1. فرهنگ راهبردی و توجه به مؤلفه دین
طرح رهیافت فرهنگ راهبردی برای تحلیل مسائل بینالمللی، اگرچه به تعبیری دارای ریشهای طولانی در تاریخ بشر است، اما در معنای خاص و به مثابه یک رشته دانشگاهی، به دهههای اخیر باز میگردد. طرح این رهیافت ناشی از یک تحول معرفتشناختی در عرصه مطالعات روابط بینالملل در دهههای اخیر است؛ تحولی که برای دین در تبیین پدیدههای سیاست بینالملل و سیاست داخلی نقش خاصی قائل است. پیش از این به علت حاکمیت تفکر اثباتگرایانه و عقلانیت ابزاری بر ادبیات روابط بینالملل، دین جایگاه قابل ملاحظهای در تحلیل مسائل بینالمللی ایفا نمیکرد.
از زمان انعقاد قرارداد وستفالی در سال 1648، تحلیلگران سیاست بینالملل و دیپلماتها، بر اتحاد و برخورد بین دولت ـ ملتهای حاکم تأکید داشتند که در آن کشورها براساس منافع ملی عمل میکنند و در این میان، دین تنها به امور شخصی و حیطۀ ایدئولوژیهای ملی محدود گردیده بود. (هانسون، 1389: 32) اندیشمندان عصر روشنگری و پیروان آنها، مذهب را به عنوان مبنایی برای درک و اداره جهان کنار گذاشته و در این میان اتفاق نظر داشتند که مذهب، منبعی برای تبیین جهان نیست. (فاکس، 1389: 33)
نادیده گرفته شدن نقش مذهب در مطالعات امنیت بینالملل، ناشی از تسلط مدرنیته غربی بر دانش روابط بینالملل و این فرضیه متفکران غربی بود که مدرنیته باعث زوال مذهب به عنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی قابل توجه شده است. (235: 2004، Hurd) «مورگنتا» به عنوان یکی از بزرگان رشته روابط بینالملل و پدر واقعگرایی معتقد بود که دین را میتوان به عنوان یک مقوله غیرعلمی، در تحلیلهای سیاست بینالملل نادیده گرفت. (63ـ62: 2001 Fall، Fox) نظریههای روابط بینالملل و امنیت بینالملل نیز مانند تمامی شاخههای علوم اجتماعی، تحت تأثیر مدرنیته و سکولاریسم، نقش مذهب را مورد توجه جدی قرار ندادهاند.
پس از ناکارآمدی رویکرد واقعگرایی، نوواقعگرایی و دیگر نحلههای اثباتیگرایی، توجه به جنبههای فرهنگی و غیر مادی قدرت، اهمیت ویژهای یافت. وقوع برخی تحولات مانند پیروزی انقلاب اسلامی در دهههای پایانی قرن بیستم، جایگاه عوامل یاد شده در سیاست و امنیت بینالملل را برای دانشپژوهان این حوزههای مطالعاتی غیر قابل چشمپوشی کرد. بر این اساس بود که دیدگاههای جدیدی مانند نظریه سازهانگاری1، دیدگاههای فرانوگرا و دیدگاههای انتقادی که همگی آنها به عناصر فرهنگی در شکلدهی رفتار سیاسی تأکید دارند، مطرح شده و به تدریج به گفتمان غالب در تبیین روابط و امنیت بینالملل تبدیل شدند. در این دیدگاهها، نقش دین به عنوان یکی از متغیرهای تبیینکننده رفتار سیاسی جایگاه والایی دارد.
سازهانگاری بر اساس این گزاره هستیشناختی شکل گرفته است که اهمیت ساختارهای هنجاری یا اندیشهای کمتر از ساختارهای مادی نیست و نظامهای معنایی تعیینکنندۀ چگونگی تفسیر کنشگران از محیط خودشان است. (518: 1998 ،Price & Smith) یکی دیگر از گزارههای مهم سازهانگاران این است که هویتها، سازنده منافع و کنشها هستند. طرفداران این مکتب، شناخت چگونگی ساخته و پرداخته شدن هویتها و در نتیجه آن منافع را کلید شناخت طیف وسیعی از پدیدههای بینالمللی میدانند. (519 : 1998 ،Price & Smith) از منظر سازهانگاران، هویتها اموری رابطهای هستند و باید به عنوان مجموعهای از معانی تلقی شوند که یک کنشگر با در نظر گرفتن چشمانداز دیگران به خود نسبت میدهد. هویتهای اجتماهی برداشتهای خاصی از خود را در رابطه با سایر کنشگران نشان میدهند و از این طریق منافع خاصی تولید میکنند و به تصمیمهای سیاستگذاری شکل میدهند. اینکه «خود» خود را دوست، رقیب یا دشمن «دیگری» بداند، تفاوت زیادی در تعامل میان آنها ایجاد خواهد کرد. (مشیرزاده، 1385: 322) سازهانگاران همچنین معتقدند که ساختارهای هنجاری و فکری و نظامهای معنایی، تعیینکننده چگونگی تفسیر محیطهای مادی از سوی بازیگران به شمار میروند. از این منظر، واقعیتهای بینالمللی توسط ساختارهای معرفتی که به دنیای مادی معنا میدهد، شناخته میشوند و بازیگران در قبال موضوعها و بازیگران دیگر، براساس معنا و مفهومی که آن مسائل برای آنها دارند، عمل میکنند و برای تبیین طیف گستردهای از پدیدههای بینالمللی، درک چگونگی تشکیل منافع، امری کلیدی است.
در واقع آنگونه که «اریک رینگمار» بیان میکند:
«هویتها، منافع را شکل میدهند و منافع نیز سرچشمه اقدامها هستند و به نوبه خود، کنشها و رفتارها را در سیاست خارجی به وجود میآورند و در عین حال مشروع یا نامشروع بودن برخی از اقدامها را نیز در فرهنگ سیاسی یک کشور تعیین میکند». (Ringmar, 1997: 181)
در دهههای اخیر، رهیافت فرهنگ راهبردی در عرصه مطالعات امنیتی جایگاه بسیار مهمی را به خود اختصاص داد است؛ به گونهای حتی رفتارهای راهبردی آمریکا نیز توسط اندیشمندان آمریکایی که زمانی برای عوامل فرهنگی و بهویژه دینی نقشی قائل نبودند، تحلیل میشود و برخی رفتارهای راهبردی آمریکا را بیش از آنکه بر مبنای عملکردهای خاص سیاست خارجی بدانند، براساس ارزیابی آنها از منش آمریکایی که یک مقوله فرهنگی است و نیز تصورات دینی میدانند. در این رابطه یکی از آنها معتقد است که «آمریکاییها خود را یک ملت برگزیده میدانند که براساس مشیت الهی به توسعه و تقویت نهادهای دموکراتیک و ارزشهای مبتنی بر تجربه آمریکایی میپردازد. (مک دانلد، 1389: 72)
نقش فرهنگ و دین در رفتارهای و نگرش کلان جمهوری اسلامی به جنگ و صلح آنقدر واضح است که هیچ پژوهشگری نمیتواند آن را نادیده بگیرد؛ زیرا «برای اولین بار در دوران نوین، حکومت اسلامی براساس رهنامه دینی شکل گرفت و حکومت ایران اولین تجسم از ایده اسلام سیاسی... تبدیل شده است.» (احتشامی، 1389: 70)، اما عنصر دین و مذهب چگونه بر نگرش و رفتارهای راهبردی جمهوری اسلامی تأثیر میگذارد؟ این تأثیرگذاری را میتوان به شیوههای مختلف نشان داد. در این نوشتار مهمترین مفاهیم دینی که منشأ رفتارهای راهبردی جمهوری اسلامی به شمار میروند، از قرآن کریم استخراج شده است. همین مفاهیم در نهجالبلاغه به عنوان مهمترین راهنمای عمل شیعیان جستوجو میشود.
در ادامه، انعکاس مفاهیم یاد شده در قانون اساسی به عنوان مبنای تعیینکننده رفتارهای کلان جمهوری اسلامی در حوزه جنگ و صلح و روابط با جهان خارج پیگیری شده است و پارهای از بیانات حضرت امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی و فردی که در دهه نخست، رهبری و مدیریت رفتارهای کلان انقلاب اسلامی را برعهده داشتند، و نیز مقام معظم رهبری که در 23 سال اخیر، هدایت سکان جمهوری اسلامی را در دست داشتهاند، در تأیید تأثیرپذیری رفتارها و تصمیمهای راهبردی جمهوری اسلامی بیان میشود. همچنین به تناسب، انعکاس این مفاهیم و بیانات یاد شده در رفتار راهبردی ج.ا.ایران نیز بیان میشود. طبیعی است در این مطلب کوتاه، امکان بررسی جامع بیانهای دینی در رفتار راهبردی جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست و این مهم نیازمند دهها پژوهش گسترده و عمیق است.
2. مفاهیم دینی تأثیرگذار بر رفتار راهبردی ج.ا.ایران
برخی از مهمترین مفاهیمی که میتوان انعکاس آنها را در رفتارهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران مشاهده کرد، به شرح زیر است:
1ـ2. نبرد حق و باطل و غلبۀ حق
در فرهنگ اسلامی، ستیز میان حق و باطل حاکم است و این گزاره هستیشناسی تنها به درون جوامع محدود نمیشود بلکه این مبارزه، بین جوامع مختلف انسانی نیز وجود دارد. همانگونه که در سطح جامعه، انسانها به دو گروه الهی و شیطانی تقسیم میشوند، در سطح جامعۀ جهانی نیز جوامع به الهی و اهریمنی تقسیم میشوند، اما چون حق و خیر در هستی، اصالت دارد، در نهایت بر شر و باطل پیروز میشود و براساس قوانین تغییرناپذیر هستی، پیروزی حق بر باطل قطعی است. این اصل مهم که در رفتار راهبردی جمهوری اسلامی نقش سنگ بنا را دارد، دارای مستندات متعدد دینی است.
1ـ1ـ2. قرآن کریم
آیه 62 سورۀ حج:
«ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِی الْکَبِیرُ»
(حقیقت این است که خدای یکتا حق مطلق است و هرچه جز او خوانند، باطل صرف است، و علوّ مقام و بزرگی شأن مخصوص ذات پاک خداست)
آیه 30 سورۀ لقمان:
«ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِی الْکَبِیرُ»
(این قدرت کامل به این سبب است که خدای یکتا حقّ مطلق و آنچه به جز او به خدایی میخوانند همه باطل محض است و تنها خدا [که حقّ و وجود حقیقی است] بلندمرتبه و بزرگوار است.)
آیه 53 سوره یونس:
«وَ یسْتَنبِئُونَکَ أَحَقٌ هُوَ قُلْ إی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِینَ»
(کافران از تو میپرسند که آیا این [وعده عذاب] حق است؟ بگو: آری قسم به خدای من که البته حق است و شما از آن هیچ مفرّی ندارید.)
آیه 193 سوره بقره:
«وَ قَاتِلُوهُم حَتَّی لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونُ الدِّینُ لِلهِ فَإنِ انْتَهَواْ فَلَا عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَی الظَّالِمِینَ»
(و با کفار جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر [از فتنه] دست کشیدند [با آنها عدالت کنید که] تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.)
آیه 45 سورۀ انفال:
«یا أیهَا الَّذیِنَ آمَنُواْ إذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاْنبَتُواْ وَ اذْکُرُواْ اللهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلَحُونَ»
(ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه با فوجی [از دشمن] مقابل شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که پیروزمند و فاتح گردید.)
آیه 7 سوره سجده:
«ألَّذِی أحْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِینٍ»
(آن خدایی که هر چیز را به نیکوترین وجه خلقت کرد و آدمی را نخست از خاک [پست به این حسن و کمال] بیافرید.)
آیه 50 سوره طه:
«قَالَ رَبُّنَا الَّذِی اُعْطَی کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثَمَّ هَدَی»
(موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس [به راه کمالش] هدایت کرده است.)
آیه 81 سورۀ اسرا:
«وَ قُلْ جَاء الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا»
(و [به امت] بگو که [دین] حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است.)
آیه 5 سورۀ قصص:
«وَ نُریدَ أنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أئِمِّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین»
(و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منّت گذارده و آنها را پیشوایان [خلق] قرار دهیم و وارث [ملک و جاه فرعونیان] گردانیم.)
2ـ1ـ2. نهجالبلاغه
موضوع نبرد حق و باطل و غلبه حق، در ایده و عمل حضرت علی(ع) نیز جایگاه ویژهای دارد. آن حضرت در این رابطه میفرمایند:
«هر کس با حق در آویزد، نابود میگردد». (نهجالبلاغه، حکمت 188)
«خداوند ضامن گشته که یاریکنندۀ خود را یاری کند و آن را که او را گرامی میشمارد، عزیر دارد. (نهجالبلاغه، نامۀ 52)
«همانا پیشینیان شما به این جهت هلاک و تباه شدند که مردم را از کار حق باز داشتند و به باطل کشاندند و مردم نیز از آنان باطل را گرفته، آنها را پیروی کردند». (نهجالبلاغه، نامه 79)
عبدالله بن عباس میگوید:
«در منطقه «ذی قار» در گذرگاه جنگ بصره، شرفیاب محضر امیرمؤمنان حضرت علی(ع) شدم. دیدم نعلین خود را وصله میزند. در این حال رو به من کرد و گفت: این نعل چقدر ارزش دارد؟ در پاسخ گفتم: قیمتی ندارد. ایشان فرمودند: به خدا قسم! این نعل کهنه در نظر من ارزشمندتر از حکومت بر شماست، مگر آنکه بتوانم حقی را بر پا دارم یا جلوی باطلی را بگیرم.» (نهجالبلاغه، خطبه 33)
3ـ1ـ2. قانون اساسی جمهوری اسلامی
در اصل اول از اصول کلی در فصل اول قانون اساسی درباره حق آمده است:
«حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، براساس اعتقاد دیرینهاش به حکومت حق و...»
4ـ1ـ2. بیانات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
حضرت امام(ره) با اعتقاد باطنی به نبرد حق و باطل، حوادث و تحولات انقلاب اسلامی را بر این مبنا تحلیل میکردند. ایشان در این رابطه فرمودند:
«جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». (صحیفه نور، ج 21: 5ـ283)
«ما کسانی را که از اصول اسلام و قرآن کریم انحراف حاصل میکنند و به قتل عام مسلمانان میپردازند را مسلمان نمیدانیم... و شما [رزمندگان] برای حفظ اسلام دارید جنگ میکنید و صدام برای نابودی اسلام، الآن اسلام به تمامه در مقابل کفر واقع شده است». (صحیفه نور، ج 13 و 15: 197 و 53)
«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ «لاالهالاالله و محمد رسولالله» بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبران هست، ما هستیم». (صحیفۀ نور، ج 20: 8 ـ 232)
مقام معظم رهبری نیز بارها از تقابل جبهۀ حق و باطل سخن به میان آوردهاند. ایشان انقلاب اسلامی و بهویژه جنگ تحمیلی را یکی از مصادیق مهم این نبرد دانسته و میفرمایند:
«جبهههای نبرد حقّ و باطل در ایران به ظاهر جنگ با یک کشور همسایه و دفاع از سرزمینهای ایران بود، اما در باطن، دفاع از جبهه عدالت و حق در همه عالم بود. (وبگاه مقام معظم رهبری، 20/8/1380) ایشان پیامدهای پیروزی در این نبرد را در منطقه و سایر نقاط دنیا، نشانهای بر حقانیت جبهه حق علیه باطل تحلیل کردهاند.
همچنین ایشان میفرمایند:
«ما اعتقاد داریم وقتی قدرتهای مادی با حق سینه به سینه شوند، پوشالی و توخالی هستند و وقتی به قدرتهای باطل اعتنایی نشود و انسانها با اراده خود با آنها درنیفتند، هیچ واکنشی نخواهند داشت و هرگاه نیروی پرتوان مردم با قدرتهای باطل درگیر شود، خود به خود آن قدرتها را به عقبنشینی وادار خواهد کرد. (وبگاه مقام معظم رهبری، 8/4/1368)
2ـ2. تقویت بنیۀ دفاعی
از آنجا که نبرد حق و باطل نه تنها در درون جامعه، بلکه میان جوامع دارالاسلام و دارالکفر تا پیروزی کامل حق بر باطل ادامه دارد، از این رو دارالاسلام همواره باید برای دفاع از خود در برابر پلیدی و کفر و نیز برای غلبه بر آن، بنیانهای دفاعی خود را تقویت کند. این موضوع در قرآن کریم، سایر متون دینی و در قانون اساسی ج.ا.ایران انعکاس یافته و در حوزۀ عمل نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه راهبردی به کار گرفته شده است. اگرچه تقویت بنیۀ دفاعی به ظاهر از مباحث سختافزاری محسوب میشود، اما به دلیل اینکه دفاع با سختافزار مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای فرهنگی و دینی هر کشوری است، در نتیجه این موضوع نیز در قالب مباحث فرهنگ راهبردی قرار میگیرد. تقویت بنیۀ دفاعی جمهوری اسلامی رابطۀ مستقیمی با فرهنگ دینی اسلامی دارد. مبانی دینی تقویت بنیۀ دفاعی جمهوری اسلامی را میتوان به شرح زیر بیان کرد:
1ـ2ـ2. قرآن کریم
آیه 60 سوره انفال:
«وَ أعِدُّواْ لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مَن قُوَّةٍ وَ مِن رَّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّاللهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ یعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَیءٍ فِی سَبیِلِاللهِ یَوفَّ إلَیکُمْ وَ أَنْتُمْ لاَتُظْلَمُونَ»
(و شما [ای مؤمنان] در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن اندازه که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر [دشمنی] آنان مطلع نیستید [مراد منافقان هستند که به ظاهر مسلم و در باطن کافر محضاند] و خدا بر آنها آگاه است. و آنچه در راه خدا صرف میکنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد.)
2ـ2ـ2. نهجالبلاغه
امام علی(ع) در بخشی از عهدنامۀ مالک اشتر درباره تقویت توان دفاعی مینویسند:
«بدان که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و از یکدیگر بینیاز نباشند. صنفی از ایشان لشکرهای خدایاند و صنفی، دبیران خاص یا عام و صنفی قاضیان عدالتگستر و صنفی کارگزاران هستند که باید در کار خود مدارا و انصاف را به کار دارند و صنفی جزیهدهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی و چه مسلمان، و صنفی بازرگانان و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان و مستمندان باشند. هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود و سنت پیامبرش [صلیالله علیه و آله] بیان فرموده و دستوری داده که در نزد ما نگهداری میشود، اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیتاند و زینت والیان. دین به آنها عزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد و کار لشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد با دشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد». (نهجالبلاغه، نامه 53)
آن حضرت در سخنانی درباره نقش آمادگی دفاعی و جهاد همگانی مسلمانان نیز میفرمایند:
«مردمی که از جهاد روی برگردانند، خداوند لباس ذلّت بر تن آنان میپوشاند و بلا به آنان هجوم میآورد، حقیر و ذلیل میشوند، عقل و فهمشان تباه میگردد و به دلیل تضییع جهاد، حقّ آنان پایمال میشود، و نشانههای ذلّت در آنان آشکار میگردد، و از عدالت محروم میشوند. آگاه باشید، من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزۀ با این جمعیت [معاویه و پیروانش] دعوت کردهام و گفتهام پیش از آنکه با شما بجنگند، با آنان نبرد کنید. به خدا سوگند هر ملتی که در درون خانهاش مورد هجوم دشمن قرار گیرد، حتما ذلیل خواهد شد ولی شما سستی به خرج دادید و دست از یاری برداشتید، تا آنجا که دشمن پی در پی به شما حمله کرد و سرزمین شما را تصاحب نمود». (نهجالبلاغه، خطبه 27)
«هرگز برای مسلمانان پسندیده نیست که دشمن خود را واگذارد تا این دشمن با دشمن برادر خود همدست شود و به اتفاق هم، آهنگ جان او کنند». (نهجالبلاغه، خطبه 122)
3ـ2ـ2. قانون اساسی جمهوری اسلامی
موضوع تقویت بنیانهای دفاعی به دلیل اهمیت آن در مقدمۀ قانون اساسی مورد توجه قرار گرفته است. در بخش ارتش مکتبی» در مقدمه یاد شده آمده است:
«در تشکیل و تجهیز نیروهای دفاعی کشور توجه بر آن است که ایمان و مکتب، اساس و ضابطه باشد، به این جهت ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در انطباق با هدف بالا شکل داده میشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها، بلکه بار رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهدهدار خواهند بود. [و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و...].
دیگر اصول قانون اساسی که به موضوع دفاع پرداخته، عبارتند از:
اصل 3: دولت ج.ا.ایران موظف است برای نیل به اهداف یاد شده در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد: ...
ـ تقویت کامل بنیۀ دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور؛
ـ تأمین خودکفایی در علوم و فنون صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند آن؛
اصل 147: دولت باید در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی ارتش در کارهای امدادی، آموزشی، تولیدی، و جهاد سازندگی، با رعایت کامل موازین عدل اسلامی استفاده کند در اندازهای که به آمادگی رزمی آسیبی وارد نیاید.
اصل 151: به حکم آیه کریمیۀ «و اعدوالهم ما استطعتم من قوه...» دولت موظف است برای همه افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را بر طبق موازین اسلامی فراهم نماید، به گونهای که همه افراد هموارۀ توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام ج.ا.ایران را داشته باشند، ولی داشتن اسلحه باید با اجازه مقامهای رسمی باشد.
در بخشی از اصل 176 که مربوط به وظایف شورای عالی امنیت ملی است، آمده:
به منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی «شورای عالی امنیت ملی» به ریاست رئیسجمهور تشکیل میگردد که از وظایف آن تعیین سیاستهای دفاعی ـ امنیتی کشور در محدودۀ سیاستهای کلی تعیین شده از طرف مقام معظم رهبری، هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی ـ امنیتی و بهرهگیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی است.
4ـ2ـ2. بیانات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
امام(ره) بارها تقویت توان دفاعی جمهوری اسلامی را برای مقابله با جبهۀ باطل یادآوری کردند. برای مثال فرمودند:
«مملکت اسلامی باید همهاش نظامی باشد و... همه جا باید اینطور بشود که یک مملکتی که 20 میلیون جوان دارد، باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد و 20 میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیبپذیر نیست». (صحیفه نور، ج 10: 239)
«با قبول و اجرای صلح کسی تصور نکند که ما از تقویت بنیۀ دفاعی و نظامی کشور و توسعه و گسترش صنایع تسلیحاتی بینیاز شدهایم؛ بلکه توسعه و تکامل صنایع و ابزار مربوط به قدرت دفاعی کشور از اهداف اصولی و اولیۀ بازسازی است و ما با توجه به ماهیت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجددا از سوی ابرقدرتها و نوکرانشان باید جدی بگیریم». (صحیفه نور، ج 21: 38)
ایشان در فرازی از بیانات خویش درباره جایگاه توان دفاعی درباره یکی از نمونههای نبرد با جبهه ظلم و استکبار میفرماید:
«هرگاه مسلمانان به این حکم [و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل] عمل کرده و با تشکیل حکومت اسلامی به تدارکات وسیع پرداخته، به حال آمادهباش کامل جنگی میبودند، مشتی یهودی جرئت نمیکردند سرزمین ما را اشغال کرده، مسجدالاقصای ما را خراب کنند و آتش بزنند و مردم نتوانند به اقدام فوری برخیزند. تمام اینها نتیجه این است که مسلمانان به اجرای حکم خدا برنخاسته و تشکیل حکومت صالح و لایق ندادهاند».
گفتنی است که امام(ره) برخلاف سنت رایج در روابط بینالملل، برای قدرت، مؤلفههای جدیدی مطرح کردند و انقلاب اسلامی را بر مبنای آن به پیروزی رساندند و تداوم بخشیدند. ایشان در بیانات تاریخی خود درباره قطعنامه 598 درباره این مؤلفههای قدرت میفرمایند:
«اذناب آمریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئلهای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنههای نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد». (صحیفه نور، ج 21: 88)
بیانات دیگری از ایشان نشانگر اهمیت و جایگاه والای اسلامی در بازتولید قدرت و حفظ نظام اسلامی و ارزشهای والای انقلاب اسلامی است: «اینها از اسلام میترسند، از من و تو نمیترسند، اینها از اسلام میترسند. اسلام بود که جوانها را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها بر همه قدرتها ملت را غلبه داد». (صحیفه نور، ج8: 489) «تحولی که در نفوس مسلمین پیدا شد رمز پیروزی بود». (صحیفۀ نور، ج 6: 339) اساس همه شکستها و پیروزیها از خود آدم شروع میشود. انسان اساس پیروزیها و اساس شکست است. باور انسان اساس تمام امور است». (صحیفۀ نور، ج14: 193)
مقام معظم رهبری موضوع تقویت بنیۀ دفاعی کشور را در قالب مفاهیمی مانند اقتدار ملی تحلیل مینمایند. ایشان در یکی از بیانات خویش در این رابطه میفرمایند:
«امروز در مقابله با استکبار در سیاست خارجی، زبانمان زبان طلبکاری، عزت، اقتدار معنوی و اقتدار ملی است». (وبگاه مقام معظم رهبری، 29/3/1385)
در فراز دیگری از بیانات ایشان در این رابطه آمده است: از آغاز تشکیل نظام جمهوری اسلامی، ما هرگز هیچ کشوری را، هیچ قدرتی را به رویارویی و جنگ تشویق نکردیم و نخواهیم کرد و تا آنجا که بتوانیم، از هرگونه رویارویی حساب شده یا تصادفی جلوگیری میکنیم ـ این به جای خود محفوظ است ـ ما یک ملت صلحطلب هستیم؛ اما آن کسانی که پیشرفت کار خودشان را با حضور نظامی، با تحکم نظامی، با زورگوییهای معمول میخواهند تأمین کنند، باید در مقابل خودشان یک ملت مقتدر را حس کنند. (وبگاه مقام معظم رهبری، 1/5/1390)
تقویت توان دفاعی جمهوری اسلامی از آنجا ضرورت بیشتری یافت که انقلاب اسلامی در اوج دورۀ جنگ سرد به پیروزی رسید. این انقلاب، واکنشی به شدت اعتراضی به چگونگی توزیع قدرت در سطح بینالمللی و جهانی بوده و از این حیث خواهان توزیع دوباره قدرت و برقراری توازن جدیدی از نیروها در سطح بینالمللی است. پس بنابراین طبیعی است که حافظان نظم موجود بینالمللی، اقدامهای بسیاری از تحریم اقتصادی گرفته تا جنگ نرم، علیه انقلاب اسلامی انجام دهند. جمهوری اسلامی برای حفظ و تقویت خود در برابر جبهه کفر و باطل، تدابیر دفاعی راهبردی فراوانی اتخاذ کرده است. تشکیل بسیج مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر نشان آن، آیه «واعدوا لهم...» نقش بسته، از جمله این تدابیر است. توان دفاعی جمهوری اسلامی براساس مفاهیم قرآنی و بازتولید آنها توسط حضرت امام در جنگ تحمیلی به خوبی خود را نشان داد و حتی اندیشمندان غربی نیز به این مؤلفۀ جدید قدرت اعتراف کردند.
«جیمز بیل»، ایرانشناس سرشناس آمریکایی، نقش این مؤلفه را در این جنگ چنین تبیین نموده است: «خمیر مایه روحیه بالا که پشتوانه تلاشهای جنگی ایران است در مفاهیم جهاد و شهادت نهفته است، ولی هر مسلمان معتقد ذاتا آن را درک میکند... نظام اعتقادی اسلام که مفاهیم جهاد و شهادت اساس آن است، تأثیرات بسیاری بر روحیه و شادابی جمهوری اسلامی ایران دارد. این نظام اعتقادی اشکال قدرتمندی از شهادت و بیباکی را میآفریند که برای پیروزی در صحنه نبرد حیاتی است. (بیل، 1368: 423 ـ 420)
3ـ2. نفی سلطهپذیری و سلطهگری
با توجه به ماهیت سیاست بینالملل و تفاوت بنیادین آن با سیاست داخلی بهویژه نبود یک قوه قهریه برتر همه کشورها، روابط خارجی دولتها در طول تاریخ میان سلطهگری و سلطهپذیری در نوسان بوده است. کشورها براساس مؤلفههای گوناگون قدرت، یا سلطهپذیر بودهاند یا سلطهگر. ایران به علت موقعیت ویژۀ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک از اواسط دوره قاجار در مدار اقتصاد جهانی قرار گرفته و استعمارگران غرب و شرق تا پیروزی انقلاب اسلامی به شیوههای مختلف، بر آن اعمال سلطه کردهاند. انقلاب اسلامی تمامی مناسبات گذشته را در این زمینه بر هم زد و براساس فرهنگ و سنن دینی رفتار راهبردی خود را در این زمینه تعیین کرده است. منشأ دینی این نوع رفتار و مراتب انعکاس آن در متون تعیینکنندۀ رفتار راهبردی به این شرح است:
1ـ3ـ2. قرآن کریم
آیه 141 سوره نسا:
«الَّذیِنَ یَترَبَّصُونَ بِکُمْ فَإن کَانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللهِ قَالُواْ ألَمْ نَکُن مَّعَکُمْ وَ إن کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصیِبٌ قَالُواْ ألَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیکُمْ وَ نَمْنَعْکُم مَّنَ الْمُؤْمِنینَ فَاللهُ یَحْکُمُ بَینَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلَن یجْعَلَ اللهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً»
(منافقان آنانی هستند که نگران و مراقب حال شمایند، چنانچه برای شما فتح و ظفری پیش آید [برای اخذ غنیمت] گویند: نه آخر ما با شما بودیم؟! و اگر کافران را فتح و بهرهای رسد به آنها گویند: نه ما شما را به اسرار مسلمانان آگاه کردیم و شما را از آسیب مؤمنان نگهداری نمودیم؟! پس خدا فردای قیامت میان شما و آنان حکم کند، و خداوند هیچگاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلّط باز نخواهد نمود.)
آیۀ «نفی سبیل» به عنوان اساس روابط خارجی دولت اسلامی مطرح میگردد و حتی بر سایر آیات حاکم است؛ برای مثال، اگر دولت اسلامی با غیرمسلمانان عهد و پیمانی را منعقد کند، به حکم صریح قرآن مبنی بر وجوب وفای به عهد «اوفوا بالعهد» لازم است که دولت اسلامی به میثاق و پیمان منعقد شده پایبند باشد، اما اگر این پیمان موجب استیلای سیاسی و نظامی و فرهنگی کفار بر مؤمنان گردد، فاقد اعتبار است و از حیطۀ وجوب وفای به عهد خارج خواهد شد؛ بنابراین روابط خارجی اسلام با غیرمسلمانان میباید به گونهای تنظیم گردد که زمینههای سلطه و برتری کفار بر مسلمانان را فراهم نیاورد، در غیر این حالت، چنین روابطی نامشروع و غیرشرعی خواهد بود. (سجادی، پاییز 1380: 178)
2ـ3ـ2. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
اصولی از قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آنها «نفی سبیل» منعکس شده، به شرح زیر است:
اصل 2: جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به...
ـ نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی و سلطهگری و سلطهپذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند...
اصل 3: دولت ج.ا.ایران موظف است برای نیل به اهداف یاد شده در اصل دوم، همۀ امکانات خود را برای امور زیر به کار برد...
ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب...
اصل 72: مجلس شورای اسلامی نمیتواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد.
اصل 77: عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
اصل 81: دادن امتیاز تشکیل شرکتها و مؤسسهها در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقا ممنوع است.
اصل 82: استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است؛ مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی.
اصل 85: مصوبات دولت نباید با اصول و احکام مذهب رسمی کشور و یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد.
اصل 145: هیچ فرد خارجی به عضویت در ارتش و نیروهای انتظامی کشور پذیرفته نمیشود.
اصل 146: استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هرچند به عنوان استفادههای صلحآمیز باشد ممنوع است.
اصل 152: سیاست خارجی ج.ا.ایران براساس نفی هرگونه سلطهجویی و سلطهپذیری، حفظ استقلال همهجانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همۀ مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.
اصل 153: هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد، ممنوع است.
3ـ3ـ2. بیانات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
امام خمینی(ره) براساس اعتقاد به عزت مسلمین، به شدت مخالف سلطه غیرمسلمانان بر مسلمانان بوده و معتقد بودند: «قرآن میگوید هرگز خدای تبارک و تعالی سلطهای برای غیرمسلم بر مسلم قرار نداده است، هرگز نباید یک همچو چیزی واقع شود، یک تسلطی، یک راهی، اصلا یک راه نباید پیدا بکند [لن یجعلالله للکافرین علی المؤمنین سبیلا]، اصلا راه نباید داشته باشند مشرکان و این قدرتهای فاسد... بر مسلمین» همچنین میفرمایند: «ما منطقمان، منطق اسلام این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد، نباید شما تحت سلطۀ غیر باشید؛ ما هم میخواهیم نباشد سلطه غیر، ما اصل گفتمان این است که آمریکا نباید باشد، نه آمریکا تنها، شوروی هم نباید باشد، اجنبی نباید باشد». (صحیفه نور، ج 18: 221).
مقام معظم رهبری درباره نفی سلطهپذیری و سلطهگری میفرمایند: آرزوهایی که امروز ما برای این گسترۀ وسیع داریم، آرزوهایی است که هیچ ملت آگاهی، هیچ دانشمند فرزانهای و هیچ سیاسی منصفی، اینها را رد نمیکند. ما داعیه محو نظام سلطه را داریم؛ یعنی رابطۀ سلطهگری، سلطهگر و سلطهپذیر؛ حتی انسانی هم که در یک کشوری که دولتش صددرصد سلطهگر است زندگی میکند، این را رد نمیکند؛ یعنی در مناسبات جهانی، رابطۀ سلطهگر و سلطهپذیر نباشد. همچنین عدالت و استفاده از علم برای آسایش بشر نه برای تهدید بشر. (وبگاه مقام معظم رهبری، 2/4/1389)
تاریخ 32 ساله انقلاب اسلامی سراسر براساس نفی سبیل بوده است. اگر انقلاب اسلامی حاضر به پذیرش سلطه دیگران بود با این همه مشکلات مواجه نمیگردید و البته با پذیرش سلطه دیگران، چیزی با عنوان انقلاب اسلامی موضوعیت نداشت. یکی از مهمترین نمونههای نفی سبیل در تاریخ معاصر ایران که در وقوع انقلاب اسلامی نیز نقش بهسزایی داشت، ماجرای تحریم توتون و تنباکو در دوره قاجار بود، حکمی از میرزای شیرازی در باب تحریم استعمال دخانیات صادر شد که قرارداد رویتر را ملغی کرد. متن حکم چنین بود: «بسماللهالرحمنالرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بأی نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان علیهالسلام است.» این فتوای کوتاه در عصری که هنوز ارتباطات شفاهی حاکم بود، در مدت کوتاهی انقلابی بزرگ در ایران ایجاد کرد.
4ـ2. نفی ستمکشی و ستمگری
از دیگر مفاهیم اساسی که در نگرش جمهوری اسلامی به جنگ و صلح و جهان خارج تعیینکننده است، موضوع شیوه مواجهه با ستم است. در این نگرش ستمگری و ستمکشی منتفی است. مستندات این موضوع به شرح زیر است:
1ـ 4ـ2. قرآن کریم
«فَإن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأذْنُواْ بِحَرْبٍ مَّنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِن تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُوسُ أمْوَالِکُمْ لاَتَظْلِمُونَ وَ لاَتُظْلَمُونَ»
«پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به جنگ خدا و رسول او برخاستهاید. و اگر از این کار پشیمان گشتید اصل مال شما برای شماست، که در این صورت به کسی ستم نکردهاید و از کسی ستم نکشیدهاید.»
خداوند، عدالت را تنها در سایۀ نفی هرگونه ظلم و ستمگری در آدمی میداند و بنابراین هرگونه گرایش ولو اندک به ظلم را قبیح میشمارد و از آن نهی میکند. این به آن معناست که شخص نه تنها خود نباید اهل ظلم و ستم باشد، بلکه حتی نباید گرایش به ستمگران و ظالمان داشته باشد. براساس آموزههای الهی، انسانها همانگونه که باید عدالتخواه و ستمستیز باشند، باید در شرایطی که به وی ستم روا میشود، دست بر روی دست نگذارند، بلکه به مقابله با ستم و ستمگران برخیزند. به این معنا که ستمستیزی به عنوان امری واجب بر شخص ستم شده و افراد جامعه است.
هیچکس نمیتواند به سبب اینکه در معرض ستم است و یا به وی ستم میشود، نسبت به ستم و ستمگران واکنش نشان ندهد و ستمپذیر باشد؛ چرا که ستمپذیری، خود گناهی نابخشودنی است. مظلوم کسی است که به وی ظلم شده است، ولی منظلم کسی است که ظلم و ستم را پذیرفته و به آن تن داده و نسبت به آن واکنش منفی نشان نمیدهد و به مبارزه با آن نمیپردازد. از نظر اسلام پذیرش ظلم و ستم روا نیست و شخص به سبب همین پذیرش ظلم نشان میدهد که گرایش به ظلم و ظالم دارد و بایستی مجازات شود. مظلوم باید در برابر ظلم و ستم بایستد و تن به ظلم و پذیرش آن ندهد. از این رو، براساس آموزههای قرآنی و اسلامی، مظلوم بایستی انسان ستمستیز بلکه ستمسوز باشد تا با مبارزه خود، ریشۀ ستم و ستمگری را بسوزاند و از میان بردارد.
2ـ 4ـ2. قانون اساسی جمهوری اسلامی
موضوع نفی ستمگری و ستمپذیری در چندین مورد در قانون اساسی منعکس گردیده است. برخی از این موارد عبارتند از:
اصل دوم، بند ج، نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی و سلطهگری و سلطهپذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند.
اصل سوم، بند 5، طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
اصل 152: سیاست خارجی ج.ا.ایران براساس نفی هرگونه سلطهجویی و سلطهپذیری، حفظ استقلال همهجانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.
3ـ4ـ2. بیانات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
حضرت امام(ره) سیاست خارجی جمهوری اسلامی را براساس مخالفت با ستمگری و ستمپذیری بنیان نهادند و بر پایه این رویکرد نیز در حوزه مسائل راهبردی تصمیم میگرفتند. ایشان در این باره میفرمایند:
«ما نه ظلم خواهیم کرد و نه مظلوم خواهیم واقع شد». (صحیفه نور، ج 14: 68)
«ما تحت رهبری پیغمبر اسلام این دو کلمه را میخواهیم اجرا کنیم: نه ظالم باشیم و نه مظلوم». (صحیفه نور، ج 14: 66)
«این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهای اعتقادی ـ انقلابی و ما در مقابل ظلم ایستادهایم». (صحیفه نور، ج 15: 29)
تسلیم در برابر زورگویان جهان، زورگو را به زورگویی تشویق میکند. تسلیم ملتها، تسلیم سیاسیون عالم، تسلیم روشنفکران جوامع مختلف در مقابل زورگوییهای استکبار جهانی، مشوق آنها در پیشرفت است، مشوق آنها در زورگویی است. برای ملتها یک راه حقیقی بیشتر باقی نمیماند و آن مقاومت است. اگر ملتی میخواهد شر زورگویی زورگویان (و امروز شر آمریکا) را از سر خود کم کند، باید در مقابل زورگویی آمریکا با قدرت و صلابت تمام بایستد. (بیانات رهبر معظم انقلاب، 29/3/1385).
پرونده هستهای جمهوری اسلامی یکی از نمونههای مهم درباره مفهوم نفی ستم و ستمگری است. براساس نص صریح قوانین بینالمللی از جمله پیمان نفع گسترش هستهای، همه کشورها حق دسترسی به انرژی هستهای را دارند. حتی براساس این قوانین، دارندگان انرژی هستهای موظف هستند فناوری هستهای را در اختیار بقیه قرار دهند، اما در عمل این بخش از قوانین بینالمللی رعایت نمیشود. جمهوری اسلامی در راستای بهرهمندی از این حق مسلم خود، هیچگونه ستمی را نپذیرفته و با وجود تحمل هزینههای فراوان و صدور چندین قطعنامه در زمینۀ تحریم بینالمللی علیه آن، همچنان این ستم را نپذیرفته است.
مقام معظم رهبری، منطق عقبنشینی نکردن در موضوع پرونده هستهای را با توجه به طبیعت استکبار تحلیل کرده و با مقایسۀ ابرقدرتها با ابوجهلها و ابولهبهای تاریخ میفرمایند:
«ابوجهلهای امروز، آنهایی که بمب اتم میسازند، همۀ دنیا را تهدید میکنند، آن وقت به یک ملتی بیدلیل گیر میدهند که چرا شما انرژی هستهای میخواهید پیدا کنید؛ که قبول هم داریم برای برق است، برای استفاده صلحآمیز است، اما چون این توانایی را به شما میدهد، ما نمیگذاریم، حرف حضرات این است. در مقابل این زورگوها، در مقابل این قلدرها، جاهلها، حرفنفهمها که نه منطق سرشان میشود، نه حرف میفهمند... اگر چناچه عقبنشینی کردید، باختید. ملت ایران این را تجربه کرده است. تقریبا سی سال است که ما با این مسائل مواجهیم. اما واقعا پیش رفتیم». (وبگاه مقام معظم رهبری، 29/3/1385)
ایشان در یک تعبیر کلیتر دربارۀ نفی ستمپذیری میفرمایند:
«تسلیم در مقابل زورگویان جهان، زورگو را به زورگویی تشویق میکند. تسلیم ملتها، تسلیم سیاسیون عالم، تسلیم روشنفکران جوامع مختلف در مقابل زورگوییهای استکبار جهانی، مشوق آنها در پیشرفت است، مشوق آنها در زورگویی است. برای ملتها یک راه حقیقی بیشتر باقی نمیماند و آن مقاومت است. اگر ملتی میخواهد شر زورگویی زورگویان (و امروز شر آمریکا) را از سر خود کم کند، باید در مقابل زورگویی آمریکا با قدرت و صلابت تمام بایستد» (وبگاه مقام معظم رهبری، 29/3/1385)
پیامد این بیانات و اصل نفی ستمکشی و ستمپذیری، تصویب و اجرای قوانینی است که در راستای حمایت از فعالیتهای هستهای این کشور بوده و هرگونه سازش و یا مصالحهای را در اینباره ممنوع اعلام میکند. قوانینی که دولت ج.ا.ایران را موظف میگرداند تا در همکاریهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تجدیدنظر کرده و تمامی تلاش خود را در دستیابی به چرخۀ کامل سوخت هستهای ادامه دهد. مهمترین این قوانین عبارتند از:
قانون «دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای» که در تاریخ 25/2/1384 توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و براساس آن، دولت ج.ا.ایران موظف است تا در چارچوب معاهدۀ منع گسترش و قوانین بینالمللی با بهرهگیری از اندیشمندان، محققان و امکانات داخلی و بینالمللی نسبت به برخوردار کردن کشور از فناوری هستهای صلحآمیز از جمله تأمین چرخۀ سوخت، جهت 20هزار مگاوات برق هستهای اقدام نماید.
قانون دیگر «الزام دولت به تعلیق اقدامهای داوطلبانه در صورت ارجاع و یا گزارش پروندۀ هستهای ج.ا.ایران به شورای امنیت» است که در تاریخ 1/9/1384، توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. براساس این قانون، دولت موظف شد در صورت هرگونه ارجاع یا گزارش در مورد پروندۀ هستهای ایران به شورای امنیت، همه همکاریهای داوطلبانه خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به حالت تعلیق درآورد.
قانون «الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» که در تاریخ 6/10/1385 به مجلس شورای اسلامی رسید نیز در همین رابطه است. به موجب این قانون که به تصویب شورای نگهبان نیز رسید، دولت موظف شد با توجه به صدور دومین قطعنامۀ شورای امنیت(1737)، به برنامۀ هستهای صلحآمیز کشور سرعت بخشیده و در همکاریهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی براساس منافع ملت ایران تجدیدنظر نماید.
5ـ2. دفاع از مظلوم
مسلمانان براساس نص صریح قرآن کریم در نبرد حق و باطل، موظف هستند جانب مظلومان را گرفته و علیه ظالمان مبارزه کنند. این موضوع دینی در قانون اساسی جمهوری اسلامی و بیانات حضرت امام(ره) به وضوح منعکس شده است و در عرصۀ سیاست خارجی نیز در دستور کار دستگاههای دیپلماسی و سایر نهادهای مربوطه در این زمینه قرار دارد. مستندات قرآنی این رفتار راهبردی به شرح زیر است.
1ـ5ـ2. قرآن کریم
آیه 13 سورۀ ابراهیم:
«وَ قَالَ الَّذیِنَ کَفَروُاْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُم مَّنْ أرْضِنَا أوْ لَتَعوُدُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأوْحَی إلَیهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ»
«باز کافران به رسولان پاسخ دادند که ما البته شما را از شهر و دیار خود بیرون میکنیم مگر آنکه به آیین ما برگردید، در این حال [که رسولان مأیوس از ایمان کافران شدند] خدا به آنها وحی فرمود که [غم مخورید] البته ما ستمکاران را هلاک خواهیم کرد».
سوره نسا آیه 75:
«وَ مَالَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبیِلِاللهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنْکَ وَلیا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنْکَ نَصیِراً»
(و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید همانان که میگویند پروردگارا ما را از این شهری که مردمش ستمپیشهاند بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما)
سوره توبه، آیه 60:
«إنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیهَا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمینَ وَ فِی سَبیِلِاللهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللهِ وَ اللهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ»
(همانا صدقات برای تهیدستان و بینوایان و متصدیان [گردآوری و پخش] و کسانی که دلشان به دست آورده میشود و در [آزادی] بردگان، وامداران، در راه خدا و در راه مانده میباشند، است. [این] به عنوان واجبی از سوی خدا میباشد و خدا دانای حکیم است.)
آیه 39 سوره حج:
«اُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلوُنَ بِأَنَهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّاللهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدیِرٌ»
(به مسلمانان که مورد قتل [و غارت] قرار گرفتهاند رخصت [جنگ با دشمنان] داده شد، زیرا آنها از دشمن سخت ستم کشیدند و همانا خدا بر یاری آنها قادر است.)
2ـ5ـ2. نهجالبلاغه
امام علی(ع) در فرمان تاریخی خود به مالکاشتر نخعی، فرمانروای مصر، این مسئله را یادآور میشود و به او سفارش میکند: مقداری از وقت خود را در اختیار نیازمندان، ضعیفان و محرومان قرار بده و درهای «دارالاماره» را باز بگذار، تا مردم آزادانه و بدون موانع نزد تو بیایند و مشکلات خود را با تو در میان بگذارند تا خود شخصا به کارها و گرفتاریهای ایشان رسیدگی نمایی؛ چرا که من بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود:
«امتی که حق ضعیفان را از زورمندان با صراحت و بدون خوف و ترس نگیرد، هرگز پاک نمیشود و روی سعادت را نمیبیند». (نهجالبلاغه، نامه 52)
همچنین میفرمایند:
«ناتوان ستمدیده در نظر من، عزیز است تا حقش را بگیرم و زورمند ستمگر نزد من، حقیر و ضعیف است تا حق دیگران را از او بستانم؛ ما در برابر فرمان خدا راضی هستیم و در مقابل امر او تسلیم میباشیم». (نهجالبلاغه، خطبه 37)
3ـ5ـ2. قانون اساسی
اصولی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی منبعث از آیهها و روایتها به موضوع دفاع از مظلوم میپردازد، عبارتند از:
اصل 3: دولت ج.ا.ایران موظف است برای نیل به اهداف یاد شده در اصل دوم، همۀ امکانات خود را برای امور زیر به کار برد...
ـ تنظیم سیاست خارجی کشور براساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همۀ مسلمانان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان.
اصل 154: ج.ا.ایران سعادت انسان در کل جامعۀ بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همۀ مردم جهان میشناسد؛ بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزۀ حقطلبانۀ مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند.
2-5-4. بیانات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
امام خمینی(ره) در اینباره میفرمایند:
«من به صراحت اعلام میکنم که ج.ا.ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایهگذاری میکند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاهطلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم برنامهریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. ما اعلام میکنیم که ج.ا.ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیبناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روشهای مبارزه علیه نظامهای کفر و شرک آشنا میسازد». (صحیفۀ نور، ج 2: 238)
«ج.ا.ایران هم در کنار شما و هم در کنار همۀ مسلمانان، بلکه در کنار همۀ مستضعفان جهان خواهد بود». (صحیفۀ نور، ج 20، 184)
«ملت آزادۀ ایران هم اکنون از ملتهای مستضعف جهان در مقابل آنان که منطقشان توپ و تانک و شعارشان سرنیزه است، کاملا پشتیبانی مینماید. ما از تمام نهضتهای آزادی بخش در سراسر جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه میکنند، پشتیبانی میکنیم». (صحیفۀ نور، ج 11: 259)
مقام معظم رهبری دربارۀ دفاع از مظلوم به مثابه یکی از مهمترین مفاهیم دینی تأثیرگذار در تصمیمها و رفتارهای راهبردی جمهوری اسلامی با اشاره به توصیه حضرت امام(ره) به ایستادگی در مقابل زورگویان میفرمایند:
«یکی از برجستهترین نقاط خط امام که در وصیتنامه و در همۀ بیانات امام منعکس است، لزوم ایستادگی قاطع در مقابل طمعورزان و مستکبران است. این موضع را ملت ایران و همۀ مجموعههای گوناگون و نخبگان کشور که پایبند به امام و وفادار به آرا و افکار امام هستند، باید با قوت تمام حفظ کنند. خود امام اینجور بود. امام هیچوقت به خاطر ملاحظه زورگویان عالم از دفاع مظلومین عالم دست نکشید.» (وبگاه مقام معظم رهبری، 14/3/1387)
ایشان با یک نگاه جامع به نقش علم، موضوع دفاع از مظلوم را اینگونه تشریح میکنند:
«علم را برای خدمت، برای معنویت، برای پیشرفت فضائل انسانی، برای دفاع حقیقی از حقوق انسان باید فرا بگیریم. ثروت ملی و اقتدار ملی باید برای این باشد که این ملت بتواند برخلاف سنت رایج جهان، پرچم عدالت را در دست بگیرد. به کسی زور نگوییم؛ به مظلوم کمک کنیم؛ با ظالم مقابل و مواجه شویم؛ جلوی ظالم را بگیریم. شما فکرش را بکنید؛ اگر توی این دنیایی که سکۀ رایج عبارت است که از ظلم و زورگویی و استکبار و استعمار و استثمار ملتها، و هر کسی که قدم در جادۀ دانش و علم و پیشرفت میگذارد، همین راه را دنبال میکند (یک عدهای زور میگویند، یک عده هم زور را میپذیرند؛ سلطهگر و سلطهپذیر، که در مجموع نظام سلطه را به وجود میآورند) یک ملتی قد عَلم کند، عالم باشد، قدرت داشته باشد، حرف برای زدن داشته باشد و بتواند صدای خودش را به دنیا برساند، دارای فناوری پیشرفته و ابزارهای گوناگون ارتباطی باشد، دارای قدرت تبلیغات باشد، دارای انسانهای بااعتماد به نفس بالا باشد و با این نظام سلطه مواجهه و مقابله کند؛ آنجایی که همه دست به دست هم میدهند تا یک ملت را مظلوم کنند، زیر پا له کنند، او به دفاع از آن ملت سینه سپر کند، ببینید در دنیا چه اتفاق عجیبی رخ خواهد داد؛ وضع دنیا دگرگون خواهد شد. برای این هدف کار کنید، علم را برای این فرا بگیرید، دنبال این باشید (این لازم است) و الا اگر روشی که علمآموزان و صاحبان علم در دنیا در این 200 سال 300 سال دنبال کردند، ما هم ته صف آن بایستیم، راهی که آنها رفتند، ما هم همان راه را برویم، این که هنری نیست؛ اینکه هدفی نیست که انسان از جان خودش برای آن مایه بگذارد. ما بایستی راه جدیدی را باز کنیم. راه جدید این است که یک ملتی با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمی ـ که همه چیز دیگر را به دنبال خودش میآورد ـ انگیزههای الهی و ارزشهای الهی و اخلاق الهی را در دنیا عَلم کند و پرچمش را برافرازد. این، آن توقعی است که ما از شما داریم». (بیانات مقام معظم رهبری، 14/7/89)
گفتنی است که حمایت از مستضعفان در راستای اصل «تألیف قلوب» انجام میشود که آن هم یک مفهوم قرآنی است که و آیۀ مربوط به آن نیز در ابتدای همین بخش بیان شده است. دفاع از مظلومان در طول 32 سال گذشته یکی از اصول ثابت جمهوری اسلامی در عرصۀ بینالمللی بوده است. این سیاست در مورد فلسطین، افغانستان، لبنان، بوسنی و هرزگوین و... به کار گرفته شده است. جمهوری اسلامی در تمامی سطوح از مظلومان جهان حمایت کرده و اگرچه این حمایتها به ویژه در مورد فلسطین هزینههای برای زیادی نیز به دنبال داشته اما تداوم داشته است.
2-6. اصل وفای به عهد
رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به دیگران و در حوزۀ جنگ و صلح مبتنی بر اصول دیگری نیز هست که با اصول و مفاهیم پیشین متفاوت است. این مفاهیم نشاندهندۀ آن است که جمهوری اسلامی به عنوان یک واحد سیاسی اسلامی، در چارچوب اصول اسلامی با دیگران رفتار میکند. مستندات این رفتار و موارد انعکاس آن در متون دینی، نهجالبلاغه، قانون اساسی، بیانات حضرت امام(ره) و نمونههای آن به شرح زیر است:
2-6-1. قرآن کریم
آیۀ 1 سورۀ مائده:
«یَا أیُّهَا الَّذیِنَ آمَنُواْ أوْفُواْ بِالْعُقُودِ اُحِلَّتْ لَکُم بَهیِمَةُ الاَنْعَامِ إِلاَّ مَا یُتْلَی عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إنَّ اللهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ»
(ای اهل ایمان، [هر عهد که با خدا و خلق بستید] به عهد و پیمان خود وفا کنید [و بدانید] بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه [بعدا] برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هرچه خواهد حکم کند.)
آیۀ 34 سورۀ اسرا:
«وَ لاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتیِمِ إلاَّ بِالَّتِی هِیَ اُحْسَنُ حَتَّی یَبْلُغَ أشُدَّهُ وَ أوْفُواْ بِالْعَهْد إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً»
(و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید مگر آنکه راه خیر و طریق بهتری [به نفع یتیم] منظور دارید، تا آنکه به سن بلوغ و رشد خود برسد، و همه به عهد خود باید وفا کنید که البته [در قیامت] از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.)
2-6-2. نهجالبلاغه
حضرت علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر که در حقیقت یکی از متون اساسی در رفتارهای سیاسی حکومتهای شیعی از جمله جمهوری اسلامی است، دربارۀ وفای به عهد مطالب بسیار عمیقی دارد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«هرگز صلحی را که از جانب دشمن پیشنهاد میشود و رضای خدا در آن است رد مکن، که در صلح برای سپاهت آسایش و تجدید نیرو، و برای خودت آرامش از هم و غمها، و برای ملتت امنیت است. اما زنهار! زنهار! سخت از دشمنت پس از بستن پیمان صلح برحذر باش! چرا که دشمن گاهی نزدیک میشود که غافلگیر سازد، بنابراین دوراندیشی را به کار بگیر و در این موارد روح خوشبینی را کنار بگذار، اگر پیمانی بین تو و دشمنت بسته شد، و یا تعهد پناه دادن را به او دادی، جامۀ وفا را بر عهد خویش بپوشان، و تعهدات خود را محترم به شمار! و جان خود را سپر تعهدات خویش قرار ده! زیرا هیچ یک از فرایض الهی نیست که همچون وفای به عهد و پیمان، مردم جهان با تمام اختلافهایی که دارند، نسبت به آن، این چنین اتفاق نظر داشته باشند؛ حتی مشرکان زمان جاهلیت، افزون بر مسلمانان، آن را مراعات میکردند؛ چرا که عواقب پیمانشکنی را آزموده بودند؛ بنابراین هرگز پیمانشکنی مکن و در عهد خود خیانت روا مدار، و دشمنت را مفریب، زیرا غیر از شخص جاهل و شقی، کسی گستاخی بر خداوند را روا نمیدارد. خداوند عهد و پیمانی را که با نام او منعقد میشود با رحمت خود مایۀ آسایش بندگان، و حریم امنی برایشان قرار داده تا به آن پناه برند و برای انجام کارهای خود به جوار او متمسک میشوند؛ بنابراین، فساد، خیانت و فریب، در عهد و پیمان راه ندارد، هرگز پیمانی را مبند که در تعبیرات آن جای گفتوگو باقی بماند، و بعد از تأکید و عبارات محکم، عبارات سست و قابل توجیه به کار مَبر (که اثر آن را خنثی میکند)؛ هرگز نباید قرار گرفتن در تنگنا به خاطر الزامهای الهی پیمانها، تو را وادار سازد که برای فسخ آن از راه ناحق اقدام کنی، زیرا شکیبایی تو در تنگنای پیمانها که امید گشایش و پیروزی در عاقبت آن داری، بهتر است از پیمانشکنی و خیانتی که از مجازات آن میترسی همان پیمانشکنی که موجب مسئولیتی از ناحیۀ خداوند میگردد که نه در دنیا و نه در آخرت نتوانی پاسخگوی آن باشی.» (نهجالبلاغه، نامه 52)
2-6-3. بیانات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری
امام خمینی(ره) براساس نگرش عقلگرایانۀ شریعت و از باب صلحگرایی و مسالمتجویی دولت اسلامی بر برقراری روابط براساس احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی کشور تأکید داشتند. از جمله ایشان در موارد زیادی بر این موضوع تأکید دارند:
«تمام کشورها اگر احترام ما را حفظ کنند، ما هم احترام متقابل را حفظ خواهیم کرد و اگر کشورها و دولتها بخواهند به ما تحمیل بکنند از آنها قبول نخواهیم کرد نه ظلم به دیگران میکنیم و نه زیر بار ظلم دیگران میرویم».
همچنین میفرمایند:
«از باب اینکه تابع اسلام هستیم و قراردادهایی که [با سایر کشورها منعقد] گردیده است محترم میشماریم، هرگز بنای این مطلب را نداریم که حتی به یک وجب... [از خاک کشوری] تعدی کنیم و حتی یک وجب از زمین خودمان را نخواهیم به دیگران داد».
مهمترین نمونههای پایبندی جمهوری اسلامی به قراردادهای بینالمللی، رعایت مفاد آنها به ویژه در دورۀ جنگ تحمیلی بود. در آن مقطع دولت صدام با نقض صریح قوانین بینالمللی از جمله کنوانسیون چهارم ژنو، با استفاده از سلاحهای ممنوعه بسیاری از رزمندگان و حتی شهروندان ایرانی را به شهادت رساند و تعدادی از اسرا را پس از شکنجههای وحشیانه به شهادت رساند. جمهوری اسلامی نه تنها این اقدامها را تلافی نکرد، بلکه یک الگوی رفتار مناسب را در این زمینه به جهانیان نشان داد؛ افزون بر این همۀ قراردادها و تعهداتی را که دولت اسلامی با استقلال کامل آن را تعهد کرده بود، برای خود الزامآور میدانست. حضرت امام دربارۀ قطعنامه 598 اعلام کردند:
«من باز تأکید میکنم که ما در سیاست خود برای رسیدن به صلح در چارچوب قطعنامۀ شورای امنیت جدی هستم و هرگز پیشقدم در تضعیف آن نخواهیم بود».
در سالهای اخیر نیز به وجود نقض مفاد پیمان منع گسترش هستهای، جمهوری اسلامی پایبندی خود را به این پیمان بینالملل (هرچند ناعادلانه اما پذیرفته شده) رعایت کرده است.
نتیجهگیری
جمهوری اسلامی، نظم سیاسی است که براساس دین اسلام و مذهب شیعه بنا شده است. به طور کلی در تمدن اسلامی، نصوص دینی بر رفتار انسان مؤثر است. (فیرحی، 1387: 132) در نتیجه مذهب و دیدگاههای مذهبی، اهمیتی قاطع در رفتارهای راهبردی دولت اسلامی دارد. جمهوری اسلامی نظامی، فقهمحور است. هدف فقه، پیوند زندگی با نص است. نص مجموعهای از قرآن و احادیث نبوی است. (فیرحی، 1387: 132) تمامی تصمیمهای کلان جمهوری اسلامی در حوزۀ جنگ و صلح و مراوده با جهان خارج مبتنی بر متون دینی است که با شرایط روز سازگار میشوند. همانگونه که در این نوشتار مشخص گردید، قرآن کریم متنی است که چارچوب کلان راهبردی نظامهای اسلامی از جمله جمهوری اسلامی را برای همیشه مشخص میکند. پس از قرآن، سنت و سیرۀ پیامبر اکرم(ص)، راهنمای رفتار راهبردی این نظام است. عمل حضرت علی(ع) و ایدۀ آن حضرت که در متن ماندگار نهجالبلاغه به ارث مانده نیز، تأثیر بینظیری در رفتارهای ج.ا.ایران دارد.
دربارۀ تأثیرگذاری دین بر رفتار راهبردی جمهوری اسلامی، تجربۀ کربلای حسینی فراموش نشدنی است. امام خمینی(ره) که با بازخوانی متون یادشده، انقلاب اسلامی را ایجاد کرد، این تأثیرگذاری را بارها یادآوری کردهاند. برای مثال فرمودند: «حجت ما برای این مبارزهای که بین مسلمین و... این دستگاه فاسد است، حجت ما در جواز و لزوم این عمل... عمل سیدالشهدا(ع) است... حجتمان بر این است که اگر چنانچه این مبارزه را ادامه بدهیم و صدهزار از ما کشته بشود، برای رفع ظلم... برای اینکه دست آنها را از این مملکت اسلامی کوتاه کنیم، ارزش دارد. حجتمان هم کار حضرت امیر(ع)، و سیدالشهداست». (صحیفۀ نور، ج3: 8) «تمام این وحدت کلمهای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد... اگر قیام سیدالشهدا(ع) علیه نبود، امروز هم ما نمیتوانستیم پیروز شویم». (صحیفۀ نور، ج 17: 60) «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است. (صحیفۀ نور، ج 18: 22) کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا(ع) را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته میشود». (صحیفۀ نور، ج 18: 12) همچنین امام(ره) با طرح گزارۀ اساسی «کلّ یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم» فرمودند: «واقعۀ عظیم عاشورا از سال 61 هجری تا خرداد 42 و از آن زمان تا قیام حضرت بقیهالله، در هر مقطعی، انقلابساز است.» (صحیفۀ نور، ج 16: 179)
آیات قرآن، ایدۀ، رفتار و تجربۀ تاریخ اسلام نه تنها به پیروزی انقلاب اسلامی منجر گردید، بلکه چارچوب و اصول قانون اساسی، نگرش، تصمیمها و رفتارهای آن نسبت به جنگ، صلح، پیمانهای بینالمللی و... آن را تشکیل داده است و در 32 سال اخیر، بر این اساس عمل کرده است.