صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۶۷۳۰۱

سرویس خارجی: سازمان اطلاعات پاکستان باسابقه فعالیت 67 ساله خود،اکنون با نام مهمترین نهاد امنیتی، از اهداف و روش‌های خاصی پیروی می‌کند و در جریانات سیاسی این کشور تاثیری مستقیم دارد.

پس از استقلال پاکستان درسال 1947،دوسازمان جدید اطلاعات دراین کشورایجاد شد،اداره اطلاعات(IB) و اطلاعات نظامیMI))،اماعملکرد ضعیف اداره اطلاعات درهماهنگی اطلاعاتی بین ارتش،نیروی دریایی وهوایی در زمان جنگ هند و پاکستان در سال 1947 ،موجب تاسیس سازمان اطلاعات داخلی موسوم به «آی. اس. آی» در سال 1948 شد.

طراحی این سازمان به گونه‌ای است که نیروهایش از بین افراد سه گانه نیروهای ارتش انتخاب ومامور جمع آوری، آنالیز وارزیابی اطلاعات خارجی،اعم از نظامی یا غیرنظامی می‌شوند.«آی. اس.آی» زاییده افکار یک افسر استرالیایی الاصل ارتش انگلیس به نام سرلشکر «کاتوم» و رئیس امورکارکنان ارتش پاکستان است. در ابتدا «آی. اس. آی» هیچگونه نقشی در جمع آوری اطلاعات داخلی،جزمنطقه مرزی شمال،غرب وکشمیرآزاد نداشت.

دراواخر«1950» که «ایوب خان» رئیس جمهور پاکستان شد، نقش«آی. اس.آی»را در حفاظت از منافع پاکستان ، تحت نظر گرفتن سیاست‌های اپوزیسیون و حفظ نقش ارتش در پاکستان افزایش و توسعه داد. «آی.اس.آی» پس ازشکست در جنگ هندوپاکستان در سال 1965، مجددا در سال 1966 سازماندهی شد. در این دوره، مسئولیت جمع آوری اطلاعات سیاسی داخلی در شرق پاکستان نیز به این سازمان واگذار شد.

بعدا در زمان انقلاب ملی گرایانه بلوچ ها در ایالت بلوچستان در اواسط 1970، «آی. اس. آی» ماموریت یافت قلمرو بلوچستان را نیز پوشش دهد.در زمان نخست وزیری «ذوالفقار علی بوتو» که منتقد نقش «آی. اس. آی» در زمان انتخابات 1970 بود و همین مسئله سبب تجزیه پاکستان و شکل گیری بنگلادش شد، «آی. اس. آی» اهمیت خود را از دست داد.پس از به قدرت رسیدن «ضیاءالحق» در ژوئیه 1977، مجددا «آی. اس. آی» توسعه یافت و مسئول جمع آوری اطلاعات در مورد گروه‌های کمونیستی «سند» و گروه‌های مختلف دیگر نظیر حزب «مردم» پاکستان شد.

در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی در سال 1980‌، فعالیت‌های پنهانی بین «آی. اس. آی» و«سیا» افزایش یافت .گروه ویژه افغان‌ها زیر نظر و فرمان کلنل «محمد یوسف»، هماهنگی‌های لازم را در آمریکا دیدند و شمار زیادی از کارشناسان علمیات پنهانی سیا، به «آی. اس. آی» ملحق شدند تا در عملیات ضد شوروی با کمک گرفتن از مجاهدین افغان شرکت کنند.

اهداف

اهداف «آی. اس. آی» را می توان اینگونه خلاصه کرد:

‌1- حفاظت از منافع پاکستان و امنیت ملی درداخل و خارج کشور.

2- تحت نظر گرفتن توسعه نظامی و سیاسی کشورهای همسایه که نسبت مستقیم با امنیت ملی پاکستان دارندودرنتیجه، فرمول بندی کردن ساختارسیاست خارجی و نحوه جمع آوری اطلاعات داخلی و خارجی.

3- هماهنگی وظایف اطلاعاتی بین نیروهای سه گانه ارتش.

4- نظارت دقیق بر کار خارجی‌ها، رسانه‌ها و فعالان سیاسی جامعه پاکستان.

5- نظارت بردیپلمات‌های خارجی مقیم پاکستان و دیپلمات های پاکستانی فعال در خارج کشور.

در حال حاضر مرکز سازماندهی «آی.اس.آی» در اسلام‌آباد مستقر شده است و رئیس آن حتما باید سپهبد ارتش پاکستان باشد. پس از وی، سه معاون به صورت مستقیم به وی گزارش می‌دهند و هرکدام در سه شاخه جداگانه «آی. اس. آی» فعالیت می‌کنند.شاخه داخلی در مواجهه با ضد اطلاعات و مسائل سیاسی داخلی پاکستان است، شاخه خارجی هدایت عملیات خارجی را بر عهده دارد و شاخه سوم مربوط به آنالیز روابط خارجی است.اکثر کارمندان «آی. اس. آی» از نیروی پلیس و ارتش و برخی واحدهای مخصوص ارتش پاکستان مثل کماندوهایاس.اس.جی»هستند.

اگرچه شمار پرسنل هیچگاه اعلام نمی‌شود، کارشناسان برآورد می‌کنند حدود 10 هزار کارمند و افسر در «آی.اس.آی» مشغول به کارند. البته این تعداد شامل خبرچین ها و ارزیاب‌ها نمی‌شود.

تشکیلات

‌1- کمیته اطلاعات مشترک: این کمیته سایر دپارتمان‌ها را هماهنگ می‌کند. تمام اطلاعات و اخبار از سایردپارتمان ها به دپارتمان«جی.آی.ایکس»فرستاده ودرآنجابعداز تحلیل و تجزیه اطلاعات، گزارش‌های مربوطه آماده می‌شود.

2-‌ اداره اطلاعات مشترک: مسئول جمع آوری اطلاعات سیاسی است و از سه زیرمجموعه تشکیل می‌شود که یکی از آنها مختص عملیات علیه هند است.

3-‌ اداره ضد اطلاعات مشترک: مسئول نظارت بر دیپلمات‌های پاکستانی شاغل در خارج از کشور و علاوه بر آن،عهده دار مسئولیت عملیات اطلاعاتی در خاورمیانه، آسیای جنوبی، چین، افغانستان و جوامع مسلمان مربوط به اتحاد جماهیر شوروی است.

4-‌ اطلاعات مشترک شمال: به صورت ویژه مسئول مناطق جامو و کشمیر است .

5-‌ اطلاعات مشترک متفرقه: مسئول عملیات جاسوسی شامل تهاجمی در سایر کشورهاست.

6-‌ مرکز اطلاعات سیگنال مشترک: مسئول جمع آوری اطلاعات در طول مرز پاکستان و هند.

7-‌ اطلاعات فنی مشترک:علاوه بر موارد یاد شده، بخش‌های مربوط به عملیات انتحاری و جنگ شیمیایی رادربرمی گیرد.

تمامی کسانی که جریانات سیاسی وروندتصمیم‌گیری در پاکستان را مورد مطالعه قرار می‌دهند، بدون‌شک نیازمند این موضوع هستند که دو کانون مهم قدرت در پاکستان را بشناسند.

از زمان استقلال کشور مسلمان پاکستان از هند بریتانیایی، کماکان دو کانون قدرت و تصمیم‌گیری در کشور پاکستان وجود داشته است که یکی نهاد دولت و دیگری ارتش پاکستان است.ارتش پاکستان و به تبع آن سازمان اطلاعات آن مهم‌ترین نهاد تصمیم‌ساز درعرصه سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور هستند؛ از این‌رو در برخی برهه‌ها میان دولت و نظامیان همگرایی وجود داشته و در برخی مواقع نیز واگرایی‌های تنش زا بر این رابطه حکمفرما بوده است.

تا آن زمان که دولت‌های نظامی مانند دولت ژنرال «پرویز مشرف» قدرت را در دست داشتند، ارتش نیزبا خیالی راحت،نسبت به حفظ منافع خوددر داخل و خارج پاکستان،روندی آرام در سیاستگذاری خود پیشه کرده است،اما با دخالت کشورهای غربی و بازیگران جهانی و مواردی مانند سال 2006 که حکومت شبه ‌دموکرات «آصف علی‌زرداری» سکان هدایت پاکستان را به عهده گرفت، ارتش و سازمان اطلاعات آن به شدت احساس خطر و رویکردی تقابلی در برابر تصمیم‌های دولت اتخاذ می کنند.

با پایان دوره حکومت زرداری و روی کارآمدن حزب «نواز‌‌شریف» و انتصاب وی در سمت نخست‌وزیر، به نظر می‌رسد روند تقابلی میان دولت و ارتش شدت گرفته است.

نواز شریف که خاطرات بد دوران مشرف را هرگز فراموش نمی‌کند، از روزآغازبه کار دولت خود،سعی کرد ارتش و به دنبال آن «آی.اس.آی» را به حاشیه براند،غافل ازاینکه ارتش در تمامی نهادهای رسمی و غیررسمی پاکستان ریشه دوانده و اجازه آرامش به دولت‌های غیرهمسو با خود را نخواهد داد.یکی از مشکلات دولت‌های مختلف در پاکستان، حضوروفعالیت گروه‌های متعدد شبه‌نظامی درمناطق قبایلی این کشوراست و تاکنون دولت‌ها یا راه مبارزه را پیش گرفته‌اند یا مذاکره، که در هر دو حالت نیز تاکنون توفیقی حاصل نشده است.

دولت نواز شریف نیز پس از گذشت روزهایی کوتاه،تصمیم گرفت بدون مشورت ومشارکت با«آی.اس.آی» از در مذاکره با تحریک طالبان پاکستان درآید و کنترل مناطق قبایلی را در دست گیرد. با این حال، شاهد هستیم که ارتش پاکستان تاکنون مانع بزرگی برسرراه این برنامه ایجاد کرده و مجوز تصمیم‌گیری در مذاکرات را صادر نکرده است.

با توجه به مطالبی که عنوان شد، مشخص می‌شود که دولت‌ها در پاکستان چاره‌ای جز کنار آمدن با ارتش و «آی.اس.آی» ندارند و درغیر این صورت، در پیشبرد اهداف و سیاست‌های خود،با مانعی بزرگ به نام «ارتش» روبرو خواهند بود.

نام:
ایمیل:
نظر: