در تله اجماع جهانی علیه خود گرفتار شده، به حال خود رها کرد. وی ادامه داد: از آن زمان که رییسجمهور سابق قطعنامههای شورای امنیت را ورقپاره خواند و باعث شد پرونده ایران از مرجعیت آژانس خارج و به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود، اتحاد عمل و اجماع شکل گرفته، منجر به تخریب پرستیژ بینالمللی ایران، انزوای روزافزون، اعمال تحریمهای فلجکننده شد. اصغرزاده گفت: مطالبه عموم مردم در انتخابات92 این بود که دولت جدید کاری کند تا اجماع جهانی شکسته و ایران مجددا اعتبار خود را در جامعه جهانی پیدا کند؛ دولت هم باید بر اتمسفر ایران هراسی و ایران ترسی غلبه میکرد.
این نماینده ادوار با بیان اینکه سیاست ورزی زیرکانه مردم در دست رد زدن به سینه برخی از کاندیدهای مدعی تداومِ چالش با دنیا، فرصت جدیدی پیش پای نظام گذاشت تا گرههای کور گشوده شود افزود: کافی است به دستپاچگی رژیمهای فرتوت و نژاد پرست عربستان و اسراییل که متحدان استراتژیک نیم قرن گذشته امریکا هستند دقت کنیم، میبینیم چگونه از پیشرفت مذاکرات و امکان توافق ژنو سراسیمه و برآشفته شدهاند. وی تصریح کرد: این دو رژیم که تاکنون نان ایرانهراسی را میخوردند و به بهانه لزوم مهار و کنترل ایران، هر کاری میکردند و به احدی حساب پس نمیدادند، اینک نگران بازگشت قدرتمندانه ایران به جامعه جهانیاند، البته طبیعی است که فرصت پیش رو همیشگی نخواهد ماند و زمان میتواند به سرعت از دست برود و مجددا آنانی به قدرت برگردند که دلشان به ادبیات چالهمیدانی خوش بود؛ ولو اینکه منافع ملی به خطر افتد و اقتصاد کشور گروگان گرفته شود. اصغرزاده با بیان اینکه داوری نه فقط در مورد توافق ژنو که درباره هر نوع مذاکره و توافق با دیگر بازیگران بینالمللی، پیچیده و دشوار است و نباید با آن شعاری و شتابزده برخورد کرد گفت: از قدیم گفتهاند در روابط بینالملل دوست و دشمن دایمی وجود ندارد، تنها منافع ملی دایمی است و به همین دلیل میگویند زیاده خواهی و توسعهطلبی به همان میزان مخل منافع یک کشور است که تسلیم طلبی و ذلتپذیری.
تعامل با غرب از موضع عزتمندانه، شرایط را به نفع کشور تغییر میدهد
این نماینده ادوار با بیان اینکه فرصتسوزی زیادی صورت گرفت و کشور در معرض اجماع جهانی قرار داده شد بیان کرد: در عوض امریکا به بهانه حفظ منافع خود و دوستانش در منطقه روز به روز نفوذش را گسترش داد و با قلدری تمام جلوی جذب و انتقال سرمایهگذاری خارجی به کشور ما را گرفت و با حضور نظامی در همسایگی ایران، جریان مبادله اقتصادی و شریانهای تبادل پولی ما با دنیا را قفل کرد. وی ادامه داد: نه همسایگان دریای خزر، نه همسایگان خلیج فارس و نه کشورهای دوست هیچیک با ما صادقانه برخورد نکردند و به یاری ما نشتافتند زیرا برای آنها هم مهمترین اصل راهنما، منافع ملیشان بود. اصغرزاده با بیان اینکه در چند سال اخیر اقتصاد کشور به مصرف اجناس بنجل چینی منحصر شد گفت: حالا ملت ایران در انتخابی سرنوشت ساز، سر میز برگشته و میخواهد با دنیا تعامل داشته باشد، سهم اقتصادی و سیاسی خود را در منطقه و جهان میخواهد، دیگر قطعنامههای سازمان ملل را ورق پاره نمیداند و انتظار دارد دیگران هم متقابلا حق و حقوقش را به رسمیت بشناسند. وی افزود: به هر حال شرایط بهگونهیی پیش رفته که تنها تعامل با امریکا، آن هم از موضع عزتمندانه و برابر و با قاعده «برد- برد» میتواند شرایط را به نفع کشور تغییر دهد. وی بیان کرد: استراتژی سیاست خارجی و دیپلماسی دولت، قبل از هر چیز بایستی متکی بر این اصل باشد که هزینه سیاسی و معنوی هر نوع اجماع و ماجراجویی علیه ایران را افزایش دهد و نگذارد افکار عمومی دنیا علیه منافع ایران بسیج شود.
وی ادامه داد: خسارت تبدیل فرصت به تهدید آنقدر برای کشور پر هزینه است که ضرورت تدبیر همهجانبه برای جلوگیری از تحقق آن باید در اولویت دستور کار دولت و شورای عالی امنیت ملی -که رییسجمهور نیز ریاستش را بر عهده دارد- قرار گیرد. نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه گفتوگو با دیگران و توافق ژنو فرصت مهم پیش روی دولت یازدهم است افزود: روشن است که مذاکره با 1+5 کارکردهای متعددی دارد و علاوه بر ارائه چهرهیی صلح طلب از ایران، از صدور قطعنامههای ذیل شورای امنیت جلوگیری کرده و منجر به کاهش تحریمها شده یا لااقل آنها را محدود به تحریمهای یکجانبه خواهد کرد. با این حال اگر دولت روحانی فرصت پیش رو را صرفا در مذاکرات با 1+5 خلاصه کند، اشتباه است. وی با اینکه توفیق در مذاکرات خارجی، دست روحانی را برای چانهزنی در مسائل داخلی باز میکند گفت: برخی اشتباهات پایگاه و سرمایه اجتماعی او را تحلیل خواهد برد و در نتیجه از انجام حداقلی تکالیف و وظایفش باز خواهد ماند، با اینکه دولت روحانی در برخی حوزهها موفق به اصلاح جهت شده ولی در مواردی نیز از ماموریت قانونی خود عقبنشینی کرده یا پشت گوش انداخته است، رییسجمهور بهتر از همه ما میداند که مطالبات و انتظارات انباشت شده مردم به اعتمادشان از دولت گره خورده است.
اگر دولت یک گام عقب بگذارد، تندروها دوگام پیش میآیند
اصغرزاده تصریح کرد: گروههای تندرو اگر یک گام پس گذاشته شود، دو گام پیش خواهند آمد زیرا مایلند هر خیالی مبنی بر امکان تغییر و اصلاح اوضاع را نقش بر آب کنند. برخی گروهها و دستجات سیاسی قیم مآبانه خود را مرجع انحصاری تشخیص منافع ملی و قلمرو مصالح کشور میدانند، هرگاه لازم باشد لنگه کفش پرتاب میکنند، با شانتاژ، برچسب زنی و زور حرف و موضع خود را به نام ملت جار میزنند. در این صورت دولت روحانی روی هر چیز دست بگذارد جیغ شان در میآید. اصغرزاده بیان کرد: بخش بزرگ اصولگرایان هم که آنها را عملگرا مینامم، موقعیت نوین را درک کرده و دوراندیشی پیشه کردهاند، دیگر حاضر نیستند سکان هدایت امور را به دست چتربازان سیاسی خلقالساعه بدهند و همین درایت و دوراندیشی آنها، تندروها را آزار میدهد تاکنون هم به همین علت تلاش تندروها جهت برهم زدن رابطه منطقی دولت و مجلس نقش بر آب شده است.
وی با بیان اینکه بیشتر انتقادات برخی از نمایندگان متوجه ضعف اجرایی دستگاههای دولتی است، گفت: اینکه 73 میلیون ایرانی کارشان به آنجا کشیده که حس میکنند مستحق دریافت یارانه هستند، چه ربطی به دولت کمتر از یک سال روحانی دارد. فقدان اعتماد مردم به کمپین «نه» به دریافت یارانه یا انصراف، بیش از هر چیز، پسماندی از گذشته است. وی در ادامه در خصوص سکوت احمدینژاد در برابر انتقادها از وی گفت: احمدینژاد هیچگاه سکوت نکرده است زیرا اساسا آدم ساکتی نیست بلکه باید گفت مثل فیلمهای صامت سیاه سفید سالها پیش، صدایش شنیده نمیشود؛ چون نه گوش شنوایی منتظر پیامهای ایشان است و نه جناح محافظهکار حوصله تریبون دادن به او را دارد.
لااقل تا اطلاع ثانوی کرکره همکاری پایین کشیده شده است. اصغرزاده ادامه داد: طبیعی است که احمدینژاد سعی خواهد داشت قلمرو نفوذش را گسترش دهد و فضای تنفسی بیشتری برای خود و متحدانش دست و پا کند، خطری که جامعه را تهدید میکند بستر و فرهنگ عوامزدگی و عوامگرایی است که خاک احمدینژادپرور دارد. وی در خصوص برنامهریزی نزدیکان احمدینژاد برای حضور مجدد وی در عرصه سیاسی کشور گفت: این موضوع نه چندان اهمیت دارد و نه قابل پیشبینی است. وقتی مردم در سطح ملی از اصل غافلگیری استفاده میکنند چرا سیاسیون آن را بهکار نبندند. تا زمانی که جامعه تودهوار محروم از سازمان، بسان خمیر در دستان سیاستمداران باشد در بر همین پاشنه میچرخد.
نماینده ادوار مجلس در ادامه افزود: مگر احمدینژاد دل ندارد، بسیاری از مدیران و مسوولان از کار افتاده وجود دارند که هنوز دلباخته و دلبسته خدمت به مردم و در حقیقت قدرتند، احمدینژاد که جای خود دارد. وی افزود: آن مرد که نامش احمدینژاد بود، رفته است. اگر هر ادعایی را بپذیریم، نباید از یاد برد که اصولگرایان عملگرا و معتدل در پایان دوره دوم ریاستجمهوریش، وی را بایکوت و رحیممشایی کاندیدای جانشین او را به راحتی کنار گذاشتند.
جبهه پایداری، سرمایه اجتماعی و پشتوانه لازم برای رقابت را ندارد
نماینده ادوار مجلس در خصوص حمایت جبهه پایداری از احمدینژاد گفت: رفتار جبهه پایداری هم غیرقابل پیشبینی است، ریشه ایدئولوژی پایداری را نوعی توهم توطئه شکل میدهد؛ توهمی که جزو لایتجزای ایدئولوژی سیاسی آنها شده و بر دشمننمایی و اهریمنسازی اصلاحات و اصلاحطلبان و حتی اصولگرایان معتدل استوار است. وی ادامه داد: سابقه تصمیمگیری سازمانی آنها نشان میدهد کارشان بر مدار مرید و مرادی و انتساب و نزدیکی اجزا به قطب و کانون اعظم میچرخد البته هر سنتپرستی و محافظهکاری سوپرانقلابی به همان میزان که خشک و غیرقابل انعطاف نشان میدهد، به دلیل تناقضات درونی بهشدت شکننده و آسیبپذیر خواهد بود، جریان پایداری فعلا برای سرپوش گذاشتن بر ندانمکاریهای خود و اشتباهاتی که در حمایت کورکورانه از تیم احمدینژاد مرتکب شد، دارد کاسه کوزهها را سر اصولگرایان میانهرو و عملگرا میشکند تا از خود سلب مسوولیت کند. اصغرزاده افزود: پایداری اگر حمایتش مشکلگشا بود، در انتخابات گذشته لااقل باید موقعیت بهتری از ردیف انتهای جدول کسب میکرد.
این جریان فاقد سرمایه اجتماعی و پشتوانه لازم برای یک مبارزه دموکراتیک حتی با همان اصولگرایان معتدل است، چه برسد به رقابت با اصلاحطلبان. وی با بیان اینکه سازه اصلی نظام اندیشگی و حقیقتسازی برخی جریانات، بر منطق دوگانه مرده باد و زنده باد استوار است، گفت: از میان انبوه مشکلات پیرامون خود، نمیخواهند به مسالهیابی و شناخت عمیقتر برسند و به همین علت به سادهسازی روی میآورند و فورا جهان و انسان اطراف خود را در قالب دوست و دشمن میریزند و دوگانه دیو و دلبر میسازند. نماینده ادوار مجلس تصریح کرد:
پرورشیافتگان مکتب پایداری به همهچیز از جمله سیاستورزی دموکراتیک، مشارکت عمومی، منافع ملی، تعامل و همزیستی با دیگران، و رابطه با غرب وسواس و حساسیت بیمارگونه دارند، عنوان چنین وسواسی در اصطلاح سیاسی «توهم توطئه» نامیده میشود، کسی که به توهم توطئه مبتلاست، تمام رویدادهای عمده سیاسی و تاریخی را در دست پنهان دستگاههای مخوف جاسوسی بیگانه میپندارد و در نتیجه خود را مبرا از پاسخگویی و کشف دلایل واقعی شکست میداند.ابراهیم اصغرزاده با بیان اینکه از دید جبهه پایداری، اصلاحطلبی و اصلاحات، دشمن خانگی است، افزود: به هر اندازه که دولت روحانی متهم به همسویی با اصلاحات در زمینههای فرهنگی، سیاسی و دیپلماتیک بشود، بیشتر هدف تهدید توپخانه این جبهه قرار خواهد گرفت.