صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۷:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۷۴۰۱

اگر قرار باشد تعریف مختصری از یک تشکل دانشجویی ارائه دهیم باید بگوییم جمعی دانشجویی با ویژگی و عقاید نسبتاً مشترک در برخی موضوعات که برای رسیدن به اهداف مشترک به فعالیت دست می‌زنند.

از این رو مهم‌ترین ویژگی یک تشکل دانشجویی، ایجاد هویت برای دانشجو است و این هویت، دانشجو  به معنای ماحصل دانشگاه را نظم می‌بخشد. این هویت خود محرک و تابلو برای جذب است. هویت با خود رفتار و عملکرد را نیز همراه خواهد داشت.

تشکل‌ها را می‌توان متناسب با اهداف به تشکل‌هایی با اهداف دانشگاهی صنفی، سیاسی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و...تقسیم کرد که هر کدام می‌توانند ویژگی‌های مختلفی را به خود اختصاص دهند. گاهی مواجه می‌شویم با گروه‌هایی با ویژگی‌های قومیتی، مذهبی، گرایش‌های سیاسی و... که هرکدام متناسب با اهداف خود کارکردهای مختلفی دارند. از سوی دیگر تشکل‌های دانشجویی را می‌توان متناسب با وسعت فعالیت نیز تقسیم کرد. تشکل‌هایی با حوزه فعالیت در حد دانشکده و دانشگاه تا تشکل‌های دانشجویی ملی و بین‌المللی. تشکل‌هایی که حوزه عمل خود را معطوف به یک دانشگاه کرده‌اند تا تشکل‌هایی که دانشگاه‌های یک کشور یا دانشگاه‌های جهان را هدف قرار داده‌اند یا تشکل‌هایی که تاثیرگذاری در یک شهر یا کشور یا حوزه بین‌الملل را در برنامه دارند.

لزوماً همه تشکل‌های دانشجویی کارکرد سیاسی ندارند و حوزه‌های متنوعی را در برمی‌گیرند، اما سیاست وجهی از فعالیت‌های دانشجویی است که باید هر فعال دانشجویی و هر تشکل دانشجویی نسبت خود را با آن مشخص کند یعنی یک تشکل دانشجویی در ابتدا باید مشخص کند که اهداف، کارکرد و فعالیت سیاسی خواهد داشت یا خیر.

تشکل‌هایی که به هر نحو پا در میدان سیاست می‌گذارند، بی‌تفاوتی را کنار می‌زنند و وارد عرصه واکنش و اقدام می‌شوند. بی‌تفاوتی، بلای جان تشکل دانشجویی سیاسی است. البته چرایی ورود تشکل‌های دانشجویی به عرصه سیاست نیز خود موضوع حائز اهمیتی است. اگرچه نمی‌توان این خصایص را به همه دانشجویان اطلاق کرد اما هستند دانشجویانی که آرمانگرایی و عدالت‌طلبی آنها، محرک تحرک سیاسی‌شان می‌شود.

تلاش برای رقم زدن جامعه‌ای بهتر و تلاش برای رسیدن به بهترین و خوبی‌ها اما تنها عدالتخواهی و آرمانگرایی نیست که دانشجو را به ورطه سیاست می‌اندازد بلکه وجه دیگر سیاست یعنی قدرت نیز هوادارانی دارد. قدرت‌طلبی هم انگیزه قوی برای فعالیت سیاسی می‌دهد و کم نیستند دانشجویانی که از این باب وارد سیاست می‌شوند. اگرچه قدرت‌طلبان همیشه پرچم نیت خود را به اهتزاز در نمی‌آورند اما از عمل و گاه نتیجه آن عمل می‌شود پی برد به سرّ درون! همین وجه قدرت است که چالش‌هایی را برای حرکات سیاسی دانشجویی پدید می‌آورد.

مهم‌ترین چالش، انحراف است. تشکل‌هایی که برای آرمان‌های والای انسانی پا در عرصه سیاست می‌گذارند به مرور در ایستگاه پست و مقام پیاده می‌شوند و مزه قدرت زیر دندان دانشجو، تشکل دانشجویی را به بنگاه کاریابی و قدرت‌یابی تبدیل می‌نماید. اگر از انگیزه عبور کنیم به نوع فعالیت سیاسی تشکل‌های دانشجویی به واکنش‌های سیاسی خلاصه می‌شود. واکنش‌هایی که معمولا به بیانیه، مقالات، همایش و نشست و در نهایت تجمع و اعتراضات مسالمت‌آمیز ختم می‌شود. واکنش‌هایی که معمولا رفتار و عملکرد حکومت را هدف قرار می‌دهد.

اما تشکل‌های دانشجویی‌ای نیز هستند که از واکنش‌های معمول عبور می‌کنند و به اقدام سیاسی می‌رسند. تشکیل احزاب سیاسی یا شاخه‌های دانشجویی احزاب مهم‌ترین جلوه اقدام سیاسی تشکل‌های دانشجویی است. اما رهبری تظاهرات‌های بزرگ در سطح جامعه نیز خود اقدام سیاسی است که گاه سیاست‌های کلان یک کشور را تغییر می‌دهد و گاه به یک انقلاب ختم می‌شود. تسخیر سفارت آمریکا در ایران را باید از جمله مثال‌ها برای اقدام سیاسی دانشجویان دانست که عملاً سیاست خارجی ایران را دگرگون کرد و بیراه نیست اگر بگوییم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر پایه آن اقدام قرار گرفته است.

اما از فعالیت‌های سیاسی تشکل‌های دانشجویی به همین سادگی نمی‌توان گذشت هر چند آنچه گفته شد نیز چندان ساده نبود اما باید توجه داشت که پویایی و جوان بودن تشکل‌های دانشجویی در کنار فرصت‌هایی که در قالب تنوع فکر  عمل، به روز بودن، فعال و پرتحرک بودن و... ایجاد می‌کند چالش‌هایی نیز پدید می‌آورد که نمی‌توان از کنار آن به راحتی گذشت. جوانان دانشجو با روحیه مطالبه‌گر و ریسک‌پذیری و گاه احساسی عمل کردن، خسارت‌های زیادی را چه به خود و تشکل خود و چه به دانشجویان و گاه به جامعه وارد می‌کنند. کم تجربه و احساسی عمل کردن و فریب خوردن از آسیب‌های فعالیت‌های سیاسی دانشجویی است.

سیاست‌زدگی و وارد بازی احزاب سیاسی شدن نیز از دیگر آسیب‌هایی است که یک تشکل دانشجویی در فعالیت‌های سیاسی با آن مواجه می‌شود. این آسیب با قدرت‌طلبی متفاوت است. در برخی اوقات تشکل‌های دانشجویی در پی آرمان و اهداف خود مورد سوءاستفاده جریان‌های سیاسی قرار می‌گیرند که گاه از آن به عنوان پیاده نظام شدن یاد می‌شود. با خلوص نیت وارد بازی‌ای می‌شوند که به کام جریان‌های سیاسی تمام می‌شوند بدون آنکه دانشجو سهمی برای آرمان خود داشته باشد.

اما در کنار این آسیب‌ها باید به فرصت‌های فعالیت سیاسی دانشجو نیز توجه کرد. دانشجوی جوان آرمانگرا و حق‌طلب چون به اصطلاح دستش زیرسنگ مصلحت نرفته است برای عدالت و بر بی‌عدالتی فریاد می‌کشد. درگیر رئیس بالای سر و نان شب نیست از این رو راحت‌تر برای آرمانش مبارزه می‌کند و برای آرمانش به دنبال درآمد و کسب و کمار نیست بلکه به دنبال هزینه کردن است. این خاصیت برای جریان‌های مختلف سیاسی ممکن است چندان دلچسب نباشد از این رو جریان‌های مختلف از راه‌های گوناگون سعی در ساکت یا منحرف کردن تشکل‌های حقیقت‌جوی دانشجویی دارند.

حضور دانشجو در عرصه‌های سیاسی گنجینه‌ای با رازش برای جامعه محسوب می‌گردد و دانشجوی سیاسی به واقع می‌تواند نقش مؤذن جامعه را بازی کند. نقد بی‌غرض و آرمانخواهانه ولو غلط را می‌توان در بین دانشجویان یافت و از آن استقبال و استفاده کرد. دانشجویی که در تعامل با مدیران و سیاستمداران با نقاط قوت و ضعف بدنه دولت و جامعه آشنا می‌شود هم نقد خود را به واقعیت نزدیک می‌کند و هم فردا مدیر موفقی برای کشور خود خواهد شد اما اگر دانشجو در پیله خود ساخته نقد خود گرفتار شود و سیاستمدار و مدیر نیز به کار خود ادامه دهد نتیجه‌ای جز حرکات انفجاری و احساسی برای دانشجو، اشتباه، خطا و آزمون برای سیاستمدار و مدیر نخواهد داشت که هر دو یک آسیب است و خسارت بار. مهم آن است که به فعالیت‌های سیاسی تشکل‌های دانشجویی به عنوان یک فرصت نگریسته شود و نه یک تهدید. 

نام:
ایمیل:
نظر: