چرا تندروها از يادگار امام ميترسند؟
مطهره شفیعی: «اخیرا دستهای پنهان و آشکار غرب و شرق برای ایجاد شکاف و اختلاف میان طرفداران انقلاب اسلامی به حیله جدیدی متوسل شدهاند که مسئولین عزیز و ردهبالای کشورمان و نیز شخصیتها و چهرههایی از مجلس و دولت و روحانیون را به تفکر و گرایشات وابسته و همچنین عدول از مواضع گذشته و نهایتا شرقگرایی یا غربگرایی متهم نمایند و موذیانه با طرح مسائلی از این قبیل که فلان شخصیت نظام جمهوری اسلامی راستگرا یا میانهرو یا سازشکار و غربگراست یا فلان مسئول، تندرو و انقلابی شده است، اعتماد مردم را به دستاندرکاران نظام سلب نمایند که با یاری خداوند و با رشد و آگاهی مردم، بازار اینگونه القائات در این مملکت کساد و مشتریان آن اندک بودهاند و بر مردم ثابت است کسانی که سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب پس دادهاند و در این راه به پای چوبههایدار رفته و زندانها کشیده و ترور گشتهاند و سلامت خود را از دست دادهاند و تحت شکنجههای شاه برای استقلال و آزادی مبارزه کردهاند، یقینا دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن نه تنها کمتر از دیگران نسوخته که بیشتر میسوزد و مسیر ارزشی و الهی و پرطراوت خویش را به هیچوجه عوض نمیکنند.»
این جملات را بنیانگذار انقلاب اسلامی در یازدهم مهرماه سال67 یعنی یک سال قبل از رحلتشان نگاشتند؛ شاید حضرت امام(ره) به خوبی آگاه بودند که پس از رحلتش ریشه افراطیون و تندروها نه تنها خشک نخواهد شد بلکه زمانی که فضا مهیا باشد بیش از گذشته خود را مینمایاند. اگر تا دیروز برخی بیاخلاقیها در حوزه سیاسی در گستره جناحها تعریف میشد مدتی است افراطیون عنان اختیار از کف داده و با ابزار هجمه و توهین به بزرگان در سرزمین نیستی به دنبال طلا میگردند! هر بار هم آنچه نصیبشان میشود ریگهای بیارزش است.
قلبی که طاقت هجمه به یادگار امام را نداشت
هجمه به بزرگان رسم غریبی است که در چند سال اخیر بواسطه بیتدبیری شاهد آن هستیم. اتفاق تلخی بود که مردی از یاران نزدیک و وفادار امام خمینی(ره) از هجمهها و بیتوجهیها به آموزهها و وصایای آن پیر سفر کرده بسیار دلگیر شد؛ آیتا... توسلی از بنیانگذار انقلاب اسلامی صبوری را آموخته بود اما قلب او طاقت این میزان هجمه به یادگار امام(ره) را نداشت تا اینکه در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از گلایه از ناجوانمردیها در حق بیت امام به دیار باقی شتافت.
محمدعلی ابطحی به نقل از مجید انصاری اتفاق آن روز را اینگونه نوشت: «آیتالله هاشمی از راهپیمایی 22بهمن و شهادت مغنیه در لبنان در ابتدا حرف زد و بعد راجع به بیت امام و اهانتهایی که میشود صحبتش را ادامه داد. سپس آقای توسلی از امام نقل قولهایی را خواند که امام سفارش بیت و کسانی که به ایشان خدمت کردهاند را نموده است. من داشتم از صحبتهای آقای توسلی نتبرداری میکردم. دیدم صدای آقای توسلی نمیآید. نگاه کردم دیدم روی صندلی کناری افتاده است.» او طاقت نداشت که افراطیون اینگونه بیمحابا سرمایه اعتدال و یادگار امام را هدف هجمه قرار داده و او زنده و شاهد آن باشد!
سیلیای بر چهره افراط
در سالهای پس از آن هم هجمه به یادگار امام(ره) ادامه داشت و تندروها بواسطه فراهم آمدن فضا از هر فرصتی برای هجمه به بیت امام(ره) بهره بردند که البته باز هم روسیاهی دستاورد آنها بود چرا که مردم با آنچه از امام خمینی(ره) آموخته بودند روزگار سپری میکردند و میکنند. در خرداد89 این افراطیون که از بیتوجهی جامعه به خودشان، به خشم آمده و دلخوش به حمایتهای پوشالی بودند، بدترین اقدامی که در ذهن کوچکشان میگنجید را به مرحله اجرا درآوردند که آن هم ناتمام گذاشتن سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم امام خمینی(ره) به مناسبت سالگرد رحلت امام(ره) بود.
سیدحسن خمینی از مدارا و تعامل گفت که واژهای غریب برای افراطیون بود پس طاقت از کف داده و با شعارهای انحرافی قصد بر هم زدن مراسم را داشتند. یادگار امام که راز برخورد با مخالف را از پدربزرگ به خوبی آموخته بود، سکوت کرد و همین سکوت سنگینترین سیلی بر پیکره آنها بود. در آن زمان حمایت و دلجویی مراجع از سیدحسن خمینی به مثابه آب یخ بر پیکر افراطیون بود چنانکه آیتا... وحید خراسانی با ابراز تاسف از حرکت جمعی اندک و اهانت واقع شده در 14خرداد فرمودند: «المرء یحفظ فی ولده» (انسان در فرزندانش حفظ میشود).
و آیتالله امینی گفت: «در حضور صدها میهمان خارجی و عاشقان امام راحل در روزی که متعلق به امام و امت بود، این اقدام نامناسب صورت گرفت. اینها کیستند؟ و چه خطری شما برای آنان دارید که آنها دست به چنین حرکاتی میزنند؟ چرا با شما چنین میکنند؟» آن گاه با توصیه به صبر و استقامت در مقابل ناملایمات به یادگار امام متذکر میشود که «مهمترین ویژگی امام امت تقوا و اتکاء به خدا بود که انشاءا... در همه لحظات باید از آن پیروی نماییم.» شاید رساترین پیام برای تندروها در همین نکته نهفته باشد. آیا تندروها زاده این کشور نیستند و نمیدانند آرامش و امنیت این کشور را مدیون فداکاریها و از خودگذشتیهای بزرگ مردی به نام روحا... خمینی هستند پس با چه اندیشهای به یادگار او هجمه میبرند؛ یادگاری که خود سرچشمه علم و انصاف و معرفت است.
عطش هجمه تندروها
تصور میشد با پایان عمر دولتی که در برابر این هجمهها سکوت کرده بود و با پخش عطر اعتدال در فضای کشور، عقلانیت به نیروهای تندرو و افراطی بازگردد اما گویی آنها ریشه در تندروی دارند و حیات آنها با هجمه به دیگران تعریف میشود. عطش آنها دیگر با هجمه به سیاسیون مخالف و غیرخودیهایشان رفع نمیشود بلکه سکوت و متانت یادگار امام چنان آنها را برآشفته کرده که اینبار از ابزار تهدید استفاده کرده و برای نخستینبار سبب شدند تا با سخنرانی وی در همایشی که مزین به نام امام خمینی(ره) بود، در بروجرد مخالفت شود.
روز دوشنبه بود که ایرنا این خبر را اعلام کرد و یادگار امام تمایلی به رسانهای شدن این خبر نداشت چون میدانست انتشار خبر ممانعت، به معنای اهمیت دادن به اقدامات آنهاست. در کنار این اتفاق سوالی هنوز بیپاسخ است که چرا یک بار برای همیشه وضعیت کسانی که حرمتشکنی میکنند با قاطعیت روشن نمیشود. آیا استاندار و مسئولان بروجرد نباید برنامهای بریزند تا همایشی که با نام امام مزین است برگزار شود و امنیت آن را بطور کامل تامین کنند؟
انتظار میرود دولت تدبیر و امید که ریاست آن بر عهده مردی است که سال گذشته در مراسم سالگرد آیتالله توسلی گفت: «اسلام امام (ره) اسلام منطق، وحی و قرآن بود و ما باید از مبنای امام و راه و اصول امام حفاظت کنیم.» فکری برای مقابله با تندروها و همچنین آموزش استانداران بیندیشد که این تدبیر اقدم تمام تدبیرهاست. شایسته است وزارت کشور در این زمینه اقدام و جهت روشن شدن افکار عمومی بیانیهای صادر کند.